مجله علمی، فرهنگی و آموزشی

آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو




آخرین مطالب
 



 

۲-الف- ۲- ۳ نظریه های املا

 

۲-الف-۲-۳-۱ نظریه ی رشدی

 

بر اساس نظریه رشدی، کودک برای پیشرفت در املا باید چندین مرحله را طی کند. میزان پیشرفت از یک کودک به دیگری متفاوت است. اما همه ی کودکان باید این مراحل را بگذرانند افزون بر این، ممکن است درجه ای از هم پوشی نیز بین این مراحل وجود داشته باشد. بدین ترتیب نوع خطاهایی که کودک در املا دارد می‌تواند تا اندازه ای برای تعیین مرحله ی رشدی او مورد استفاده قرار گیرد. در هر مرحله ، دانش آموزان از راهبرد های متفاوتی استفاده می‌کنند و بر جنبه‌های خاصی از املا متمرکزند ( بیر، اینورنیزی، تمپلتون و جانسون۱، ۲۰۰۸ ).

 

این مراحل عبارتند از :

 

مرحله اول: شکل گیری املا۲ ( ۳ تا ۵ سالگی ): در این مرحله ، کودکان هجی کردن واژه را شروع می‌کنند، در حالی که هنوز الفبا و دیگر مفاهیم زبان نوشتاری را یاد نگرفته اند. کودکان ممکن است از چپ به راست، راست به چپ، بالا به پایین و یا به نحو تصادفی در عرض کاغذ شروع به نوشتن کنند.

 

مرحله ی دوم : املای نام الفبایی حرف۳ (۵ تا ۷ سالگی ): کودکان در این مرحله اصول الفبایی را می فهمند و یاد می گیرند که بین حروف و صدای آن ها رابطه ی نزدیکی وجود دارد. کودکان برای بیان یک واژه کامل فقط از چند حرف الفبایی خاص استفاده می‌کنند. آن ها به آرامی واژه را تلفظ می‌کنند و سپس املای آن را می نویسند .

 

    1. Bear , Invernizzi , Templeton & Johnson

 

    1. emergent spelling

 

  1. letter name – alphabetic spelling

مرحله ی سوم: الگوی درون واژه ای املا۱ (۷تا ۹ سالگی): در این مرحله دانش آموزان می‌توانند اغلب واژه های دارای مصوت کوتاه تک هجایی و الگوهای مصوت بلند را با املای درست بنویسند.

 

مرحله ی چهارم: املای هجاها و وندها(۹ تا ۱۱ سالگی) : دانش آموزان در این مرحله آنچه را که درباره ی واژه های تک هجایی یاد گرفته اند، برای واژه های طولانی چند هجایی به کار می‌برند.

 

مرحله پنجم: املای روابط اشتقاقی( ۱۱ تا ۱۴ سالگی): دانش آموزان در این مرحله رابطه ی بین املا و معنای واژه را کشف می‌کنند و یاد می گیرند واژه هایی که از لحاظ معنی مرتبط هستند

 

۲-الف-۲-۳-۲ نظریه یادگیری شناختی

 

بر اساس این نظریه، املا دارای دو بخش است. نخست، دانسته های مربوط به حوزه ی نوشتن که شامل واج شناسی و ساختار زبانی واژه ها است و دیگری راهکارهای یادگیری، یعنی چون فکر کردن فرد نسبت به املا است. ‌بنابرین‏، برای بخش اول آموزش هایی همچون همگامی حروف با صدا های آن، واج شناسی،تحلیل ساختاری واژه ها و قواعد بخش کردن مورد نیاز است، درحالی که برای بخش دوم روش های از خود سوال کردن مانند ((آیا من این کلمه را بلد هستم؟چند بخش در این واژه قابل شنیدن است؟)) در کودک تقویت می شود(امیدوار،۱۳۸۴).

 

۲-الف-۲-۳-۳ نظریه ی زبان شناختی

 

اگرچه نوشتن املا استثناهای زیادی دارد، اما بر اساس این نظریه، آن اندازه قواعد قابل پیش‌بینی دارد که بتوان از طریق آموزش واژه ها و تعمیم دادن آن به واژه های جدید آن را به کودکان آموخت، آن چه از سوی زبان شناسان توصیه می شود این است که از طریق انتخاب واژه های مناسب و مشابه می توان در شناخت نحوه ترکیب الگوهای زبانی، توانمندی دانش آموزان را در املا بهبود بخشید. ( دریک وربکا ، ۲۰۰۱ ).

 

۱- within – word pattern spelling

 

۲-الف-۲-۳-۴ نظریه فراوانی واژه

 

بر اساس این نظریه، در موضوعات نوشتاری واژه هایی وجود دارند که بیشتر از واژه های دیگر مورد استفاده قرار می گیرند و به همین دلیل آموزش املا باید با تأکید بر این واژه ها باشد .

 

۲ -الف-۲-۴ انواع خطا های املایی

 

صاحب نظران انواع گوناگونی از خطا های املایی را شناسایی کرده‌اند، معکوس کردن ( کیزبوم و وارینگتن،۱۹۹۶ ). خطاهای واج شناسی ( فریث۱ ، ۱۹۸۰ ). حذف، اضافه، جابجایی ( آغاز واژه، وسط واژه و آخر واژه). جانشینی آوایی۲ ، جانشینی غیر آوایی، واژه های ناتمام، همانند ها و واژه های غیر قابل بازشناسی ( نای و همکاران ، ۱۹۷۵ ). واژه های اوایی همسان و آوایی غیر همسان(لارن و کانی،۲۰۰۵ ). مشکلات واج شناسی، درست نویسی و تک واژ شناختی (لارن و کانی، ۲۰۰۵) از انواع خطاهای املایی محسوب می‌شوند.

 

مشکلات املا شامل حذف حرف ( بارن به جای باران )، جایگزینی ( دارد به جای می‌خورد )، آینه نویسی یا خطاهای ترتیبی۳ ، در هم ریختگی۴ ، اضافه نمودن بر واژه یا بخشی از واژه، کند نویسی و شروع های اشتباه۵ (آندریاس ، ۱۹۹۹ ) .

 

    1. Frith

 

    1. phonic

 

    1. inversions or sequential errors

 

    1. confusion

 

  1. false starts

زندی (۱۳۸۵) خطاهای املایی را در ۲۸ نوع دسته بندی کرده و پس از گردآوری ۲۷۰۰۰ املا از ۶ استان کشور ‌به این نتیجه دست یافت که بیش ترین درصد خطاهای املایی به ترتیب مربوط به ۱۰ مورد زیر هستند:

 

جا نشین سازی حروف به جای یک دیگر، جا انداختن کلمه ها،جا انداختن حروف سازنده ی وا‌ژه ها بر اثر ضعف در تمییز شنیداری، جا انداختن حروف سازنده ی کلمات بر اثر فرایند حذف، جانشین سازی حروف بر اثر ضعف در ادراک صدا، جا نشین سازی حروف سازنده با حروف دیگر، جا انداختن تشدید، جا انداختن نقطه، جا انداختن بر اثر عدم شناخت کافی از حروف و جا انداختن دندانه.

 

ماشینی و اباذری(۱۳۷۷) در تحقیقی با تحلیل ۶۱۱۱ برگ املای دانش آموزان پایه ی دوم، سوم و چهارم ابتدایی عوامل زیر را در تبیین غلط های املایی بیان کرده‌اند:

 

مشکلات آموزشی، بی دقتی، ضعف حساسیت شنیداری، ضعف حافظه ی دیداری، نارسا نویسی، ضعف حافظه ی شنیداری، واونه نویسی، قرینه نویسی، ضعف حافظه توالی دیداری، تمیز دیداری.

 

به منظور درک بهتر چند نمونه از خطا ها در زیر آورده شده است:

 

۱ـ جایگزینی غیر هم آوایی(دقت و تمیز دیداری): یعنی دانش آموز حروفی را که هم آوا نیستند به جای هم می نویسد.ب رأی‌ مثال، “س”را به جای “ش”،”ح”را به جای “خ” و “ک” را به جای ” گ” می‌نویسد.

 

۲- مشکل در همسانی آوایی ( ضعف حافظه ی دیداری): یعنی کودک به دلیل شباهت آوایی حروف در واژه قادر به تشخیص نوع حرف مورد نظر نیست. برای مثال،واژه های منظور ، حیله، مغازه، بهار را به شکل:منزور،هیله ، مقازه ، بحار می نویسد.

 

۳- جا به جایی ( توالی دیداری) : دانش آموز حروف را در واژه ها جا به جا می نویسد و قادر نیست ترتیب و توالی حروف در واژه را رعایت کند. به عنوان مثال؛ “دارد” را ” دادر” و ” مادر” را “مارد” می نویسد.

 

۴- خطای ناشی از مشکل در حساسیت شنیداری: با وجود سالم بودن،گوش حساسیت لازم را برای تشخیص صداها ندارد. برای مثال، واژه های مسواک، زنبور، بشقاب، دنبال، ژاله را به شکل : مسباک، زمبور، بشگاب، دمبال و جاله می نویسند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-09-22] [ 02:07:00 ق.ظ ]





در قانون مجازات اسلامی اضطرار را ، مجوز ارتکاب جرم دانسته است ونه تنها جنایات را ‌از شمول این حکم خارج نکرده است بلکه با توجه به تبصره ذیل همین ماده درباره دیه ‌بر تاثیر حالت اضطراری دردفع قصاص تصریح می کند .اما شرط تحقق اضطرار برطبق این ماده این است که فعل ارتکابی با خطر موجود متناسب باشد. ‌بنابرین‏ اگر دوران امر بین کشتن یکی ‌از دونفر باشد، یکی ازآن دونمی تواند برای رهایی خودازمرگ ابتدا اقدام به قتل دیگری نماید زیرا دلیلی بررجحان نفسی برنفس دیگری وجود ندارد. ‌بنابرین‏ سقط جنین اضطراری تنها درصورتی جایز است که قبل از دمیده شدن روح باشد.



درشکل زیر شماره (۱-۱) میزان سقط جنین برحسب انگیزه های مختلف درکشورهای توسعه یافته ‌و در حال توسعه نمایش داده می شود.

۱-نجات جان مادر ۲-حفظ سلامت جسمانی ۳-حفظ سلامت روحی ۴-تجاوز به عنف بازنای با محارم ۵-آسیب دیدگی جنینی ۶- دلایل اقتصادی واجتماعی ۷-سقط برحسب درخواس

رایج ترین دلیل برای سقط جنین که مورد پذیرش بسیاری از کشورها قرار گرفته- نجات دادن جان مادر باردار است .برپایه اطلاعات به دست آمده از ۱۹۳ کشور جهان، ۹۸% ازآن ها سقط جنین را در این مورد اجازه می‌دهند.[۳۶]

-سقط جنین قبل ازدمیده شدن روح

ماده ۱۷ آئین نامه پزشکی مصوب کمیسیون بهداری ودادگستری مجلس ‌در سال‌ ۱۳۴۸ مقرر می داشت «درمواردی که سقط جنین برای سلامت جان مادر لازم باشد، پزشک موظف است ودربیمارستان، پس از مشاهده وتصویب دونفر پزشک دیگر، اقدام نماید»

اطلاق جواز سقط جنین در این ماده، موجب طرح سوالاتی ازسوی شورای نگهبان شد.دبیر شورای نگهبان با ارسال نامه ای درمقام کسب نظر ازامام (ره) برآمد که وبا ارسال پرسش، پاسخ آن را ازامام (ره) خواستار شد .

سوال: سقط جنین قبل ازدمیدن روح اگر علم به تلف شدن مادر ‌باشد و همچنین درصورت خوف تلف او جایز است یا خیر؟

جواب: بسمی تعالی- جایز بلکه لازم است .

حضرت امام خمینی(ره) آیت الله ارکی، آیت الله گلپایگانی ودیگر علمای گذشته ‌در کلیه موارد چه سقط جنین عمدی یا شبه عمد وچه خطایی فقط پرداخت دیه را ثابت می‌کند ومجازات قصاص را درمورد سقط جنین رد می نمایند ومعتقدند که سقط جنین قصاص ندارد ‌و مرتکب باید دیه بدهد.

این علما سقط جنین را مطلقاً حرام می دانند مگر اینکه ادامه حاملگی برای جان مادر خطر داشته باشد که فقط درصورتی که روح درجنین دمیده نشده باشد سقط جنین را جایز می دانند. قاعده نفی عسروحرج، ‌از مبانی ارتفاع حرمت سقط جنین است .مواد ازنفی جرح، نفی فیق وننگی است ونمی توان هرمشقت ‌و دشواری را مشمول این قاعده دانست، بلکه مشتقی که عرفاً قابل تحمل نباشد مشمول این قاعده قرار نمی گیرد.[۳۷]

صرف حاملگی متضمن ضرر وزیان نیست واگر با تفسیر موسع، حمل متضمن جرح محسوب شود، جرح ناشی ازبارداری، ازجمله جرح هایی خواهد بود که به حکم شرع وعقل تحمل آن لازم است وبدون دلیل جدی نمی توان آن را دفع نمود.

به عبارت دیگر، ادله نفی جرح، شامل جرحی که به طور طبیعی متوجه شخص است نمی شود وکسی که جرح به طور طبیعی متوجه اواست، حق ندارد آن ها را متوجه دیگری نماید زیرا قواعد نفی جرح، امتنان به امت است ووارد کردن جرح ‌بر دیگری خلاف امتنان است .

ازنظر فقهای امامیه، سقط جنین برای حفظ سلامتی جسمی وروانی مادر، پیش از دمیدن شدن روح(قبل از دمیده شدن روح) به استناد قاعده ی نفی عسروجرح ودرصورتی که بقای جنین مستلزم نقص عضو یا درد غیر قابل تحمل برای مادر باشد، وزنده نگه داشتن جنین درخارج رحم نیز میسر نباشد، امکان پذیر است .[۳۸]

فقهای متقدم درخصوص سقط جنین درمانی بحث نکرده اند ازفقهای معاصر برخی معتقدند اگر ادامه حاملگی برای مادر غیر قابل تحمل باشد سقط جنین قبل ازدمیده شدن روح جایز است[۳۹] .برخی می‌گویند اگرادامه حمل برای مادر ضرر معتنابه یا خطر جانی داشته باشد درصورت عدم دمیده شدن روح، اگر طبق تشخیص پزشک متخصص، بقای حمل برای مادر خطر جانی داشته باشد یا مستلزم ضرر یا درد غیر قابل تحمل باشد، اسقاط مانعی ندارد ونسبت به دیه آن با پدرجنین مصالحه شود، یا وی مباشر سقط رابرای الذمه وحلال کند.[۴۰]

صاحب جواهر آورده است،« اگر زن وجنین هردوزنده باشند ‌و بقای جان هرکدام ازآنان درخوف وخطر باشد، ظاهر این است که فتوا دادن میسر نیست، باید صبر کنیم تا خداوند خود حکم کند ویکی را قبض نماید وترجیح بین مادر وجنین زنده جان او، ازنظر شرعی وجود ندارد[۴۱].

یکی دیگر ازفقها معتقداست درحالت گرفتاری جنین به مرض ویا نقص بدنی، اگر برای پدرومادر پس ازولادت موجب حرج شدید شود، جایز است آن را ساقط کند والا جایز نیست ولی پس از نفخ روح، سقط آن به هیچ وجه جایز نیست [۴۲].ملاحظه گردید که فقها نیز تنها درصورت جرح ودردغیر قابل تحمل، سقط جنین را، آن هم اکثراً پیش ازولوح روح تجویز نموده اند.

– سقط جنین بعدازدمیده شدن روح

فقهای اسلامی ‌در اینکه نشانه دمیدن روح چیست، اقوال مختلفی دارند بعضی می‌گویند اززمانی که آثار حیات پدید می‌آید ولی این نظر قابل تأمل است زیرا جنین از ۱۰ روزه هم دارای آثار حیاتی است .برخی دیگر گفته اند اززمانی که جنین درشکم مادر تحرک پیدا می‌کند، اما این مسئله ازلحاظ علمی چندان واضح نیست یا گفته اند اگر جنین قابلیت زیستن متصل ازرحم را دارا باشد نشانه دمیدن روح است .

به هر حال مطابق حقوق اسلامی دیه جنین پس از ولوح (دمیدن) روح، دیه کامله است .نکته جالب این است که ‌در متون فقهی وقتی ازجنایت علیه جنین سخن گفته می شود به طور عمده ازدیه یاد می شود ولی فقهای امامی به اینکه پس از ولوح روح ‌در عمد بودن سقط آیا قصاص ثابت یا نه غالبا سکوت کرده‌اند.

البته برخی نیز صراحتاً حکم جنایت برجنین را پس از دمیدن روح را همچون جنایت ‌بر انسان کبیر ازجهت عمدیا خطا یاشبه عمد دانسته اند وعده ای ‌نیز گفته اند برای شخص صغیر ‌در مقابل‌ فعالیت کبیر قصاص ثابت نیست .اززمانی که روح دمیده می شود چون تشخیص دختریا پسر بودن جنین نیز ممکن می شود دیه دختر نصف است اما درمراحل قبل از آن یکسان، دیه اعضای جنین ومجروح کردن آن نیز به نسبت دیه خود جنین دروضعیت های مذکور تعیین می شود درولوح روح ودرعمدی بودن جنایت علاوه بردیه کامل، کفاره نیز واجب است .

چنانچه زن خود سقط جنین کند باید دیه آن را بپردازد وهیچ تخفیفی ندارد بدیهی است که ‌بر مبنای‌ قواعد اصولی چنانچه سقط جنین پس از دمیده شدن روح باشد و وجود آن برای مادر ضرر جانی داشته باشد، ‌بر اساس اصل انتخاب ضرر أخف بایداجازه سقط جنین را به زن داد ولی برخی ازفقها اعلام کرده‌اند حتی برای نجات مادر نیز نمی توان جنینی را که روح درآن دمیده شده است ساقط کرد.طبق قول این دسته از فقها تنها یک راه برای سقط جنین وجود دارد وآن این است که زنده بودن جنین محل تردید وضرر جانی مادر دربین باشد.

سقط جنین درحقوق موضوعه ایران (ازنظر پزشکی قانونی) اخراج عمدی یا مصنوعی یا خروج خودبه خود محل پیش ازموعد طبیعی زایمان ، سقط جنین است .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:32:00 ق.ظ ]




می‌توان نتیجه گرفت که حدود و قوانین کیفری اسلام برای تضمین نظم و امنیت و پاسداری ازحقوق خدا و بشر و پیشگیری از مفاسد و ظلم و تعدی وضع گردیدند و برای رسیدن ‌به این غرائض لازم است در اجرای آن ها عدالت رعایت گردد. مقصود از عدالت در این مقام، تساوی همگان در برابر قانون است شأن و منزلت و جنسیت افراد در اجرای قوانین کیفری اسلام دخالتی ندارد.[۱] همان‌ طور که در فصول آینده بیان می‌گردد قوانین و احکام تشریع منطبق با تکوین است و این هماهنگی را باید درجمیع تکالیف و وظایف محوله به عهده زن ومرد و نیز در تفاوت میزان مجازات آن ها در جرائم،‌یکسان پیگیری کرد ‌از آنجایی که زن‌یا مرد بودن در نظام ارزش گذاری اسلامی‌ ملاک برتری نیست و هر دو در انسانیت مشترک، وهر دو موظف به پیمودن مسیر تکامل و رشد می‌باشند و ملاک ارزش نیز تقوا است. لذا زن و مرد را در اکثر تکالیف مشترک و در میزان مسئولیت وپاسخگویی به تعدی ‌از موازین مساوی میابیم. در بسیاری ازعناوین مجرمانه که در قرآن و روایات آمده تفاوتی بین زن ومرد وجود ندارد مانند آیه ۳۹سوره مائده (دست زن و مرد دزد را به کیفر اعمالشان ببرید این عقوبتی است که خدا برای آن ها مقرر دانسته و خدا مقتدر و داناست) هر دو به طور مساوی مشمول وعده عذاب قرار گرفته‌اند، بدون اینکه کمترین تفاوتی باشد.اصل و اساس اسلام برپایه‌ی مساوات است اما زن ومرد از لحاظ آفرینش تفاوت‌ها‌ی کلی باهم دارند. تفاوت‌های جنسی و روحی زن و مرد در موارد خاص پایه و مبنای حقوق اختصاصی و وظایف خاص زن ومرد را تشکیل می‌دهد مسلم است که با اختلاف در طبیعت نباید انتظار داشت که در تمامی‌حقوق و احکام و نیز مجازات برابر باشند. در بحث مسئولیت کیفری، قاعده کلی بر این پایه استوار است که جنسیت زن تأثیری در مسئولیت کیفری او نداشته و حتی سبب تخفیف این نوع مسئولیت نمی‌شود ‌بنابرین‏ زنان همانند مردان در قبال اعمالی که دارای خصیصه کیفری است مسئول و قابل مجازات شناخته می‌شوند گرچه زن ومرد در بیشتر خطابات و احکام و حتی مجازات‌ها مشترک هستند اما در قوانین کیفری اسلام مواردی مشاهده می‌شود که احکام جزایی زن ومرد متفاوت می‌باشد و فقه جزایی در این موارد ارفاقی به زن قائل شده است، و موارد ارفاق نیز منحصر به مواردی است که ساخت جسمی‌و بافت روحی زن در تحمّل تکلیف با مرد متفاوت است، اکنون وقتی به بررسی قوانین کشورهای مختلف که تحت تأثیرلزوم تشابه رفتار با زن ومرد در همه موارد می‌باشند نظری گذرا بیفکنیم درمیابیم که خصوصیات جنسی زن به عنوان عاملی برای ارفاق و تخفیف در مسئولیت کیفری زن و میزان مجازات او در مقایسه با مرد شناسایی نشده و تنها در نحوه اجرای مجازات‌ها است که فرقهایی بین زن و مرد قائل شده‌اند اما این مبنایی نیست که مورد قبول قوانین کیفری و حقوقی اسلام قرار گرفته باشد در دیدگاه اسلامی‌ کل هستی به روی کمال روان است و همه اجزاء عالم دریک ارتباط مناسب در جهت هدف کلی کمال قراردارند قوانین و دستورات اسلامی‌ و از جمله جزائیات اسلامی ‌نیز در همین راستا و در خدمت همین هدف قرار دارند لذا برای شناخت جهت صدور این قواعد و مقررات باید جهت تکوین را شناخت. تفاوت‌های موجود در مجازات زن و مرد در بعضی از جرائم را باید در مجموعه دیدگاه اسلام به هستی موجودات، انسان و زن و مرد و تفاوت‌های ضروری آنان برای خلق نظام احسن مورد بررسی قرار داد. آنچه از مطابقت قوانین شرع با ویژگی‌ها ‌و استعدادهای تکوینی زن بیان شد امری است عمومی‌و فراگیر که در تمام شئون دارای مصداق و قابل پیگیری است، از جمله در مسائل حقوقی و جزائی که زنان دارای احکامی ‌متفاوت با مردان می‌باشند. و آنچه در رساله حاضر در‌صدد آنیم بررسی مواردی از حدود اسلامی‌است، که زن دارای مجازاتی متفاوت با مرد است. تفاوت در مجازات در بعضی موارد در نحوه اجرای مجازات، و گاهی در نوع مجازات می‌باشد و جهت‌گیری این تفاوت نیز در مسیر ارفاق به زن و نفی مجازات‌هایی از اوست که برای مرد در ارتکاب همان جرم مقرر شده است.‌یعنی تخفیف به زن در مقایسه با کیفری است که در همان جرم برای مرد تعیین می‌شود ومنظور بررسی عوامل مخففه‌ای که مجازات را از میزان اولیه به مقدار کمتری کاهش می‌دهد مراد نبوده است. هم چنین مواردی مانند مرض. لازم به توضیح است که مرض موردی است که باعث تعویق مجازات تا زمان بهبودی می‌باشد، و از مسائل مشترک در تخفیف است، فرقی نمی‌کند مریض زن باشد ‌یا مرد، که شامل بحث نمی‌شود. در عنوان رساله عبارت (حقوق کیفری) وجود دارد، کیفرهای اسلامی ‌در چهار بخش اعمال می‌شود:

 

 

الف) حد: که مجازات معینی است که حد اعلی و ادنی ندارد و به خاطر مصالح عمومی‌ و دفع فساد و سلامت جامعه وضع شده‌اند و اکثر آن ها قابل اسقاط نمی‌باشند چون غالبأ حق الله است.

 

ب) قصاص: که از موارد حق‌الناس و در جرائم منجر به قتل و‌یا جرح اعضاء قابل اجرا است. این کیفر نیز حد اعلی و ادنی ندارد و ار طرف صاحب حق قابل اسقاط است.

 

ج) دیه: مجازات مالی است که در صورت‌تراضی می‌تواند در مواردی که حکم به قصاص می‌شود جایگزین قصاص گردد و در مواردی نیز خودت ابتدا منشاء کیفر مجرم می‌باشد، دیه نیز از حق‌الناس و قابل اسقاط می‌باشد.

 

د) تعزیر:تعزیر مجازات جرائمی‌است که در شرع مقدس برای آن میزان معینی از مجازات مقرر نشده است و تعیین آن به صلاحدید حاکم می‌باشد.

 

در تعقیب هدف رساله که ذکر و بررسی مواردی می‌باشد که در آن زن در جرم مشابه با مرد به میزان کمتری از مجازات محکوم شود در قصاص و دیات چنین موردی وجود ندارد و لذا به طور طبیعی از محدوده بررسی به کنار می‌رود. در تعزیرات نیز چون از قبل برای هر جرم میزان معینی از مجازات پیش‌ بینی نشده نمی‌توان به بررسی و تحقیق پرداخت و این قاضی است که با توجه به شرائط جرم و مجرم کیفر مناسب را معین می‌کند ‌بنابرین‏ چنین بررسی‌هایی تنها در محدوده حدود که دارای مجازات‌های از پیش تعیین شده است قابل انجام ‌و پیگیری است.

 

‌در اینکه اسباب حد چند ‌امر است، نظرات مختلف است اما اکثر فقهای بزرگ اغلب در کتاب‌های خود هنگامی که از حدود نام برده‌اند جرم‌های زنا، لواط، مساحقه، قیادت، قذف، شرب، سرقت، محاربه را به طور صریح تحت عنوان حد ذکر کرده‌اند وپاره‌ای جرم‌های دیگر از قبیل ارتداد را تحت عناوین دیگری از قبیل (کیفرهای گوناگون)‌یا( خاتمه در کیفرهای دیگر) مورد بحث قرار داده‌اند به هر حال ارتداد چه جزء حدود باشد چه نباشد در ماهیت قضیه تفاوتی پدید نمی‌آورد زیرا ارتداد درهر‌یک از اقسام آن درمرد‌یا زن کیفر مشخص و معینی دارد که فقهای شیعه به آن قائلند و از این لحاظ با حدود تفاوتی ندارند.[۲]

 

 

کلیات

 

      1. بیان مسئله تحقیق

در بحث مسئولیت کیفری قاعده کلی بر این پایه استوار است که جنسیت زن تأثیری در مسئولیت کیفری او نداشته و حتی سبب تخفیف این نوع مسئولیت نمی‌شود ‌بنابرین‏ زنان همانند مردان در قبال اعمالی که دارای خصیصه کیفری است مسئول و قابل مجازات شناخته می‌شوند اما در قوانین کیفری اسلام مواردی مشاهده می‌شود که احکام جزایی زن و مرد متفاوت می‌باشد که این احکام مربوط به باب حدود می‌باشد در این تحقیق به بیان این احکام و موارد آن پرداخته می‌شود.

 

      1. سؤالات تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:56:00 ق.ظ ]




 

ظاهر دیدگاه های مبهم، شاید بر ماهیت قراردادی توافقات دستگاه اجرایی با مالکان دلالت داشته باشد؛ به طوری که میان «شرایط عمومی مربوط به تملک» و «قواعد تملک از طریق توافق» تفاوت گذاشته اند، بر ماهیت دو گانه ی این دو طریق تملک دلالت دارد؛ در یک جا دستگاه اجرایی با جلب توافق و نظر مساعد مالک اقدام می کند و در موضعی دیگر از قوه قاهره ی دولت بهره می‌برد [۸۷].

 

دیدگاهی که قانون نحوه ی خرید و تملک اراضی را موجه تر و در انطباق بیشتری با شرع می‌داند، بیشتر به سود مالک می‌باشد؛ چرا که وفق این دیدگاه، قدرت مافوقی برای سلب مالکیت وی حداقل در مرحله ی ابتدایی اجرای طرح وجود ندارد و تملک دستگاه اجرایی از طریق توافق صورت می‌گیرد.

 

موافقان به قراردادی بودن توافقات شهرداری با مالکان اراضی و املاک به برخی مستندات به شرح زیر متوسل می‌شوند: قانون‌گذار انجام خرید و تملک اراضی و املاک برای اجرای برنامه های عمومی، عمرانی و نظامی دولت مصوب ۱۳۵۸ مشخص نموده است، این قانون، نحوه ی خرید و تملک اراضی و املاک خصوصی افراد را که برای اجرای برنامه های عمومی، عمرانی و یا نظامی دولت مورد نیاز است، تعیین می‌کند. قانون‌گذار مطابق این قانون جهت مالک شدن املاک خصوصی توسط دستگاه اجرایی دو شیوه در نظر گرفته است: نخست، «خرید» املاک یعنی استفاده از طریق توافقی؛ و در صورت عدم امکان، «تملک» اراضی مورد نیاز؛ اقدام اخیر حالت قهری داشته و با توجه به ماده ی ۸ قانون مذکور، منوط به وجود موانعی جهت حصول توافق است. لذا اصل اولیه در اجرای این قانون، معامله کردن و «خریداری» است؛ دستگاه های اجرایی می‌توانند در نتیجه ی تراضی، مالک اراضی و حقوق مورد نیاز خود گردد؛ نه آنکه مجاز باشد یک جانبه و قاهرانه اقدام به تملک نماید. در این فرض مالک می‌تواند با عدم پذیرش قیمت پیشنهادی، هرچند مقرون به صرفه بوده و حتی چندین برابر قیمت روز ملک باشد، از انجام معامله اجتناب ورزد؛ این امر مصداق آزادی اراده در امر قراردادها می‌باشد؛ چرا که به موجب این اصل، اشخاص آزاد هستند به هر شکل معقول که می خواهند با هم معامله نمایند و آثار آن را معین سازند؛ مگر مفاد تراضی آنان، به دلیل مخالفت با قانون، نظم عمومی و یا اخلاق حسنه، نامشروع باشد [۸۸]. ذیل ماده ی یک قانون نحوه ی خرید و تملک اراضی، دو عبارت «خرید» و «تملک» در کنار یکدیگر به کار رفته است؛ که مؤیدی بر استنباط فوق می‌باشد.

 

همچنین در ادامه مطالب فوق، لازم به خاطر نشان است که در ماده ی ۳ قانون نحوه ی خرید و تملک اراضی از عبارات «بهای عادله» و «خسارت مالکان » عنوان شده است. آنچه از این دو عبارت به ذهن متبادر می شود، یکی خرید ملک و دیگری، مسئولیت مدنی است. «بها » در فرضی پرداخت می شود که قرارداد معوضی وجود داشته و طرفین به قیمت معینی تراضی کرده باشند؛ «خسارت» هنگامی مطرح است که بدون وجود قراردادی، از فعل یا ترک فعل شخص، به مالک ضرری وارد شده باشد. به قرینه ی مندرج در ماده ی ۳ که مقرر می‌دارد: «چنانچه مبلغ مورد معامله یا خسارت هر یک از مالکین، بیش از یک میلیون ریال باشد بهای خرید ملک یا میزان خسارت و انجام معامله باید به تصویب هیئت مقرر یا انجمن شهر (شورای شهر) ‌در مورد شهرداری ها برسد. »، مشخص می شود که دستگاه اجرایی باید با مالک وارد معامله شده و با رضایت و توافق وی اراضی موضوع طرح را به دست آورند. در تبصره ی ۲ ماده ی ۳ این قانون نیز بحث از «خرید» است و دستگاه های اجرایی پس از حصول توافق مکلف است ظرف سه ماه اقدام به خرید ملک کرده یا انصراف خود را از خرید و تملک اعلام نماید.

 

از سوی دیگر، در ارتباط با تبصره ی ۲ ماده ی ۵ قانون نحوه ی خرید و تملک اراضی [۸۹]، امکان پرداخت حقوق زارعین ملک را پیش از انجام «معامله» در نظر دارد. ظاهر این تبصره مبین انعقاد قرارداد مملک میان دستگاه اجرایی و مالک در وهله ی نخست است. واژه ی معامله ذیل تبصره ی ۵ ماده ی ۵ نیز تکرار شده است: «نصف هزینه کارشناسی پرداخت شده که به عهده مالک می‌باشد در هنگام انجام معامله از ارزش ملک کسر می‌گردد.»

 

اصل احترام مال مردم (تنها روایتی که دلالت صریحی بر این قاعده دارد، روایت اب یبصیر می‌باشد: قال رسول الله (ص): «سباب المؤمن فسوق و قتاله کفر و اکل لحمه معصیه و حرمه ماله کحرمه دمه » [۹۰].) و ضرورت رعایت آن که مورد توجه شارع مقدس است، مستلزم این مهم است که در صورت نیاز دستگاه های اجرایی از جمله شهرداری ها به اراضی و املاک و ابنیه یا سایر حقوق اشخاص حقیقی و یا حقوقی، این دستگاه‌ها باید اقدام به خرید یا جلب توافق و رضایت مالک یا مالکان نموده و صرفاً از این طریق نیاز خود را برطرف کنند. «معنای احترام جز این نیست که مال مسلمان همچون مباحات اولیه نیست، که دارای هیچ گونه حرمتی نباشد، و هرکس بتواند بر آن استیلا یابد و یا با قهر و زور از آن استیفا کند [۹۱].» مردم بر مال خود مسلط اند و می‌توانند در آن تصرفات حقوقی یا مادی انجام دهند یا از هر گونه تصرفی خودداری نمایند. «جنبه ی سلبی قاعده سلطنت نیز ‌به این معنا است که دیگران در اموال مالک بدون اذن و رضایت او، حق مداخله و تصرفی ندارند و چنین تصرفی دارای ضمانت اجرای تکلیفی و وضعی است.[۹۲] »

 

به نظر می‌رسد قوانین مربوط به تملک نیز با پیروی از این قاعده ی فقهی در موارد متعددی از عبارات معامله، توافق، خرید و مانند آن بهره برده اند؛ امری که بیانگر حکومت اصل آزادی اراده و به تبع آن اصل آزادی قراردادها است [۹۳].

 

بند دوم: نظریه ی تملک بودن توافقات و مستندات آن

 

قانو نگذار در ماده ی یک قانون نحوه ی خرید و تملک اراضی، با شرایطی خرید و تملک اراضی مورد نیاز دستگاه اجرایی از جمله شهرداری ها را مجاز دانسته است. به موجب این ماده، اولاً، دستگاه اجرایی در فرضی دارای حق خرید و تملک اراضی متعلق به مردم است که دارای برنامه هایی باشد که اجرای به موقع آن برای امور عمومی و امنیتی دستگاه ضروری باشد؛ ثانیاًً، این ضرورت به تأیید و تصویب بالاترین مقام دستگاه اجرایی رسیده باشد؛ ثالثاً، بودجه ی آن نیز قبلاً تأمین شده باشد؛ و رابعاً، به موجب ذیل ماده ی یک قانون یاد شده، اقدام به خرید و تملک وفق مقررات مندرج در این لایحه ی قانونی صورت گیرد.

 

با توجه به ماده فوق ذکر و مقایسه ی آن با قواعد عام قراردادها، تفاوت این نهاد حقوقی با دیگر نهادهای مشابه آشکار می شود. در بیع یا سایر عقود معوض، خریدار به هنگام خرید می‌تواند بیع را نسیه انجام دهد؛ در حالی که حسب ظاهر ماده ی یک این قانون، دستگاه اجرایی و شهرداری باید پیش از اقدام به خرید (تملک)، اعتبار آن را تأمین کرده باشد؛ در واقع، خریداری ملک بدون تأمین اعتبار لازم، تخلف از مقررات قانونی است که ضمانت اجرای آن ابطال اقدامات تملکی است [۹۴].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 11:41:00 ب.ظ ]




 

الف) مخالفت اصل ۱۶۷ با اصل قانونی بودن

 

اصل ۳۶ قانون اساسی، اصل قانونی بودن جرم و مجازات را پذیرفته است و اگر اصل ۱۶۷ ق.ا. شامل دعاوی کیفری هم باشد، لازمه‏اش مخالفت با اصل قانونی بودن جرم و مجازات است که زیربنای فقهی اصل قانونی بودن جرم و مجازات همان قاعده قبح عقاب بلا بیان است. بسیاری دیگر از حقوق ‌دانان نیز عمده‏ترین دلیل مخالفت خود را ‌در مورد شمول اصل ۱۶۷ نسبت به دعاوی کیفری، مخالفت با اصل قانونی بودن جرایم و مجازات‌ها (اصل ۳۶ ق.ا.) عنوان نموده ‏اند

 

مقصود از اصل ۳۶ (که بیانگر اصل قانونی بودن و قاعده قبح عقاب بلا بیان است)، صرفا بیان مجازاتهایی است که شارع اسلام مقرر داشته و یا فقهای اسلام درمقام استنباط و صدورفتوا مجازاتهایی را بیان نموده ‏اند، (در نتیجه میان اصل ۳۶ و شمول اصل ۱۶۷ نسبت به دعاوی کیفری هیچ گونه تنافی وجود ندارد.)، چنین پاسخ داده است:

 

اصل چهار قانون اساسی دلالت دارد بر این که قانون‌گذار اساسی فرض را بر مطابقت کلیه قوانین و مقررات با موازین اسلامی نهاده است؛ لذا احتیاجی به رجوع به خارج از چارچوب قانون نیست و تمامی جرایم شرعی باید در قانون مدون تعریف و تعیین گردد تا قابلیت اجرا داشته باشد.

 

«همان‌ طور که اصل ۴ ق.ا. تأکید ‌کرده‌است، قرآن و سنت و منابع فقهی، باید منبع مورد رجوع قانون‌گذار در تدوین قانون باشد، نه منبع مورد رجوع قاضی. آن ها در عرض قانون نیستند؛ بلکه پایه و زیربنای قانون مدون هستند که صلاحیت مراجعه به آن ها در اختیار قانون‌گذار است نه قاضی. به بیان دیگر والی یا رهبر جامعه مسلمین است که صلاحیت اجرای حدود و تعزیرات اسلامی را دارد؛ (التعزیر بید الوالی) و قضات مأذون در حدود اذن او که از طریق قوه مقننه اعلام می‏ گردد، حق رسیدگی به امور کیفری را دارند…لذا در شرایط فعلی که به دلیل فقدان قضات واجد شرایط احکام اولی، قضات مأذون از جانب ولی امر متصدی سمت قضا هستند، برای تعیین عناوین مجرمانه و اجرای مجازات‌های اسلامی و تعیین حدود صلاحیت محاکم و آیین دادرسی، با وجود ولی امر که متولی امر حکومت است، نوبت به ‌متولیان قوه قضائیه که منصوب ولی امر هستند نمی‏رسد.

 

‌بنابرین‏، مخالفت برخی حقوق ‌دانان با شمول اصل ۱۶۷ نسبت به دعاوی کیفری، نه به جهت مخالفت با فقه وحقوق اسلام، بلکه ‌به این دلیل است­که ازروح قانون اساسی چنین استنباط می‏ شود که در صدد مدوّن نمودن احکام شرع از طریق قوه مقننه تحت نظارت ولی امر (به عنوان هماهنگ کننده قوای سه گانه) بوده است، نه اعطای اختیارقانونگذاری به قضاتی­که بسیاری از آنان فاقد شرایط قضا به معنای اسلامی آن هستند.

 

ب) صدور احکام نامشابه و لزوم تشتّت آرای قضایی

 

شمول اصل ۱۶۷ نسبت به دعاوی کیفری با توجه به اختلاف نظر فقها در فتوا، مستلزم صدور آرای نامشابه یا نابرابر و بر خلاف مقتضای حاکمیت قانون اساسی و مصلحت نظام است.

 

تشتّت آرا و صدور احکام نامشابه، در امور کیفری طبق اصل ۱۶۷، از دیدگاه اقتصادی نیز به مصلحت نظام نیست؛ زیرا از نظر توسعه اقتصادی، کمتر کسی حاضر به سوق سرمایه های خود به سمت سرمایه گذاریهای زیربنایی و اساسی خواهد بود.

 

ج) منافات اصل ۱۶۷ با اختیار شورای نگهبان در تطبیق قوانین

 

برخی نیز این گونه استدلال نموده ‏اند که اصل ۱۶۷ ق.ا. با اختیار شورای نگهبان در تطبیق قوانین که بر اساس اصل ۴، ۹۴ و ۹۶ قانون اساسی به آنان واگذار گردیده است، منافات دارد؛ زیرا شورای نگهبان معتقد است، در خصوص تمامی قوانین باید نظر اجتهادی خود را بیان نماید. ‌بنابرین‏، چگونه می‏توان به قاضی اختیار وضع قانون بر اساس اصل ۱۶۷ و در نتیجه تطبیق آن با شرع را اعطا نمود، در حالی که این اختیار در انحصار شورای نگهبان بوده و قابل واگذاری به غیر نیست

 

د) اولویت مستفاد از ماده ۲۹ ق.ت.د.ک.

 

برخی ازحقوقدانان درتأیید عدم شمول اصل­۱۶۷ نسبت به دعاوی کیفری چنین استدلال نموده ‏اند که ‌بر اساس تبصره ماده۲۹ قانون تشکیل دادگاه های کیفری ۱ و ۲، «در صورتی که قاضی، مجتهد جامع الشرایط باشد و فتوای فقهی او مخالف قانون مدون باشد پرونده جهت رسیدگی به قاضی دیگر محول می‏ شود.

 

با توجه به تبصره مذکور اگر قاضی مجتهد جامع الشرایط نتواند بر اساس فتوای خود حکم دهد، قاضی مأذون به طریق اولی نمی‏تواند بر اساس نظر استنباطی خود از منابع فقهی حکم صادر کند. از طرف دیگر تشخیص منابع فقهی معتبر و فتاوی مشهور کار ساده‏ای نیست که به قاضی مأذون واگذار شود.

 

با توجه به دلایل مذبور، طرفداران این دیدگاه، چنین استنتاج نموده ‏اند که عموم اصل ۱۶۷ ق.ا. توسط اصل ۳۶ مورد تخصیص واقع گردیده و اصل ۳۶ حاکم بر اصل ۱۶۷ است. پیروان این نظریه پس از حل تعارض اصل ۱۶۷ با اصل ۳۶ ق.ا.؛ در خصوص قوانین عادی که صراحتا اصل ۱۶۷ را شامل قوانین کیفری دانسته است، مانند ماده ۲۹ قانون تشکیل دادگاه های کیفری ۱ و ۲ و ماده ۲۸۹ قانون اصلاح موادی از قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۶۱، موضع واحدی ارائه ننموده‏اند. برخی بر این عقیده‏اند که موادی همچون ماده ۲۸۹ قانون مذبور که خواسته است مفاد اصل ۱۶۷ را در امور کیفری نیز اجرا کند، به دلیل مخالفت با قانون اساسی اجرای آن معلق می‏ماند. و در نتیجه راه صحیح را در این دانسته‏اند که رویه قضایی کوشش کند تا با الهام گرفتن از اندیشه‏های فقیهان، راه حل مورد انتخاب را به متن یا مفهوم یا روح قوانین نسبت دهد و گریبان از معرکه بکشد که طبیعتا این راه برای قاضی دشوارتر است ولی در عوض استقلال و آزادی او محفوظ خواهد بود امّا پذیرش نظریه تعلیق قوانین عادی مذبور و امثال آن، متوقف بر قبول نظریه نظارت قضایی دادگاه ها بر قانون اساسی است که مورد پذیرش همه حقوق ‌دانان نبوده و از مسائل اختلافی است.

 

علاوه بر آن، طرح این نظریه که اندیشه فقیهان وسیله‏ای برای نسبت دادن راه حل مورد انتخاب به مفهوم یا روح قوانین قرار گیرد، با سخن همین دسته از حقوق ‌دانان که معتقدند استناد به منابع و فتاوی معتبر، قبل از مرحله استناد به روح قانون است، سازگار به نظر نمی‏رسد. زیرا این عده از حقوق ‌دانان معتقدند که:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:12:00 ب.ظ ]




 

عدالت رویه ای یعنی عدالـت درک شده ازفراینـدی که برای تعیین توزیع پـاداش استفاده می شود (حسین زاده، ناصری، ۱۳۸۶، ص۳ ). یعنی عدالت رویه ای به کیفیت و انصاف درروابط بین افراد، جامعه و دولت اشاره دارد (قلـی پور، پورعـزت،۱۳۸۷، ص ۷۴). به عبارت دیگر عدالت در تدوین و اجرای مقررات و دستور العمل ها بعد دیگری از عدالت بودکه با افزایش دولت های دموکراتیک مطرح شد و درسازمان ها نیز به کارگرفته شد(همان منبع، ص ۹۵).

 

عدالت رویه ای به برداشت افراد از عادلانه بودن رویـه های جاری در تصمیم گیری و نه توزیع واقعی امکانات و منــابع اشاره می‌کند. ‌بنابرین‏ در عدالت رویه ای ادراکات افراد نقش کلیدی داشته و واکنش افراد نسبت به رویه ها به چگونگی ادراک آن ها از رویه و نه ماهیت واقعی رویه ها بستگی دارد. در چارچوب نظریه عدالت رویه ای هنگامی که افراد رویه های جاری تصمیم گیری را عادلانه بدانند انگیزه بیشتری برای عملکرد بهترخواهند داشت (ذاکراصفهانی، ۱۳۸۷، صص ۹-۱۰). ‌بنابرین‏ عدالت رویه ای در طول فرایند تصمیم گیری به وجود می‌آید و یا به نتایج آن تأثیری می‌گذارد و یا به معیارهای فرآیندی نظیر انطباق و سازگاری، کمبود تعصبات، قابلیت صحیح سازی، دقت و صحت امر و مسائل معنوی وابسته است (p: 386 ,2010, Colquitt). در عدالت رویه ای ثبات در رویه ها و برخورد یکسان با همه، عدم تبعیض درتنظیم و اجرای مقررات، در نظر گرفتن منافع همه افراد و ‌گروه‌های ذی نفع، خیلی حساس است (قلی پور، پورعزت، ۱۳۸۷، ص ۷۳). به علاوه در اجرای موفقیت آمیز تغییر سازمانی، توجه به عدالت رویه ای حساس تر و مهم تر به نظر می‌آید. دربحث عدالت رویه ای توجه به تفاوت بین تساوی و برابری برای مدیران حائز اهمیت است. تساوی در سازمان یعنی اینکه رویه ها به گونه ای تنظیم شوندکه مثلاً فرصت ارتقاء برای همه (زن و مرد) به صورت یکسان باشد وتبعیضی در رویه ها صورت نگیرد.ولی برابری بدین معنی است که رویه ها به گونه ای تنظیم شوندکه افراد واجد شرایط ارتقاء یابند (قلی پور، پورعزت، ۱۳۸۷، صص ۷۴- ۷۵). برای نمونه سازمانی که به کارکنان خود اجازۀ اعتراض در مواردی را می دهدکه برتصمیمات سازمانی آن ها تأثیر می‌گذارد نسبت به سازمانی که چنین اجازه ای را به کارکنان خود نمی دهد، سازمانی منصف ترو عادل تر تلقی می شود (گل پرور، نصری، ملک پور، ۱۳۸۶، ص ۲۸).

 

مدل قضاوت عادلانه:

 

عدالت توزیعی غالباً ازدیدگاه افرادی که پیامدها را دریافت می‌کنند، مورد بحث قرار گرفته است. مدل قضاوت عادلانه لونثال، یک نگرش فعالانه تری را نسبت به نظریه برابری در نظر می‌گیرد. در این نظریه لونثال (۱۹۷۶) بیان می‌دارد که افراد ‌در مورد میزان استحقاقشان با بهره گرفتن از چندین قانون عدالت مختلف، قضاوت می نمایند. او بیان می داردکه اساساً سه قانون عدالت توزیعی وجود دارد که عبارتند از: الف) قانون کمک ب) قانون تساوی ج) قانون نیازها.

 

مدل قضاوت عادلانه یک توالی چهار مرحله ای را که فرد طی آن عدالت پیامدها را ارزیابی می‌کند، درنظر می‌گیرد. بدین صورت که :

 

۱- فرد تصمیم می‌گیرد که کدام یک از قوانین عدالت را استفاده کند و چگونه به آن وزن بدهد.

 

۲- فرد بر مبنای قانون عدالتی که در نظرگرفته است ‌در مورد میزان و انواع پیامدهایی که استحقاق آن را دارد، تخمین می زند.

 

۳- فرد با توجه به قانون موردنظر، پیامدهایی را که مستحق آن بوده است، درون یک تخمین نهایی ترکیب می‌کند.

 

۴- فرد انصاف رعایت شده درپیامدهای واقعی دریافت شده را در مقایسه با آنچه واقعاً استحقاق آن را داشته، ارزیابی می‌کند.

 

‌بنابرین‏ مدل قضاوت عادلانه فرض می‌کند که قضاوت های فرد ‌در مورد انصاف، فقط ‌بر مبنای‌ قانون کمک هایش نیست بلکه قانون برابری و قانون نیازها نیز نقش مهمی در این قضاوت ها ایفا می‌کند. بر طبق این مدل، افراد رویه های استفاده شده توسط تصمیم گیرندگان برای انجام تخصیص را ‌بر مبنای‌ موقعیت، مورد قضاوت قرارداده و هنجارهای عدالت متفاوتی از قبیل برابری، نیازها وتساوی را به کار می گیرند. مفهوم اصلی مدل قضاوت عادلانه در این است که یک فرد قوانین عدالت توزیعی را به صورت انتخابی به کار می‌گیرد بدین معنی که در زمان‌های متفاوت قوانین گوناگونی را دنبال می‌کند ‌بنابرین‏ معیار اساسی فردممکن است در موقعیت های متفاوت، تغییر کند (طاهری عطار،۱۳۸۷، ص۹).

 

این موضوع را با یک مثال روشن می‌کنیم، فرض کنید دو کارمند با صلاحیت و شایستگی یکسان برای انجام یک کار و مسئولیت شغلی وجود دارند، اما به یکی از آن ها مقداری بیشتر از دیگری پرداخت می شود. سیاست ها و خط مشی های پرداخت سازمان عوامل قانونی بسیار زیادی را همچون طول زمان کار، شیفت کاری وغیره را در بردارد. این دوکارمند از سیاست پرداخت شرکت کاملاً آگاه اند و فرصت های یکسانی دارند با توجه ‌به این عوامل ممکن است یکی از دو کارمند از دیگری مقدار بیشتری دریافت کند، با این حال کارمند دیگر ممکن است احساس کند اگرچه کمتر از تمایلش به او پرداخت شده است، اما این پرداخت ناعادلانه نیست، چرا که سیاست جبران خدمات سازمان یک سیاست باز بوده و به شیوه ای دقیق و بدون تعصب و غرض ورزی به کارگرفته شده است. ‌بنابرین‏ پرداخت ناشی از به کارگیری این رویه احتمالاً عادلانه نگریسته می شود، حتی اگربه نظر خیلی پایین باشد. با افزایش درک عدالت رویه ای، کارکنان با دید مثبت به بالادستان و سازمانشان می نگرند، حتی ‌اگر آن ها از پرداخت ها، ترفیعات و دیگر پیامدهای شخصی اظهار نارضایتی کنند (یعقوبی، سقاییان نژاد اصفهانی، ابوالقاسم گرجی، نوروزی، رضایی ۱۳۸۸، صص ۲۶-۲۷).

 

به نظرلونثال شش قانون وجود داردکه هنگامی که به کارگرفته شوند، رویه‌های عادلانه‌ای به وجود می آورند :

 

۱- قانون ثبات : حالتی که تخصیص رویه ها بایستی برای همه درطی زمان ثابت باشد.

 

۲- قانون جلوگیری از تعصب و غرض ورزی : حالتی که ‌از کسب منافع شخصی تصمیم گیران بایستی در طول فرایندتخصیص ممانعت به عمل آید.

 

۳- قانون درستی : اشاره سودمندی اطلاعات مورد استفاده در فرایند تخصیص دارد.

 

۴- قانون توانایی اصلاح : به وجود فرصت هایی برای تغییر یک تصمیم ناعادلانه اشاره دارد.

 

۵- قانون نمایندگی : حالتی که نیازها، ارزش ها وچشم اندازهای همه بخش های متأثر، توسط فرایند تخصیص بایستی در نظر گرفته شود .

 

۶- قانون اخلاقی : مطابق با این قانون فرایند تخصیص بایستی با ارزش های اخلاقی و وجدانی سازگار باشد. رویه های سازمانی روشی که سازمان منابع را تخصیص می‌دهد، را نشان می‌دهند (حسین زاده ، ناصری، ۱۳۸۶، ص ۴).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:22:00 ب.ظ ]




 

توماس وست[۱۳] معتقد است که ما با دیدن بهتر می‌توانیم یاد بگیریم . مغز ما انسان‌ها از لحظه تولد به محرک های بنیادی پاسخ می‌دهد و بچه ها توسط تلویزیون و کامپیوتر خیلی بهتر و سریعتر یاد می گیرند. یادگیری از طریق موزیک ، فیلم ها و نرم افزارهای نمایشی خیلی سریعتر و نتیجه بخش تر از دیگر انواع یادگیری است.

 

مطالعات اخیرنشان داده‌اند که دربحث از تسلط ‌نیم‌کره ها این دو ‌نیم‌کره درانسان مستقل از هم نیستند ولی هرکدام مستقل ازهم کار می‌کنند (تخصص یافتگی) ولی در مجموع با تفاوتی که باهم در تخصص یافتگی دارند، مکمل هم هستند. (گیبسون، ۲۰۰۲).

 

۲-۷- کارکردهای ‌نیم‌کره راست کرتکس مغزی

 

وقتی کشف شد ‌نیم‌کره چپ سخن گفتن را کنترل می‌کند اغلب ‌پژوهشگران تصور می‌کردند که ‌نیم‌کره راست شبیه یک فرمانروای ضعیف است . یعنی ‌نیم‌کره راست به طرق مختلف از ‌نیم‌کره غالب حمایت می کنداما قطعا زیردست آن است. مطالعات بعدی با بیماران دوپاره مغز نشان داد که ‌نیم‌کره راست بیش از آنچه محققین می پنداشتند، توانایی دارد. اولا اگرچه ‌نیم‌کره راست معمولا نمی تواند سخن گفتن یا نوشتن را کنترل کند اما صحبت کردن ساده رامی فهمد. یک فرد دوپاره مغز که توصیف کلامی شی را می شنود می‌تواند با دست چپ (‌نیم‌کره راست) اشیا مختلف را لمس کند و شی توصیف شده را پیدا کند. مثلا یک بیمارپس ازدیدن نام یک شی در میدان بینایی چپ آن را نام می‌برد.چندین بیمار دوپاره مغز توانستند با دست چپ بنویسند یا قالب‌های حروف را منظم کنند تا اطلاعات شناخته شده را فقط با ‌نیم‌کره راست توصیف نمایند. آن ها حتی به گونه ای عمل می‌کردند که انگار ‌نیم‌کره چپ کنترل کننده کامل زبان گفتاری است.

 

علاوه بر این ‌نیم‌کره راست می‌تواند بعضی کارکردها ‌را بهتر از ‌نیم‌کره چپ انجام دهد. یکی ازاین کارکردها کنترل تظاهرات هیجانی است پس از آسیب به ‌نیم‌کره راست بیماران هم در نشان دادن چهره هیجانی وهم ‌در فهم تظاهرچهره ایی دچار مشکل می‌شوند.حتی در افراد طبیعی ،سمت چپ صورت (که به وسیله ‌نیم‌کره راست کنترل می شود) معمولا بیشتر می خندد و از بعضی جهات نیز این قسمت بیش از سمت راست صورت، هیجان دارد.

 

واضح است که ‌نیم‌کره راست برای ایجاد محتوای هیجانی حتی در صحبت کردن مشارکت می‌کند. افرادی که از آسیب به ‌نیم‌کره راست رنج می‌برند، انعطافی کمتر از میزان طبیعی دربیان هیجانی دارند. آن ها همچنین در تفسیرهیجاناتی که مردم با تون صدا نشان می‌دهند، مشکل دارند. ‌نیم‌کره راست کارکرد دیگری را نیز بهتر از ‌نیم‌کره چپ انجام می‌دهد و آن بازشناسی پیچیده بینایی است. روشن شده است مخ بسیاری از مردمی که از آسیب به ‌نیم‌کره راست رنج می‌برند گاهی اوقات در یافتن راه درست از میان چند راه و همچنین بازشناسی چهره ها مشکل دارند. مطالعه بیماران دوپاره مغز موجب شده تا اطلاعاتی اضافی درباره این کارکردهای تخصصی ‌نیم‌کره راست به دست آید.

 

برای مثال ، یک بیمار دوپاره مغز می‌تواند معما را با دست چپ بهتر از دست راست حل کند، اگرچه که دست راست می‌تواند کلمات را خیلی بهتر از دست چپ بنویسد ، دست چپ رسم شکل جعبه ، دوچرخه و یا اشیا مشابه را بهتر انجام می‌دهد. در یک آزمایش از آزمودنی های دوپاره مغز خواسته شد تا یک شی سه بعدی را بدون نگاه کردن لمس کنند. سپس تصاویر دو بعدی از اشیا نشان داده شد و به آن ها گفته شد که الگوی دو بعدی را با شی لمس شده مقایسه کنند . آزمودنی ها این عمل را با دست چپ دقیق تر از دست راست انجام دادند. ‌بنابرین‏ به نظر می‌رسد که ‌نیم‌کره راست برای بینایی پیچیده و اعمال فضایی تخصص یافته باشد.

 

با این وجود ‌نیم‌کره راست برای انجام همه تکالیف بینایی و فضایی ضروری نیست ، در مطالعه بیمارانی که در اثرسکته از آسیب به ‌نیم‌کره راست رنج می‌برند همانند افراد طبیعی توانستند محل نه شهر بزرگ را از روی نقشه دورنمای ایالات متحده تعیین کنند. این بیماران مثل افراد بهنجار فواصل بین محلهای نقشه کاغذی رابه دقت تخمین می زدند.

 

با این وجود وقتی آن ها مجبور بودند تا دوتا ازاین وظایف رابا تصورمحل همان نه شهروتخمین فواصل بین آنهادر ذهن انجام دهند، اختلال زیادی نشان دادند. می توان گفت شواهدی درتایید این عقیده وجود دارد که ‌نیم‌کره راست برای انجام تکالیفی که به بازنمایی درونی اطلاعات و تصورات بینایی-فضایی نیازمندند بسیار ضروری است.

 

شواهدی مبنی بر تخصص یافتن ‌نیم‌کره ها در افراد سالم اگرچه تفاوتهایی بین دو ‌نیم‌کره ، پس ‌از آسیب به جسم پینه ای آشکارتر می شود اما بعضی تفاوت‌ها حتی در افراد سالم نیز وجود دارد. اما تفاوت‌ها درافراد سالم کلا خیلی کم و متناقض هستند که تنها در افراد کمی آشکاراست. در آزمایش برای یک گروه بزرگ از دانشجویان راست دست دانشکده صدایی (مثل این) تلفظ شد . همچنین ‌به این دانشجویان تعدادی کلمه که به صورت تصادفی منظم شده بودند و بعضی از کلمات روی یک گوشه نوشته شده بود ، نشان داده شد. دانشجویان موظف بودند تا هشت کلمه ای راکه هم وزن صدای (این) بود،بیابند. به نیمی ازآنان گفته شد که ازصفحه چپ به راست با دقت نگاه کنند درحالی که به نیمه دیگر گفته شد که با دقت از راست به چپ نگاه کنند. همه دانشجویان از این دستورات پیروی کردند اگرچه تعداد یکسانی کلمات هماهنگ در دو طرف راست وچپ به دست آمد، اما آزمودنی‌ها به طور متوسط ۴۳% کلمات را از سمت راست و ۳۸% را از سمت چپ پیدا کردند. این تفاوت که از نظر آماری معنی دار است اما زیاد نیست مخصوص مطالعاتی است که در این زمینه انجام می شود. این نتیجه مشخص می‌کند که خواندن احتمالا با ‌نیم‌کره چپ کنترل می شود . ‌بنابرین‏ اگر فردی به راست خیره شود که میدان بینایی ‌نیم‌کره چپ است ، موفقیتش نسبتا بیشتر خواهد بود. این نتایج فقط برای راست دستان کاربرد دارد، چپ دستان نتایج بی ثباتی به دست می‌دهند با این وجود حتی در راست دستان نیز این نتایج قابل اعتماد نیست. همواره محتمل است که افراد به جهت پیش‌بینی شده خیره شوند،اگر آزماینده به جای قرار گرفتن در مقابل آن ها ، در پشت آن ها بایستد. وقتی آزماینده ‌در مقابل‌ آن ها قرار می‌گیرد ممکن است موجب آشفتگی آن ها یا بازداری رفتارهای طبیعی بشود (همان منبع).

 

۲-۸- کارکردهای تخصصی ‌نیم‌کره ها

 

۲-۸-۱- ‌نیم‌کره راست

 

    • استفاده از تصاویر برای پردازش

 

    • مهارت های دیداری ، ژیمناستیک

 

    • بخش حسی و غیر شفاهی مغز

 

    • به خصوصیات افراد ، تصاویرو…. فکر می‌کند

 

    • مسئول درک مستقیم، احساسات ، رویا، هیجانات، تصور کردن، ابتکار و خلاقیت ، رنگ، آگاهی از محیط و خاطرات

 

    • مسئول آهنگ (وزن)، حواس فیزیکی ، ریسک کردن، تنوع و انعطاف پذیری، یادگیری به وسیله تجربیات ، ارتباطات ، بازی و ورزش ، عرفان ، توجه به درون ، مزاح و شوخی

 

    • مهارت‌های حرکتی

 

    • توجه به شباهت ها

 

    • نقاشی و کارهای دستی را ترجیح می‌دهد

 

    • در بروز فاکتورهای احساسی راحت و آزاد است

 

    • از دلقک بازی و مسخره بازی لذت می‌برد

 

    • در حال مطالعه می‌توانند تلویزیون نگاه کرده و موسیقی گوش کنند

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:54:00 ب.ظ ]




Fسطح معناداریFسطح معناداریتاثیر بازی برکودکان بیش فعال۳۷۳/۲۲۵۹۹۵۷/۲۰۹۲/۰

همان‌ طور که در جدول فوق مشاهده می شود، تفاوت بین شیب های خطوط رگرسیون در هیچکدام از موارد معنی دار نیست و این بدین معنا است که مفروضه ی همگنی رگرسیون تأیید می شود. مفروضه های همگنی واریانس ها نیزهمانطور که در جدول گزارش شده است، تأیید می شود.

 

نمودار پراکنش(scatter gram)رابطه متغیرها در پیش آزمون و پس آزمون(به تفکیک گروه کنترل و آزمایش) در زیر آورده شده است. همان‌ طور که در نمودار زیر مشاهده می شود، تمام روابط، خطی می‌باشند و لذا این مفروضه ی تحلیل کواریانس نیز تأیید می‌گردد.

 

 

 

نمودار۴-۲: تاثیر بازی ماز و دومینو بر افزایش توجه در کودکان دارای بیش فعالی (پیش آزمون-پس آزمون)

 

آزمون فرضیه دوم: بازی مازودومینوموجب افزایش توجه در کودکان دارای بیش فعالی می شود.

 

برای آزمون این فرضیه از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شده است که نتایج در جدول زیرآمده است.

 

تحلیل کوواریانس میانگین پس آزمون تاثیر بازی مازودومینوبرافزایش توجه در کودکان دارای بیش فعالی در گروه کنترل و آزمایشی با کنترل پیش آزمون

 

جدول ۴-۷: تحلیل کوواریانس میانگین پس آزمون تاثیر بازی مازودومینوبرافزایش توجه در کودکان دارای بیش فعالی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع درجه آزادی میانگین مجذورات F پیش آزمون تاثیر بازی بر کودکان بیش فعال ۱ ۰۲۱/۱۷۴۰ ۰۹۹/۲۲۵ شرایط آزمایشی ۱ ۰۲۱/۱۷۴۰ ۳۲۶/۱۲*** خطا ۴۶ ۱۶۲/۱۴۱ کل ۴۸

P</001***

 

جهت تعیین تاثیر بازی مازودومینوبرافزایش توجه در کودکان دارای بیش فعالی در آزمودنی ها، از تحلیل کوواریانس یک راهه استفاده گردید. نتایج نشان می‌دهند که پس از تعدیل میانگین پس آزمون به وسیله ی حذف اثر پیش آزمون، بین دو گروه آزمایشی و کنترل از تاثیر بازی مازودومینوبرافزایش توجه در کودکان دارای بیش فعالی، تفاوت معنی داری وجود دارد(P۰/۰۱, F ۱۲/۳۲۶٫ نمرات میانگین تعدیل تاثیر بازی مازودومینوبر افزایش توجه در کودکان دارای بیش فعالی پیشنهاد می‌کند گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل، دارای تاثیر بیشتری بودند.

 

فرضیه۳: بازی مازودومینوموجب افزایش توجه در کودکان دارای بیش فعالی ونقص توجه می شود.

 

پیش از انجام تحلیل کواریانس پیش فرض های آماری تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار گرفت.

 

جدول۴-۸ جدول: بررسی همگنی رگرسیون و همگنی واریانس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر همنگی واریانس ها همگنی شیب ها F سطح معناداری F سطح معناداری تاثیر بازی برکودکان بیش فعال/نقص توجه ۲۶۱/۱ ۰۹۶/۰ ۳۸۲/۲ ۱۳۴

همان‌ طور که در جدول فوق مشاهده می شود، تفاوت بین شیب های خطوط رگرسیون در هیچکدام از موارد معنی دار نیست و این بدین معنا است که مفروضه ی همگنی رگرسیون تأیید می شود. مفروضه های همگنی واریانس ها نیزهمانطور که در جدول گزارش شده است، تأیید می شود. همان‌ طور مشاهده می شود، تمام روابط، خطی می‌باشند و لذا این مفروضه ی تحلیل کواریانس تاییدمی گردد.

 

 

 

نمودار۴-۳ :تاثیر بازی مازودومینوبرافزایش توجه در کودکان دارای بیش فعالی ونقص توجه (پیش آزمون-پس آزمون)

 

همان‌ طور که در نمودارهای فوق نشان داده شده است، الگوی پراکنش نقطه ها خطی می‌باشد و فرض تأیید می شود.

 

آزمون فرضیه سوم: بازی مازودومینوموجب افزایش توجه در کودکان دارای بیش فعالی ونقص توجه می شود.برای آزمون این فرضیه از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شده است که نتایج در جدول زیرآمده است.

 

تحلیل کوواریانس میانگین پس آزمون تاثیر بازی مازودومینوبرافزایش توجه در کودکان دارای بیش فعالی ونقص توجه در گروه کنترل و آزمایشی با کنترل پیش آزمون

 

جدول ۴-۹: تحلیل کوواریانس میانگین پس آزمون تاثیر بازی مازودومینوبرافزایش توجه در کودکان دارای بیش فعالی ونقص توجه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع درجه آزادی میانگین مجذورات F پیش آزمون تاثیر بازی برکودکان بیش فعال ونقص توجه ۱ ۱۸۸/۱۰۱۸۴۴ ۳۸۲/۴۱۰ شرایط آزمایشی ۱ ۰۲۱/۳۴۵۱ ۹۰۶/۱۳*** خطا ۴۶ ۱۶۹/۲۴۸ کل ۴۸

P</001***

 

جهت تعیین تاثیر بازی مازودومینوبرافزایش توجه در کودکان دارای بیش فعالی ونقص توجه در آزمودنی ها، از تحلیل کوواریانس یک راهه استفاده گردید. نتایج نشان می‌دهند که پس از تعدیل میانگین پس آزمون به وسیله ی حذف اثر پیش آزمون، بین دو گروه آزمایشی و کنترل از تاثیر بازی مازودومینوبرافزایش توجه در کودکان دارای بیش فعالی ونقص توجه ، تفاوت معنی داری وجود دارد(P<0/01, F=۱۳/۹۰۶٫ نمرات میانگین تعدیل تاثیر بازی مازودومینوبر افزایش توجه در کودکان دارای بیش فعالی ونقص توجه پیشنهاد می‌کند گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل، دارای تاثیر بیشتری بودند.

 

 

 

جمع بندی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:25:00 ب.ظ ]




روان شناسان علاقه مند به حیطه روان شناسی مثبت نگر توجه خود را بر منابع بالقوه احساس های مثبت نظیر احساس شادکامی معطوف کرده‌اند(سیلگمن و چیکنست میهالی[۳]،۲۰۰۰، کوهن و پرسمن[۴]،۲۰۰۵).که امید و شادکامی یکی ار سازه‌های شناختی-انگیزشی است که در این زمینه مورد تأیید قرار گرفته است(اسنایدرو لوپز[۵]،۲۰۰۷). پاسخ های هیجانی بخش بزرگی از تعاملات فیزیولوژیک انسان است که توانایی وی را برای بقاء و حفظ سلامت با بیماری های مختلف تحت تاثیر قرار می‌دهد. شادی یکی از این هیجان هاست که دامنه وسیعی از کنش های عاطفی از احساس آرامش گرفته تا احساس لذت و خلسه را شامل می شود(خدایاری فرد، عابدینی،۱۳۸۶).

 

برخی از روان‎شناسان هم سلامت روان شناختی را مترادف با شادی و خشنودی از زندگی در نظر گرفته‌اند. به نظر این افراد، سلامت روان‌شناختی یعنی تعادل بین هیجان مثبت و منفی زندگی است. در ارتباط بین هیجان مثبت و منفی با شادی دو عامل فراوانی و شدت شادی مورد توجه قرار می‎گیرد که از بین این دو عامل فراوانی شادی نشانگر مناسبی برای بررسی و اندازه‌گیری سلامت روان‌شناختی در نظر گرفته شده است. زیرا به راحتی می‎توان آن را اندازه گرفت. این عامل قویاً با سلامت هیجانی طولانی مدت در ارتباط است( دینر و لارسن[۶]، ۱۹۹۳، رایف و کی یس[۷]، ۱۹۹۵).

 

یکی دیگر از مفاهیم مرتبط با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان درگیری اعضای خانواده در امور تحصیلی فرزندان است. خانواده یک نظام طبیعی و اجتماعی است که افراد خواسته یا ناخواسته به آن وابسته اند و اولین کانونی است که فرد در آن احساس امنیت می‌کند و مورد پذیرش و حمایت قرار می‌گیرد. مطمئناً ساخت و فضای خانواده، نقش مهمی در عملکرد و رفتار فرد ایفا می‌کند. کیفیت تعامل والدین و فرزندان، وضعیت اقتصادی – اجتماعی خانواده و تحصیلات والدین همواره به عنوان تعیین‌کننده های مهم پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان شناخته شده است(آکسوی[۸] ، لینک[۹]؛ ۲۰۰۰).

از آن‌جا که خانواده، خود یک واحد اجتماعی است و ارزش‌ها و معیارهای اجتماعی از طریق آن به کودک منتقل می شود، به عنوان یک واسطه از لحاظ تأثیر محیط اجتماعی بر کودک، اهمیت فراوانی دارد. به سخن دیگر، چون خانواده کانون تولد و زایش فرزند است و پیش از وی شکل گرفته است، تا مرحله‌ای که فرزند به آگاهی و« شعور» کافی برسد، خواه ناخواه در تعیین سرنوشت، ساختمان روحی و نوع جهان بینی و طرز تفکر وی که خود برگرفته از محیط اجتماعی است، تأثیر فراوان دارد. ‌بنابرین‏، مشارکت و درگیری والدین در امور تحصیلی بر کلیه جوانب تحصیلی دانش آموزان مؤثر است(احدی و محسنی، ۱۳۸۷).

 

متغیر دیگر مرتبط با پیشرفت تحصیلی، خودکارآمدی دانش آموزان است. سازه ی خودکارآمدی در حوزه های شناختی و انگیزشی مورد بررسی قرار گرفته و تأثیر آن بر متغیرهای تحصیلی و انگیزشی تأیید شده است. سازه ی خودکارآمدی اولین بار به وسیله ی بندورا[۱۰] (۱۹۷۷)، معرفی شده است. خودکارآمدی به باورهای فرد در باره ی توانایی‌های خود برای یادگیری یا انجام رفتار، در سطحی قابل قبول، اطلاق می شود. این سازه در چارچوب وسیع تری به نام نظریه ی شناختی اجتماعی ریشه دارد که فرض می‌کند پیشرفت آدمی وابسته به تعامل میان رفتارهای فرد، -عوامل شخصی )باورها، افکار و…( و شرایط محیطی است. نوید[۱۱]( ۲۰۰۹)، بیان می‌کند که نظریه ی شناختی اجتماعی تبیین می‌کند که افراد صرفاً به محیط پاسخ نمی دهند بلکه به طور فعال در جستجو و تفسیر اطلاعات هستند. نظریه ی شناختی اجتماعی بر این نکته تأکید دارد که چگونه عوامل شناختی، رفتاری، شخصی و محیطی با هم تعامل می‌کنند تا انگیزش و رفتار را تعیین کنند. از نظر بندورا، کارکرد انسان نتیجه ی تعامل این عوامل است )کرودرز[۱۲] ، هیوز و موراین،[۱۳] ۲۰۰۸).

 

بندورا (۱۹۹۵)، به خودکارآمدی به عنوان باورهای فرد در باره ی توانایی‌های خود جهت سازمان دهی و اجرای دوره های عمل مورد نیاز در اداره ی موقعیت های آینده اشاره می‌کند. به طور ساده تر، خودکارآمدی باوری است که یک فرد بر اساس آن می‌تواند با به کار گیری مهارت های خود، کاری را در شرایط خاص انجام دهد )اسنایدر و لوپز، ۲۰۰۷). اصل زیربنایی نظریه ی خودکارآمدی این است که افراد احتمالاً بیشتر در فعالیت هایی درگیر می‌شوند که نسبت به آن فعالیت ها خودکارآمدی بالایی دارند و از درگیر شدن در فعالیت هایی که خودکارآمدی پایینی نسبت به آن دارند پرهیز می‌کنند )واندر بیل و شورتریج بگت[۱۴]، ۲۰۰۲).

 

لازمه اصلی پیشرفت جامعه و تمدن، پیشرفت فرزندان آن جامعه در امور تحصیلی و آموزشی می‌باشد. لذا با توجه به مطالب ارائه شده می توان بیان کرد که بررسی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان جهت تعیین عوامل تأثیرگذار بر آن دارای اهمیت فراوان می‌باشد. ‌بنابرین‏، در این تحقیق سعی شد مهمترین عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی بر اساس تحقیقات گذشته تعیین شود (که عبارت بودند از درگیری والدین در امور تحصیلی، شادکامی و خودکارآمدی) و سپس تعیین شود که کدام یک از متغیرهای عنوان شده نقش بیشتری بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارند؟ پس محقق در این پژوهش به دنبال دستیابی ‌به این سوال کلی می‌باشد: آیا متغیر های خودکارآمدی، شادکامی ودرگیری والدین در امور تحصیلی می‌تواند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پایه اول دبیرستان را پیش‌بینی کنند؟ در صورت پیش‌بینی، کدام یک از متغیرها توان پیش‌بینی بالاتری دارند؟

 

۱-۳ اهمیت و ضرورت انجام پژوهش:

 

پیشرفت تحصیلی و شادکامی یکی از مهمترین و عینی‎ترین معیارها برای بررسی و ارزیابی کارایی نظام‌های تربیتی است. از طرفی دانش‎آموزان بزرگترین سرمایه های انسانی در هر جامعه به حساب می‎آیند؛ زیرا می‎توانند با هم در آمیختن نیروی جوانی و علم و مهارت آموخته شده چرخ های پیشرفت و توسعه را به حرکت در آورند.

 

    • پیشرفت تحصیلی از جمله متغیرهای مهمی می‌باشد که در چند سال اخیر بیشتر تحقیقات علوم تربیتی را به خود اختصاص داده است. ‌بنابرین‏، اگر در این تحقیق بتوان پیشرفت تحصیلی را بر اساس متغیر های ذکر شده تبیین و پیش‌بینی نمود می توان گفت که کمک شایانی به علم صورت پذیرفته و ‌بنابرین‏ این تحقیق می‌تواند دارای اهمیت فزاینده ای باشد.

 

    • پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از جمله متغیرهایی می‌باشد که برای نوجوانان مخصوصاً در دوره ی دبیرستان دارای اهمیت فراوان می‌باشد؛ زیرا زمینه ساز شغل آن ها در آینده می‌باشد. ‌بنابرین‏، پیش‌بینی عملکرد وپیشرفت تحصیلی می‌تواند به دانش آموزان در جهت پیش‌بینی آینده ای مطمئن تر می‌تواند دارای اهمیت فراوان باشد.

 

    • خودکارآمدی و شادکامی دانش‎آموزان و بررسی عوامل تأثیر‎گذار بر پیشرفت تحصیلی آنان، موضوع مهمی است که بخش عمده‎ای از پژوهش‎های علوم تربیتی و روان شناسی را به خود اختصاص داده است. به طوری که پیشرفت تحصیلی بالا، نقش مهمی در کسب فرصت‌های شغلی و ساختن زندگی آینده دانش‌آموزان دارد ‌بنابرین‏ پرداختن به موضوع خودکارآمدی و شادکامی دانش آموزان که از عوامل مؤثر در عملکرد تحصیلی مناسب دانش آموزان است دارای اهمیت فراوان می‌باشد.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:56:00 ب.ظ ]




 

بکر و بیلینگس[۲۷] در مطالعه یک سازمان عرضه‌کننده لوازم نظامی بزرگ، دریافتند که نگرش‌های کارکنان، مرتبط با رفتارهایشان بود. برای مثال افراد بی تعهد (برپایهپاسخ‌هایشان به سؤال‌‌های مختلف) علاقه بیشتری به ترک شغل و علاقه کمتری برای کمک به دیگران داشتند. درعوض، افرادی که در طبقه متعهد قرار گرفتند، این‌چنین نبودند. آن‌هایی که به طورکلی (جهانی) و به طور جزیی (محلی) متعهد بودند، بین این دو گروه نهایی قرارگرفتند. درنتیجهاگرچه این روش تمایز بین کانون‌هایمختلف تعهد هنوز جدید است، ولی جای امیدواری است که بتوان از آن به عنوان ابزاری برای درک کلید ابعاد تعهد سازمانی استفاده کرد (باقری و همکاران، ۱۳۸۹).

 

۲-۲-۴-ارتباطات

 

برای اینکه یک اندیشه به واقعیت بپوند باید برنامه‌ای وجود داشته باشد و هنگامی که یک برنامه توسعه می‌یابد باید با افرادی که درگیر اجرای آن هستند ارتباط برقرار شود. در این زمینه ارتباطات وسیله به دست آوردن حاصل کار از دیگران به شمار می رود و به عنوان فرایند انتقال و دریافت اطلاعات تعریف می‌شود. ارتباطات نقطه آغاز کلیه وظایف مدیریتی است. بدون ارتباطات،برنامه‌ریزی،سازماندهی و کنترل مقدور نیست زیرا درک اطلاعات و انتقال آن‌ ها ممکن نیست. ارتباطات به عنوان فرایند مبادله و تسهیم اطلاعات معتبر وبه موقع به صورت رسمی یا غیررسمی بین طرفین یک رابطه تعریف شده است. مفاهیم اصلی این تعریف بیشتر با تأکید بر صحت، مربوط و مناسب بودن اطلاعات مبادله شده است. تا اینکه حجم و تکرار اطلاعات مورد توجه باشد (اندرسون و ناروس[۲۸]،۱۹۹۰). ارتباطات به موقع از طریق کمک به حل و فصل اختلافات و همسو کردنادراکات و انتظارات به ارتقای اعتماد بین طرفین در رابطه کمک خواهد کرد (سین و دیگران،۲۰۰۲). ارتباط برای ساخت و حفظ رابطه مهم است و معمولاً ارتباط میان طرف‌هایرابطه ممکن در سطوح پایین رخ می‌دهد، زیرا ارتباطات نیازمند زمان و کوشش است که طرف‌ها ممکن است زمان و انگیزه‌ای برای سرمایه‌گذاری در آن نداشته باشند (آندرسون ، ویتز[۲۹]،۱۹۸۹). کلیه مراودات رسمی و غیررسمی که موجب مبادله اطلاعات معنی‌دار و به هنگام بین خریدار و فروشنده می‌شود (دوبیسی،۲۰۰۷).

 

۲-۲-۵-کنترل تعارض

 

واژه تعارض از جمله مفاهیمی است که معانی متفاوتی از آن مستفاد می‌شود. در فرهنگ لغات فارسی، تعارض به معنی مزاحم یکدیگر شدن، باهم خلاف کردن و اختلاف داشتن است (ونوس،۱۳۹۰). تعارض وضعیتی اجتماعی است که هر آن دو یا چند نفر درباره موضوع‌های اساسی مربوط به سازمان یا باهم توافق ندارند یا نسبت به یکدیگر قدری خصومت اساسی نشان می‌دهند. تعارض در روابط امری قابل پیش‌بینی است و پیامد آن ادراکات نادرست طرفین رابطه از اهداف و نقش‌هایشان در رابطه هست (رنجبران و همکاران،۱۳۸۸). تعارض در رابطه نشان از عدم تعهد اعضای رابطه به رابطه است و همچنین افزایش تعارض در یک رابطه به کاهش اعتماد طرفین به یک دیگر و کاهش تمایل به ایجاد و حفظ رابطه بلندمدت منجر می‌شود (اندرسون، وتیز،۱۹۸۹). به عنوان توانایی عرضه‌کننده در به حداقل رساندن نتایج منفی حاصل از درگیری بالقوه و بارز تعریف می‌شود (دوبیسی،۲۰۰۷).

 

‌در مورد تعارض چند دیدگاه وجود دارد. دیدگاه سنتی به تعارض به عنوان یک پدیده غیرضروری و بد می‌نگردوآن را با واژه هایی چون بی‌حرمتی، انهدام و بی‌منطقی مترادف می‌داند. دیدگاه روابط انسانی، تعارض را در تمام گروه‌ها و سازمان‌ها یک رویداد طبیعی می‌داند و پذیرش آن را توصیه می‌کند. دیدگاه تعامل‌گرا اعتقاد دارد علاوه بر آنکه تعارض نیروی مثبت در گروه است، وجود آن برای عملکرد مؤثر گروه نیز ضرورت دارد (اسچرمهورن[۳۰]،۱۹۹۴). هنگامی که در سازمان تعارض ایجاد شود یک سری پیامدهای مثبت به دنبال دارد،از جمله تغییرات،پرورش خلاقیتو نوآوری، روشن شدن مباحث، اهداف،دیدگاه‌ها و نظرات، امکان ارتباطات بهتر و مناسب‌تر و افزایش انرژی در سازمان، ارزیابی توانایی‌ها و استعدادهای کارکنان، حلو فصل شدن مسائل راکد و پشت پرده و خلق دیده ها و نظرات بهتر و سازنده‌تر (مونوگراف[۳۱]،۲۰۰۷).

 

با توجه به سیرپیشرفت مکاتب فکری مدیریت در طول سال‌های اخیر، سه نظریه متفاوت ‌در مورد تعارض درمورد تعارض وجود دارد (‌جهان دیده کاظم پور،۱۳۸۴).

 

۲-۲-۵-۱-نظریه سنتی

 

بر اساس این نظریه، هیچتضادی در سازمان وجود ندارد. چون سازمان را یک مجموعه هماهنگ و منسجم می‌داندکهبراییک منظور مشترک به وجود آمده است. از این رو از کارکنان زیردست هیچ انتظار اعتراض به تصمیمات مدیریت نمی‌رفت و اگر چنین می‌شد، آن را یک ضد ارزش تلقیمی‌کردند و خودبه‌خود از سیستم خارج می‌شد. در ایننظریه، تعارض یک عنصر بد و ناخوشایند است و همیشه اثر منفیروی سازمان دارد. تعارض را با واژه هایی چون ویران‌سازی، تعدد، تخریب و بی‌نظمی مترادف می‌داند و چون زیان‌آور هستند، لذا باید از آن‌هادوری جست و در نتیجه مدیر سازمان مسئولیت دارد سازمان را از شر تعارض برهاند. این نحوه نگرش به مسئله تعارض از سال ۱۹۰۰ تانیمه دوم دهه ۱۹۴۰ بوده است.

 

۲-۲-۵-۲-نظریه روابط انسانی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:38:00 ب.ظ ]




 

۳- قدرت : احساس قدرت وقتی به وجود می‌آید که نوجوان بداند منابع، فرصت و قابلیت آن را دارد که به طرق عمده بر شرایط زندگی خویش تأثیر بگذارد (علی پور، ۱۳۸۳).

 

۴- الگوها : نکات راهنمایی هستند که نوجوان به مدد آن ها، الگوهای انسانی، فلسفی و عملیاتی برای خویش فراهم می‌کند تا او را در استقرار ارزش های معنادار، هدف ها، آرمان ها و معیارهای شخصی کمک کنند و برای اینکه عزت نفس زیاد به وجود آید و حفظ شود باید تمام چهار شرط، پیوسته موجود باشند. هیچ یک از این ها بر دیگری برتری ندارند و اگر هرکدام شان به حد کافی فراهم نشوند، موجب کاهش یا تغییر شکل عزت نفس می‌شوند (علی پور، ۱۳۸۳).

 

۲-۱۸- چگونگی تکامل عزت نفس

 

نظر فرد نسبت به خویشتن و حس عزت نفس، به تدریج در طول زندگی تکامل پیدا می‌کند. این حس از کودکی آغاز می شود و طی مراحلی که به تدریج پیچیده تر می شود، پیشرفت می‌کند. خود در هریک از این مراحل، عقاید، احساسات و بالاخره افکار پیچیده ی جدیدی نسبت به خویشتن دارد و مجموع همه این ها موجب می شود که وی به طور کلی، خویش را موجودی ارزشمند یا بی کفایت بداند. دوره نوجوانی از حیث عزت نفس، یکی از بحرانی ترین دوره های زندگی است و به عقیده یکی از روان کاوان به نام اریک اریکسون، در این دوره است که شخص نیاز دارد، هویتی ثابت به دست آورد، خودش را به عنوان فردی بی همتا، جدا از دیگران بشناسد. توانایی ها و استعدادهای خود را تشخیص دهد و بتواند به عنوان فردی که در زندگی اش هدف دارد، احساس ارزشمند بودن کند و در واقع می توان گفت که احساس ارزشمند بودن از کودکی به دوره ی نوجوانی منتقل می شود و در طول نوجوانی، این نگرش ها باید تقریباً به طور کامل دوباره وارد میدان عمل شوند و بسیاری از ادراکات جدید بر آن ها افزوده شود تا نوجوان بهتر بتواند به ارزیابی میزان ارزش خود بپردازد (علی پور، ۱۳۸۳).

 

۲-۱۹- اهمیت عزت نفس

 

اکثر متخصصان عزت نفس را به عنوان عامل اصلی در سازگاری اجتماعی– عاطفی در نظر می گیرند. این دیدگاه بسیار گسترده است و تاریخچه ای طولانی دارد. روان شناسان و جامعه شناسان مهمی از قبیل ویلیام جیمز، جورج هربت مید، چارلز کولی از جمله اولین افرادی بودند که بر اهمیت احترام به خود مثبت تأکید داشتند. سال ها بعد نوفرویدینها همچون آدلر، هورنای، راجرز و فروم مفهوم خود پنداره را در نظریات خود پیرامون شخصیت وارد کردند. سال ها بعد روان شناسان نظریه را با پژوهش تجربی در آمیخته و ‌به این نتیجه رسیدند که عزت نفس مثبت با عملکرد مناسب تر و مؤثرتر مرتبط است. برای مثال افسردگی با نوعی سبک شناختی مرتبط است که شامل ارزیابی های انتقادی و منفی بیش از حد، ازخود است (پوپ و همکاران، ۱۹۸۹؛ ترجمه تجلی، ۱۳۷۹). همه افراد، صرف نظر از سن، جنسیت، زمینه فرهنگی، جهت و نوع کاری که در زندگی دارند نیازمند عزت نفس هستند. عزت نفس واقعاً بر همه سطوح زندگی اثر می‌گذارد. در حقیقت بررسی های گوناگون روان شناسی حاکی از آن است که چنانچه نیاز به عزت نفس ارضا نشود،نیازهای گسترده تر نظیر نیاز به آفریدن، پیشرفت و یا درک استعداد بالقوه محدود می ماند. (کلمز و همکاران، ۱۳۸۱). احترام به خود سالم، به ویژه ‌در مورد کودکان امری ارزشمند محسوب می‌گردد، زیرا به مثابه بینایی برای ادراکات کودک از تجارب زندگی عمل می‌کند. به طور کلی احترام به خود جنبه مهمی از عملکرد کلی کودک است و به طور تعاملی با حوزه های دیگر از جمله سلامت روان و عملکرد تحصیلی ارتباط دارد (پوپ و همکاران، ۱۳۷۴).

۲-۲۰- نظریه های عزت نفس

 

جامعه شناسان و روان شناسان بصیرت ها و رهنمودهای عمده ای را برای مطالعه عزت نفس ارائه داده‌اند و عزت نفس را یک مورد مهم می دانند، بر نظرات برخی از آن ها به طور اختصار اشاره می‌کنیم.

 

۱- نظریه ی ویلیام جیمز

 

در بررسی عزت نفس، اولین کار توسط ویلیام جیمز انجام شده است. وی به توضیح تمیز بین خود ادراک شده و خود ایده آل پرداخت و آن را به سه عنصر : مادی (بدن، خانواده، خانه)، اجتماعی(فرد در عین داشتن سطوح مختلف اجتماعی، برای سایر افراد قابل شناخت است) و روحانی(حالات هشیاری و تمایلات) تقسیم کرد. او معتقد بود که تصور فرد از خود در عین تعاملات اجتماعی، یعنی از زمانی که متولد شده و مورد شناسایی دیگران قرار می‌گیرد، شکل می‌گیرد(بیابانگرد، ۱۳۷۲). عزت نفس را ارزیابی مداوم شخص از ارزشمندی خویشتن خود و یا نوعی قضاوت نسبت به ارزشمندی وجودی خود تعریف ‌کرده‌است. او معتقد است این صفت در انسان حالت عمومی دارد و محدود و زود گذر نیست. برطبق نظر راجرز، عزت نفس در اثر نیاز به توجه مثبت دیگران به وجود می‌آید. نیاز به توجه مثبت دیگران شامل بازخوردها، طرز برخورد گرم و محبت آمیز، صمیمیت، پذیرش و مهربانی از طرف محیط به خصوص اولیاء کودک است (راجرز[۴۷]، ۱۹۹۵).

 

۲- نظریه کوپر اسمیت

 

کوپر اسمیت، عزت نفس را یک ارزشیابی فردی می‌داند که معمولاً با توجه به خویشتن حفظ می شود (پروین، ۱۹۸۹). کوپراسمیت چهار عامل اسنادی را برای رشد عزت نفس بیان می‌کند. نخستین آن و مقدم بر تمام عوامل، میزان احترام، پذیرش و علاقه مندی که یک فرد دریافت می‌کند. دومین عامل اسنادی، تاریخ و تجارب موفقیت هایمان در زندگی و سومین عامل ارزش ها و انتظاراتی است که بر مبنای آن تجارب را مورد تفسیر قرار می‌دهیم و چهارمین عامل نحوه ی پاسخ فرد به از دست دادن ارزش ها می‌باشد (پروین، ۱۹۸۹).

 

۳- نظریه مازلو

 

مازلو در سلسله مراتب نیازها و در سطح سوم، احترام به خود یا عزت نفس را قرار می‌دهد مشتمل بر تمایل شایستگی، چیرگی، پیشرفت، توانمندی، کفایت، اطمینان، استقلال و آزادی است. زمانی که این نیازها ارضا شود، فرد احساس ارزشمندی، توانایی، قابلیت مثمر ثمر بودن و اطمینان می‌کند و چنانچه این نیازها برآورده نشود فرد احساس حقارت، درماندگی، ضعف، دلسردی و ناامیدی می‌کند (مازلو[۴۸]، ۱۹۷۰).

 

۴- نظریه ی مید[۴۹]

 

کوپر اسمیت (۱۹۶۷) درباره نظریه مید می‌گوید او به عنوان جامعه شناس توجه اش به فرآیندی بود که در اثر آن فرد عضو سازگار اجتماعش می شود. مید نتیجه می‌گیرد که در جریان این فرایند فرد ایده ها و نگرش های ابراز شده توسط افراد مهم زندگی اش را درونی می کند. اعمال و نگرش های آن ها را مشاهده می‌کند و آن ها را اغلب بدون شناخت پذیرفته و مثل اینکه از آن خویش می‌داند. او نگرش خودش را کسب می‌کند که با نگرش هایی که افراد مهم در زندگی او ابراز کرده‌اند هماهنگ است و با درونی کردن واکنش دیگران نسبت به خودش آن گونه که آنان برای او ارزش قائل اند برای خودش ارزش قائل می‌شوند. و خودش را تا حدی که آن ها او را طرد کرده نادیده گرفته و باور می‌کند چیزهایی را که دیگران به او نسبت می‌دهند. از گفته های مید می‌تواند نتیجه گرفت که عزت نفس تا حدی از ارزیابی منعکس شده دیگران ناشی می شود. هیچ انسانی در ارزیابی از خود یک جزیره تنها نیست که فقط خودش باشد. او در درون خود آئینه منعکس کننده گروه اجتماعی اش را حمل می‌کند. اگر او ارزش زیادی برای خودش قائل است، افرادی در زندگی او بوده اند که با توجه به احترام با او رفتار نموده اند و اگر او خود را دست کم می‌گیرد افراد مهم دیگر به صورت یک شیء با او رفتار نموده اند. تفکر و نحوه ی رفتار افراد مهم کلید اصلی نظریه مید در مطالعه عزت نفس است.

 

۵- نظریه ی روزنبرگ

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:09:00 ب.ظ ]




 

بپا خیزید که خداوند بدی های شما را به نیکی ها مبدل ساخت و همه شما را مشمول بخشش خویش قرار داد.[۵۷]

 

توضیح آنکه: کسی که شرک ورزیده و قتل نفس کرده و زنا نموده در صورت توبه و ایمان و عمل صالح، روز قیامت خواهد دید که شرک مبدل به توحید و قتل نفس مبدل به احیاء نفس و زنا مبدل به یک عمل خوب و مفید شده است، او خار کِشته بود ولی گل می چیند، مَثَل روشن آن اینکه کثافات و زباله ها پس از تحولات در مزرعه ها به صورت کود در آمده و به میوه های شیرین و حبوبات لذیذ مبدل می‌گردند و به هر صورت زهرها مبدل به شهدها و شیرینی ها می‌گردد و آنان که ساعاتی چند با لهو و لعب گذرانده اند خواهند دید که خدا آن را به نماز و تلاوت قرآن مبدل ‌کرده‌است.

 

بند چهارم- زمینه رستگاری

 

توبه و بازگشت از گناه، زمینه رستگاری مؤمنان است در قرآن مجید آمده است:

 

«وَ تُوبُوا إِِلَی اللهِ جَمِیعاً أُیُهَ اّلمُؤّمِنُونَ لَعَللَکُمّ تُفّلِحُون»؛

 

و همگی به سوی خدا باز گردید ای مؤمنان، تا رستگار شوید.[۵۸]

 

بند پنجم- جلب رحمت الهی

 

امیر مؤمنان علی(ع) می فرماید:

 

التَوّبَِهُ تَسّتَتَنّزِلُ الررَحّمَهَ؛

 

توبه، رحمت الهی را نازل می‌کند و موجب برخورداری انسان از رحمت الهی است.[۵۹]

 

توبه باعث کسب شفاعت، جلب مغفرت، اجابت دعا، اجتناب از گناه، ارزش آفرینی، ایمان، برادری دینی، بهرمندی از امدادهای الهی، برخورداری از دنیا، تزکیه، تقوی، تکفیر ، خیر، رهایی از اسارت، سعادت اوخروی، قبولی اعمال، قبولی گواهی، قدرت، مانع خسران، برخورداری از دعای خیر پیامبر گرامی اسلام، محبت خداوند می شود.[۶۰]

 

مبحث سوم- تاریخچه توبه

 

این مبحث که شامل چهار گفتار می‌باشد تاریخچه توبه، توبه در آیات، توبه در روایات و توبه در حکایات، مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

گفتار اول- [۶۱]

 

یکی از کهن ترین تکلیف الهی، که برای بشر تعیین شده است تا به وسیله آن بشر نیل به سعادت را کسب کند واز عذاب دنیا و آخرت مبرا و رها شود توبه است زیرا از زمان حضرت آدم (ع) که از اولین نوع فرد بشر بوده است و بعد از او خلقت انسان‌ها، فزونی یافته است، توبه هم با خلقت حضرت آدم (ع)خلق شد. پس قدمت توبه، به همان قدمت نوع بشر خواهد رسید و کمتر احکامی از احکام الزامی الهی است که ‌به این مقدار دارای قدمت باشد، لذا می توان توبه را جزء ابواب اولیه رحمت الهی برای نوع بشر محسوب کرد و این عمل نیک (توبه) را حضرت آدم (علیه السلام) به همه ابناء و اولاد خود تعلیم داد.

 

 

گرچه نوع توبه او با توبه باب گناه، دارای تفاوت جوهری است اما توبه به معنی بازگشت از جهتی به جهت دیگر را حضرت آدم(علیه السلام) برای همه بشر، به ارث گذاشت زیرا که انسان معجونی است از خیر و شر و همچنین فطرت آدمی به سوی حق رهنمون است (فِطرَتَ اللهِ ألّتِی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها)[۶۲]

 

این سلسه انبیاء به طور کلی از موهبت و رحمت واسعه ی الهیه بهره کافی را برده اند که در قرآن کریم به بعضی از آنان اشاره شده است ، اما دائره وسعت توبه تا قبل از اسلام بدین صوررتی که قرآن بیان می فرماید نبوده است که موجب آمرزش مطلق گناهان شود به عنوان مثال: در ادیان موسی کلیم و عیسی مسیح، توبه عبارت بوده است از انصراف کفر و شرک ، یعنی توبه موجب ایمن ماندن از پلیدی های کفر و شرک خواهد بود نه مطلق گناهان و معاصی، تا اینکه در اصول دین مسیحیت وارد شده است که توبه هیچ منفعتی برای آدمی و گناهکار و عاصی نخواهد داشت واز امور محال و غیر ممکن می‌دانستند که انسان از طریق توبه، ره آورد و بهره ای را نصیب خود کند. اما بعد از فزونی، نظر مسیحیت درباره توبه چنان تغییر کرد که تبدیل به افراط شد یعنی توبه در بین آنان چنان حرمت و قداست یافت که به آنجا منجر شد که فرد مذنب وعاصی تائب، نزد روحانی دینی خود(کشیش) می رو د و اعتراف به گناهان خود می‌کند واز کشیش خود اعتراف نامه دریافت می‌کند واین طریق را برای آمرزش گناهان خود اتخاذ می‌کند در حالی که اعتراف و اقرار به گناه، باید از خداوند باشد لاغیر.[۶۳]

 

گفتار دوم- جایگاه توبه در آیات

 

خداوند توبه پذیر است؛ در بیش از هشتاد آیه قرآن از توبه یاد شده که بر اهمیِّت و لزوم آن سفارش شده است لذا برای بهره مند شدن از چشمه جوشان آن به برخی از آیات اشاره می شود:

 

(فَاِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَ إِن تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللّهِ)

 

«خطاب به مشرکان: اگر توبه کنید به نفع شما است و اگر سرپیچی نمایید، بدانید شما نمی توانید خدا را ناتوان بسازید.»[۶۴]

 

خداوند مهربان است؛

 

(وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُودٌ)

 

«از پروردگار خود آمرزش بطلبید و به سوی او بازگردید که پروردگارم مهربان و دوستدار است.»[۶۵]

 

(أَلَمْ یَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبَادِهِ)

 

«آیا نمی دانند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می پذیرد؟»[۶۶]

 

ناامید نباشید؛

 

(قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ)

 

«بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید، از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد، همانا او آمرزنده و مهربان است.» [۶۷]

 

راه بازگشت برای خطاکاران باز است؛

 

(إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا)

 

«مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد که خداوند گناهان این گروه را به حسنات تبدیل می‌کند و خداوند آمرزنده و مهربان است.»[۶۸]

 

توبه عامل رستگاری؛

 

(وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ)

 

«ای مؤمنان همگی به سوی خداوند بازگردید تا رستگار شوید.»[۶۹]

 

(فَأَمَّا مَن تَابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَعَسَی أَن یَکُونَ مِنَ الْمُفْلِحِینَ)

 

«اما کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صاحل انجام دهد، امید است از رستگاران باشد.»[۷۰]

 

سفارش به توبه؛

 

(وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَی أَجَلٍ مُّسَمًّی)

 

«و این که از پروردگار خویش آمرزش بطلبید سپس به سوی او بازگردید تا به طرز نیکویی شما را تا مدتی معین بهره مند سازد.»[۷۱]

 

توبه عامل مغفرت؛

 

(سارِعُوا إِلی مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عرض‌ها السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقینَ)

 

«بشتابید به سوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی که وسعتش آسمان‌ها و زمین است، برای پرهیزگاران آماده شده است.» [۷۲]

 

خداوند نه تنها می بخشد، بلکه مهربان هم هست؛

 

(مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللَّهَ یَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحیماً)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:40:00 ب.ظ ]




 

و همچنین در باب نکاح در مبحث اولادآمده است : اگر زوجین در دخول و ولادت اتفاق داشته باشند ولی در مدت اختلاف نمایند، بدین صورت که شوهر مدعی گردد که در کمتر از گذشت شش ماه از وقت دخول یا پس از گذشت بیش از طولانی ترین مدت حمل، طفل متولد شده باشد، زن قسم می‌خورد؛ زیرا ملحق شدن فرزند به صاحب فراش غلبه دارد اگرچه اصل عدم زیادت در اقل الحمل است لکن غلبه بر این اصل مقدم می‌شود.[۱۱۵]

 

در مثال اول حمل دو پسر فرض شده است و این بنابر اغلب حمل می‌باشدکه غالباً فرزند بیشتر از دوقلو نیست. در مثال دوم نیز محلق شدن فرزند به شوهر به دلیل غلبه قاعده فراش می‌باشد.

 

بند دوم: اجازه­ی قانونی برای الحاق فرد نادر مجهول، به غالب معلوم به­ طور خاص یا عام. این اجازه درضمن مواد قانونی اعلان می­ شود مانند ماده ۵ ق.ت. و ماده ۲۲۳ق.م[۱۱۶].

 

نتیجه، براین اساس ‌می‌توان به طور صحیح اماره­ی قانونی را چنین تعریف کرد: اماره­ی قانونی عبارت است از اذن مقنن به منظور الحاق نادر مجهول، به غالب معلوم.

 

بند سوم: ظن، آیا ظن از عناصر اماره است؟ کسانی که امارات را ظنون می­دانند ناچارند ظن را از عناصر اماره بدانند. ولی ظن حداقل ظن شخصی چندان دخالتی در ماهیت امارات قانونی ندارد و از قانون مدنی هم چنین چیزی استنباط نمی­ شود.

 

در واقع کسانی که اساس امارات را ظنون می دانند باید مبنای امارات قانونی را مرکب از دو عامل بدانند: اول- ظن دوم- مصلحت اندیشی

 

یعنی بگویند: مصلحت این است که پاره ای از ظنون به نام امارات برای کشف مجهولات قضایی حجت باشند. ولی به نظر می‌رسد مبنای امارات، بسیط است و صرفا همان مصلحت اندیشی است و بس؛ و این مصلحت اندیشی را جذبه ی غلبه به وجود آورده است و موید این نظر این است که در جوامع اولیه (که از حیث تمدن پیشرفت نکرده بودند) به سائقه‌ی جذبه‌ی غلبه برای حل اختلافات از پاره ای از امارات استفاده می شد بدون اینکه به دستکاری ظن بیاندیشند. اتکاء به جذبه‌ی غلبه با شمّ مصلحت اندیشی عملی‌تر است.[۱۱۷]

 

بند چهارم: استقراء- استقراء، جزو عناصر اماره نیست، بلکه وسیله­ای است که مقنن با آن، پس از کشف یک غلبه در یک صنف در صورتی که مصلحت بداند ‌بر اساس آن غلبه اماره را می­آفریند، یعنی اجازه می­دهد که فرد نادر مجهول به غالب معلوم، ملحق شود.[۱۱۸] پس استقراء وسیله کشف غلبه است ولی نمی توان گفت: اعتبار اماره مبتنی بر استقراء است، بلکه اعتبار اماره بر عنصر دوم از عناصر مذکور فوق مبتنی است یعنی اذن قانون‌گذار.

 

البته باید پا را فراتر نهاد و گفت اینکه بیشتر اوقات می­گویند اماره قانونی به وسیله­ استقرایی که دادرس از روی قراین موجود به عمل ‌می‌آورد حاصل می­ شود درست نیست؛ زیرا در این صورت استقرا در غیر مورد خود به کار رفته است؛ زیرا استقراء استدلالی است که به وسیله­ آن از امور جزئی به امور کلی پی­می­برد ولی روش دادرس در رسیدگی به دعاوی چنان نیست؛ زیرا او از روی قراین ساده موجود در پرونده پی به حقیقت می­برد و روش کار دادرس بیشتر استدلال از راه استنتاج است تا از راه استقراء. او می­داند که برابر قواعد کلی، وجود پاره­ای امور ملازمه با وجود پاره­ی دیگر دارد و با احراز آن امور در دعاوی مطروحه، وجود امور دیگر را استنتاج می­ کند.[۱۱۹]

 

بند پنجم: قیاس- یعنی قیاس شکل اول در منطق صوری ارسطو از عناصر اماره است ‌به این معنی که وقتی دونفر در مالکیت دوچرخه­ای نزاع کردند و یکی متصرف آن است. دادرس دادگاه با خود می­اندیشد و قیاس ‌به این صورت تشکیل می­دهد: (این شخص متصرف است)، (هر کسی که متصرف است تصرف او به ‌عنوان مالکیت شناخته می­ شود)، پس تصرف این متصرف به عنوان مالکیت شناخته می­ شود.

 

در رد این نظر که قیاس را از ارکان اماره‌ی قانونی بیان نموده است، باید گفت که صورت و شکل قیاسی ارسطو حل مجهول نمی‌کند، ماده قیاس همه کاره است و هر چه هست همان ماده قیاس است، به عبارت دیگر قواعد منطق ارسطو اشتباهات شکلی را رفع کند ولی مانع از خطا در ماده فکر نمی‌شود؛ زیرا ناظر به ماده و اساس فکر نیست.

 

بدیهی است ما در امارات به ماده فکر کار داریم، یعنی می­خواهیم یک مجهول قضایی را حل کنیم قیاس کمک فکری به ما نمی­کند، و تطبیق کلی بر مصداق نوعاً از بدیهیات است که حاجت به قیاس ندارد.

 

بند ششم: احتمال- احتمال هم از عناصر امارات نمی ­باشد در «احتمال»، اولویت امکان وقوع یکی از چند حادثه در آتیه مدّ نظر است و حال اینکه در امارات اساساً نظر به آتیه نیست، بلکه از مسائل فعلی و کنونی بحث می­ شود و خلط «احتمال» ‌به این معنی با ظنون در بحث امارات بدعت است نه ابداع[۱۲۰].

 

نتیجه، از این مباحث برمی­آید که عناصر اماره­ی قانونی از این قرار است:

 

الف) غلبه که عنصر مشخص امارات قانونی است. تفسیر خلاصه غلبه چنین است: «الحاق اقل مجهول به اغلب معلوم.

 

ب) اذن قانونی برای الحاق اقل مجهول به اغلب معلوم (خواه در امور علمی باشد یا در حقوق باشد یا نه)

 

‌بنابرین‏ ‌می‌توان اماره­ی قانونی را چنین تعریف کرد: «اماره­ی قانونی دلیلی است قهری و متکی بر غلبه که قانون در صورت نبودن دلیل دیگر آن را دلیل می­داند».[۱۲۱]

 

فصل دوم: اقسام امارات قانونی

 

امارات از نظر وجه اعتبار آن ها بر دو قسم تقسیم می­شوند: ۱، امارات نسبی ۲، امارات مطلق

 

مبحث اول: امارات نسبی

 

اعتبار امارات مبتنی بر یک ظن قریب به یقین است؛ زیرا اثبات برخی از دعاوی دشوار است و از این رو، قانون‌گذار مصلحت دانسته است که به جای اثبات صحت دعوایی، نتیجه­ حاصل از آن را ثابت کند تا بدان وسیله صحت دعوی به ثبوت برسد، مگر اینکه خوانده خلاف آن را ثابت کند. در این صورت، بار دلیل سبک می­ شود؛ زیرا خواهان اصولاً مکلف است مبنای دعوی خود را ثابت کند. درصورتی که در اینجا نتیجه­ حاصل از آن را ثابت می­ کند. مثلاً کسانی که متصرف ملکی باشند عموماً مالک آن نیز هستند؛ اما برای استفاده از مزایای مالکیت باید آن را طبق قانون ثابت کنند و این امر ایجاب می­ کند که دلایل مالکیت را ابراز کنند، ابراز آن نیز در عمل گاهی ممکن نیست. از این رو، قانون‌گذار خواسته است با وضع قاعده­ای، مشکل مذکور را حل کند و چنین مقرر داشته است: «تصرف به عنوان مالکیت دلیل بر مالکیت است، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود». چون در بیشتر موارد کسی که متصرف ملکی باشد، مالک آن نیز هست و تصرف نشانه مالکیت تلقی می­ شود و تصرفی که به واسطه­ مالکیت نباشد، امری است استثنایی و به طرف دیگر دعوی اجازه داده‌اند که در صورتی که دلیلی بر خلاف اماره دارد آن را اقامه کند.[۱۲۲]

 

همچنین برابر اماره­ی فراش مذکوردر ماده ۱۱۵۸ق.م. «طفل متولد در زمان زوجیت، ملحق، به شوهر است، مشروط بر اینکه از تاریخ نزدیکی تا زمان تولد کمتر از شش ماه و بیشتر از ده ماه نگذشته باشد».

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:12:00 ب.ظ ]




 

آدلر به شرط و پیشایند را که ممکن است پیامد های تاسف باری در رشد عزت نفس داشته باشد ذکر می‌کند:

 

اول حقارت های عضوی و تفاوت اندازه و قدرت این شرایط تا حدی زیادی غیر قابل اجتناب می‌باشد اما به علت اینکه اثرات برانگیختگی دارند می توان منجر به نتیجه مطلوب گردند. او مفروض می‌دارد که احساس حقارت ناگزیر در تجربیات دوران کودکی هر فرد به وجود می‌آید.

 

پیشایند دوم که مهم نیز می‌باشد عبارت است از عدم دریافت میزان مناسب پذیرش و حمایت وتشویق از والدین و دوستان نزدیک می‌باشد. کودکان دارایی حقارت عضوی با دریافت پذیرش و حمایت می‌توانند ضعف ها را جبران و به قوت تبدیل نمایند اما آن ها بدون چنین حالتی ناامید و پریشان می‌شوند.

 

پیشایند سوم: افراط زیاد در حمایت و پذیرش است. در صورتی که آدلر معتقد است به اثرات سودمند حمایت و پذیرش می‌باشد ولی ‌در مورد اثرات تخریبی افراط زیاد اخطاری می‌دهد او معتقد است که کودکان نازپرورده به میزان غیر واقع بینانه ای از ارزش دست خواهند یافت. آن ها خود محور و طلبکارانه می‌باشند و خواهان شرکت در روابط دو جانبه اجتماعی نیستند و یا آمادگی آن را ندارند.

 

نظریه راجرز:

 

راجرز، عزت نفس را ارزیابی مداوم شخص از ارزشمندی خویشتن خود و یا نوعی قضاوت نسبت به ارزشندی وجودی خود تعریف ‌کرده‌است. او معتقد است این صفت در انسان حالت عمومی دارد و محدود و زود گذر نیست. بر طبق نظر راجرز، عزت نفس در اثر نیاز به توجه مثبت دیگران به وجود می‌آید. نیاز به توجه مثبت دیگران، شامل بازخوردها، طرز برخورد گرم ‌و محبت‌آمیز، صمیمیت، پذیرش ‌و مهربانی از طرف محیط به خصوص اولیاء کودک است (شاملو، ۱۳۶۸).

 

۲-۱۳ شیوه های فرزند پروری

 

رابطه والدین اعم از آموزشی یا غیر آموزشی با فرزندان، رابطه ای یکسان و بر طبق یک الگو و مدل خاصی نیست. بر اساس تحقیقی در فرانسه، این مدل‌ها در ارتباط با طبقه اجتماعی خانواده ها می‌باشند. (ژیفو لوواسور، ۱۹۹۵) به گفته کاستلان “یک مدل فرزند پروری در همه خانواده ها وجود ندارد. بلکه به تعداد خانواده ها، تعداد روش های فرزند پروری وجود دارد” (کاستلان[۲۵]، ۱۹۸۶) .

 

برای مثال، ‌در مورد فعالیت اجتماعی کردن کودکان، مدل‌های متفاوتی وجود دارد. بومریند به نقل از سیف (همان منبع) با انجام پژوهشی در باره ۱۵۰ کودک ۴ ساله، که در دوره آمادگی پیش دبستانی ثبت نام کرده بودند، والدین آن ها را به سه گروه مختلف به شرح زیر تقسیم می‌کند:

 

گروه اول، والدینی هستند که فرزندان خود را مجبور به اطاعت کورکورانه می‌کنند. این گروه، فرزندان خود را محدود کرده، اختیار و آزادی کمتری به آن ها می‌دهند و معتقدند که رفتار کودکان بایستی زیر نظر آنان باشد. در نتیجه، ضوابط رفتاری آن ها انعطاف پذیر نبوده و یک جانبه است، و گاهی اوقات برای اجرای همان ضوابط رفتاری، کودکان را تنبیه می‌کنند. گروه دوم، والدینی هستند که با فرزندان خود با اقتدار رفتار کرده، ولی بر عکس گروه اول معتقد به انعطاف پذیری در رفتارند. به فرزندان خود فرصت می‌دهند تا در صورت لزوم اعتراض کنند و تربیت خاصی را با دلیل به آن ها تفهیم می‌کنند. گروه سوم، والدینی هستند که نسبت به رفتار فرزندان تحمل پذیرند و در برابر اعمال خلاف، چشم پوشی می‌کنند. این والدین، معیارهای مشخصی را جهت رفتار کودکان در نظر می گیرند، و سایر رفتار آنان را با دیده اغماض می نگرند، جز رفتارهائی که باعث صدمه و آسیب بدنی به آن ها می شود. علی شریعتمداری نیز سه روش دمکراسی، آزادی و دیکتاتوری را تقریبا با همین محتوی به عنوان شیوه های فرزند پروری موجود در خانواده ها معرفی می‌کند. (شریعتمداری، ۱۳۶۷) در پژوهش حاضر، نکته قابل تعمق در شیوه های فرزندپروری، حضور فیزیکی والدین در محیط خانه یعنی زمان بودن با فرزندان و چگونگی فضای فرهنگی حاکم بر خانواده مد نظر می‌باشد.

 

۲-۱۳-۱ تاثیرات والدین:

 

انسان، چون موجودی اجتماعی است و در ارتباط با محیط های اجتماعی مختلف می‌باشد، از هر محیطی چیزی می آموزد تا در مجموع از فرد بدونِ هویت، تبدیل به شخصِ اجتماعی (نیک گهر، ۱۳۶۹) و دارای هویت اجتماعی گردد و طبیعی است که این فرد شهروندی مثمر ثمر برای جامعه خویش می شود. در گذر از شخص فردی بدون هویت به شخص اجتماعی، فعالیت جامعه پذیری نسبت به وی اعمال می شود. امر جامعه پذیری توسط منابع مختلف بر روی انسان عملی شده، و هر یک بخشی از شخصیت فرهنگی و اجتماعی شخصِ اجتماعی شده را می‌سازند. در این بین، خانواده در اکثر جوامع از جمله ایران بیشترین نقش را ایفا کرده، (پیاژه، ۱۹۸۱) که این نقش در رفتارها و نوع فرزند پروری آن ها متبلور می شود.

 

در این رابطه ثنائی به نقل از فریمو می‌گوید: “اثر خانواده بر اشخاص از تمام نیروهائی که تا بحال شناخته شده بیشتر است. یعنی اثر خانواده فراتر از فرهنگ جامعه، دنیای کار، دوستان، نزدیکان و امثال آن هاست” (ثنائی، ۱۳۷۸). ثنائی به نقل از مینوچین بر این باور است که، “فرد بدون خانواده، قابل تعریف نیست. در واقع خانواده کانون شکل گیری و هویت فرد است” (همان منبع). باقر ثنائی نیز خود معتقد است، ” انسان عمدتاً وارث برنامه ریزی های خودآگاه و ناخود آگاه خانواده و برون سازی های دوران کودکی خود با آن ها‌ است” (همان منبع). اعزازی نیز به نقل از ماکس هورکهایمر معتقد است که ” از میان تمام نهاد های اجتماعی که فرد را برای قبول اقتدار (دیکتاتوری در سطح جامعه) آماده می‌سازد، خانواده در مقام اول قرار دارد.” (اعزازی،۱۳۷۶) در همین رابطه کلاین برگ نقل می‌کند که، ” ژاک در مطالعه استادانه خود در باره قدرت طلبی ‌در کودکان ۴ ساله ثابت کرد که تغییر صفات شخصیت بر اثر تغییر اوضاع و احوال محیط ممکن است.” (کلاین برگ، ۱۳۷۲) و تاثیر گذارترین این محیط ها خانواده می‌باشد. به عقیده کاردینر “شیوه تربیت کودک (نخستین نهاد اجتماعی) ساختمان اساسی شخصیت را پی ریزی می‌کند.” (همان منبع) نیوکمب چنین می‌گوید: “تفاوت جنبه‌های عملی تربیت کودکان نتیجه تفاوت فرهنگی و نیز تفاوت شخصیت است.” (همان منبع) شیخاوندی نیز ‌در مورد تاثیر خانواده بر شخصیت فرزندان معتقد است که “بر اساس مطالعات روانی- جامعوی، مثلا ملاحظه شده است که در خانواده های سخت گیر کودکان یا سر به طغیان می‌زنند و خشونت بخرج می‌دهند و یا احساس گناه و مجرمیت می‌کنند و در خود فرو می‌روند.” (همان منبع)

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:43:00 ب.ظ ]




 

۵- حادثه: هر پیشامدی که به صورت ناگهانی، خارج از اراده فرد و بر اثر یک عامل خارجی اتفاق افتد و باعث فوت یا نقص عضو و از کار افتادگی افراد شود یا اینکه هزینه های پزشکی به همراه داشته باشد حادثه نامیده می‌شود.

 

۶- فوت: فوت تنها خطری است که نه تنها عمر انسان را تهدید می‌کند، بلکه احتمال رخ دادن آن قطعی است؛ تنها زمان وقوع آن مشخص نیست. عاقبت، عمر تمامی انسان‌ها صرف نظر از دلیل فوت، روزی به پایان خواهد رسید، خواه فوت طبیعی باشد یا به علت بیماری یا حادثه.

 

۷- حیات:زنده ماندن نیز در زمره خطرات می‌تواند به حساب بیاید که زندگی افراد را تهدید می‌کند. این طبیعی است که مرور زمان و گذشت ایام توانایی افراد را کاهش می‌دهد. از طرفی هزینه های وجود دارد که مخصوص آن زمان است یا اینکه در آن مقطع از سن اشخاص افزایش می‌یابد؛ لذا باید چاره اندیشید تا افراد در سنین بالا بتوانند مبالغ قابل توجهی را به صورت یکجا یا مستمری بازنشستگی در اختیار داشته باشند تا بتوانند از دوران کهولت خود لذت ببرند.

 

۴-۱۰-۲سرمایه بیمه نامه در بیمه های اشخاص:

 

سرمایه بیمه نامه مبلغی است که بیمه گر تعهد پرداخت آن را در صورت بروز خطر موضوع بیمه نامه به عهده می‌گیرد. طبق ماده ۱ قانون بیمه، تعهد بیمه گر می‌تواند به صورت جبران خسارت وارده به بیمه گذار باشد یا اینکه یک مبلغ معین و وجه مشخصی باشد که در وجه او پرداخت می شود.

 

در بیمه های اموال حالت اول معمول است؛ ‌به این معنا که بیمه گر پس از وقوع خسارت احتمالی،زیان وارده به بیمه گذار خود را جبران نموده و از لحاظ اقتصادی در حالت قبل از وقوع خسارت قرار می‌دهد، اما در بیمه های اشخاص هر دو گونه را داریم.برای نمونه در بیمه های درمان تکمیلی، بیمه گر هزینه های پزشکی موضوع بیمه نامه را تا سقف مورد تعهد و پس از کسر فرانشیزها پرداخت می کند. از طرفی در بیمه های عمر تعهد می‌کند که در صورت فوت بیمه شده مبلغی را به ذی نفع بپردازد که اصطلاحا به آن سرمایه بیمه نامه

 

گویند. میزان این سرمایه در ابتدای شروع بیمه نامه از سوی بیمه گذار به بیمه گر پیشنهاد می شود و در صورت موافقت بیمه گر، در فرم بیمه نامه نیز قید می شود. دلیل اینکه در بیمه عمر بر خلاف سایر رشته ها، در ابتدا سرمایه معینی تعیین می شود این است که در سایر رشته‌های غیر از عمر(اموال و اشخاص)، میزان خسارت به وجود آمده مشخص بوده و قابل ارزیابی است، لیکن چون جان انسان‌ها قابلیت قیمت گذاری ندارد و نمی‎توانند در زمان خسارت بگویند؛ ‌بنابرین‏ مبلغ خاصی را ابتدای بیمه نامه معین می‌کنند.

 

البته جهت جلوگیری از سوء استفاده برخی از بیمه گذاران و نیز جلوگیری از تجمع خطر به زیان بیمه گر، بیمه مرکزی ج.ا.ا سقف سرمایه ای را برای هر شخص مشخص ‌کرده‌است. ب این معنا که مجموع سرمایه های بیمه های عمر هر فرد نباید از آن سقف تجاور کند.

 

۵-۱۰-۲ عوامل مؤثر بر بیمه های اشخاص:

 

هدف اولیه بیمه اشخاص حمایت خانواده در برابر پیامدهای مالی حاصل از مرگ سرپرست خانواده بر اثر حادثه، بیماری و از کار افتادگی است.

 

شرکت های بازرگانی نیز ممکن است به دلیل فقدان نیروی انسانی کارآمد، برای توسعه و پیشرفت و حفظ نیروهای متخصص و تأمین آرامش خاطر کارکنان به پوشش های بیمه ای نیازمند باشند.

 

به طور کلی در بیمه های اشخاص، فرد با خرید بیمه نامه ، تأمین آتی دریافت می‌کند که این تأمین به علت عدم اطمینان فرد به آینده است (از کار افتادگی،حادثه و عمر) و فرد با تحصیل این بیمه ریسک پیرامون خود را حداقل می‌کند. این اضطراب از دست دادن کار و یا بروز حادثه ضمن کار است که فرد را متقاضی دریافت بیمه می‌کند.در اینجا به عواملی که می‌تواند برروی بیمه های اشخاص تاثیر داشته باشند اشاره می‌کنیم:

 

۱- جمعیت: یکی از عوامل مؤثر بر بیمه های اشخاص است. توانایی مالی که ناشی از داشتن سطح درآمدی مناسب است خود منوط به اشتغال برای کسب درآمد است. پس اشتغال عامل ابتدایی برای ارتقای توان مالی

 

فرد به حساب می‌آید. اشتغال یا نقطه مقابل آن بیکاری می‌تواند عوامل مؤثر بر تقاضای بیمه های اشخاص معرفی شوند. علاوه بر آن بسیاری از انواع پوشش های بیمه های اشخاص به عنوان مکمل بیمه های اجتماعی ویژه شاغلان است و افراد حتی در صورت شاغل بودن در یک فعالیت کاری می‌توانند از مزایای این بیمه بهره‌مند شوند.

 

۲- درآمد: درآمد نیز یکی دیگر از عوامل تأثیر گذار می‌باشد. چرا که فرد در صورت احراز توانایی مالی عملاً در سطوح درآمدی بالاتری قرار می‌گیرد و برای افزایش تأمین خود بیش از پیش دقت می‌کند. می توان بالا بودن سهم حق بیمه های اشخاص در کشورهای پر درآمد را ناشی از همین علت دانست.

 

۳- تورم: تورم نیز عامل تأثیر گذار دیگری بر بیمه های اشخاص است که گاه اثر خود را به طور مستقیم و گاه معکوس نشان می‌دهد. محصولات بازار بیمه به هر منظور و با بهره گرفتن از مکانیسم در کشورهای بسیاری با مشکل طراحی در دوران تورمی روبرو هستند. شرایط تورمی، دشمن بیمه های زندگی است و تمام نتایج آن را خنثی می‌کند.

 

۴- فرهنگ: فرهنگ نیز یکی دیگر از عوامل مؤثر بروی بیمه های اشخاص است.تلقی مردم نسبت به بیمه و ورود آن به باورها و هنجارهای فرهنگی جامعه که خود تابع شناخت مزایا و قابلیت های آن است، از دیگر عوامل مهم در توسعه بیمه عمر می‌باشد.

 

۵- تبلیغات: اثرات ترویج و تبلیغ در فروش کالاها و از جمله بیمه انکارناپذیر است با توجه به بررسی های صورت گرفته، بیمه های اشخاص و فروش آن رابطه مستقیمی با تبلیغ دارد و ‌بنابرین‏ بدون داشتن یک برنامه ترویج و تبلیغ مناسب از طرف صنعت بیمه، انتظار توسعه بیمه های نامحتمل بنظر می‌رسد.

 

۶-۱۰-۲ انواع بیمه های اشخاص:

 

بیمه های اشخاص در سه رشته بیمه های عمر،بیمه های حوادث و بیمه های درمان به بیمه گذاران عرضه می‌گردد. این سه رشته هر کدام بر حسب نیازهای بیمه ای به شاخه های متعدد تقسیم می‌شوند.

 

*بیمه های عمر:

 

یکی از مهمترین رشته‌های بیمه ای در تمام دنیا بیمه عمر است. این اهمیت تا جایی است که در کشورهای پیشرو در صنعت بیمه، بیمه گران به دوسته بیمه گر عمر و بیمه گر غیر عمر تقسیم می‌شوند و هر کدام در زمینه تخصصی خود فعالیت می نمایند؛ یعنی بیمه عمر را از تما م رشته ها از جمله: آتش سوزی، باربری، اتومبیل، مهندسی، مسئولیت و حتی از بیمه های حادثه و درمان نیز جدا نموده اند. جدا از اینکه این تخصص گرایی، کارایی بیمه گران عمر را افزایش می‌دهد، اهمیت بیمه های عمر را نیز نشان می‌دهد.

 

*بیمه عمر در ایران:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:56:00 ب.ظ ]




 

۲-۳-۲-۱- شاخص‌های رفتاری جوانمردی سازمانی

 

هر عیار و جوانمرد مجبور بود در یکی از کسب‌ها و صنعت‌ها تخصص داشته باشد تا با بهره گرفتن از آن تخصص بتواند زندگی روزمره خود را به پیش ببرد.آن ها در کار و پیشه نیز باید آداب و اخلاق خاص را رعایت می‌کردند که بعدها با نام «فتوت‌نامه‌های حرفه‌ای» مانند «فتوت‌نامه آهنگران» تدوین شدند، در این فتوت‌نامه‌ها افزون بر تفسیر و تأویل عرفانی عملیات ویژه آن حرفه، مجموعه‌ای از اصول اخلاقی نیز توصیه و ترویج می شد، اصولی که می‌توان بیان نوین آن ها را در «منشورهای اخلاق حرفه‌ای»در سازمان‌های امروزی مشاهده کرد(خاکی،۱۳۹۳).

 

جدول ۲-۱- شاخص‌های رفتاری برای جوانمردی سازمانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مفهوم بعدها مؤلفه‌ها شاخص‌های جوانمردی جوانمردی سازمانی رفتار جوانمردانه در حوزه درون سازمانی نسبت به مافوق (مافوقان) اسرار مافوق را نزد دشمنان او افشا نکردن عدم تبانی با صاحبان قدرت بر علیه ایشان عدم اظهارنظرهای منفی و کلی درباره شخصیت آن ها عدم شایعه‌سازی تبلیغاتی بر ضد ایشان احساس دین‌داری نسبت به مافوق مانع دستیابی به اطلاعات و آمار نشدن نسبت به همکار (همکاران) با وجود بداخلقی، نزد مافوقان عمل متقابل به مثل نکردن در حادثه‌ها یاری و مددکاری را دریغ نکردن و خود را به خطر انداختن اختلاف‌ها را با هدف دستیابی به منابع فردی دامن نزدن دیگران را به تعمد برای موفقیت خود به خطا نیافکندن نسبت به زیردست (زیردستان) از خطاهای شخصی و فردی ایشان چشم پوشیدن در پاداش و تنبیه خیرخواهی را دریغ نکردن عیب‌های فردی آن ها را به خاطر خطاهای کاری بر ملانکردن نگاه ایثارگرانه داشتن و با آن ها به رقابت برنخاستن برخورد انسانی با جنس مخالف و سوءاستفاده نکردن از آن ها رفتارهای جوانمردانه در حوزه بیرون سازمانی در حق رقبای فردی و سازمانی اخبار نادرست بر علیه آن ها منتشر نکردن جاسوسی نکردن درباره اسرار کاری آن ها تلاش نکردن برای جذب نیروهای کلیدی با هدف تضعیف آن ها قواعد و اصول اخلاق حرفه‌ای را در عمل نقض نکردن گلایه‌ها و ‌شکواییه‌های آن ها را نادیده نگرفتن در حق مشتری‌های حقوقی و حقوقی عدم سوءاستفاده از ناآگاهی آن ها در توافق‌ها و عقد قراردادها در حق مشتری‌های حقوقی و حقوقی عدم سوءاستفاده از ناآگاهی آن ها در توافق‌ها و عقد قراردادها حقوق و منافع آن ها را در عمل ضایع نکردن ارائه آگاهی لازم درباره مطالباتشان را دریغ نکردن در حق ذینفعان برونی اطلاعات صحیح را دریغ نکردن با وجود احتمال موضع انتقادی آن ها وفاداری نسبت به آرمان‌ها و ارزش‌ها و مأموریت‌های سازمان

منبع:خاکی،۱۳۹۳

 

۲-۳-۳- تاریخچه اخلاق کاری در غرب

 

تاریخ تدوین اولین اصول اخلاق حرفه‌ای به حدود ۳۰۰ سال پیش از میلاد بر می‌گردد. حرفه پزشکی که با جان و مال و ناموس جامعه پیوند نزدیک دارد، از دوران باستان دارای سازمان یافتگی ویژه بود. اولین اصول اخلاق حرفه‌ای متعلق به حرفه پزشکی می‌باشد و در سوگندنامه بقراط مشخص شده است. بقراط سوگند نامه خود را «هنر زیست» و «مراقبت و مواظبت از نفس» توصیف کرد. او اولین کسی بود که مبنای اخلاقی را در قالب قسم نامه با طبابت در آمیخت. در سال ۱۹۴۹ این سوگندنامه که در حکم اصول اخلاق حرفه‌ای بود از سوی اتحادیه جهانی پزشکان مورد اصلاح و بازبینی قرار گرفت. سازمان بهداشت جهانی[۳۸] بیان می‌کند “احترام به کرامت انسانی و عشق به دیگری، سنگ بنا و پایه تمامی اصول اخلاق پزشکی را تشکیل می‌دهد”.

 

اولین مسئولیت یک صاحب حرفه، در ۲۵۰۰ سال پیش در سوگند نامه بقراط به وضوح بیان شده است: “ندانسته (ناآگاهانه) به کسی آسیب نرسانید[۳۹]“. هیچ صاحب حرفه‌ای نمی‌تواند قول دهد برای مشتری اش بهترین خدمت را ارائه دهد، اما می‌تواند قول دهد که ندانسته یا از روی غفلت به کسی آسیب نرساند. “ندانسته به کسی آسیب نرسانید”، قانون اساسی و زیربنای اخلاق حرفه‌ای و قانون اصلی اخلاق و مسئولیت اجتماعی است (عاملی ۱۳۸۱ به نقل از دراکر[۴۰]، ۲۰۰۴).

 

اخلاق حرفه‌ای در قالب یک اصطلاح به عنوان یکی از ویژگی‌های سرمایه انسانی و معنوی هر جامعه یا سازمان از قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی در ادبیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نویسندگان غرب رایج شد. ” اخلاق حرفه‌ای نوعی تعهد اخلاقی و وجدان کاری نسبت به هر نوع کار، وظیفه و مسئولیت است” (مولایی، ۱۳۸۵ به نقل از سانتوز[۴۱]، ۱۹۹۸). به تدریج، گرایش نویسندگان و فیلسوفان به تحلیل و بررسی مسائل مربوط به جنگ ویتنام، تبعیض نژادی، بی عدالتی اجتماعی، به انضمام پرسش‌های اخلاقی مربوط به حوزه پزشکی و علوم زیستی و یافتن راه حلی برای معضلاتی مشابه این، باعث روی آوردن جدی ‌به این حوزه فکری شد که با طرح پرسش‌هایی نو درباره حرفه های مختلف و یا موضوعات متفاوت، به تدریج شاخه‌های زیر مجموعه اخلاق کاربردی یعنی پزشکی، زیست محیطی، تجارت، مهندسی، سیاسی، حقوقی و… شکل گرفت (خزاعی، ۱۳۸۴). دانش اخلاق کسب و کار در دهه هفتاد میلادی به عنوان یک رشته‌ (مستقل) دانشگاهی شناخته شد. پیش از آن سراغ چنین دانشی را می‌شد در شماری از واحدهای دانشگاهی گرفت. همچنین در آثار چهره‌هایی برجسته همچون ریموند بومرت که در دو زمینه‌ی اخلاق و بازرگانی کار کرده بودند.مسائل اخلاقی اگر مورد توجه بودند در واحدهای درسی مسائل اجتماعی بود. تا این زمان، الهی‌دانان و اندیشمندان دینی در کنار کارشناسان رسانه ها همواره درباره مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها گوی پژوهش و نگارش را می‌ربودند. آنچه اخلاق کسب و کار را یک دانش کرد، ورود شمار قابل اعتنایی فیلسوف به میدان بود. این فیلسوفان نظریه اخلاقی و تحلیل فلسفی را در فهم مسائل کسب وکار آزمودند. دانش اخلاق کسب و کار، محصول تلاقی نظریه اخلاقی، پژوهش تجربی و تحلیل مسائل و موارد عینی در کسب و کار است (نهاوندیان،۱۳۸۵).

 

۲-۳-۴- مکاتب و نظریه های اخلاق حرفه‌ای

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:27:00 ب.ظ ]




 

۱-۶ اهداف تحقیق

 

هدف کلی این تحقیق، تجزیه وتحلیل رابطه ی بین نرخ رشد سرمایه فکری بر عملکرد حسابداری، بازار و مالی؛ شرکت های متوسط و بزرگ پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در واقع این تحقیق، پاسخی ‌به این پرسش کلی است که؛ آیا سرمایه فکری بر روی عملکرد شرکت های مورد مطالعه تاثیرگذار است یا خیر؟ برای اندازه گیری نرخ رشد سرمایه فکری از«مدل پالیک» وعملکرد شرکت ها بر اساس پارامترهایی مانند: سود هر سهم ، بازده حقوق صاحبان سهام، بازده دارایی ها، بازده سالانه سهام و ارزش افزوده اقتصادی استفاده می شود. ‌بنابرین‏ هدف اصلی این تحقیق:

 

۱- بررسی نرخ رشد سرمایه فکری با عملکرد مالی شرکت های متوسط و بزرگ

 

۲- بررسی نرخ رشد سرمایه فکری با عملکرد بازار شرکت های متوسط و بزرگ

 

۳- بررسی نرخ رشد سرمایه فکری با عملکرد حسابداری شرکت های متوسط و بزرگ

 

۱-۷ پرسش های تحقیق

 

آیا نرخ رشد سرمایه فکری با عملکرد مالی؛ شرکت های متوسط و بزرگ، رابطه معناداری دارد؟

 

آیا نرخ رشد سرمایه فکری با عملکرد بازار؛ شرکت های متوسط و بزرگ، رابطه معناداری دارد؟

 

آیا نرخ رشد سرمایه فکری باعملکرد حسابداری؛ شرکت های متوسط و بزرگ، رابطه معناداری دارد؟

 

۱- ۸ فرضیات تحقیق

 

در این تحقیق؛ بر اساس هدف و مبانی نظری تحقیق، فرضیه‌ها به شرح زیر بیان شده اند:

 

فرضیه ۱: نرخ رشد سرمایه فکری با عملکرد مالی ( EPS) شرکت های متوسط و بزرگ، رابطه معنادار دارد.

 

فرضیه فرعی:

 

۱٫۱) نرخ رشد سرمایه فکری با بازده دارایی ها(ROA) شرکت های متوسط و بزرگ، رابطه معنادار دارد.

 

۱٫۲) نرخ رشد سرمایه فکری با بازده حقوق صاحبان سرمایه(ROE) شرکت های متوسط و بزرگ، رابطه

 

معنادار دارد.

 

فرضیه ۲: نرخ رشد سرمایه فکری با عملکرد بازار شرکت های متوسط و بزرگ، رابطه معنادار دارد

 

فرضیه ۳: نرخ رشد سرمایه فکری با عملکرد حسابداری شرکت های متوسط و بزرگ، رابطه معنادار دارد.

 

۱-۹ روش تحقیق وابزار سنجش

 

روش آماری در این تحقیق، تحلیل همبستگی[۵۴] از طریق رگرسیون[۵۵] پنل دیتا (حداقل مربعات)[۵۶] وآزمون F وT ، بررسی شدند. به منظور تعیین مدل مناسب (تلفیقی یا تابلویی با اثرات ثابت یا تصادفی) برای آزمون فرضیات از آزمون های چاو و هاسمن استفاده شده است. در انجام این تحقیق نیز ۷۴ شرکت از مجموع شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران در طی سال های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲، به روش حذف سیستماتیک انتخاب شدند. ضمناً برای تعیین شرکت های متوسط و بزرگ از مشخصه پراکندگی چارکی استفاده گردید؛ به طوری که تا چارک برای شرکت های کوچک و بالای برای شرکت های بزرگ وبین این دوچارکها، برای شرکت های متوسط درنظر گرفته شد.

 

اطلاعات به دست آمده با بهره گرفتن از روش کتابخانه ای – می‌دانی گردآوری شده است، به گونه ای که در بخش ادبیات موضوعی تحقیق، اطلاعات با مطالعه مقالات ، کتاب ها و اسناد ‌و مدارک و اینترنت به دست آمده است. این پژوهش به لحاظ ماهیت و روش از نوع پژوهش همبستگی است. در این پژوهش، برای آزمون فرضیات، ابتدا از تحلیل همبستگی به منظور آزمون معناداری رابطه بین متغیرها استفاده شده است. ابزار تحقیق، از صورت های مالی و گزارش های موجود در آرشیو بورس اوراق بهادار تهران، نرم افزار نوین،Codal.ir و com.Rdis استفاده گردید. در ضمن تحلیل داده ها و آزمون فرضیه‌ها با بهره گرفتن از نرم افزارهای؛ Excel وEviews، صورت پذیرفته است.

 

۱- ۱۰مفاهیم تحقیق

 

۱-۱۰-۱ سرمایه فکری(IC) سرمایه فکری؛ مجموعه ای از دارایی های مبتنی بر دانش است که به یک سازمان تعلق دارد و به طور چشم گیری در بهبود موقعیت رقابتی، مشارکت دارد(مار و شیوما) . اجزای سرمایه فکری:

 

۱-۱۰-۱-۱سرمایه انسانی(HC)[57] سرمایه های انسانی، تحت عنوان دانش فردی، مهارت ها و تجارب موجود در کارکنان یک سازمان برای خلق ارزش و حل کردن مسائل کسب وکار، تعریف شده است(آلریچ).

 

۱-۱۰-۱-۲ سرمایه ساختاری(SC)[58] شامل اقلامی است که پس از خروج کارکنان از شرکت باقی می ماند و شامل همه ی ذخایر دانشی است که به کارکنان مربوط نیست، مانند: پایگاه داده ها، چارت های سازمانی، مقررات، استراتژی روزانه وغیره[۵۹].

 

۱-۱۰-۱-۳ سرمایه رابطه ای(مشتری) یا اجتماعی (RC)[60] عبارت است از؛ ارزش موجود در سیستم های بازاریابی و ارتباطی که از آن طریق شرکت ها، کسب وکارشان را هدایت می‌کنند[۶۱].

 

۱-۱۰-۲ سود هر سهم(EPS)[62] این نسبت بیانگر، سودی است که شرکت در یک دوره مشخص به ازای یک سهم عادی به دست آورده است و هدف سود هر سهم، ارائه شاخصی، برای اندازه گیری منافع هر سهم عادی از عملکرد واحد تجاری طی دوره گزارشگری است.

 

۱-۱۰-۳ بازده حقوق صاحبان سهام(ROE)[63]

 

یک نسبت سودآوری است که بیان کننده، سود به نسبت حقوق صاحبان سهام است و در بیشتر موارد هنگام مقایسه دو یا چند شرکت فعّال در صنعت، به کار می رود.

 

۱-۱۰-۴ بازده دارایی ها(ROA)[64] این نسبت بیانگر، کارایی استفاده از دارایی ها است و میزان سود به ازای هر ریال از وجوه سرمایه گذاری شده در شرکت را نشان می‌دهد.

 

۱-۱۰-۵ بازده سالانه سهام ®[65] تغییرات در قیمت سهام ، می‌تواند به دلیل تقسیم سود یا تعدیل به خاطر تجزیه باشد. بازده کل حاصل از مالکیت سهام؛ از تقسیمات سود و دیگر پرداخت های نقدی و بهره، حاصل می‌گردد.

 

۱-۱۰-۶ ارزش افزوده اقتصادی(EVA) ارزش افزوده اقتصادی که در این تحقیق مورد استفاده می‌باشد ؛ متغیر وابسته ای است که از سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات منهای هزینه سرمایه و منابع مالی به کار گرفته شده حاصل می شود. به عبارتی؛ حاصل ضرب تفاوت نرخ بازده سرمایه گذاری و نرخ میانگین موزون هزینه سرمایه درسرمایه به کار رفته.

 

۱-۱۰-۷ عدم تقارن اطلاعاتی

 

یعنی مدیران بیشتر از سرمایه گذاران خارج از شرکت،درباره ی چشم اندازهای آتی آن اطلاعات دراختیار دارند.

 

۱-۱۰-۸ ریسک تجاری عبارت از مقدار معینی از ریسک؛ که در بطن عملیات شرکت نهفته است وسهامداران با آن روبرو می‌شوند.

 

۱-۱۰-۹ مشکلات نمایندگی عبارت است از تضاد بالقوه منافع که می‌تواند بین مالک شرکت و نماینده او در شرکت، پدید آید.

 

۱-۱۱ ساختار تحقیق

 

در فصل اول کلیات تحقیق ارائه می‌شود. در فصل دوم، مبانی نظری سرمایه فکری و ارزش افزوده اقتصادی و فصل سوم به روش شناسی تحقیق، اختصاص دارد .در فصل چهارم، نتایج حاصل از داده های آماری تحقیق ارائه و اطلاعات به دست‌آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.در فصل پنجم نتیجه‌گیری به همراه پیشنهادات لازم ارائه خواهد شد.

 

۱-۱۲ خلاصه فصل

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:58:00 ب.ظ ]




 

۶ – تامین مالی بیشتر برای توسعه . کمیسر عالی روی اهمیت همکاری بین‌المللی برای ارتقا و حمایت از حقوق بشر تأکید می‌کند . به طور اخص ، کمیسر عالی اشاره می‌کند که هر چند انعطاف پذیری بیشتر ‌در مورد قواعد تجاری باعث می شود که بسیاری از کشورها فرصت اجرای سیاستهایی برای ارتقای حق برخورداری از غذا و حق توسعه را بیابند ، ولی بسیاری از کشورها فاقد منابع مالی کافی برای این کار هستند . ‌بنابرین‏ ، برای مثال ، هرچند اقدامات تعرفه ای مورد نظر سازمان جهانی تجارت ممکن است باعث افزایش درآمدها شود ، ولی حمایت داخلی احتیاج به منابع مالی دارد . و بسیاری از کشورها ممکن است نتوانند به اندازه کافی از این انعطاف پذیری استفاده کنند . در این رابطه ، کمیسر عالی مجددا از کشورهای توسعه یافته درخواست می‌کند که به تعهد برای اختصاص حداقل ۷/ . درصد از تولید ناخالص ملی خود به کمکهای توسعه ای رسمی عمل کنند ، تعهدی که به دنبال “نشست سران جهان برای توسعه اجتماعی” در بیست و چهارمین جلسه ویژه مجمع عمومی در سال ۲۰۰۰ سپرده شد .

 

۷ – افزایش کمکهای غذایی هدایت شده . کمیسر عالی ماده ۱۱ میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی مبنی بر همکاری بین مللی برای تضمین توزیع ذخایر غذایی جهان بر اساس نیازها را ، به دولت‌ها باد آوری کرده و از آن ها می‌خواهد که به مسائل کشورهای وارد کننده و صادرکننده مواد غذایی توجه کنند . کمیسر عالی اذعان می‌کند که کمکهای غذایی بین‌المللی گاه تابع نوسان قیمتهای جهانی مواد غذایی و حتی پوششی برای یارانه های صادراتی بوده و در نتیجه تأکید می‌کند که کمکهای غذایی باید بر اساس نیازها انجام گیرد . برای این منظور ، کمیسر عالی از برنامه هایی مثل برنامه های غذا در قبال کار حمایت می‌کند که کمکهای غذایی را به سوی نیازمندان هدایت می‌کند .

 

۸ – آزاد سازی تجاری منصفانه . کمیسر عالی ‌بر ضرورت ایجاد یک نظام اجتماعی و بین‌المللی منصفانه در فرایند آزاد سازی تجاری تأکید می‌کند ، نظامی که در پی تحقق تجارت منصفانه باشد . ابهامات موجود در موافقتنامه کشاورزی سازمان جهانی تجارت باعث شده است که برخی از کشورهای عضو “سازمان همکاری و توسعه اقتصادی” تعرفه های تثبیت شده را بیش از حد برآورد کرده ، تعرفه های بالایی برای کالاهای “حساس” تعیین نموده و به حمایت داخلی شدید ادامه دهند . مقررات تجاری بین‌المللی منصفانه باید چنان شفاف باشد که اجرای روح موافقتنامه کشاورزی و نه فقط الفاظ آن را تشویق کند . بعلاوه در حالی که در مقدمه موافقتنامه کشاورزی به هدف افزایش دسترسی کشورهای در حال توسعه به بازارها اشاره شده است ، ولی توجه بیشتری باید به سوی تعیین روش های تحقق این امر معطوف شود . ‌بنابرین‏ ، کمیسر عالی برطرف کردن ایرادات ساختاری موجود در موافقتنامه کشاورزی به نفع کشورهای ثروتمندتر را تشویق می‌کند . با توجه به ناتوانی اکثر کشورهای غیر عضو “سازمان همکاری و توسعه اقتصادی ” برای حمایت مشابه از مردم خود ، کمیسر عالی همچنین انجام اقدامی هماهنگ تر از طرف کشورهای عضو سازمان مذکور برای کاهش و رفع انحرافات تجاری (به ویژه یارانه های صادراتی ) را تشویق می‌کند . در این راستا کمیسر عالی از تعهد مذکور در ” بیانیه نشست وزیران دوحه ” برای بهبود قابل ملاحظه دسترسی به بازارها و کاهش کلیه اشکال یارانه های صادراتی با هدف حذف کامل آن ها استقبال کرده و گنجانیدن صریح این تعهد در قواعد و مقررات موافقتنامه کشاورزی را تشویق می‌کند .

 

۹ – مذاکرات الحاق . این امر حائز اهمیت است که کشورهای در حال مذاکره الحاق به سازمان جهانی تجارت به طور کامل از رفتار ویژه و متفاوت همچون کشورهای در حال توسعه برخوردار گشته و بتوانند از انعطاف موجود در بسیاری از موافقتنامه های این سازمان استفاده کنند . کشورهایی که در مذاکرات الحاق شرکت دارند ، نباید این گونه ترجیهات را از دیگران سلب کنند . برخی از کشورهای کوچکتر یا فقیرتر ممکن است در مذاکرات الحاق آسیب پذیر باشند . طبق گزارش کمیته اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ، دولت‌ها باید به حق برخورداری از غذا در کشورهای دیگر نیز احترام بگذارند . کمیسر عالی این مسئولیت عمومی را به دولت‌ها یاد آوری می‌کند که باید به حقوق بشر در کشورهای دیگر احترام بگذارند و اعضای سازمان جهانی تجارت را تشویق می‌کند که در مذاکرات الحاق به گونه ای عمل کنند که کشورهای در حال الحاق بتوانند حقوق بشر را ‌در مورد مردم خود رعایت کنند .

 

۱۰ – کار ماهوی بیشتر . کمیسر عالی انجام تحقیقات بیشتر برای پیشبرد حقوق بشر در فرایند آزاد سازی تجارت محصولات کشاورزی را تشویق می‌کند . روشن کردن اصل عدم تبعیض ( شامل اصول رفتار ملی و دولت کامله الوداد) بر اساس حقوق بشر در رابطه با قواعد تجاری سازمان جهانی تجارت ، ایجاد ساز و کارهایی برای رفتار ویژه و متفاوت که افراد و ‌گروه‌های آسیب پذیر ( نه کشاورزان ثروتمند و مجتمع های کشت و صنعت ) از آن بهره مند شوند ، ایجاد ساز و کارهایی که حمایت مؤثر از محصولات مربوط به امنیت غذایی و در عین حال موجد کمترین انحراف در تجارت را در کشورهای فاقد امنیت غذایی میسر سازد . تهیه رهنمودهایی برای ارائه کمکهای غذایی بر اساس نیازها و نه بر اساس نوسان قیمتهای جهانی مواد غذایی ، و ایجاد ساز و کارهای عملی برای ” تصمیم مراکش در باره اقدامات مربوط به آثار منفی احتمالی برنامه اصلاحات بر کم توسعه یافته ترین کشورها و کشورهای در حال توسعه وارد کننده خالص مواد غذایی ” از جمله تعیین اهداف ، جدول‌های زمانی ، معیارها و شاخص‌ها ، و تعیین اجرا کنندگان و استفاده کنندگان مسئولیت‌ها .

 

گفتار دوم : رابطه حق بر غذا و سایر حقوق بشری

 

اعلامیه وین کنفرانس جهانی حقوق بشر ۱۹۹۳ مقرر می‌دارد که تمامی حقوق بشر، جهانی، غیر قابل تفکیک، مرتبط و وابسته با یکدیگرند . در این مبحث رابطه حق بر غذا با برخی از حقوق بشری مورد اشاره در این اعلامیه را بیان کنیم .[۲۹]

 

بند اول : حق بر غذا و حق بر عدم تبعیض

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:30:00 ب.ظ ]




 

  • نمای روانشناختی[۳۴]

هر سازمان فرهنگ منحصر به فرد خودش را دارد. ما می‌توانیم این فرهنگ را همانند اینکه نمای روانی یک شخص را می‌بینیم، مشاهده کنیم. برای مثال، برخی سازمان‌ها بسیار نوآور و خطرجو هستند در حالی که بقیه بیشتر با حساب حرکت کرده و ریسک کمتر را انتخاب می‌کنند. اگر بتوانیم این نمای روانی در سطح سازمان را شناسایی کنیم، آن موقع دارای بینش خوبی برای چگونگی رقابت هستیم. یک راه درک روان‌شناسی سازمان، به کار بردن روش مایربریگز در سازمان است. مایربریگز یک شاخص پیشگویانه سطح رفتار روانی در افراد است. شاخص مایربریگز[۳۵]، رفتار را به چهار بعد تقسیم می‌کند(همان منبع،۱۳۹۱):

 

    1. برونگرا در مقابل درونگرا

 

    1. احساسی در مقابل شهودی

 

    1. تفکر در مقابل احساس

 

  1. قضاوتی در مقابل ادراکی

 

  • سایه[۳۶]

اگر نیاز دارید که به طور مداوم یکی از رقبایتان را زیر نظر داشته باشید، باید افراد مختلفی را در سازمان به تعقیب آن رقیب اختصاص دهید. این کار نیازمند تیم کوچکی از خبرگان در رشته‌های مختلی مانند اقتصاد، مهندسی، بازاریابی، مدیریت، تکنولوژی وغیره می‌باشد. تیم سایه برای نظارت و درک دقیق و عمیق هر چیز در رقیبان کلیدی تشکیل شده است. این کار می‌تواند هوش بسیار ارزشمندی از رفتار رقبا را فراهم کند. تیم سایه همچنین می‌تواند کیفیت هوش رقبایتان را ترفیع دهد .این مسئله زمانی که توابع هوش رقابتی تا حدودی ایستاست و نیاز به برخی از انرژی‌ها و دید جدید در سازمان دارد، می‌تواند مهم باشد. به علاوه این مسئله جایی که هیچ هوش رقابتی وجود ندارد اما یک گروه کوچک از افراد هوش رقابتی را بسیار مهم جلوه می‌دهند، می‌تواند مهم باشد(Hasanali ,Leavit and Lemons;2004).

 

  • مهندسی معکوس

برای خطوط تولید رقابتی، مهندسی معکوس یک رویه عادی از مدیریت و سازماندهی هوش رقابتی است. مهندسی معکوس فرایند گرفتن محصول یا خدمات موجود، شکستن آن به اجزا، بخش‌ها و دیگر محصولات می‌باشد و همچنین درک چگونگی ساخت و ایجاد یک مدل یا نمایه‌ای از چگونگی کار فرایند تولید می‌باشد. مهندسی معکوس در صنعت‌های بیشماری همانند مشتری الکترونیکی، تولیدات سینما، طرح‌های مهندسی، تولیدات شیمیایی و ساخت اتومبیل امتحان شده است(مومنی و همکاران،۱۳۸۹ ).

 

۲-۱-۲-۱۴- ایجاد واحد هوشمندی رقابتی

 

توسعه‌ فرهنگ و فرایند هوشمندی رقابتی در سازمان ممکن است در قالب مدل‌های گوناگون و فراوانی که توسط شرکت‌ها و محققان بسیاری آزمون شده صورت گیرد. بر اساس تجارب گذشته راچ و سنتی فرایند ایجاد واحد هوشمندی رقابتی را مطابق شکل(۲-۷) طراحی کرده‌اند(Rouach and Santi,2001).

 

فاز اول، ایده سازی[۳۷]: هدف این فاز این است که الزامات لازم برای راه اندازی ساختار مناسب هوشمندی رقابتی از طریق تحلیل اثربخشی اطلاعات شرکت فراهم آید. در این فاز برای شرکت بسیار حیاتی خواهد بود که بتواند شکاف‌های موجود مابین ادراکش از محیط خارجی و واقعیت خارجی، بین پایگاه‌های دانش واثربخشی کشف دانش در شرکت و بین اعمال شرکت و اعمال رقبا را به خوبی ومعقولانه بازنمایی کند. سطح تهدیدات رقبا باید تا جایی که ممکن است تعیین شود. در این فاز خاصیت هوشمندی مناسب با بنگاه باید به صورت عینی انتخاب شده و اهداف واضح برای ردگیری در کل فرایند معین شوند.

 

فاز دوم، ادراک پذیری[۳۸]: این فاز بسیار حیاتی است چرا که عملا در آن اجزای فرایند تعریف می‌شود و پاسخ این سوالات جستجو می‌گردد: از چه منابعی استفاده شود؟ از کدامین کاربران استفاده شود؟ از چه ساختارها و ابزارهایی استفاده شود؟ میزان درگیری مدیران و مدیران ارشد باید در چه حد باشد؟ حجم منابع سرمایه‌ گذاری چقدر باشد؟ اولویت‌های بنگاه کدامند؟ این فاز مستقیما از تبیین فاز اول ناشی می‌شود و باید در فرایند، پیوستگی‌های خاص ایجاد کرده و روش شناسی اجرا را تبیین کند.

 

فاز سوم، اجرا[۳۹]: فاز سوم، راه اندازی فرایند را در بردارد، خصوصاً توسعه‌ خدمات و ابزارهایی که متصل به واحد هوشمندی رقابتی هستند. عناوین کلیدی که باید روی آن‌ ها کار صورت گیرد و نیز فرایند حس پذیری نسبت به محرک‌های محیطی نیز باید تبیین شود. در این فاز موقعیت یابی فرهنگ هوشمندی رقابتی در کل شرکت به اجرا گذاشته می‌شود. در همین حین ملاحظات قانونی و اخلاقی به منظور صحت بخشیدن به اعمال بنگاه مد نظر قرار می‌گیرد.

 

فاز چهارم، ساختار سازی[۴۰]: در این فاز، متخصصان ماهر برای توسعه و مدیریت واحد هوشمندی رقابتی استخدام می‌شوند. مساعدت‌های مورد نیاز از داخل و خارج بنگاه گرفته می‌شود و تحلیل دقیق و کامل از شبکه‌ فرصت‌های بنگاه به عمل می‌آید.

 

فاز پنجم، ارزیابی[۴۱]: ارزیابی عمیق از کل سیستم به اجرا درمی‌آید. در این ارزیابی سطح مقبولیت و مشارکت کارکنان در بنگاه مورد تأکید قرار می‌گیرد. اثربخشی ابزارها(نرم افزار و سخت افزار) و تیم‌ها برای تعیین میزان تطبیق پذیری و ارتقا بخشی سنجش می‌شود، بدین سان مجددا چرخه تکرار شده و با این چرخه، واحد به صورت پیوسته متناسب با الزامات حاصله از سوی بنگاه و محیط خارجی‌اش ساختار می‌پذیرد(Rouach and Santi,2001).

 

۱-ایده سازی

 

۲-ادراک پذیری

 

۵-ارزیابی

 

۳-اجرا

 

۴-ساختارسازی

 

شکل(۲-۷): مراحل ایجاد یک واحد هوشمندی رقابتی

 

منبع:( Rouach and Santi,2001)

 

۲-۱-۳- مبانی و مفاهیم نظری ‌در مورد ساختار سازمانی

 

۲-۱-۳-۱-تعریف سازمان

 

سازمان[۴۲]، پدیده‌ای است که به عنوان نهاد اجتماعی شناخته شده و دارای هدف است، ساختار آن به صورت آگاهانه طرح ریزی شده دارای سیستم فعال و هماهنگ است و با محیط خارج در ارتباط می‌باشد(کریمی،۱۳۸۳).

 

در تعریف دیگری از سازمان آمده است سازمان عبارت است “از سیستم فعل و انفعالات سلوکی و رفتاری اجتماعی یک گروه انسانی که همگی اعضا را شرکت‌کنندگان سازمانی می‌نامیم. هر یک از گروه‌ها و یا گروه‌های شرکت کننده در قبال اینکه از خود فعالیتی بروز می‌دهند منفعتی را دریافت می‌نمایند”( پرهیزکار،۱۳۷۲).

 

سازمان یک واحد اجتماعی است که به صورتی آگاهانه شالوده ریزی می‌شود و برای دسترسی به هدف‌های ویژه تجدید ساختار می‌شود(پارساییان و اعرابی،۱۳۷۵).

 

۲-۱-۳-۲-ساختار سازمانی

 

اگر سازمان را به عنوان مجموعه‌ای از افرادی که برای تحقق اهدافی معین همکاری می‌کنند، تعریف کنیم؛ باید برای دستیابی ‌به این اهداف میان افراد یک تقسیم کارصورت گیرد و هر زیرمجموعه، جزیی از یک فعالیت را انجام دهند. این تقسیم کار موجب می‌گردد که چندگانگی به وجود آید، یعنی هرکدام از افراد هدف خاصی را دنبال کنند. ‌بنابرین‏، لازم است برای ایجاد یکپارچگی و تلفیق اهداف، میان کارهای تقسیم شده یک هماهنگی به وجود آید تا تمام فعالیت‌های مجزا در جهت دستیابی به هدف کلی سوق داده شوند. ساختار سازمانی این هماهنگی را ایجاد کرده و جایگاه هر یک از افراد را در سازمان مشخص می‌کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:01:00 ب.ظ ]




 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سال نسبت درآمد مالیاتی به GDP

سهم نفت سهم مالیات‌ها سهم سایر درآمدها ۱۳۷۰ ۷/۵ ۱/۵۱ ۹/۳۹ ۹ ۱۳۷۱ ۸/۵ ۵۲ ۲/۳۸ ۸/۹ ۱۳۷۲ ۳/۴ ۵/۷۲ ۱/۲۰ ۴/۷ ۱۳۷۳ ۲/۴ ۴/۷۳ ۸/۱۸ ۸/۷ ۱۳۷۴ ۴ ۱/۶۴ ۶/۱۷ ۳/۱۸ ۱۳۷۵ ۳/۵ ۲/۵۷ ۹/۲۱ ۹/۲۰ ۱۳۷۶ ۱/۶ ۴/۵۸ ۸/۲۷ ۸/۱۳ ۱۳۷۷ ۷/۵ ۲/۴۲ ۸/۳۴ ۲۳ ۱۳۷۸ ۶ ۲/۴۸ ۲۸ ۸/۲۳ ۱۳۷۹ ۳/۶ ۸/۵۶ ۳۵ ۲/۸ ۱۳۸۰ ۳/۶ ۷/۵۹ ۳/۳۳ ۷ ۱۳۸۱ ۵/۵ ۱/۶۲ ۲/۳۰ ۶/۷ ۱۳۸۲ ۹/۵ ۷/۶۱ ۳/۳۱ ۷ ۱۳۸۳ ۲/۶ ۵۹ ۱/۳۳ ۹/۷ ۱۳۸۴ ۵/۶ ۱/۴۸ ۷/۳۴ ۱۷ ۱۳۸۵ ۵/۷ ۹/۴۳ ۶/۳۶ ۲/۱۹ ۱۳۸۶ ۳/۷ ۷/۳۶ ۵/۴۰ ۵/۲۳

(معاونت برنامه‌ریزی و فن­آوری اطلاعات، ۱۳۸۹)

 

همین طور با تحلیل جدول ۲-۷ ‌به این نتیجه می­رسیم که در طول سال‌های اخیر این نسبت تغییر چندانی نداشته و همواره سهم نفت از تولید ناخالص داخلی بیشتر از مالیات بوده و این نتیجه تأییدی بر ناکارآمدی نظام مالیاتی کشور است.

 

شاخص دومی که برای بررسی کار آیی نظام مالیاتی یک کشور به کار گرفته می­ شود، نسبت مالیات‌ها (Tax) به کل منابع تأمین بودجه دولت (GR[2] ) است. بالا بودن این شاخص نشان‌دهنده عملکرد مالی مثبت دولت است. حداقل و حداکثر این مقدار برای کشورهای ذکرشده در جداول قبلی، به ترتیب ۸۱ و ۲۵/۹۲ درصد بوده است؛ یعنی این کشورها در بدترین شرایط ۸۱ درصد از هزینه های دولت را از طریق اخذ مالیات تأمین ‌می‌کنند در حالی که این نسبت برای ایران در بهترین سال­ها حدود ۴۰ درصد است (در ایران در طی سال‌های ۷۰ تا ۸۶، این رقم بین ۱۷ تا ۴۰ درصد در نوسان بوده است)؛ یعنی سهم مالیات‌ها از کل منابع تأمین مالی بودجه دولت در بهترین حالت نصف همین نسبت در بدترین شرایط برای کشورهای مورد بررسی بوده است. قسمت اعظم این ۴۰ درصد نیز مالیات بر درآمدهای نفت است. به طور مثال، مالیات بر واردات که حدود ۳۰ درصد درآمدهای مالیاتی کشور را تشکیل می­دهد، شدیداًً وابسته به درآمدهای نفتی است.

 

معیار دیگر برای مقایسه درآمدهای مالیاتی ایران با سایر کشورهای مورد بررسی، ترکیب مالیات‌ها است. در این زمینه، در ایران مالیات‌های مستقیم سهم زیادی را به نسبت سایر کشورهای مورد بررسی دارد، به طوری که سهم مالیات‌های مستقیم در سایر کشورهای مورد بررسی بین ۳۴/۱۰ تا ۲۵/۵۹ در نوسان است در حالی که در ایران این رقم ۶۶ درصد است که قسمت اعظم آن را مالیات بر شرکت‌ها تشکیل می­دهد.

 

در کشورهای صنعتی حدود ۹۰ درصد، در کشورهای اروپایی حدود ۸۰ درصد و در کشورهای در حال توسعه و آفریقا ۶۳ درصد درآمدهای مالیاتی از دو منبع مالیات بر درآمد، سود و منافع سرمایه و مالیات بر کالا و خدمات حاصل می­ شود. در ایران نیز سهم مالیات بر درآمد، سود و منافع سرمایه ۱۲/۳۵ درصد است که مشابه سایر کشورهاست با این تفاوت که حدود۷۰ درصد آن را مالیات بر شرکت‌ها تشکیل می­ دهند که این امر نشان‌دهنده اهمیت مالیات بر شرکت‌ها در ایران است، در حالی که در سایر کشورها قسمت اعظم آن از طریق مالیات بر مجموع درآمد جمع‌ آوری می­ شود که پرداخت‌کننده آن صاحبان مشاغل می­باشند نه شرکت‌ها.

 

همچنین در جدول ۲-۸، ترکیب مالیات‌های مستقیم و سهم این مالیات‌ها از کل درآمد

 

جدول ۲-۸ ترکیب مالیات‌های مستقیم و سهم این مالیات‌ها از کل درآمد مالیاتی ۸۶-۷۰ (ارقام به درصد)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سال سهم مالیات‌های مستقیم از کل درآمدهای مالیاتی سهم مالیات بر درآمد سهم مالیات بر درآمد شرکت‌ها سهم مالیات بر ثروت ۱۳۷۰ ۶۶/۵۰ ۳/۳۴ ۵/۵۵ ۹/۹ ۱۳۷۱ ۹/۵۲ ۵/۲۷ ۱/۶۵ ۴/۷ ۱۳۷۲ ۶/۶۴ ۳/۲۹ ۲/۶۱ ۵/۹ ۱۳۷۳ ۳/۷۰ ۲/۲۹ ۲/۶۳ ۶/۸ ۱۳۷۴ ۷۳/۷۰ ۱/۳۳ ۴/۵۸ ۶/۸ ۱۳۷۵ ۵/۷۱ ۴/۳۳ ۶۰ ۷/۶ ۱۳۷۶ ۸/۶۳ ۵/۳۱ ۶۲ ۴/۶ ۱۳۷۷ ۶۸ ۷/۳۰ ۵/۶۲ ۷/۶ ۱۳۷۸ ۳/۶۴ ۵/۳۲ ۶/۶۰ ۹/۶ ۱۳۷۹ ۶/۵۳ ۹/۳۴ ۷/۵۷ ۴/۷ ۱۳۸۰ ۶/۵۴ ۹/۳۷ ۸/۵۳ ۳/۸ ۱۳۸۱ ۵۶ ۲/۳۲ ۵/۵۷ ۳/۱۰ ۱۳۸۲ ۲/۴۹ ۱/۲۸ ۵/۶۳ ۳/۸ ۱۳۸۳ ۶/۴۹ ۱/۲۸ ۵/۶۲ ۸/۹ ۱۳۸۴ ۴/۶۲ ۲/۱۸ ۶/۷۶ ۲/۵ ۱۳۸۵ ۴/۶۴ ۲۰ ۳۶/۷۴ ۵/۵ ۱۳۸۶ ۹/۶۵ ۱/۲۰ ۳/۷۳ ۲/۶

نماگرهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور، شماره های ۶، ۷ و ۸

 

مالیاتی کشور در سال­ها ۷۰ تا ۸۶ نشان داده‌شده است. این مقایسه نشان می­دهد که نظام مالیاتی ایران در بخش مالیات‌های مستقیم برخلاف سایر کشورها که تمرکز اصلی­شان بر مالیات بر مشاغل (مالیات بر مجموع درآمد) است، بر مالیات بر شرکت‌ها تمرکز دارد و در بخش مالیات‌های غیرمستقیم نیز به جای مالیات عمومی بر مصرف، بیشتر بر مالیات بر تجارت تمرکز ‌کرده‌است (پژویان و درویشی، ۱۳۸۹).

 

با توجه توضیحات فوق­الذکر، ‌به این نتیجه رسیدیم که سهم بالایی از درآمدهای مالیاتی را مالیات بر درآمد شرکت‌ها یا همان مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی تشکیل می­دهد، ‌بنابرین‏ لازم است در ادامه ابتدا مفهوم و تاریخچه شخص حقوقی ذکرشده و سپس درآمد مشمول مالیات اشخاص حقوقی شرح داده شود.

 

مفهوم و تاریخچه شخص حقوقی

 

شخص حقوقی عبارت است از اهلیت و صلاحیت داشتن یا دارا شدن حقوق و اختیارات و قبول تکالیف و تعهدات و اجرا و اعمال آن‌ ها از طرف شخص حقوقی (کاتبی، ۱۳۵۱، ص ۱۲۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:16:00 ب.ظ ]




 

      1. اثربخشی[۷۶]: افزایش اثربخشی به وسیله ابزارهای دسترسی زمان واقعی به قیمت ها و موجودی کالا، تنظیم سفارش خودکار،کاتالوگ های بصری و غیره برای مشتریان.

 

    1. تصمیم سازی[۷۷]: گردآوری تدریجی اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم گیری سازمانی بر اساس تحرکات بازار و مشتریان

۲-۱-۲۳- چالش های عملیاتی مدیریت ارتباط با مشتری

 

پیش ازآنکه یک سازمان به اجرای CRM بپردازد، باید نسبت به مشکلات بالقوه و احتمالی آگاهی داشته باشد تا بتواند در موقع لزوم با آن ها مقابله نماید. در سطح سازمانی، کسب و کار باید بین بخش‌های مختلفی که با مشتری در ارتباط هستند و تمام بخش‌های مربوط بهCRM ، فعالیت مشترکی را ایجاد نماید تا بتواند تأثیرگذارتر باشد. این رابطه میان گروهی برقرار شده با مشتری، برنقش کارمند در داخل سازمان نیز تأثیر می‌گذارد؛ همچنین این مسأله می‌تواند تأکید برهمکاری و مشارکت یک بخش خاص از شرکت را کاهش دهد. این نوع تغییرات خط مشی، معمولاً در مراحل اولیه اجرا با مخالفت هایی روبرو می‌شوند. وجود نیروی کار ماهر و متخصص برای اجرای CRM به نحو مؤثر، ضروری است. شرکت‌ها نیز باید تعهدات مدیران اجرائی را جلب کرده و مقاومتهای حاصل در قبال تغییرات را مدیریت و کنترل نمایند. یکی از نکات مهم این است که سازمان‌ها باید بهترین استعدادهای مربوط به بخش‌های فروش وخدمات خود را حفظ نمایند، آن ها باید مهارت‌های فردی این کارکنان با استعداد را، پرورش داده و به آن ها پاداش دهند.

 

کارمندانی که در بخش‌های داخلی کار می‌کنند، باید در بحث‌های مربوط به نیازهای مشتریان شرکت داده شوند. بدیهی است بازخورد حاصل می بایست در فرایند توسعه محصولات و خدمات در نظر گرفته شود. از آنجا که تمام بخش‌های سازمان در جهت کسب رضایت مشتری با هم همکاری و مشارکت می‌کنند، باید یک سیستم پاداش دهی برای تزریق انگیزه لازم ‌به این حوزه ها، پیش‌بینی و ایجاد گردد. CRM نباید از طریق پاداش‌های فردی پشتیبانی شود؛ به عنوان مثال، اگر یک مسوول فروش، فقط بر اساس اعداد و ارقام مربوط به فروش پاداش دریافت کند، برای او هیچ اهمیتی نخواهد داشت که آیا بخش‌های دیگر به خوبی در جهت رفع نیازهای مشتریان گام بر می دارند یا خیر. می توان چالش‌های اصلی را که ممکن است یک سازمان در پیاده سازی CRM با آن ها مواجه شود، در چند مورد اصلی زیر بیان نمود:

 

    1. هزینه راه اندازی اولیه: هزینه راه اندازی اولیه، یکی از چالش های CRM محسوب می شود. ممکن است سازمان ها بر روی ابزارهای کاربردی مدیریت مشتری، مقادیر زیادی سرمایه گذاری کرده باشند. از آنجا که ممکن است بعضی از این ابزارها، کاربردی اختصاصی داشته باشند، به سختی می توان آن ها را در بخش‌های مختلف به اشتراک گذارد.

 

    1. ابزارهای کاربردی یکپارچه: سازمان ها به ابزار های کاربردی یکپارچه ای نیاز دارند که بر اساس چرخه های حیات مشتری و تعاملات صورت گرفته با مشتری ایجاد شده باشد.سازمان هایی که به مدیریت تعاملات صورت گرفته با مشتری به زبان ها و واحد های پولی مختلف نیاز دارند، نمی توانند CRM را از طریق فناوری‌های سنتی به اجرا در آورند و این کار برایشان بسیار مشکل خواهد بود.(سرفرازی و مهدی زاده،۱۳۸۶: ۶۳۷).

 

  1. همکاری بخش های مختلفCRM : مدیریت ارتباط با مشتری یک رویکرد یکپارچه و نیازمند همکاری بخش هایی از کسب و کار می‌باشد که قبلاً به صورت خود مختار عمل می‌کردند. داده هایی که در یک بخش جمع‌ آوری شده اند، باید در تمام بخش های دیگر به اشتراک گذارده شوند. ممکن است بعضی از بخش ها نسبت به اشتراک داده های خود با دیگران، اظهار بی میلی و نارضایتی نمایند. در مدیریت ارتباط با مشتری برای داشتن دیدگاه تحلیلی نسبت به مشتری، داده ها از منابع نامتجانس و مختلف استخراج می‌شوند، باید در یک قالب قابل استفاده و سازگار با سایر داده ها انتقال یابند و در نهایت در یک ساختار مشخص یکپارچه شوند. ولی چالش مهمی که در حال حاضر مدیریت ارتباط با مشتری با آن مواجه است، حجم مناسب اطلاعات مورد نیاز جهت تحلیل و ایجاد ابزار تحلیلی است. رشد فرایند یکپارچه سازی سیستم های سازمان و رشد کانال های خودکار مانند وب میزان داده های در دسترس مشتریان را افزایش داده است. نکته مهم در این است که سرعت مهیا شدن داده های در دسترس از سرعت تحلیل و به کارگیری آن فراتر رفته است. متاسفانه مدیران با این مسئله به عنوان یک مشکل تکنولوژیک برخـورد می‌کنند که راه حلی که ارائه می‌دهند، تسهیم داده ها در سراسر سازمان است. آنچه سازمان به دنبال کسب، ایجاد و تسهیم آن است درک و بصیرت لازم از مشتری است نه فهرست محصولات خریداری شده یا خدمات درخواست شده توسط آن ها.در این زمینه ابزارهایی که بتوانند اطلاعات و داده ها را به خوبی تحلیل کرده و کاربرد داشته باشند نسبتاً کمیاب هستند. سازمان‌ها نیز فرآیندهای کسب و کارشان را طوری طراحی نکرده اند که از این اطلاعات بهره کافی را ببرند. همین امر به ایجاد شکاف جدی مابین میزان اطلاعات مربوط به مشتری در درون یک شرکت و استفاده بهره ور از این اطلاعات منجر شده است. اهمیت این مشکل به دلیل آن است که مزیت رقابتی یک سازمان غالباً با تکیه بر درک یک مجموعه خاص از ویژگی‌های مشتریان ایجاد می شود. در این زمینه باید اطمینان حاصل کرد که اطلاعات درخواست شده به طور مستقیم از اهداف کسب و کار، در به دست آوردن بینش از مشتریان تعریف شده باشد و نه از میزان مهیا بودن داده ها؛ به همین دلیل باید ابتدا از تعریف انتظارات مشتری آغاز کرد و با حرکت رو به عقب، داده های مورد نیاز را جهت تشخیص انتظارات و میزان آن شناسایی نمود(سرفرازی و مهدی زاده،۱۳۸۶: ۶۳۸).

۲-۱-۲۴- ساختار سازمانی بازاریابی در مدیریت ارتباط با مشتری

 

سویفت مدلی را مطرح ‌کرده‌است که ‌به این سئوال جواب می‌دهد که سازمان‌ها چگونه می‌توانند ساختار CRM خود را طراحی کنند. ایده اساسی این مدل، تمرکز حول فرایند تعامل و ارتباطات است. مدل سازمانی بازاریابی برای سهولت درک و ترسیم نقشه فرایند CRM ، می بایست از دانش، ارتباط، تعامل و اتصال، پیروی کند. این مدل در (شکل۲-۷)نشان داده شده است.

 

 

 

معاونت بازاریابی CRM

 

تحلیلگر بازاریابی CRM

 

مدیر مسیرهای تماس

 

مدیر بخش بندی CRM

 

مدیر فعالیت های CRM

 

(شکل۲ – ۷) سازمان و نقشهای بازاریابی در CRM(الهی و حیدری،۱۳۹۱: ۱۹)

 

معاونت بازاریابی CRM : این معاونت بر تمام فعالیت‌های فرایند های بازاریابی تأکید داشته، آن ها را مدیریت و هماهنگ می‌کند و عملکرد آن بر اساس معیارهای حفظ مشتری، سودآوری و اکتساب مشتری اندازه گیری می شود.

 

تحلیل گر بازاریابی CRM: فعالیت های این بخش حول شناسایی مشتری واقعی و فرصت‌های سرمایه گذاری دارای ارزش بهره برداری، متمرکز است. تحلیل گر بازاریابی، علاوه بر شناسایی مشتری باید مشتریان را به نحوی بخش بندی نماید که رویدادهای مختلفی که ارزش تحلیل دارند شناسایی و زمینه اتخاذ تصمیمات مربوط به مشتریان واقعی فراهم گردد.

 

مدیر فعالیت‌های CRM : این بخش مسوول طراحی محصولات و تعیین استراتژی فعالیت‌های CRM است و پس از شناسایی فرصت‌ها، به ارائه خدمات و کالاهای صحیح به مشتریان واقعی می پردازد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:08:00 ب.ظ ]




 

برای این که بدانید آیا استقلال، عامل انگیزش‌ یک فرد است، ببینید که آیا وی ‌در مورد روش‌ها و خط مشی‌ها که توانایی فرد را در انجام‌ یک کار محدود می‌کند سوال می‌کند ‌یا نه. باید مواظب باشید که در کار این افراد زیاد دخالت نکنید و سیستم مدیریت ذره بینی [۱۰۵] را روی آنان اعمال نکنید در عوض به دنبال راه‌هایی باشید که فرد بتواند راه خود را پیدا کند و به نتایج مورد توافق طرفین دست ‌یابد. البته شما باید مواظب باشید ‌به این افراد آزادی فراوانی ندهید به طوری که از قوانین تبعیت نکرده، از موازین قانونی چشم پوشی کنند، ‌یا از کار گروهی با دیگران اجتناب ورزند (گیسک و مک نیل، ۱۳۸۸، ص۶۵).

 

فضای توسعه منابع انسانی جزء جدایی ناپذیر فرهنگ سازمانی است. کارمندان باید محیط توسعه محوری در سازمان داشته باشند. به طور کلی عناصر فضای توسعه منابع انسانی باید به شرح زیر مورد توجه قرار گیرد:

 

    • همه کارمندان کتابخانه باید به عنوان مهمترین منبع تلقی شوند؛

 

    • صلاحیت کارمندان باید رشد کند؛

 

    • کارمندان در ارتباطات، بحث و مبادله عقاید و اندیشه‌ها آزاد باشند؛

 

    • برای این که کارمندان نقاط ضعف و قدرت خود را از طریق بازخوردها [۱۰۶] تشخیص دهند باید تلاش‌هایی صورت گیرد؛

 

    • باید به توانایی کارمندان و این که آن ها می‌توانند شایستگی‌های جدیدی را در هر مرحله از دوره خدمت کسب کنند، اعتماد کرد؛

 

    • محیط همکاری، تعاون و انسجام وجود داشته باشد؛

 

    • روحیه جمع گرایی باید نیروی هدایت گر باشد؛

 

    • پذیرش فناوری نوین در عملیات کتابخانه الزامی است؛

 

    • از شغل‌های ‌یکنواخت و کلیشه ای و رابطه مداری جلوگیری گردد؛

 

  • خدمات توسعه منابع انسانی باید فرایندی مداوم شامل: چرخش مشاغل، انتصاب، برنامه ریزی، مدیریت پاداش، ارزیابی عملکرد، آموزش شغلی و غیره باشد.

اگر توسعه منابع انسانی[۱۰۷] به دنبال تحقق اهدافش می‌باشد، وجود ‌یک محیط پشتیبان ضروری است. مدیران رده بالا باید نسبت به سرپرستان، تعهدی برای داشتن نگرش‌های مثبت در قبال توسعه داشته باشند. فضای توسعه منابع انسانی ایجاد کننده فرهنگ کار سازمانی است. باید آزادی وجود داشته باشد تا همه کارمندان کتابخانه بتوانند احساس کنند که در بحث، تبادل و ارتباط اندیشه‌ها، احساس‌ها و فعالیت‌ها ‌با یکدیگر آزادند. هر زمانی که مشکلی وجود دارد، باید با آن روبرو شد و آن را حل کرد و نباید آن را به تأخیر انداخت. اعتماد دو جانبه در روابط کاری برای پیشرفت کتابخانه الزامی است. باید به اشخاص اجازه داده شود به طور مستقل و با مسئولیت پذیری کار کنند و نتایج کار آن ها مورد نظارت قرار گیرد. ابتکار عمل باید ترغیب شود و در شرایطی که کار گروهی لازم است باید تلاش‌های مشارکتی اعمال شود (ماهاپاترا، ۱۳۸۶، ص۱۶).

 

۲-۱-۹-۹٫ سازگاری با محیط[۱۰۸]

 

ویژگی‌های خودمختاری و نوآوری حاکی از آن است، که شخص، گروه ‌یا سازمان در ارتباط واقع گرایانه و اثربخش با محیط قرار دارند. وقتی تقاضاهای محیطی و منابع سازمان‌ها با هم همخوانی ندارند،‌ یک رویکرد حل مشکل بازسازی پدید می‌آید که در آن هر دو محیط و سازمان، از جهاتی تفاوت دارند. سازمان‌های سالم باید سریع تر از محیط خود قادر به تغییر، اصلاح و انطباق باشند (اونز، ۱۳۸۲، ص۳۳۷-۳۴۰).

 

هر سازمان برای این که اثربخش باشد باید قبل از هر چیز بتواند در موارد بحرانی ضمن انطباق و سازش با محیط متغیر و مقابله با هر مشکلی، بهترین منابع خود را به کار گرفته و با نیروهای تهدید کننده خارجی به طور موفقیت آمیزی برخورد کند و نیروی آن ها را در جهت هدف اصلی سازمان هدایت کند و همواره با حفظ توانایی بقای خود، آن را رشد و توسعه دهد و به تعبیری دیگر از سلامت سازمانی برخوردار باشد (خالصی و همکاران، ۱۳۹۱، ص۴۱۳).

 

امروزه بیشتر سازمان‌ها با تغییرات سریع محیطی روبرو هستند، ‌بنابرین‏ لازم است ساختار خود را همزمان با تغییرات محیطی تغییر دهند، داشتن شناخت از سازماندهی به عنوان‌ یک وظیفه سازمانی، به کارمندان کمک می‌کند تا درک صحیحی هم از ساختاری که اکنون در آن مشغول به کارند و هم از ساختاری که در آینده ممکن است در آن به کار گرفته شود، داشته باشند.

 

۲-۱-۹-۹-۱٫ سازماندهی

 

سازماندهی در لغت دلالت بر فراهم آوردن شکل و ساختار برای ‌یک سازمان دارد. سازماندهی شامل بررسی تمام وظایفی است که باید در سازمان انجام شود؛ و همچنین تصمیم گیری ‌در مورد این که وظایف چگونه و توسط چه کسانی انجام گیرد. در تلاش برای بهره وری و کارایی بیشتر، سازمان‌ها مجبور بوده اند، به ایجاد تغییر در ساختار سازمانی خود روی آورند و از طریق حذف لایه‌های میانی مدیریت، سلسله مراتب سازمانی را به حالت افقی نزدیک تر کنند. الگوهای جدید سازمانی که متخصصان بر آن ها بسیار تأکید دارند، انعطاف پذیر و تقریبا سازگار با تغییرات هستند، همچنین سطوح کمتری را نسبت به نمودار سازمانی رسمی دارند و مرزبندی‌های کمتری را بین وظایف و بخش‌های سازمان ایجاد می‌کنند (کانتر[۱۰۹]، ۱۹۹۲، ص۳).

 

در محیط‌های ثابت، رخداد تغییرات به کندی صورت می‌گیرد. برای سازمان‌ها، محیط ثابت ‌به این معنا است که نیازهای کاربران به کندی تغییر می‌کند، ‌بنابرین‏ سازمان‌ها برای تغییر الگوهای موجود خود تحت فشار قرار نمی گیرند. در محیط‌های ثابت، سازمان‌ها با اطلاعاتی که به طور وسیع قابل پیش‌بینی هستند، سر و کار دارند. امروزه، نه تنها محیط ثابت نیست بلکه پرتلاطم نیز هست. تغییرات سریع که اکنون در محیط بیرون رخ نمایی می‌کند، باعث شبهات زیادی در خصوص توانایی روش بوروکراتیک سازمانی شده است. سازمان‌هایی که در محیط متغیر قرار دارند، دایما با تغییرات جدید مواجه می‌شوند. آن ها باید سازگار و انعطاف پذیر باشند. نمی توان بر فهرست‌های مفصل سیاست‌ها و قوانین تکیه کرد؛ سرعت رخداد تغییرات بالاتر از آن است که تصمیمات به طور کامل تحت پوشش قوانین قرار گیرند. از زمانی که فناوری چنین سریع رشد می‌کند، تغییرات دایمی محصولات و خدمات، هم ناشی از تغییر نیازهای مشتریان است و هم ناشی از فشاری است که رقبا وارد می‌کنند. در چنین شرایطی بوروکراسی کارایی بسیار پایینی خواهد داشت چرا که برای سازگاری آسان با تغییرات از توانایی کافی برخوردار نیست، در عوض با محیط‌های ثابت بسیار هماهنگ است. ساختارهای بوروکراتیک، ساختارهای اجرایی هستند که برای تکمیل برنامه ها در شرایط قابل پیش‌بینی طراحی شده اند، و نه برنامه هایی برای حل مشکلات که به منظور ‌پاسخ‌گویی‌ به نیازهایی که سازمان تا به حال هرگز با آن ها روبرو نشده است، به وجود می‌آیند (استوارت و موران، ۱۳۹۰، ص۲۱۱).

 

۲-۱-۹-۹-۲- سازگاری با محیط در کتابخانه‌ها

 

هر کتابخانه عمومی موفق سازمانی است پویا که با سازمان‌ها و افراد دیگر برای فراهم آوردن خدمات اطلاعاتی و کتابخانه‌ای همکاری می‌کند تا نیازهای گوناگون و متغیر جامعه را برطرف سازد. برای ‌این که کتابخانه عمومی بتواند مؤثر واقع شود، باید مدیران و کارمندان با تجربه، قابل انعطاف و کاملا آموزش دیده را که قادر به استفاده از فنون مدیریت باشند به کار گیرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:47:00 ق.ظ ]




۱- در این تحقیق اثبات شده است که اکراه همیشه به عنوان یک عامل رافع مسئولیت قابل پذیرش می‌باشد چون که در بحث اکراه همیشه جرم ارتکاب یافته از طرف اکراه شونده فاقد اختیار و قصد می‌باشد و لذا رافع مسئولیت بودن اکراه از مستقلات عقلیه به حساب می‌آید. ۲- همیشه مجازات اکراه شونده به اکراه کننده منتقل نمی شود و این موضوع صرفاً در جرائم تعزیری صورت می پذیرد و در جرایم حدی این امر موضوعیت ندارد.

 

پیشینه تحقیق

 

در ارتباط با این موضوع دو پایان نامه با عنوان «بررسی اکراه در قتل در حقوق کیفری ایران و اسلام» و «بررسی تطبیقی تأثیر اکراه در حقوق کیفری ایران و لبنان» در دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان دفاع شده و موجود است که در تحقیق مذبور از این دو پایان نامه استفاده شده است.

 

روش تحقیق

 

روش تحقیق عمدتاًً به صورت کتابخانه ای بوده است لذا در این تحقیق از این منابع استفاده شده است.

 

سازماندهی تحقیق

 

این تحقیق در سه فصل تشکیل شده است. فصل اول آن به کلیات اکراه در دو مبحث و فصل دوم آن نیز هم در دو مبحث با عنوان تأثیر اکراه در جرائم مستلزم حد و فصل سوم آن هم در دو مبحث با عنوان اثر اکراه در مجازات های مستلزم قصاص که هر یک از این فصول از چند زیر مجموعه (گفتار) تشکیل شده است.

 

فصل اول

 

کلیات

 

مبحث اول

 

واژه شناسی

 

هر واژه‌ای دارای معنایست، و با به هم پیوستن واژگان است که در یک متن، ما انسان‌ها می‌توانیم مفاهیم ذهنی خود را به یکدیگر انتقال دهیم و بیان نمائیم که مقصودمان از این نظم و ترتیب و آراستن واژه ها به دنبال هم چه است. از این رو هر نویسنده ای می بایست برای هر چه بیشتر شناساندن معنایی که در عمق یک متن نهفته است، تا آنجایی که می‌تواند از کلمات واضح و ساده برای رساندن مقصود خود به مخاطب استفاده نماید و حتی الامکان از به کارگیری واژگان ثقیل خودداری نماید. اما گاهی اوقات نویسنده نیازمند است که برای تشریح یک موضوع از واژه ای خاص و مختصّ به یک شاخه یا رشته علمی، که معمولاً در اجتماع کمتر رواج دارد استفاده نماید. لذا در این مورد لازم می‌آید که برای هر چه بیشتر به ذهن آشنا کردن آن واژه قبل از پرداختن به اصل موضوع، توضیحاتی ‌در مورد آن واژه داده شود. حال، هدف این است که در گفتار اول این فصل به توضیح مختصری از واژه اکراه از ابعاد مختلف شاخه های علم حقوق، عرف و اصطلاح بپردازیم.

 

گفتار اول : اکراه در لغت و اصطلاح

 

الف- اکراه در لغت

 

اکراه از ماده کره (به فتح و ضم اول و سکون ثانی) است[۱]؛ هر چند اهل لغت نظر دارند که کَره (به فتح) مفهومی غیر از کُره (به ضم) دارد. (الکُره بالضم ما اکرهت نفسک علیه و بالفتح ما اکرهک غیرک علیه تقول: جئتک کُرهاً وادخلتنی کرهاً[۲])؛ کره (باضمه)؛ آنچه نفس تو از آن کراهت دارد کره (با فتحه)؛ آنچه که دیگری تو را بر آن کار وادار می‌کند.

 

در تاج العروس از راغب اصفهانی نقل شده: (الکَره بالفتح المشقه التی تناول الانسان من خارج ممّا یحمل علیه بالاکراه و بالضمّ مایناله الانسان من ذاته[۳])؛ کره (با فتحه) مشتقی است که از خارج به انسان می‌رسد و بر او با اکراه تحمیل می شود و کره (باضمه) کراهتی است که از درون انسان را آزار می‌دهد. اما علاوه بر تعاریفی که اهل لغت در زبان عرب از اکراه ارائه نموده اند در دایره المعارف فرهنگ فارسی معین نیز در معنای این کلمه بیان گردیده که:

 

«اکراه: ekrah ]ع.[ (مص م.) در معنای ناخوش داشتن، ناپسند داشتن کسی را به زور به کاری واداشتن، به ستم بر کاری داشتن. (اِ.) ناخواست، فشار و زور آمده است[۴]

 

ب- اکراه در اصطلاح

 

اکراه از جمله کلماتی است که معنای اصطلاحی آن با معنای لغوی آن چندان تفاوتی ندارد.

 

معنای این کلمه در نزد توده‌ی مردم و آنچه که در کتاب‌های واژه شناسی به آن پرداخته شده است بسیار نزدیک به هم است. استاد شادروان مرحوم دکتر سیدحسن امامی اکراه را چنین تعریف می نمایند: «اکراه عبارت است از فشار مادی یا معنوی بر شخص تا او را وادار به انجام عملی نماید. اعمال اکراه نسبت به اراده کننده، آزادی او را در سنجش نفع و ضرر موضوع اراده سلب می کند. شخص مذبور در آن حال برای اینکه از نتایج وخیم اکراه خود را برهاند، تسلیم می‌گردد و اراده می کند. ایجاد اراده بدین نحو مؤثر نبوده و مولد حق یا مسقط آن نمی باشد.»[۵]

 

اجبار نیز تأثیر نیروی خارج از سنجش مجرم است به طوری که با جمع سایر شرایط آتیه مقاومت مجرم در مقابل آن عادتاً مقدور نمی باشد.[۶] علاوه بر آن آقای عبدالقادر عوده نیز در بیان عقیده ی گروهی از فقها می‌گوید: «اکراه فعلی است که انسان به سبب دیگری انجام می‌دهد ولی رضایت او زایل و اختیارش معیوب می‌گردد یعنی به عملی که از او خواسته شده وادار می‌گردد، یا تحمیل امری ناپسند است تا عملی را بدون رضایت خویش انجام دهد و یا اینکه اکراه این است که شخص توانا، مکَره را به مجازات های فوری که انسان عاقل تحت تأثیر آن، فعل، مکره به را انجام می‌دهد تهدید می کند به گونه ای که مکره گمان قوی بر وقوع تهدید در صورت سرپیچی از فرمان مکره داشته باشد.[۷]

 

یکی از محققین نیز در تعریف اجبار، اجبار را نوعی شدید اکراه یا اکراه در حدالجا تعریف می کند و بیان می‌دارد: «اجبار در کاری داشتن به معنی مجبور بودن در انجام دادن آن کار است بی آنکه شخص مجبور از خود کوچک‌ترین قصد و اختیاری داشته باشد. در این نوع اجبار، فعلی که شخص به انجام آن وادار و مجبور شده، به حرکات عضو مرتعش تشبیه می شود. مثلاً کسی دارای دست رعشه داری است هرگز نمی تواند به اختیار خود آن را از جنبش باز دارد و با اختیار آن را بجنباند همواره، دست، اتوماتیک وار و به طور خودکار و بی اختیار به حرکت ادامه می‌دهد. در حقوق اسلامی هر گاه درباره ی اجبار سخن می رود نوع دیگری از اجبار اراده می شود که اغلب آن را اکراه یا اکراه کامل یا اکراه شدید هم می‌گویند[۸]

 

گفتار دوم: جایگاه اکراه در متون فقهی و حقوق ایران

 

الف- اکراه در فقه اسلامی

 

اکراه در لغت به معنی وادار نمودن و در اصطلاح فقهی عبارت از وادار کردن دیگری بر انجام یا ترک عملی که از آن کراهت دارد: «حمل الغیر علی ما یکرهه[۹]»

 

اکراه از آن دسته کلماتی است که معنای لغوی آن با معنای اصطلاحی آن نزد فقها چندان تفاوتی ندارد صرف نظر قیود، شرایط و اوصافی که فقها برای اکراه و تحقق آن بر شمرده اند معنای اصطلاحی این کلمه در نزدشان همان معنا و مفهوم مورد نظر اهل لغت است. یعنی اکراه عبارت است از واداشتن دیگری به کاری که بدان مایل نیست در صورتی که همراه با تهدید باشد.[۱۰]

 

شافعی در تعریف اکراه در کتاب الام می نویسد: «الاکراه أن یصیر الرّجل فی ید من لایقدر علی الامتناع منه، من سلطانٍ او لص او متغلبٍ… و یکون المکره یخاف خوفاً علیه دلاله انّه ان امتنع من قول ما اُمر به یبلغ به الضرب المؤلم أو اکثر منه او اتلف نفسه[۱۱].

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:26:00 ق.ظ ]




 

در نقد این نظریه باید گفت از یک طرف خسارات قابل مطالبه را محدود می‌کند به خسارات ناشی از اعمالی که حتما یک تعهد بین‌المللی را صریحاً نقض می‌کند و سایر خسارات که ممکن است در عرصه هایی واقع شود که حقوق بین الملل در آن عرصه مبهم و یا ساکت است را غیرقابل مطالبه می کند. از سوی دیگر با توجه به اینکه امروز غالب قواعد بین‌المللی در خصوص مسئولیت دولت ها نسبت به حفاظت از محیط زیست وضع می‌گردد، امکان تعقیب حقوقی عاملان غیردولت”

 

چان[۲۱۰]، هایو[۲۱۱]، روان[۲۱۲]، کسل[۲۱۳]، چن[۲۱۴]، شین[۲۱۵] و همکاران (۲۰۰۸) اثر متادون را بر روی رفتارهای پرخطر جنسی در ۵۵۷ مصرف ­کننده هروئین در چین اندازه گیری کرده و داده ­ها بیانگر اثر مثبت و کوتاه­مدت متادون روی رفتارهای پرخطر بود اما برای بررسی آثار بلندمدت تحقیقات بیشتری لازم است.

 

تحقیق حیدری و همکاران (۱۳۹۰) بر روی تغییرات رفتارهای جنسی محافظت نشده و تزریق مشترک در معتادان مراجعه کننده به مراکز درمان نگهدارنده با متادون نشان داد که میانگین تعداد تزریق­های مشترک و تماس­های جنسی محافظت­نشده در بعد از مراجعه به مرکز نسبت به قبل از آن به طور معناداری کاهش یافت.

 

جانسون[۲۱۶]، هانسون[۲۱۷]،متزگر[۲۱۸]، برمز[۲۱۹] و دوان[۲۲۰] (۲۰۱۲) طی تحقیقی تغییرات فعالیت جنسی را طی درمان وابستگی به مواد نشان دادند. آنان اعلام داشتند شش ماه پس از ترک درمان، رفتارهای جنسی که شامل رفتارهای پرخطر نیز بود، افزایش معناداری نسبت به قبل از آن داشت.

 

موحد و عزیزی (۱۳۹۰) نشان دادند که رابطه معکوس و معناداری بین رضایتمندی جنسی زنان و تعارضات میان همسران وجود دارد، بدان مفهوم که هرچه رضایت­مندی جنسی زنان افزایش می­یابد، تعارضات زوجین کاهش پیدا می­ کند و بالعکس.

 

بخشایش و مرتضوی (۱۳۸۸) طی مطالعه­ ای در میان زوجین ساکن شهرستان یزد نشان دادند که همبستگی بین رضایت جنسی و سازگاری زناشویی مثبت است، اما این متغیر با سلامت عمومی رابطه­ای ندارند، همچنین مدت­زمان ازدواج با سازگاری زناشویی و سلامت عمومی معنادار نبود اما با رضایت جنسی رابطه معنادار و معکوس داشت.

 

واقعی، میری و قاسمی­پور (۱۳۸۷)، عوامل مرتبط با میزان سازگاری زناشویی را در کارمندان دو دانشگاه بیرجند بررسی کردند و دریافتند که عمده­ترین میزان نارضایتی از بین مؤلفه­ های نه­گانه در زمینه روابط جنسی و حل تعارض بود.

 

استاکرت و بورسیک[۲۲۱] (۲۰۰۳) در تحقیقی، رابطه بین باورهای ارتباطی و سبک دلبستگی (ایمنی، دوسوگرایی و اجتناب­گری) و نیز نارضایتی ارتباطی را مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد که افراد ناایمن، با باورهای ارتباطی غیرمنطقی رابطه معنادار دارد و عدم رضایت از ارتباط نیز با باورهای غیرمنطقی رابطه دارد.

 

مولر و وانزیل[۲۲۲] (۱۹۹۱) نیز در پژوهشی بین باورهای ارتباطی و سازگاری زناشویی نشان دادند که بین نمره مقیاس سازگاری زناشویی (DAS) و خرده­مقیاس­های باور به تخریب­کنندگی مخالفت (D) و کمال­گرایی جنسی (S) از سیاهه باورهای ارتباطی (RBI) همبستگی­های معناداری وجود دارد.

 

سالیوان و سویبل[۲۲۳] (۱۹۹۵) در پژوهشی به بررسی رابطه بین انتظارات جوانان و سطوح باورهای غیرمنطقی و رضایت آن­ها از روابط زناشویی پرداختند. نتایج نشان داد که عدم رضایت از زندگی فعلی با سطوح باورهای غیرمنطقی و انتظارات آن­ها رابطه دارد.

 

سلیمانیان (۱۳۷۳) تأثیر تفکرات غیرمنطقی بر نارضایتی زناشویی را در یک نمونه ایرانی بررسی کرد. نتایج نشان داد که افراد با تفکرات غیرمنطقی به طور معناداری از نظر سازگاری زناشویی در سطح پایین­تری قرار دارند.

 

صادقی (۱۳۸۰)، در یک مطالعه می‌دانی ‌به این نتیجه دست یافت که افراد معتاد به مواد مخدر نسبت به افراد غیرمعتاد از تحریفات شناختی بیشتری برخوردارند و تأثیر مواد بر تفکرات غیرمنطقی و نگرش­های ناکارآمد معتادین تأیید گردید (با بهره گرفتن از پرسشنامه جونز مانند مقیاس نگرش­های ناکارآمد بک).

 

لطف­آبادی (۱۳۷۵)، ویژگی­های شخصیتی معتادین را از نگاه بالینی مورد بررسی قرار داده و در نتایج خود گزارش نموده معتادین از صفاتی مانند درون­گرایی، روان­رنجوری برخوردار بوده به طوری که نگرش آن­ها را به محیط پیرامون تغییر داده و تفکر آن­ها را در حل مسائل روزمره ناکارآمد می­ نماید. از مجموعه تحقیقاتی که در داخل کشور انجام گرفته چنین استنباط می­ شود که ویژگی­های شخصیتی افراد معتاد به مواد مخدر همواره تحت تأثیر سوء مصرف مواد قرار داشته، نگرش آن­ها را نسبت به محیط پیرامون در جهت منفی تغییر داده و همواره برای حل مسائل شخصی و روزمره خود از تفکری ناکارآمد برخوردار می­گردند.

 

نتایج تحقیق عزیزمحمدی (۱۳۸۶) نشان داد که نمرات تفکر ناکارآمد در دوگروه افراد بهنجار و معتاد (به تریاک و هروئین) اختلاف معنی­دار وجود دارد. همچنین این تحقیق نشان داد که بین نمرات ویژگی­های شخصیتی، تفکر ناکارآمد و مدت مصرف مواد در افراد هردوگروه معتاد به تریاک و هروئین رابطه معنی­دار وجود دارد. از آنجا که افراد گروه معتاد به هروئین (۶۶ درصد)، سابقه مصرف مواد بیش از دو سال داشته اند شدت این رابطه نیز بیشتر بوده است.

 

۲-۱۲- فرضیه ­های پژوهش

 

    1. رضایت جنسی پیش ­بینی­کننده­ معنادارسازگاری زناشویی در افراد دارای سوء مصرف مواد ‌می‌باشد.

 

    1. باورهای ارتباطی ناکارآمد پیش ­بینی­کننده­ معنادار سازگاری زناشویی در افراد دارای سوء مصرف­ مواد ‌می‌باشد.

 

    1. رضایت جنسی فرد پیش ­بینی­کننده­ معنادار سازگاری زناشویی همسر در افراد دارای سوء مصرف­ مواد ‌می‌باشد.

 

    1. باورهای ارتباطی ناکارآمدفرد پیش ­بینی­کننده­ معنادار سازگاری زناشویی همسر در افراد دارای سوء مصرف­ مواد ‌می‌باشد.

 

    1. بین رضایت جنسی در دو گروه افراد سوء مصرف ­کننده مواد (متقاضی ترک) و افراد دارای درمان نگهدارنده تفاوت وجود دارد.

 

    1. بین سازگاری زناشویی در دو گروه افراد سوء مصرف ­کننده مواد (متقاضی ترک) و افراد دارای درمان نگهدارنده تفاوت وجود دارد.

 

    1. بین سازگاری زناشویی همسر فرد در دو گروه افراد سوء مصرف ­کننده مواد (متقاضی ترک) و افراد دارای درمان نگهدارنده تفاوت وجود دارد.

 

    1. بین باورهای ارتباطی ناکارآمد فرد در دو گروه افراد سوء مصرف ­کننده مواد (متقاضی ترک) و افراد دارای درمان نگهدارنده تفاوت وجود دارد.

 

  1. بین باورهای ارتباطی ناکارآمد همسر فرد در دو گروه افراد سوء مصرف ­کننده مواد (متقاضی ترک) و افراد دارای درمان نگهدارنده تفاوت وجود دارد.

 

فصل سوم

 

روش تحقیق

 

۳-۱- جامعه، نمونه و روش نمونه گیری

 

جامعه آماری این تحقیق شامل تمام معتادان اقدام­کننده به ترک با روش نگهدارنده متادون شهر شیراز در سال ۱۳۹۲ بود. نمونه مورد نظر ۷۴ (۲۹ نفر متقاضی ترک و ۴۵ نفر تحت درمان) نفر از افراد متأهل مراجعه­کننده به مراکز ترک اعتیاد «نشاط امین» و «ایمان» شهر شیراز و همسران آن­ها بود.

 

آزمودنی­ها با بهره گرفتن از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و اطلاعات با اتخاذ شیوه مناسب، از طریق پرسشنامه جمع ­آوری شد.

 

در راستای ملاک­های شمول، مراجعانی مورد مطالعه قرار گرفتند که حتماً دارای سواد خواندن و نوشتن و توانایی بینایی و شنوایی برای تکمیل پرسشنامه ­ها بوده و همچنین افراد گروه تحت درمان می­بایستی دارای حداقل ۶ماه درمان نگهدارنده بدون بازگشت باشند تا تأثیر درمان قابل توجه باشد.

 

ملاک­های خروج نیز شامل بیماری­های جسمی یا روانی مزمن و سن بالای ۶۰سال بود. چرا که توانایی­ جنسی افراد تحت تأثیر این دو عامل به شدت قابل تغییر است.

” ی مخرب محیط زیست را به شدت محدود می کند.[۴۷] ‌بنابرین‏ اگرچه اصل جبران خسارت بر مبنای نقض تعهد بین‌المللی در عرصه طرح دعوی زیست محیطی علیه دولت می‌تواند به عنوان مبنای مسئولیت بین‌المللی مورد استفاده قرار گیرد، لیکن حمایت حداکثری از محیط زیست را به ارمغان نمی آورد چرا که می توان آن را از توابع مسئولیت مبتنی بر تقصیر برشمرد.

 

پ) مسئولیت بین‌المللی ناشی از خطر (مسئولیت ناشی از اعمال منع نشده یا مجاز)

 

همان طور که در بخش گذشته گفتیم اعتقاد به مسئولیت دولت در قبال آلودگی محیط زیست بر مبنای نظریه تقصیر یک نظریه سنتی در حقوق بین الملل محیط زیست می‌باشد. چرا که طبق این نظر تنها دولتی را می توان ملزم به جبران خسارت نمود که آلودگی یا خسارت زیست محیطی وارده در نتیجه غفلت وی به وقوع پیوسته باشد. در غیر این صورت خسارات دیگری که توسط دولت به محیط زیست وارد می‌آید، جبران نشده باقی خواهد ماند.[۴۸] لیکن جبران نشده باقی ماندن بسیاری از خسارت های زیست محیطی فعالان حقوق را بر آن داشت تا با تکیه بر نظریات مسئولیت های بدون تقصیر حیطه مسئولیت دولت ها را در حفاظت از محیط زیست بازتر کرده و خسارات جبران نشده را به حداقل ممکن برسانند. از این رو نظریاتی همچون مسئولیت محض یا مسئولیت مبتنی بر خطر یا مسئولیت ناشی از اعمال مجاز (منع نشده) طرفداران بیشتری میان فعالان محیط زیست پیدا کرد. اگر چه این نظریات صرفاً در خصوص فعالیت های دولتی مخرب محیط زیست ارائه نشده است لیکن از آنجایی که در جامعه بین‌المللی دولت ها در رأس قدرت قرار دارند و غالب فعالیت ها و پروژه های عظیم که احتمال بروز خسارت به محیط زیست را دارند یا توسط دولت انجام می شود یا اینکه به وسیله بخش خصوصی و تحت نظارت دولت انجام می‌شوند می توان گفت اغلب قواعد بین‌المللی بازدارنده و یا الزام آور به جبران خسارت در عمل معطوف به دولت های مسئول می‌گردد. ‌بنابرین‏ استناد به نظریه مسئولیت ناشی از اعمال منع نشده در یک دعوی زیست محیطی علیه دولت آلوده کننده می‌تواند بسیار مؤثر واقع شود.[۴۹]

 

مبنای نظری مسئولیت ناشی از اعمال مجاز (منع نشده) از حقوق رم سرچشمه می‌گیرد. بدین توضیح که طبق یک قاعده آمده است؛ چنان از اموالت استفاده کن که موجب خسارت برای دیگری نگردد. معنا و مفهوم چنین قاعده ای این است که اگر در اثر استفاده از مالی خسارتی به شخص دیگر وارد آید آن خسارت بایستی جبران گردد علی رغم اینکه استفاده از آن مال برای مالک جایز بوده و نامبرده مرتکب خطا و تقصیری هم در آن نشده باشد.[۵۰] مسلماًً وضع قاعده مسئولیت ناشی از انجام اعمال مجاز به ماهیت این اعمال باز می‌گردد. چرا که این اعمال مجاز در ذات خود نوعاً دارای میزانی از خطر ورود آسیب به محیط زیست هستند که اولاً این خطر قابل مسامحه و چشم پوشی نیست یا به عبارت دیگر خطر نامتعارف به شمار می‌آید؛ دوماً خطر مذبور با رعایت تدابیر متعارف بین‌المللی قابل برطرف شدن و قابل پیش گیری نمی باشد. اما از سوی دیگر منافع اجتماعی فعالیت مذبور نیز به حدی است که نمی توان آن عمل را ممنوع کرد. یا عدم انجام آن عمل نیز خود موجب بروز خسارات سنگین تری می‌گردد. در چنین مواردی محیط زیست تمسک به نظریه مسئولیت مبتنی بر اعمال مجاز را برای حمایت به کمک فرا می‌خواند.[۵۱] ‌بنابرین‏ نظریه مذبور حمایت مقبولی را در دعاوی زیست محیطی از طبیعت به دست می‌دهد. بیشتر دادگاه های آمریکا نیز مسئولیت محض و بدون تقصیر را ‌در مورد فعالیت های خطرناک زیست محیطی مبنای صدور حکم قرار می‌دهند. خواه عملکرد خوانده در خصوص فعالیت مذبور، متعارف بوده باشد یا خیر. صرف ارتکاب اعمالی که زمینه بروز خطر زیست محیطی را دارد مبنای مسئولیت قرار می‌گیرد.[۵۲]

 

با توجه به موارد مذکور در خصوص این نظریه می توان گفت در صورت طرح یک دعوی زیست محیطی علیه دولت، خواه دعوا داخلی باشد یا بین‌المللی، چنانچه مبنای رسیدگی نظریه مسئولیت ناشی از اعمال مجاز باشد، خواهان دعوی در راستای اثبات مسئولیت خوانده فشار کمتری را متحمل می‌گردد. ‌بنابرین‏ تمسک به نظریه مذبور مفید و ثمربخش به حال محیط زیست است. چرا که در جامعه بین‌المللی ممکن است با ارتکاب اعمال مجاز و مشروع در حقوق بین الملل خساراتی عظیم به دولت های دیگر و نهایتاًً به محیط زیست وارد آورد. مسلم است که اگر نظریه مسئولیت مبتنی بر تقصیر را ملاک عمل قرار دهیم زمینه تجری دولت ها را نسبت ارتکاب چنین اعمالی فراهم آورده ایم.[۵۳] دفع مواد زائد سمی، دفع پسماندهای خطرناک هسته ای در اعماق زمین، فعالیت های صنعتی همراه با کار با مواد خطرناک شیمیایی از جمله موارد اعمال ذاتاً خطرناکی هستند که نمی توان آن ها ممنوع نمود و از طرف دیگر نمی توان خسارت ناشی از آن ها را نیز نادیده گرفت. غالب این فعالیت های خطرناک توسط دولت ها صورت می پذیرد و اجبار خواهان در دعوی زیست محیطی علیه دولت ها به اثبات تقصیر خوانده برای استقرار مسئولیت به جبران آلودگی یا آسیب زیست محیطی دیگر، خلاف انصاف و به ضرر محیط زیست می‌باشد.[۵۴]

 

فصل دوم: منابع و ارکان مسئولیت زیست محیطی دولت ها

 

مبحث اول: منابع دعوی زیست محیطی علیه دولت ها

 

مقصود از منابع دعوی زیست محیطی علیه دولت، منابعی هستند که در طرح این گونه دعاوی می توان از آن ها برای استخراج مبانی و مستندات مورد نیاز استفاده نمود. در این راستا مسلماًً مهم ترین منابع، منابع حقوق محیط زیست بین الملل هستند که می توان آن ها را مورد استفاده نمود. ‌بنابرین‏ در این قسمت به بررسی اجمالی منابع اختصاصی حقوق محیط زیست که می‌تواند در طرح دعوی زیست محیطی علیه دولت مورد استفاده قرار گیرد خواهیم پرداخت. همچون مبانی دعوی زیست محیطی علیه دولت، منابع آن را نیز می توان در دو گروه منابع ملی (داخلی) و منابع بین‌المللی جای داد.

 

گفتار اول: منابع دعوی زیست محیطی علیه دولت در حقوق داخلی

 

در حقوق داخلی کشورها منابعی وجود دارد که طرح دعوی زیست محیطی علیه دولت را تجویز می کند. در کنار منابع اختصاصی، پاره ای منابع عمومی هم وجود دارند که اصل طرح دعوی زیست محیطی و مسئولیت ناشی از تخریب محیط زیست را تجویز و پایه گذاری می‌کنند. در این گفتار به بررسی اجمالی منابعی که به طور مستقیم و غیر مستقیم در امکان طرح دعوی زیست محیطی علیه دولت دخیل هستند خواهیم پرداخت. گفتنی است پاره ای از منابع می‌توانند مستقیماً مبنای طرح دعوی زیست محیطی علیه دولت را فراهم آورند و پاره ای دیگر از منابع، استخراج مبانی دفاع را در اینگونه دعاوی فراهم می آورند.

 

الف) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:04:00 ق.ظ ]




جوامع غرب از افراط به تفریط می­گروند و بعد از قرن­ها محرومیت اجتماعی بسیار زیاد زنان، بدون در نظر داشتن تفاوت‌ها و توانایی‌های روحی و جسمی زن و مرد، شعار آزادی و برابری سر

می­ دهند و هر گونه اختلاف حقوق را امتیازی برای مرد و تضعیف حقوق زن می­پندارند، اما اسلام از قرن­ها پیش، ارزش انسانی زن را برابر مرد دانسته و می­فرماید: «هُوَالَّذی خَلَقَکُم مِن نَفسٍ واحِدَهٍ[۱]– خدا است که همه شما (زن و مرد) را از یک جان و روح آفرید».

در همه مواردی که ارزش و شخصیت انسانی ملاک قانون­گذاری بوده است اسلام، برای زن و مرد، حقوق برابر و یکسانی قرار داده است همانند: ۱- عقیده و ایمان ۲- ثواب و عقاب ۳- مالکیت و تصرفات مالی ۴- تعلیم و تربیت ۵- ازدواج ۶- اشتغال و موارد دیگری از این قبیل که در جای خود ‌در مورد آن ها به تفصیل بحث خواهیم کرد و به هر حال «سازمان ملل متحد کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» را در سال ۱۹۷۹ تصویب کرد که تاکنون ۱۸۵ کشور جهان به عضویت این کنوانسیون درآمده­اند. از همان ابتدای تصویب و لازم­الاجراء شدن آن، بحث الحاق جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون مذبور در مجامع مختلف داخلی رونق گرفت برخی از اندیشمندان، حقوق ‌دانان، نویسندگان، سیاسیون، مدافعان حقوق بشر بویژه زن و روزنامه­نگاران از همان ابتدای تصویب کنوانسیون باور خود را در پذیرفتن آن اعلام نمودند و کنوانسیون را در توجه به شخصیت زن و ارتقای حقوق او ستودند؛ با این حال برای اولین بار در سال ۱۳۷۴، وزیر وقت امور خارجه طی
نامه­ای به ریاست وقت جمهوری دیدگاه خود را مبنی بر مناسب بودن پیوستن به کنوانسیون اعلام نمود. در این نامه ضمن اشاره ‌به این­که «تاکنون بیش از ۱۳۸ کشور به عضویت عهدنامه درآمده­اند و از بین ۵۱ کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی تاکنون حدود ۳۰ دولت عضو آن ‌شده‌اند» و نیز با تأکید بر ماده ۲۸ کنوانسیون، ‌در مورد حق شرط و نیز اعمال شرط­های اعتراض­آمیز برخی از
دولت­های اسلامی تصریح شده است: «با توجه به ابعاد مختلف سیاسی و حقوقی، به نظر می­رسد پیوستن جمهوری اسلامی ایران به عهدنامه، امکان شرکت فعال و روشنگر در کمیته محو تبعیض علیه زنان و ارائه گزارش­های مستدل و منطقی از وضعیت زنان در اسلام و جمهوری اسلامی را فراهم نماید و از این طریق نقش مؤثری در خنثی نمودن تبلیغات استکبار علیه نظام ایفا کند».

 

 

نکته حائز اهمیت این است که در این نامه، وزیر خارجه خطاب به ریاست جمهوری، اعلام
می­ کند: «‌بر اساس و با توجه به دستور حضرت عالی، رئیس محترم هیئت جمهوری اسلامی ایران در کنفرانس جهانی زن، در سخنرانی خود ضمن تذکر نکات قابل تأمل عهدنامه، شروع مراحل تصویب در جمهوری اسلامی را اعلام خواهد نمود».

 

در سال ۱۳۷۶ شورای عالی انقلاب فرهنگی هیأتی را مأمور نمود که الحاق یا عدم الحاق ایران به کنوانسیون را مورد بررسی قرار دهد شورا در تاریخ ۱۴/۱۱/۷۶ در چهارصد و سیزدهمین جلسه خود با توجه به نامه دبیر هیئت مذبور با الحاق جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون مخالفت کرد.

 

پس از گذشت چند سال، دولت جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۸۰، لایحه الحاق ایران به کنوانسیون را تقدیم مجلس شورای اسلامی نمود.

 

در مقدمه لایحه تقدیم شده از سوی دولت به مجلس، آمده است: «با توجه به لازم­الاجرا شدن کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان، از شهریورماه ۱۳۶۰ شمسی و نیز الحاق اکثر
دولت­های جهان بویژه کشورهای اسلامی به آن و نظر به آثار مثبت ناشی از الحاق مشروط جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون مذکور مشتمل بر لحاظ ارزش­های اسلامی و منافع ملی، برقراری نقش فعال و مؤثر برای کشور در مجامع و نهادهای بین ­المللی ذی­ربط، بسترسازی فرهنگی، حقوقی- سیاسی برای بهره­ مندی کشور از ظرفیت­های مقرر در کنوانسیون در راستای تقویت نقش بانوان مسلمان و تبیین مناسب وضعیت زنان در اسلام و ایران، پیشگیری یا کاهش پیامدهای منفی از جمله تبلیغات علیه نظام جمهوری اسلامی ایران ناشی از عدم الحاق برای کشور، زمینه­سازی برای بروز وحدت نظر مراجع ذی­صلاح و مؤثر در تصمیم ­گیری مربوط به الحاق دولت ‌به این کنوانسیون و به منظور برخورداری کشور از مزایای الحاق به کنوانسیون …[۲]

 

پس از تقدیم لایحه به مجلس، کمیسیون فرهنگی آن را مورد بررسی قرار داد و به رغم پاره­ای از
مخالفت­های ابراز شده، سرانجام در تاریخ ۱/۵/۱۳۸۲ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. لیکن با توجه به ایرادات شورای نگهبان نسبت به آن، ‌بر اساس اصل ۱۱۲ قانون اساسی جهت اظهار نظر نهایی به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع شد و از آن تاریخ تاکنون در آن مجمع مطرح رسیدگی ‌می‌باشد.

 

این پژوهش به بررسی نقاط اشتراک و افتراق مواد کنوانسیون از منظر فقه اسلامی و قوانین موضوعه کشور جمهوری اسلامی ایران بویژه قانون اساسی و نیز بررسی ادلّه طرفداران الحاق و نظر و ادلّه مخالفین الحاق جمهوری اسلامی ایران به «کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان»
می ­پردازد تا به ارائه تصویری هرچند روشن­تر از پیامدهای احتمالی الحاق یا عدم الحاق و تحلیل کیفیت الحاق یا عدم الحاق به کنوانسیون مذبور نایل آید.

 

۱-۱- بیان مسأله

 

یکی از مسائل مهم و مورد توجه جامعه بین ­المللی، مسأله حفظ رعایت حقوق زنان و رعایت تساوی حقوق زن و مرد و عدم تبعیض ‌بر اساس جنسیت است.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:28:00 ق.ظ ]




اگر بهره‌بردار تدابیر لازم را اندیشیده باشد، نباید مسئولیت ناشی از فعل غیر را متحمل شود. رویه انگلستان چنین دفاعی را می‌پذیرد به شرطی که فعل ثالث غیر قابل پیش‌بینی باشد. اما از آنجایی که دخالت شخص ثالث به طور کل رابطه‌ سببی را قطع نمی‌کند به نظر می‌رسد که شخص باید اقدامات لازم و ضروری را با توجه به نوع فعالیت و اوضاع و احوال قضیه رعایت کرده باشد تا از مسئولیت معاف شود و در غیر این صورت در حدود بی‌مبالاتی و یا بی‌احتیاطی خود مسئول است.

 

۲٫ رعایت دستور یا تعلیمات دولتی

 

رعایت فعالیت یا دستور اجباری مقامات دولتی یا تعلیمات ارائه شده از طرف آن ها سبب معافیت بهره‌بردار از مسئولیت می‌شود. البته باید به یاد داشت که در بسیاری از کشورهای اروپا همانند آلمان دخالت شخص ثالث و یا رعایت دانش فنی و تعلیمات دواتی همانند سایر دلایل مسئولیت را منتفی نمی‌کنند بلکه در این راستا «اصل تناسب» رعایت می‌شود و بهره‌بردار باید به نسبت دخالت در زیان به جبران خسارت بپردازد تا هدف پیشگیری و جبران خسارت توامان رعایت شده باشد و از طرفی به علت معافیت از مسئولیت، فرد در انجام خسارت تشویق نشده باشد.

 

ب: عوامل توجیه‌کننده اختیاری

 

دربارۀ مسئولیت محض دو دفاع که دولت‌های عضو در‌پذیرش یا رد آن اختیار دارند نیز پیش‌بینی شده است که عبارتند از:

 

۱٫ داشتن مجوز دولتی

 

بهره‌بردار موظف نیست خسارت‌هایی را که از انجام فعالیت‌های مجاز او ایجاد شده است جبران کند، البته برخی از مفسران گفته‌اند که مجوز دولتی انجام فعالیت را مجاز می‌سازد و نه ایجاد خسارت ‌بنابرین‏ اگر دانش علمی‌و فنی جدید که بهره‌بردار فرصت آگاه شده و استفاده از ان را داشته روشن سازد که استانداردهای مجوز قدیمی‌هستند دفاع‌ پذیرفته نیست.

 

۲٫ رعایت معلومات علمی‌و فنی زمان انجام فعالیت

 

یکی دیگر از دفاع‌هایی‌پذیرفته شده دفاع «خطر پیشرفت» است، برای برخورداری از چنین معافیتی بهره‌بردار نباید مرتکب تقصیر و بی‌مبالاتی شده باشد و از اخرین یافته های علمی‌و فنی در انجام فعالیت خود بهره برده باشد.

 

    1. . شیخ صدوق، (بی‌تا)، علل الشرایع، ج ۱۵، باب ۱۱، قم، انتشارات مکتبه الداورى. ↑

 

    1. . محمد یوسف‌وند، (۱۳۸۶)، تعریف محیط‌زیست و اقسام آن، تهران، بی‌نا، ص ۸٫ ↑

 

    1. . حسن عمید، (۱۳۷۱)، فرهنگ فارسی، ج ۲، چاپ دوم، تهران، انتشارات سپهر، ص ۱۳۹۴٫ ↑

 

    1. . به نقل از: میرعظیم قوام، (‌بی‌تا)، حمایت کیفری از محیط‌زیست، چاپ اول، تهران: نشر سازمان حفاظت محیط‌زیست، ص ۵٫ ↑

 

    1. . مرتضی مطهری، (۱۳۷۸)، سلسله یادداشت‌ها، ج ۳، تهران، انتشارات صدرا، ص ۲۳۰٫ ↑

 

    1. همان، ص ۲۷۴٫ ↑

 

    1. . مرتضی مطهری، (۱۳۷۱)، مجموعه آثار، ج ۲۱، تهران، انتشارات صدرا، ص ۲۱۱ و ۲۱۲ ↑

 

    1. . مرتضی مطهری، یادداشت‌ها، پیشین، ج ۳، ص ۲۵۵٫ ↑

 

    1. . مرتضی مطهری، مجموعه آثار، پیشین، ج ۱۹، ص ۱۵۸٫ ↑

 

    1. . نهج‌البلاغه. ↑

 

    1. . نهج‌البلاغه. ↑

 

    1. . Michael Bowman and alan boule. P. 155. It might also be nored here tht, as the definition of, pollution damage, does not expressly exclude personal injury, the fund has admitted that claims for personal injury cannot be excluded in principle… ↑

 

    1. . The international convention on civil liability for iol pollution damage. ↑

 

    1. . بهمن آقایی، (۱۳۷۱)، ترجمه حقوق بین‌الملل دریاها، تهران، بی‌نا. ↑

 

    1. . Ex ante / Preventive measures. ↑

 

    1. . قانون مدنی، ماده شماره ۱۰ ↑

 

    1. . ماده شماره ۱۷٫ ↑

 

    1. . ماده شماره ۱۲٫ ↑

 

    1. . ماده شماره ۱۵٫ ↑

 

    1. . ماده شماره ۱۴٫ ↑

 

    1. . ماده شماره ۱۵٫ ↑

 

    1. . ماده شماره ۲۰٫ ↑

 

    1. . مهراب داراب‌پور، (۱۳۷۷)، قاعده مقابله با خسارت، چاپ اول، تهران، نشر گنج دانش. ↑

 

    1. . کنوانسیون برنامه محیط‌زیست سازمان ملل در باره کنترل و حمل و نقل زباله‌های خطرناک و دفع آن‌ ها در سال ۱۹۸۹٫ ↑

 

    1. . ‌عزیزالله فهیمی، (۱۳۸۷)، مسئولیت مدنی ناشی از تخریب محیط‌زیست، رساله دکتری حقوق خصوصی دانشگاه امام صادق(ع)، ص۱۷۳ ↑

 

    1. . ‌عزیزالله فهیمی، پیشین، صفحه ۱۷۳٫ ↑

 

    1. . دانیل بوتکین، (۱۳۷۹)، مسائل محیط‌زیست، ترجمه: یونس کریم‌پور، چاپ اول، ارومیه، جهاد دانشگاهی واحد استان آ.غ. ص ۱۴٫ ↑

 

    1. . Oikos. ↑

 

    1. . Logos. ↑

 

    1. . رک:‌ ارسطو، (۱۳۶۳)، طبیعیات، ترجمه: مهدی فرشاد،‌ تهران، انتشارات امیر کبیر، ص ۱۲ ببعد. ↑

 

    1. . صلاح‌الدین محلاتی، طبیعت و محیط‌زیست، مجله نامه فرهنگستان علوم ایران، شماره ۱۷، ص ۷۵-۷۹٫ ↑

 

    1. . محمد بن ابراهیم صدرالمتألهین(ملاصدرا)، (۱۳۸۲)، الشواهدالربوبیه، تصحیح و تحقیق و مقدمه: مصطفی محقق داماد، تهران، انتشارات بنیاد حکمت اسلامی‌صدرا، ص ۱۷۵٫ ↑

 

    1. . منظور از محیط زیست، محیط اطراف ما است. به ویژه شرایط مؤثر بر زندگی مردم مورد نظر است. ↑

 

    1. . برای مطالعۀ بیشتر رجوع شود به: مهدی هادوی‌تهرانی، (۱۳۸۵)، مکتب و نظام اقتصادی اسلام، تهران، بی‌نا، ص ۵۱-۱۹٫ ↑

 

    1. . «ا فحسبتم انما خلقناکم عبثاً و انکم الینا لا ترجعون»؛ آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریدیم و به سوی ما بازگردانده نمی‌شوید؟!، مؤمنون / ۱۱۵. ↑

 

    1. . بهره‌گیری از نعمت‌های الاهی که خداوند برای استفاده‌بندگان خود آفریده، در سلامت انسان و رفاه و آسایش او جایگاه ویژه دارد. حداقل الزامی‌که انسان در برابر پروردگار خویش نسبت به نعمت‌هایش دارد، استفاده بهینه از آن ها به نفع تکامل جسمی‌و معنوی خود و دیگران است. اگر انسان هوای سالم را آلوده کند و یا آب پاکیزه و زلال «و انزلنا من السماء ماءً طهوراً»؛ و از آسمان آبی پاک‌کننده نازل کردیم، فرقان / ۴۸، که از آسمان می‌بارد و بر زمین جاری می‌شود و مایه حیات انسان است، در اثر آلودگی‌هایی که با دست بشر ایجاد می‌شود، تبدیل به مایعی خطرناک و زیان آور شود، این کار استفاده نادرست از نعمت‌های الاهی و کفران نعمت است. ↑

 

    1. . «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»؛ من جن و انس را نیافریدم، جز برای این که عبادتم کنند، ذاریات / ۵۶. ↑

 

    1. . یدالله نیازمند، (بی‌تا)، اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی، تهران، سمت، بی‌تا، ص ۱۳۱. ↑

 

    1. . ‹و یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث…»؛ و اشیای پاکیزه را برای آن ها حلال شمرد و ناپاکی‌ها را تحریم می‌کند، اعراف / ۱۵۷. ↑

 

    1. . حسن بن شعبه حرانی، (۱۴۰۴هـ.ق)، تحف العقول، قم، انتشارات جامعه مدرسین قم، ص ۳۳۷٫ ↑

 

    1. . «لاتبیتوا القمامه فی بیوتکم فاخرجوها نهاراً، فانها مقعد الشیطان»، محمد محمدی ری شهری، (۱۳۷۹)، میزان الحکمه، ج ۱۳، قم، نشر دارالحدیث، ص ۶۳۴۰. ↑

 

    1. . «لاتؤوا التراب خلف الباب، فانه مأوی الشیطان»همان. ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:23:00 ق.ظ ]




 

نیکوتین، داروی محرک اعتیاد آوری است که در توتون یافت می شود. سیگار کشیدن عامل مهمی در بیماری قلبی و سرطان و مشکلات سلامتی دیگر است.

داروهای محرک، موادی هستند که با افزایش دادن فعالیت سیستم عصبی مرکزی عمل می‌کند، آمفتامین ها داروهای محرکی هستند که احساس های سرخوشی ایجاد می‌کنند. اما مقادیر مصرف زیاد این داروها موجب بی قراری، بی خوابی و نشانه های روانپریشی می‌شوند(شاملو، ۱۳۸۷).

 

کوکائین که نوعی داروی محرک است از لحاظ روانشناختی احساس سرخوشی ایجاد می‌کند واعتماد به نفس را بالا می‌برد. از لحاظ فیزیولوژیکی موجب افزایش ناگهانی فشار خون و تنگ شدن رگهای خون می شود. اضافه مصرف آن می‌تواند به بیقراری، بی خوابی، واکنش های روان پریشی و اختلال قلبی – تنفسی بینجامد (نوید و راتوس ترجمه، محمدی، ۱۳۸۸).

 

تعریف گینزبرگ[۱۷۰] ‌در مورد بهداشت روانی عبارت است از : « تسلط و مهارت در ارتباط صحیح با محیط، بخصوص در سه فضای مهم زندگی عشق، کار، تفریح». این شخص و همکارانش برای توضیح بیشتر می‌گویند: « استعداد یافتن و ادامه کار، داشتن خانواده، ایجاد محیط خانوادگی خرسند، فرار از مسائلی که با قانون در گیری دارد، لذت بردن از زندگی و استفاده صحیح از فرصت ها ملاک تعادل و سلامت روان است» (شهیدی، ۱۳۸۷).

 

با توجه به تعریف بهنجاری، از دیدگاه های مختلف و پیچیدگی علوم رفتاری در پزشکی و عدم تعیین مرز و حد رفتار عادی، ارتباط جسم و روان، رابطه علوم رفتاری با فیزیولوژی و پزشکی از یک طرف و روانشناسی، فلسفه، علوم انسانی و جامعه شناسی از طرف دیگر، کمبود تحقیقات و مطالعات در بیماری های روانی و نحوه اجرای انواع پیشگیریها که پایه و اساس بهداشت را در پزشکی تشکیل می‌دهند همگی نقطه ضعفی است که تعریف، هدف و برنامه های بهداشت روانی را دچار اشکال می‌کند (گنجی، ۱۳۸۸).

مشکلات تعریف بهداشت روانی به قدری آشکار است که احتیاج به ارائه مدارک و دلیل ندارد و تعاریف فوق نشان دهنده وسعت مسئله و خط مشیی است برای آنان که علاقه مند به بهداشت در بیماری‌های روانی هستند (میلانی فر، ۱۳۸۶).

 

همان طور که گذشت اکثریت روانپزشکان توانایی سازش با محیط، انعطاف پذیری، قضاوت عادلانه و منطقی در مواجه با محرومیتها و فشارهای روانی را ملاک سلامت و تعادل روان می دانند و هدف اصلی از درمان بیماران روانی نیز قادر کردن آن ها به زندگی خانوادگی، اجتماعی و به اصطلاح سازش با محیط است (شهیدی، ۱۳۸۷).

 

تعاریف فوق برای روانپزشک بهداشتی که در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مجری طرح و برنامه ریزی بهداشت روانی کشور است و با مسائلی مانند سیاست روز، امکانات بودجه، مسائل ارتباط جمعی، کمبود پرسنل و نیروی انسانی متخصص و فعال، مسائل اداری، مالی، قضائی، آمار و اقلام، جمعیت، تعداد مبتلایان جهت پیاده کردن و گسترش برنامه های بهداشت روانی و خلاصه مسائل همه گیر شناسی سرو کار دارد مفید و مفهوم نیست و با نوع کار او نیز توافقی ندارد(شهیدی، ۱۳۸۷).

 

از تعاریف فوق چنین استنباط می شود که بهداشت روانی، علمی است برای بهزیستی و رفاه اجتماعی که تمام زوایای زندگی از محیط خانه گرفته تا مدرسه، دانشگاه، محیط کار و نظایر آن را در بر می‌گیرد و در بهداشت روانی آنچه بیش از همه مورد نظر است « احترام به شخصیت و حیثیت انسانی است» و تا هنگامی که حیثیت و شخصیت فرد برقرار نشود سلامت فکر و تعادل روان و بهبود روابط انسانی معنی و مفهومی نخواهد داشت. روی این اصل بهداشت روانی را دانش یا هنری می دانند که به افراد کمک می‌کند که با ایجاد روش های صحیح روانی و عاطفی بتوانند با محیط خود سازگاری حاصل نموده و برای حل مشکلات از راه های مطلوب اقدام نماید(شهیدی، ۱۳۸۷).

 

مجدداً ‌به این واقعیت تأکید می شود که در بهداشت روانی تنها نداشتن علائم بیماری کافی نیست. بهداشت مناسب باید افراد را قادر سازد تا توانایی‌های جسمی و روانی خود را به حداکثر رسانیده از استرسهای ناشی از عوامل بین افراد جلوگیری کرده، زندگی اجتماعی، اقتصادی بارور و هماهنگ با محیط داشته باشند(شاملو،۱۳۸۶).

 

تاریخچه بهداشت روانی

 

تاریخچه بهداشت روانی با توجه به وجود بیماری‌های روانی از زمانی که بشر وجود داشته و مخصوصاً زندگی اجتماعی را شروع کرده همراه بوده است. پیدا کردن شروع و آغاز هر نهضتی بخصوص نهضتهای اصلاحی و علمی به علت داشتن منابع گوناگون و چند جانبه مسئله مشکلی است. در حقیقت روانپزشکی را می توان قدیمترین حرفه و تازه ترین علم به شمار آورد. قدیمترین، چون بیماری های روانی از قدیم وجود داشته و بقراط در ۳۷۷ تا ۴۶۰ سال قبل از میلاد عقیده داشته که بیماران روانی را مانند بیماران جسمی باید درمان کرد، علل سرشتی و فرضیه مزاجها از همان زمان بقراط و جالینوس وجود داشته و اهمیت تاریخی دارد. تازه ترین علم برای اینکه تقریباً از ۱۹۳۰ بعد از تشکیل اولین کنگره بین‌المللی بهداشت روانی بود که روانپزشکی به صورت جزئی از علوم پزشکی شد و سازمان‌های روانپزشکی و مراکز پیشگیری در کشورهای مترقی یکی بعد از دیگری فعالیت خود را شروع کردند. از فعالیت این سازمان‌ها در صورت تازه ترین علم بعد از جنگ جهانی دوم به حساب آورد (میلانی فر، ۱۳۸۰).

 

از اسناد و مدارک موجود چنین استنباط می شود که اواخر قرن هیجدهم و همزمان با انقلاب کبیر فرانسه از تاریخچه بهداشت روانی اطلاعات کافی در دست نیست. به علت جهل و بیسوادی از بروز بیماری‌های روانی، اختلالات رفتاری و بیماری‌های روانی را به دخالت ارواح خبیثه و شیاطین، قدرت‌های ماورانی انسانی و نفوذ عوامل طبیعی مانند خورشید، ماه، رعد و برق در بدن می‌دانستند و عقیده داشتند که باید این بیماری‌ها با نیروهای ماوراء طبیعه، وساطت افراد مقدس در نزد خدا بهبودی یابند و این شفاعت موقعی اتفاق می افتد که بیماری در خواب باشد(میلانی فر، ۱۳۸۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:43:00 ق.ظ ]




۲-۲- بازاریابی اینترنتی

 

اصطلاح بازاریابی اینترنتی به یک چشم انداز خارجی ‌در مورد چگونگی به کار گیری اینترنت همراه با رسانه های سنتی برای کسب و تحویل خدمات به مشتریان مربوط می شود یک اصطلاح جایگزین برای آن بازاریابی الکترونیکی است.

 

تعریفی که کنسرسیوم صنعت از تجارت الکترونیک دارد از این قرار است:تجارت الکترونیکی استفاده از کامپیوتر های یک یا چند شبکه برای ایجاد و انتقال اطلاعات بازرگانی که بیشتر با خرید و فروش اطلاعات، کالاها و خدمات از طریق اینترنت مرتبط است رسالت تجارت الکترونیک،تنها ارتباط نیست بلکه پی ریزی و تقویت روابط بازرگانی است (کاملی، ۱۳۸۳).

 

سازمان oecd آن را ‌به این صورت تعریف می‌کند تجارت الکترونیک مبادلهً الکترونیکی است که خرید یا فروش کالاها، خدمات بین شرکت ها، افراد، دولت ها سایر بخش های عمومی و خصوصی را شامل می شود و از طریق شبکه های رایانه ای هدایت می شود (خداداد حسینی و همکاران، ۱۳۸۵: ۳۵)

 

بازار یابی در دنیای اینترنت سه رکن دارد:

 

    • بازار شناسی: شناسایی جایگاه و قوت و ضعف شرکت

 

    • بازار سازی: شناخت عوامل رفتاری، ابزاری و ساختاری

 

  • بازار داری: حفظ مشتری با بهره گرفتن از تمام خلاقیت ها و نو آوری ها

پنج روش به منظور افزایش سود آوری در وب:

 

    1. داشتن وب سایت زیبا و جذاب با توجه به اصول بازاریابی اینترنتی

 

    1. ایجاد ترافیک مؤثر از طریق تبلیغ در سایت های مرتبط

 

    1. ثبت اطلاعات بازدید کنندگان از طریق ایجاد صفحه ی فرود[۱۱]که صفحه ای است ساده بدون منو که در آن کاتالوگ یا بروشور رایگان در ازای دریافت ایمیل فرد در اختیارش می گذاریم.

 

    1. تبدیل بازدید کنندگان به خریداران از طریق ایمیل های سلسله مراتب به افرادی که با رضایت خودشان وارد سایت شده اند.

 

  1. تبدیل خریداران به مشتریان وفادار از طریق تماس های آفلاین، ایجاد تجربه ی لذت بخش و منحصر به فرد، افزودن منظم محتویات فوق العاده به سایت، بهبود سیستم سایت و ایجاد تجربهً با ثبات برای مشتری. انتقال به باراریابی اینترنتی. (اخوان، ۱۳۸۶: ۴۶).

۲-۲-۱- نقش اینترنت در بازاریابی

 

بازاریابی: یک فرایند مدیریتی است که وظیقه ی آن شناسایی، پیش‌بینی و برآورده کردن نیازمندی‌های مشتریان از منظر سوددهی است.

 

شناسایی: اینترنت برای تحقیق بازار یابی به منظور کشف نیاز ها و خواسته های مشتری به کار می رود.

 

پیش‌بینی: اینترنت یک کانال اضافی را فراهم می‌کند که مشتریان به وسیله ی آن می‌توانند به اطلاعات دسترسی پیدا کرده و اقدام به خرید کنند.

 

براورده کردن: یک عامل اصلی موفقیت در بازار یابی الکترونیک برآورده کردن نیاز های مشتری از طریق کانال الکترونیک است.(علیپور، ۱۳۹۱: ۲۰)

 

بازاریابی اینترنی به چند مدل مختلف وجود دارد:

 

    • business to business(B2B) دو شرکت مختلف با یکدیگر به تجارت می پردازند.

 

    • Business to consumer(B2C): شرکت مستقیما با مصرف کنننده در ارتباط است.

 

  • Peer to peer(P2P)در این مدل افراد اجناس مختلف را بین خود به اشتراک می‌گذارند. که البته این مدل چندان رایج نیست.. (علیپور، ۱۳۹۰ : ۲۲)

ارزش اینترنت به خاطر پایین آوردن یا ثابت نگه داشتن قیمت ها نیست بلکه به خاطر بهینه نمودن آن ها به ۳ طریق است: اولا اینترنت به شرکت ها این اجازه را می‌دهد قیمت ها را با دقت بیشتری تعیین و اعلام کنند زیرا قیمت های مختلف به راحتی قابل تست بوده و پاسخ مشتری نیز سریع دریافت می شود. دوما چون تغییر قیمت روی اینترنت آسان است شرکت ها می‌توانند در پاسخ به حتی نوسانات کوچک در شرایط بازار، تقاضای مشتری، رفتار رقبا، قیمت ها را تعدیل نمایند. سوما شرکت ها می‌توانند از داده های جریان کلیک و سابقه های خرید که از طریق اینتر نت برای تفکیک سریع مشتریان جمع‌ آوری می شود، استفاده کرده و قیمت های خاص برای ( هر بخش ) و یا تشویقات را فورا اعلام نمایند(باکر[۱۲]، ۲۰۰۱) .

 

کایزر[۱۳] و کوفسکی و همکاران چرخه یبازاریابی دیجیتالی را در قالب ۵ مرحله زیر بیان می‌کنند:

 

۱ – جذب: در این مرحله شرکت به دنبال جذب مشتریان برای مراجعه به وب سایت و خرید از شرکت است.

 

۲- درگیر کردن:: در این مرحله شرکت درصدد کسب مشارکت مشتریان در فرایند خرید از شرکت است.

 

۳-حفظ: در این مرحله شرکت به دنبال حفظ مشتری برای ایجاد وفاداری و مراجعه مجدد به شرکت در وب سایت خود است.

 

۴-یادگیری: در این مرحله شرکت با کسب اطلاعاتی از مشتری نسبت به وی دانش و اطلاعات جدید کسب می کند.

 

۵-ارتباط: در این مرحله شرکت از طریق اینترنت و وب سایت خود سعی در ایجاد و حفظ ارتباط دائمی با مشتریانش دارد (کیزرکوویسکی [۱۴]،۱۹۹۶: ۸).

 

مدیریت فروش و مدیریت محصول دو بخش عمده بازاریابی هستند که قابلیت های اینترنت به خوبی در این بخش قابل استفاده است: این که تا چه حد اینترنت تحت تاثیر این دو جنبه بازاریابی است بسته به سازگاری اینترنت با بازاریابی است.

 

فعالیت های مدیریت محصول: مدیریت محصول به توسعه و تجاری کردن محصولات جدید، طول چرخه ی عمر محصول یا حذف محصول اشاره دارد.

 

فعالیت های مدیریت فروش: مدیریت فروش شامل فعالیت های تقسیم بندی بازار مشتری و هم چنین هدف قرار دادن، فروش، خدمات و حفظ مشتریان است. استراتژی بازاریابی الکترونیکی از دو جهت روی بازاریابی سنتی اثر می‌گذارد: اولا آن با بهره گرفتن از تعیین وظایف بازاریابی الکترونیکی، استراتژی های بازار یابی تغییر داده و منجر به مدل های تجاری جدید می ‌گردد که سود آوری شرکت ها را افزایش می‌دهد(استراش و فراست[۱۵] ، ۲۰۰۱).

 

بهترین روش ها جهت انجام یک تجارت موفق الکترونیکی و مزایا ‌و معایب این روش ها را بیان نموده اند:

 

  1. یک وبلاگ بسازید:

مزایا:به راحتی می توانید برای نمایش تخصص خود یک وبلاگ که کاملا رایگان است بسازید وبه صورت متناوب در آن مقالاتی قرار دهید.

 

معایب: بایستی هر از چند گاهی مطالبی را به وبلاگ خود ارسال نمایید حد اقل هفته ای یکبار، که بتوان از آن به عنوان ابزار مفید مفیدی برای بازار یابی بهره برد باید اعتماد به نفس داشته باشید و مطالب مفیدی به وبلاگ خود ارسال کنید، ارتباط مستقیم با خوانندگان وبلاگ شما سخت و وقت گیر است.

 

  1. یک مجله ی الکترونیکی ایجاد کنید:

مزایا: خوانندگان مجلات الکترونیکی در خبر نامه ی وب سایت شما عضو شده اطلاعات را از طریق آن دریافت می‌کنند ‌به این ترتیب ارتباط با مشتریان ساده تر خواهد بود، می توانید اطلاعات بیشتری را با ایمیل ارسال کنید مشتریان از طریق ایمیل با شما در ارتباط خواهند بود.

 

معایب: باید نسبت به ارسال و تهیه ی مجله متعهد باشید و سر زمان انتظار آن ارسال نمایید در غیر این صورت مشترکین مجله شما را به عنوان مجله ی غیر معتبر خواهند شناخت. تهیه ی یک مجله نسبت به وبلاگ زحمت بیشتری دارد.

 

  1. بازاریابی به وسیله ی مقالات:

مزایا: ارسال مقالات متناوب در اینترنت می‌تواند شما را به عنوان حرفه در زمینه خود بشناساند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 09:49:00 ب.ظ ]




۱۰-۲-۲-۲ پذیرش متقابل

 

به طور معمول، شرکت‌ها به منظور افزایش دسترسی سرمایه گذاران به آن ها و نیز بهره مندی از سرمایه با هزینه ی کمتر (به دلیل دسترسی تعداد بیشتری از سرمایه گذاران بین‌المللی به سهام آن ها) در کنار پذیرش داخلی به دنبال پذیرش در بورسهای خارجی نیز بوده اند. به نظر می‌رسد شرکت‌ها با پذیرش در بورسی با وضعیت بهتر و استانداردهای بیشتر، بهطور داوطلبانه خود را به رعایت استانداردهای بالاتر راهبریشرکتی متعهد می‌کنند و بدینترتیب باعث تشویق سرمایه گذارانی می‌شوند که تمایل چندانی به سرمایه گذاری ندارند.

 

در چین تایپه هم‌اکنون پنج شرکت خارجی در بورس تایوان پذیرفته شده‌اند. از آنجایی که این سهام در چند بازار معامله می‌شوند، امکان معاملات آربیتراژی می‌تواند نقدشوندگی سهم را در بازارهای مذکور افزایش دهد.

 

برخی از شرکت‌های اسرائیلی در بورس اوراق بهادار ایالات متحده آمریکا نیز پذیرفته شده‌اند، از این رو بورس تلاویو اقداماتی را به منظور تسهیل معاملات سهام این شرکت‌ها انجام داده است که از آن جمله میتوان به افتتاح حسابی در شرکت امین سپرده گذاری[۷۴] اشاره کرد. برخی از محصولات ساختار یافته مرتبط با شاخص تی.ای- ۲۵ اسرائیل[۷۵] نیز در بورسهای اروپایی نظیر زوریخ، فرانکفورت، اشتوتگارت و میلان معامله می‌شوند.

 

۱۱-۲-۲-۲ مشارکت سرمایه گذاران جزء

 

با توجه ‌به این که پساندازهای خرد منابع اصلی افزایش نقدشوندگی بازار هستند، تاثیر مشارکت سرمایه گذاران جزء بر نقدشوندگی نیز مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس این گزارش برخی کشورهای خاص، از طریق برنامه های آموزشی مانند برگزاری سمینارهای سرمایه گذاری و تبلیغات و بازاریابی اوراق بهادار[۷۶] مشارکت سرمایه گذاران خرد را افزایش داده‌اند. برخی کشورها نیز شبکه هایی را برای تسهیل مشارکت سرمایه گذاران جزء ازطریق نمایندگان معامله گران که ‌به‌عنوان نماینده سرمایه گذاران عمل می‌کنند، راه‌اندازی کرده‌اند. در کشورهایی نظیر تایلند، مالزی و چین تایپه مشارکت سرمایه گذاران جزء بیشاز همه محسوس بودهاست. در این حوزه ها مشارکت سرمایه گذاران یکی از دلایل اصلی نقدشوندگی به حساب می‌آید. بهطور کلی نباید تاثیر مشارکت سرمایه گذاران جزء بر نقدشوندگی را نادیده گرفت.

 

مشارکت سرمایه گذاران جزء از آن جهت حائز اهمیت است که بر خلاف سرمایه گذاران نهادی-که تمایل به خرید و نگهداری اوراق بهادار دارند- باعث ایجاد تعادل در بازار می شود. حضور مشارکتکنندگان مختلف با نیازها، درجات ریسک‌پذیری و افق سرمایه گذاری متفاوت اثر مثبتی بر نقدشوندگی بازار دارد. این اثر به ویژه در بازارهایی نظیر چین تایپه و کره که مشارکت سرمایه گذاران جزء افزایش حجم معاملات بازار را به دنبال داشته، قابل توجه است.

 

افزایش امکان دسترسی به منظور انجام معامله از طریق معاملات برخط نیز عامل مهمی در جذب سرمایه گذاران جزء محسوب می شود. اگرچه در برخی بازارها متعاقب این اقدام، نوسان قیمت‌ها افزایش یافته است.

 

بر اساس نظر پاسخ‌دهندگان، اکثر مقامات ناظر به تشویق مشارکت سرمایه گذاران جزء روی آورده اند و تمرکز اصلی این تلاش‌ها جذب سرمایه گذاران “آگاه” است، یعنی سرمایه گذارانی که از مزایا و ریسکهای سرمایه گذاری خود به خوبی اطلاع دارند. به منظور دستیابی ‌به این هدف اکثر مقامات ناظر اقدام به برگزاری سمینارها و برنامه های آموزشی برای سرمایه گذاران کرده‌اند (همان منبع ، ۱۳۸۷ ، ۲۵ )[۷۷].

 

۱۲-۲-۲-۲ اصلاحات در صندوق‌های بازنشستگی و توسعه طرحهای سرمایه گذاری جمعی [۷۸]

 

در برخی بازارها، اصلاحات در صندوق‌های بازنشستگی و طرحهای سرمایه گذاری جمعی باعث ورود حجم عظیم نقدینگی به بازارهای داخلی شده است. این اصلاحات برای تضمین تمرکززدایی دارایی‌های قابل سرمایه گذاری در بازار سرمایه ضروری است. اصلاحات انجام شده اغلب شامل راه‌اندازی صنعت صندوق‌های بازنشستگی خصوصی است که بر خلاف صندوق‌های بازنشستگی تحت کنترل دولت، از سیاست‌های سرمایه گذاری محافظهکارانه و سختگیرانه پیروی نمیکند.

 

پاسخ‌دهندگان اظهار داشته اند که برخی کشورها پس از اجرای اصلاحات به نتایج مثبتی دست یافته اند. در برخی موارد، اصلاحات موجب انعطاف پذیری استراتژیهای سرمایه گذاری شده است و در نتیجه تخصیص مجدد وجوه در بازار داخلی به آسانی انجام گرفته است. یکی از موضوعات مورد تأکید، اختصاص نسبت خاصی از صندوقها به مدیران و واسطهگران خارج از صندوق است. این امر در اغلب موارد باعث تعمیق و گسترش مهارت‌های مدیریت سرمایه گذاری موجود شده و رقابت، تحرک و نقدشوندگی بازار را نیز افزایش داده است.

 

شواهد نشان می‌دهد که در برخی از کشورها، اصلاحات صندوق‌های بازنشستگی و طرحهای سرمایه گذاری جمعی نتایج مطلوبی را در بر نداشته است. کمیسیون اوراق بهادار لیتوانی اعلام ‌کرده‌است که اصلاحات صندوق‌های بازنشستگی و طرحهای سرمایه گذاری جمعی باعث ورود حجم نقدینگی زیادی به بازار داخلی نشده است. یکی از دلایل ذکر شده این است که اکثریت صندوق‌های آن (حدود ۷۵ %) در اوراق بهادار خارجی سرمایه گذاری کرده‌اند.

 

به طور کلی، سرمایه گذاران نهادی تمایل به استراتژیهای سرمایه گذاری بلندمدت دارند و تعداد معاملات آن ها کمتر از سرمایه گذاران جزء است. در مقابل سرمایه گذاران نهادی در حجم های بزرگ معامله می‌کنند، به نحوی که تعداد معاملات آن ها برای افزایش نقدشوندگی بازار کافی نیست. در برخی موارد، نظیر توزیع وجوه بین شرکت‌های مدیریت دارای مجوز صندوقها، اصلاحات بر روش‌هایی متمرکز شده است که باعث افزایش تعداد معاملات می شود.

 

۱۳-۲-۲-۲ تجدید ساختار بورسها

 

بازارهای نوظهور در حال حاضر با یک محیط بسیار رقابتی مواجه اند که آن ها را ملزم می‌کند تا برای جذب سفارش‌های بین‌المللی اشتیاق بیشتری از خود نشان دهند. از طرف دیگر حضور بورسهای چندمنظوره در یک کشور، می‌تواند باعث تقسیم نقدینگی شود. این امر به نوبه خود، با توجه به حضور ‌گروه‌های متعدد واسطهگران، سیستم‌های معاملاتی واسط کاربر و الزامات تطبیق، منجر به عدم کارایی اقتصادی می شود.

 

تجدید ساختار بورسها و یا شرکتی شدن، راهبردی است که مدل کسب و کار بورسها را تغییر می‌دهد به گونه ای که توانایی آن ها را در جذب جریان سفارش‌های جهانی به میزان قابل توجهی افزایش دهد. همچنین فرصتی فراهم می‌آید تا فعالیت‌های بورس در کشور موردنظر مورد بازشناسی قرار گیرد و در نتیجه نقدشوندگی بازار افزایش یابد. بورس شرکتی (که از حالت عضویت به مالکیت تبدیل شده است) می‌تواند تلاش خود را بر ایجاد ظرفیت‌های لازم برای ‌پاسخ‌گویی‌ سریع به تغییرات تقاضای سرمایه گذاران بین‌المللی و داخلی متمرکز کند.

 

مؤسسات بین‌المللی در محیط بسیار رقابتی و پویایی در حال فعالیت هستند. فعالیت‌های انتشار اوراق بهادار و سرمایه گذاری به سمت بورسهایی هدایت خواهد شد که قادر به تأمین نیازهای اساسی مختلف، از نقدشوندگی، دسترسی و تنوع محصولات گرفته تا سرعت و هزینه باشند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:18:00 ب.ظ ]




۳-۵-۳-پرسش نامه سرسختی

 

جهت سنجیدن سرسختی در پژوهش حاضر از پرسشنامه سرسختی روانشناختی که به وسیله تحلیل عوامل توسط کیامرثی و نجاریان (۱۳۷۶) در یک نمونه ۵۲۳ نفری از دانشجویان دانشگاه پیام نور ساخته شد، استفاده گردید. که یک مقیاس خود گزارشی مداد – کاغذی است که دارای ۲۷ آیتم می‌باشد. و زیر مقیاس ندارد و شیوه نمره گذاری این پرسش نامه ۲۷ ماده ای ‌به این صورت است که آزمودنی ها به یکی از چهار گزینه هرگز، بندریت، گاهی اوقات و در اغلب اوقات پاسخ داده و بر اساس مقادیر ، ۱ ، ۲ ، ۳ نمره گذاری می شود ، به جز ماده های ۶ ، ۷ ، ۱۰ ، ۱۳ ، ۱۷ ، ۲۱ که دارای باز عامل منفی هستند و به شیوه معکوس نمره گذاری می‌شوند . حداکثر نمره در این پرسش نامه، نشان دهنده سرسختش روانشناختی بالا در فرد است. برای سنجش پایایی پرسشنامه های پژوهش حاضر از روش باز آزمایی استفاده شد، ضرایب پایایی و روایی آزمون سرسختش روانشناختی ۸۴ /۰ توسط کیامرثی و نجاریان (۱۳۸۶) به دست آمد و در پژوهش حاضر با کمک آلفای کرونباخ اعتبار و روایی پرسش نامه ۸۹/۰ به دست آمد.

 

۳-۶-روش اجرا

 

بعد از انتخاب نمونه و هماهنگی با اساتید دانشگاه شروع به اجرای آزمونها ‌به این طریق شد که،بعد از ارائه توضیحات کلی ‌در مورد هدف آزمون و اهمیت انجام چنین پژوهشی، پرسشنامه بین دانشجویان توزیع شد. در ۹ کلاس ابتدا پرسشنامه کمال گرایی و سپس پرسشنامه رضایت زناشویی اجرا شد و سپس پرسش نامه سرسختی اجرا شد. در صورت خواستن توضیح ‌در مورد سؤالها به آن ها توضیحاتی داده می‌شد. بدون ایجاد محدودیت زمانی و ایجاد اضطراب در آزمودنی به آن ها وقت کافی داده شد.

 

۳-۷-روش های آماری تحلیل داده ها

 

به منظور تجزیه و تحلیل داده ها هم از شاخص های آمارتوصیفی شامل فراوانی، میانگین و انحراف معیار استفاده خواهد شد و شاخص آمار استنباطی شامل: رگرسیون، همبستگی و تحلیل مسیر استفاده خواهد شد.

 

فصل چهارم

 

تجزیه و تحلیل دادها

 

در این فصل به تحلیل کمی داده ها از زاویه توصیفی و استنباطی پرداخته می‌شود. ابتدا میانگین، انحراف معیار متغیرهای پژوهش مورد بررسی قرار می‌گیرد. سپس با بهره گرفتن از آزمون تحلیل مسیر و تحلیل رگرسیون به شیوه همزمان، به بررسی فرضیه های پژوهش پرداخته می شود.

 

الف) یافته های توصیفی

 

در این بخش یافته های توصیفی پژوهش، شامل میانگین، انحراف معیار متغیرها بر حسب جنسیت آمده است که نتایج در جداول زیر نشان داده شده است:

 

جدول ۴-۱ میانگین و انحراف معیار متغیرهای پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جنسیت میانگین انحراف معیار تعداد N ‌کمال‌گرایی مثبت مرد ۸۱٫۶۵ ۸٫۳۴ ۱۷۳ زن ۸۰٫۹۸ ۸٫۲۲ ۱۷۳ ‌کمال‌گرایی منفی مرد ۵۳٫۴۴ ۶٫۹۸ ۱۷۳ زن ۵۴٫۵۲ ۶٫۸۷ ۱۷۳ سرسختی مرد ۷۶٫۱۱ ۸٫۶۵ ۱۷۳ زن ۷۳٫۲۳ ۸٫۴۱ ۱۷۳ رضایت زناشویی ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ مرد ۹۳٫۴۵ ۹٫۴۳ ۱۷۳ زن ۹۰٫۳۴ ۸٫۶۵ ۱۷۳

جدول ۴-۱- میانگین و انحراف معیار متغیرهای کمال

 

    1. Grossarth, R & Eysenck ↑

 

    1. Walan ↑

 

    1. Friedman & Booth ↑

 

    1. Gordon & Dimmock ↑

 

    1. Argyle & Lu ↑

 

    1. Rice & Dellwo ↑

 

    1. Danielle & Dana ↑

 

    1. Diener, Emmons, Larsen & Griffin ↑

 

    1. -Kobasa ↑

 

    1. Spiner ↑

 

    1. Adler ↑

 

    1. Hornay ↑

 

    1. Belit ↑

 

    1. Hassel ↑

 

    1. Terry-short LA, Owens ↑

 

    1. Denollet ↑

 

    1. Saboonchi F, Lundh ↑

 

    1. Feroid ↑

 

    1. Perlz ↑

 

    1. Marital Satisfaction

 

    1. Arrindell, W. A,Heesink,J.Seij.J.A ↑

 

    1. Henry ↑

 

    1. Johnson ↑

 

    1. Myers ↑

 

    1. Olson ↑

 

    1. Schoen ↑

 

    1. Garsia ↑

 

    1. Veenhoven ↑

 

    1. Elise ↑

 

    1. Aron Beck ↑

 

    1. Minochin ↑

 

    1. Vitaker ↑

 

    1. Boun ↑

 

    1. Snyder ↑

 

    1. Day, Hanson, Maltby, Proctor & Wood ↑

 

    1. Shorey ↑

 

    1. Kobasa ↑

 

    1. Kobasa, Maddi & Zola ↑

 

    1. Maddi ↑

 

    1. Lemaci ↑

 

    1. Enright ↑

 

    1. Medi & Pokti ↑

 

    1. Feid man & Rozen man ↑

 

    1. .Danovan & Halpern ↑

 

    1. .Dinner , Emmons & Locas ↑

 

    1. .Austin, saklofske & Egan ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:30:00 ب.ظ ]




مدیریت هیجان‌ها

مدیریت هیجان‌ها،توانایی کنترل واداره کردن هیجان‌ها درخود و دیگران است. مدیرانی که این توانایی را دارا هستند، اجازه نمی دهند بدخلقی های گاه و بیگاه در طول روز از آن ها ‌سر بزند. آنان از توانایی مدیریت هیجان‌ها ‌به این منظور استفاده می‌کنند که بدخلقی و روحیه بد را به محیط کاری و اداره وارد نکنند یا منشا و علت بروز آن را به شیوه ای منطقی برای مردم توضیح دهند. ‌بنابرین‏، آن ها می دانند که منشا این بدخلقی ها کجاست و چه مدت ممکن است به طول انجامد.

 

چهار هیجان اساسی

 

هیجانات چه هستند؟ هیجانات احساساتی پیچیده با مؤلفه هایی روانی، جسمی و رفتاری هستند. ما به لحاظ روانی، هیجانات خود را به عنوان مطلوب یا نامطلوب تجربه می‌کنیم. از نظر جسمی آن ها را به عنوان آگاهی قوی یا تنش، تجربه می‌کنیم. به لحاظ رفتاری، احساسات و هیجانات ما به عنوان تکانه هایی برای اقدام، تجربه می‌شوند.

 

چهار هیجان اساسی ما عبارتند از : ترس، خشم، اندوه و لذت یا رضایت(کلمن،۱۹۹۵) ترس مداوم که در موقعیت های مختلفی تجربه می شود، تبدیل به اضطراب می‌گردد. خشم یک احساس قوی از ناخشنودی و خصومت است . اندوه طولانی و بادوام، تبدیل به افسردگی می شود. رضایت هم حالت سلامتی واحساسات خوشایند، فارغ از تجربه ی اضطراب، خشم و افسردگی زیاد است.پنج توانایی، هوش هیجانی ما را شکل می‌دهند (کلمن ،۱۹۹۵ ) این توانایی ها عبارتند از:

 

شناخت هیجاناتمان

 

• مدیریت هیجاناتمان

 

• به رسمیت شناختن هیجانات دیگران

 

مدیریت روابط با دیگران

 

• برانگیختن خود برای رسیدن به اهدافمان

 

توانایی نخست، یعنی؛ شناخت هیجانات عبارت است از خودآگاهی، درک احساسات اساسی و توانایی نام گذاری هیجانات. شناخت هیجانات همچنین به معنای آگاه بودن از خودگویه های درونی و افکار خودکار همراه با هیجانات و خلقیات می‌باشد.

 

دومین توانایی، یعنی؛ مدیریت هیجانات، وابستگی زیادی به شناخت هیجانات، افکار خودکار و خودگویه های درونی مان دارد. آموختن مدیریت مؤثرتر هیجانات، برای داشتن زندگی موفق، اهمیتی اساسی دارد.

 

مدیریت مؤثر هیجانات، عبارت است :

 

• تسکین و آرام ساختن خود به هنگام ناراحتی

 

• اعمال خود کنترلی

 

• مدیریت خشم

 

• کنترل تکانه ها

 

• ابراز هیجانات در زمان و مکان مناسب

 

• اجتناب از اضطراب، خشم و افسردگی مداوم

 

• اداره کردن ناکامی ها و مشکلات اجتن اب ناپذیر زندگی

 

• جلوگیری از سایه افکندن هیجانات منفی بر روی قضاوت و توانایی حل مسأله ما((کلارک ،۲۰۰۸).

 

به رسمیت شناختن هیجانات دیگران، عبارت است از توانایی خواندن و درک احساسات و مقاصد دیگران. استفان کاوی[۷۲] در کتابی با عنوان هفت عادت افراد بسیار کارآمد به ما توصیه می‌کند( نخست تلاش کنید دیگران را درک کنید و سپس خودتان درک شوید) دیل کارنگی[۷۳] در کتاب آیین دوستیابی و تأثیرگذاری بر دیگران توصیه می‌کند گوش دهنده خوبی باشید، دیگران را ترغیب کنید تا ‌در مورد خودشان صحبت کنند)به رسمیت شناختن هیجانات دیگران به گوش دادن دقیق و تشویق دیگران برای بیان افکار و احساسات شان، بستگی دارد. همدلی و همدردی، نتیجه توانایی درک احساسات دیگران هستند.

 

مدیریت روابط با دیگران، چهارمین بخش از هوش هیجانی است. افرادی که در این زمینه، از توانایی خوبی برخوردارند، روابط را در آرامش مدیریت کرده، با دیگران رابطه برقرار می‌کنند، از جسارت مناسبی برخوردارند، در هنگام بروز تعارضات و مشکلات دوجانبه، می‌توانند درباره راه حل ها به گفتگو و مذ اکره بپردازند و قادرند با افراد دشوار، کنار بیایند. مدیریت روابط تا حد زیادی به شناخت هیجانات، مدیریت هیجانات و به رسمیت شناختن هیجانات دیگران بستگی دارد(کلارک،۲۰۰۸).

 

برانگیختن خود برای تحقق اهداف ‌دست‌یافتنی، آخرین بخش از هوش هیجانی است. این توانایی هوش هیجانی شامل برنامه ریزی، پشتکار، به تأخیر انداختن ارضای خواسته ها، تحمل ناکامی، مقاومت در مقابل رفتار تکانشی، بهبود یافتن پس از شکست ها و موانع زندگی و یافتن رضایت از فعالی تهای جاری می‌باشد .البته، برانگیختن خود برای دستیابی به اهداف، به شناخت و مدیریت هیجانات خودمان بستگی دارد(کلارک،۲۰۰۸).

 

گروس[۷۴] (۱۹۹۸)، بیان می‌دارد هنگامی که فرد با یک موقعیت هیجانی روبرو می شود احساس خوب و خوش بینی برای کنترل هیجان کافی نیست بلکه او نیاز دارد که در این موقعیت ها بهترین کارکرد شناختی را داشته باشد در اصل در تنظیم هیجان به تعامل بهینه ای از شناخت و هیجان جهت مقابله با شرایط منفی نیاز است زیرا انسان ها با هر چه مواجه می‌شوند آن را تفسیر می‌کنند و تفسیرهای شناختی تعیین کننده واکنش های افراد است. از نظر بک عقاید منفی درباره خود عامل محوری در اختلال افسردگی است و نگرش های منفی بخش اصلی تغییرات خلق محسوب می‌شوند. کنترل هیجان شناختی به تمام سبک های شناختی اطلاق می شود که هر فردی از آن به منظور افزایش یا کاهش و یا حفظ هیجان خود القاء می‌کند.

 

تنظیم شناختی در دو چهارچوب مهم بررسی می شود:

 

۱- راهبردهای تنظیم هیجان قبل از وقوع حادثه

 

۲- راهبردهایی که پس از وقوع حادثه فعال می‌شوند.

 

راهبردهایی که قبل از وقوع حادثه فعال می‌شوند در کنترل منفی حوادث نقش مهمی دارند و موجب تعبیر و تفسیر موقعیت به نحوی می‌شوند که پاسخ های هیجانی منفی مربوط با آن موقعیت را کاهش می‌دهند. (بک [۷۵] ۱۹۹۱)، این فرایند منجر به ارزیابی مجدد مثبت[۷۶] می شود.

 

ماهیت هیجان

 

در روان شناسی ، هیجان‌ها جایگاه بسیار حساس و بنیادی دارند، زیرا رابطه ی آن ها با نیازها و ‌انگیزش‌ها بسیار نزدیک است و می‌توانند ریشه ی بسیاری از اختلال‌های روانی یا روان –تنی را تشکیل دهند. هیجان‌ها حتی می‌توانند سلامت انسان را تضمین کنند. مثلا ، ترس موجب می شود که انسان خود را از خطر محفوظ بدارد و خشم موجب می شود که به دشمن حمله کند.

 

به رغم تلاش‌های بسیار گسترده ای که فلاسفه ،فیزیولوژیستها و روان شناسان برای تبیین هیجان‌ها به عمل آورده اند ، ماهیت و شیوه ی عمل آن ها هنوز به طور روشن بیان نشده، به حالت فرضیه باقی مانده است. این محققان مخصوصا جلوه های فیزیولوژیک هیجان‌ها (تغییرات ‌ضربان‌های قلب و تنفس ،سست شدن اسفنگترها ،خشک شدن دهان ،عرق کردن ،….)، اثر آن ها روی عملکردهای ذهن (افزایش تلقین پذیری ، کاهش کنترل ارادی) و رفتارهای ناشی از هیجان‌ها(گریه ها ،خنده ها، فرار کردنها، پنهان ‌شدن‌ها …) را مطالعه کرده‌اند. این مطالعات نشان داده است که در ظهور و تکوین جلوه های هیجان ، فرهنگ سهم بسزایی دارد. مثلا، در چین ، وقتی انسان‌ها خشمگین می‌شوند چشمهای خود را گرد می‌کنند . با این همه ، شرایط تولید هیجان و پایه های روانی –فیزیولوژیک آن هنوز بخوبی شناخته نشده است(گنجی،۱۳۸۶).

 

هیجان ،نه تنها به ماهیت عامل هیجان زا بلکه به خود فرد، حالت فعلی جسمی و ذهنی ،شخصیت ،تاریخچه زندگی شخصی و تجربه های قبلی او نیز وابسته است . درست است که در برخی شرایط استثنایی ،هیجانهای گروهی به وجود می‌آید و برای اکثریت مردم معنای یکسانی پیدا می‌کند(مانند ترس ناگهانی از زمین لرزه یا بمباران شهر از طرف دشمن)، اصولا هیجان یک احساس فردی

 

    1. – Empowerment ↑

 

    1. -Conger and Kanungo ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:18:00 ب.ظ ]




نگرانی های بسیاری ‌در مورد کودکان حاصل از گامت اهدایی وجود دارد، از این که نتایج تحقیقات روانشناختی در رابطه با این کودکان که از لحاظ ژنتیکی به یکی از والدین یا هر دو مربوط نیستند چگونه است. از یک سو برخی از محققان( e.g Warnock.1984.golombok .et al.1995 )معتقدند که فقدان ارتباط ژنتیکی بین کودک و والدین یا هر دو ممکن است احساس سردرگمی و آشفتگی در هویت برای این کودکان در پی داشته باشد.

 

حق بر هویت خانوادگی، ممکن است با حق بر هویت واقعی یکی تلقی شود. به عبارت دیگر، اگر فرزند خواندگی اتفاق بیفتد و پدر و مادر طبیعی نامعین بمانند،کودک ممکن است بتواند بر اساس حق بر شناخت هویت واقعی خود، شناخت والدین ژنتیکی خود را تقاضا نماید. این منفعت متعلق ‌به این حق کودک در مطالعه ی جامع جان تریسلیوتیس ‌در مورد هفتاد کودک اسکاتلندی نشان داده است. پژوهشگر آسیبی را از غیرقابل دسترس بودن یا آگاهی از هویت واقعی آن ها نشان داد و همچنین طبیعت و ماهیت نیاز ضروری کودکان خوانده برای جست و جوی هویت از جمله یافته های دیگر، این است که وقتی فرزند خواندگی اتفاق می افتد و مدت طولانی سپری می شود و بعد این موضوع آشکار می شود عواقب جدی بدی به بار می آورد و اطلاعات نشان می‌دهد که ریشه ی بیشتر مشکلات روانی این کودکان، فرزندخواندگی می‌باشد. ( George.A.op.cit.p225 )

 

۲-۱-۴٫ تعهدات بین‌المللی

 

به رسمیت شناختن حقوق مخصوص ‌در مورد حق بر هویت خانوادگی، با مخالفت های زیادی روبرو می‌باشد، ولی به طور معمول به سمت حمایت از حقوق کودک پیش می رود. معاهدات اخیر به طور مستقیم، به جداکردن غیرقانونی فرزندان از والدینشان پرداخته‌اند. حقوق اساسی کودک نسبت به هویت واقعی خودش، به صراحت در معاهدات و اعلامیه های حقوق بین‌المللی به رسمیت شناخته شده است. از سوی دیگر، منافع کودک در حفظ هویت خانوادگی خود در اعمال و تصمیمات دولت ها به رسمیت شناخته شده است. ( (Ibid به عنوان مثال در سال ۱۹۲۴ دیوان عالی کشور آمریکا در دعوای Pierce V. Society Of Sisters حقوق کوک را نسبت به والدینی که از آن ها به وجود آمده به رسمیت شناخته است. اخیراً در دعوای ان گوین دان علیه کیسینجر نمایندگان ۲۷۰۰ کودک ویتنامی، ادعا کردند که دولت آمریکا حقوق اساسی کودکان را نقض ‌کرده‌است. همچنین این حقوق را بر اساس قانون اساسی آمریکا، با دور کردن کودکان از ویتنام، بدون حضانت ‌و سرپرستی مناسب و همچنین زندانی کردن آن ها در این کشور، دور از والدین طبیعی خودشان، نقض نموده است. دادگاه تجدیدنظر، نگه داری کودکان توسط والدین خوانده را بازداشت غیر قانونی دانست، دستور داد که اوراق هویتی کودکان بررسی شود که مورد بازداشت واقع شده اند یا نه؟((Ibid آن چه قابل توجه می‌باشد این است که بر حقوق کودک نسبت به حقوق والدین بیشتر تأکید شده است و دادگاه، حقوق اساسی کافی برای شناسایی کودکان از طریق بررسی اسناد هویتی کودک در نظر گرفته است.

 

استاندارد جایگاه کودکان در تصمیم گیری دولت، توسط کنوانسیون حقوق کودک «غبطه کودک» بیان شده است. در اختلاف بین والدین و منافع کودک، غبطه کودک تنها استاندارد است. در اختلاف بین والدین و دولت، جایی که ممکن است حقوق والدین نقض شود، بهترین استاندارد مورد نیاز، به رسمیت شناختن حقوق والدین برای حضانت فرزندان خود می‌باشد. به عنوان مثال در دعوای Smith V. Organization of Foster Families بیان شد اگر دولت برای فروپاشی خانواده ای تنها به ادعای حفظ غبطه ی کودک و بدون اثبات این ادعا تلاش نماید، جرم تلقی می شود. ((p229. Ibid یکی از اعتراضات این است که «غبطه کودک» بیش از حد ذهنی و نا معین می‌باشد. تعریف منافع کودک مشکل تر از منافع بزرگسالان است. زیرا فرد بزرگسال خود می‌تواند آن چه را که به نفع او می‌باشد، بیان نماید. لیکن ‌در مورد کودک چنین نیست در این جا تنها فرضی که حقوق فرانسه مطرح می‌کند آن است که منافع کودک با منافع والدینش همسو می‌باشد. این امر تا زمانی که خانواده پابرجا می‌باشد صحیح است. ولی در صورت از هم گسستن خانواده، دادگاه تصمیم می‌گیرد که چه چیزی به نفع یا به ضرر کودک است . ( عابد خراسانی، ۱۳۸۹،ص۸۶) این که معیار اندازه گیری و تعیین بهترین منافع کودک چه چیزی می‌باشد، بیشتر فعالان حقوق کودک این معیار را به صلاحدید متعارف قاضی می دانند. مثلا قاضی به طور متعارف داشتن مسکن و خوراک و پوشاک را از بهترین منافع کودک می‌داند.

 

ماده ی ۸ کنوانسیون حقوق کودک از دو عنصر تشکیل شده است: الف. وظیفه ی دولت به انجام تمام اقدامات لازم برای حفظ هویت کودک،ب. وظیفه ی دولت برای ایجاد مکانیزم های مناسب برای دوباره احیا کردن هویت کودک در زمانی که عضوی از کنوانسیون، کودک را از حق هویت محروم ‌کرده‌است. نکته ای که می بایست به آن توجه شود این است که رعایت ماده ی ۸ برای دولت ها اجباری می‌باشد و دولت ها می بایست به حق هویت کودک احترام بگذارند زیرا هدف از این مقرره جلوگیری از دخالت خودسرانه ی دولت ها در حق هویت کودک است.(Sergio cerda.p5 )در نتیجه دولت ها نمی بایست قانونی مخالف با این حق تصویب نمایند.

 

در زمینه ی تلقیح مصنوعی در حال حاضر در ایران قانون نحوه ی اهدای جنین به زوجین نابارور مصوب ۱۳۸۲، اجرا می شود. در این قانون، اهدای جنین پذیرفته شده است و ‌در مورد اهدای گامت حرفی به میان نیامده است. به همین دلیل به نظر می‌رسد که از نظر قانون ایران اهدای گامت غیر مجاز می‌باشد. زیرا در اهدای گامت نطفه ی زن و مرد اجنبی تلقیح می‌شوند ولی در اهدای جنین، به شکلی که در قانون مد نظر می‌باشد، اسپرم و تخمک زن و مردی که شرعاً به هم حلال می‌باشند، تلقیح می شود و بعد به زوجین اهداگیرنده منتقل می شود.

 

قانون موضوعه ی ایران در این مورد قابل تأمل می‌باشد، زیرا فقط به مرحله ی تشکیل جنین توجه نموده است. بعد از تشکیل جنین و اهدای آن به زوجین اهداگیرنده، کودک بعد از تولد در آینده در اختیار والدین اهداگیرنده قرار می‌گیرد. به نظر می‌رسد، می بایست که به مرحله ی بعد تولد هم توجه شود. وجود کودک همراه والدین ژنتیکی خود آثاری دارد که می بایست به آن ها توجه شود که ‌به این قضیه در قانون ایران توجه نشده است. در واقع منافع کودک می بایست هم به هنگام تلقیح نطفه ی تشکیل دهنده ی او و هم بعد از تولد استمراراً در نظر گرفته شود. مضرات روانی و اجتماعی و حقوقی ناشی از جدایی از والدین بیولوژیکی، در مرحله ی بعد از تولد کودک و در زمان پرورش او، نشان دهنده ی اهمیت فراوان پرورش کودک است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:30:00 ب.ظ ]




« و اگر پیراهن یوسف از پشت سر دریده پس زن دروغگوست و یوسف از راستگویان است و چون شوهر دید که پیراهن از پشت سر دریده است گفت این از مکر شما است که مکر و حیله زنان بسیار بزرگ و حیرت انگیز است. شوهر که حقیقت را دریافت یوسف را گفت که ای پسر از این درگذر و زن را گفت از گناه خود توبه کن تو مرتکب خطای بزرگی شده­ای و سخت از خطاکاران گردیدی.»

 

در این زمینه اهمیت علم قاضی به درجه ای است که « در مقام تعارض بین شهادت شهود و امارات قضایی جانب اماره را باید ترجیح داد زیرا قاضی از اماره قضایی مستقیماً اطمینان حاصل می‌کند در حالی که استماع گواهی برای وی (بجای ایجاد علم) فقط ایجاد ظن می‌کند آنهم آگاهی به طریق غیر مستقیم.»[۲۹] در حقوق عرفی قرائن و امارات بر دو نوع است: قرائن قانونی و قرائن وجدانی. قرائن قانونی آن است که قاضی نمی تواند در تصمیم­گیریها از آن چشم پوشی کند مانند اماره سن قانونی برای بلوغ دختران و پسران.

 

قرینه وجدانی یا اقناعی آن است که در شناخت و بررسی یک رویداد مورد استناد قرار می‌گیرد و قاضی را مساعدت می کند تا وی پیوندی میان کشف جرم و آن اماره بیابد و ناشناخته ای را به واسطه آن شناسایی نماید مثلاً چنانچه انسانی با چاقوی خون آلود از خانه بیرون آمده و به سرعت فرار کند و نشان خوف و هراس در وی مشاهده گردد و مشاهده کنندگان در آن لحظه وارد خانه شده و مقتول را بیابند و در آن خانه فرد دیگری نباشد می توان آن شخص را قاتل فرض کرده و تصور خودکشی منتفی است و قابل ترتیب اثر نمی باشد.

 

در حقوق اسلام نیز قرائن یا شرعی هستند یا موضوعی. قرائن شرعی داراینص بوده و شارع مقدس به روشنی آن ها را بیان نموده و قاضی ملزم به رعایت آن ها می‌باشد مانند اقرار متهم یا شهادت شهود یا متصرف مال منقول بودن. البته این ها در صورتی لازم الرعایا می‌باشند که علم برخلاف آن وجود نداشته باشد.

 

قرائن موضوعی آن است که دانستن آن برای هرکسی که بدان دلالت کند ملازمه عقلی دارد مانند سارق مدارکی ارائه نماید که دال بر وجود وی در محل دیگری غیر از محل سرقت در زمان سرقت. قرائن موضوعی گاهی علم و یقین به همراه نداشته بلکه تنها ممکن است ایجاد ظن در شخص بنماید که در اینصورت فقط به عنوان راهگشا عمل کرده و موضوع باید به اثبات رسیده سپس حکم قضیه صادر می شود.

 

امارات قانونی و قضایی یا همان وجدانی دارای چند ویژگی هستند که ابتدا ویژگی امارات قانونی مطرح می‌گردد سپس امارات قضایی. ویژگی امارات قانونی عبارت است از: اولاً تعداد این امارات محدود و معین است زیرا این امارات از طریق قانون مشخص می شود. ثانیاًً امارات قانونی مبتنی بر ظن نوعی هستند و در بسیاری اوقات شبیه به اصول عملیه می‌باشند و همیشه کاشف از واقع نمی باشند اما بایستی توجه داشت این امارات تا زمانی که دلیلی برخلاف آن آورده نشود کاملاً معتبر است و موجب علم برای قاضی می‌باشد. ثالثاً امارات قانونی به نفع صاحب آن همیشه دلیل هستند و بار اثبات دعوی در این خصوص بر عهده کسی است که اماره برخلاف نظر وی دلالت می کند. اما ویژگی امارات قضایی یا وجدانی این است که اولاً تعداد این امارات نامحدود می‌باشد و تعداد مشخص و معینی ندارند چرا که در هر دعوای خاصی، اماره قضایی نیز ممکن است وجود داشته باشد. ثانیاًً درجه اعتبار و ارزش امارات قضایی به نظر قاضی وابسته است و دادرس در صورتی که با آن امارات به اقناع وجدانی و اطمینان درونی دست یابد می‌تواند در آن خصوص اقدام به صدور حکم نماید. ثالثاً امارات قضایی مبنی بر ظن موردی است نه نوعی یعنی اینکه امارات می‌توانند در خصوص هر دعوای خاصی مطرح شوند هرچند ممکن است جنبه غلبه و ظاهر نیز نداشته باشد.

 

ناگفته پیدا‌ است که قاضی برای کشف حقیقت لازم است پرونده را از هر جهت مطالعه و بررسی کرده و پس از حصول قطع و یقین، اقدام به صدور رأی نماید.

 

گفتار چهارم: کارشناسی

 

نظر اهل فن در تشخیص موضوع را کارشناسی می‌گویند لذا دادگاه نمی تواند برای تشخیص حکم یا تفسیر مواد قانونی مجمل یا ناقص از کارشناسی استفاده کند بلکه فقط در موضوعات فنی و پیچیده که از دادرس نمی توان انتظار داشت که بر تمامی این امور آگاه و مسلط باشد و بتواند ‌بر اساس آگاهی و علم خویش حکم صادر نماید می‌تواند به درخواست طرفین یا با تشخیص خود، با صدور قرار ارجاع امر به کارشناس، نظر اهل فن و خبره را استعلام کند. ‌بنابرین‏ هرگاه تشخیص موضوعی به اظهارنظر متخصص یا کارورز در رشته­ای نیاز پیدا ‌کند از کارشناس بهره می گیرند همان گونه که کارشناس در حقوق عرفی و روش های حقوقی جهان کاربرد بسیاری دارد. در حقوق اسلامی نیز کارشناسی مورد توجه قرار گرفته است و با پیشرفت تکنولوژی و تخصصی تر شدن رشته ها، نیاز به کارشناس متخصص بیشتر شده است مانند تشخیص جعلی بودن سند یا تشخیص علت حادثه.

 

البته بایستی گفت که کشف جرم و جمع‌ آوری دلایل علیه فرد مشخص به عنوان متهم جرم از وظایف دادستان‌هاست. امروزه از طریق علم و با کمک میکروسکوپ، دوربین‌های عکاسی بخصوص دوربین‌های نوری، آزمایشات خونی، آثار انگشت و لکه‌ها و سیستم میکروبیولوژی انواع و اقسام روش‌های شیمیایی و آناتومی و علوم طبیعی و روش‌های روانشناسی می‌توان محل وقوع جرم را کاملا و به صورت دقیق بررسی و مجرم را شناسایی کرد. بدیهی است کارشناسان فنون و علوم مختلف می‌توانند در زمینه‌های گوناگون، پلیس علمی را در ارتباط با کشف جرایم یاری کنند ماحصل کلام آنکه «کشف علمی جرایم» در محاکم کیفری و نزد قضات جنایی باید بیش از پیش جایگاه والای خود را پیدا کند.

 

در حقوق موضوعه در مواردی که نیاز به اظهارنظر فنی راجع به امری وجود داشته باشد بایستی قرار ارجاع امر به کارشناس صادر و اصدار رأی پس از اظهارنظر کارشناس صورت بگیرد و تنها در امور عادی که تشخیص عادی کفایت می‌کند، قاضی خود می‌تواند رأساً اظهارنظر کند.

 

در رابطه با مواردی که نیاز به اظهارنظر کارشناس وجود دارد حکم شماره ۳۶۶۴ مورخ ۲۶/۱/۱۳۲۴ دادگاه انتظامی قضات می‌گوید: «چون تعیین اجرت المثل هر ملکی از امور فنی و محتاج به اعمال نظر کاشناس است حتی اگر حاکم محکمه نیز خود دارای تخصص فنی بوده و قادر به تشخیص باشد در این قبیل از موارد که جلب نظر کارشناس لازم است می بایست از اظهارنظر خویش خودداری کرده و تعیین میزان آن را به کارشناس محول سازد و با عدم توافق طرفین در میزان اجرت المثل مبادرت به اصدار حکم بر میزان معینی بدون مراجعه قبلی به کارشناس تخلف است.»

 

لذا به موجب این حکم قضات صریحاً از اظهارنظر پیرامون مسائلی که تخصصی و فنی می‌باشند ممنوع ‌شده‌اند، گرچه خود دارای چنین تخصصی باشند.

 

مواردی که به عنوان کارشناسی ‌می‌توان گفت پزشکی قانونی است که رشته مهمی از علم پزشکی است که می ­تواند به دستگاه عدالت کمک مؤثر و رهنمونهای لازم را بنماید و مقامات قضایی را از اشتباه باز دارد و کشف و علل بسیاری از جرائم را آشکار سازد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:41:00 ب.ظ ]




البته شایان ذکر است که به موجب نظر برخی اساتید، رئیس شعبه مسئولیت نظارت بر عملکرد مدیر دفتر و … را بر عهده دارد. [۹۴]

 

نویسندگان فرانسوی نیز معتقدند که اداره ی امور دادگاه به دلیل وظایف انبوه دادگاه ها نیازمند وجود یک ساختار اداری است تا وظایف ذیل به خوبی انجام شود:

 

الف) دسته بندی و بایگانی کردن احکام شعبه های دادیاری

 

ب) آماده سازی و نگهداری پرونده ها، دفاتر ثبت و فهرست ها و انجام برخی اقدام ها از قبیل احضار طرفین، ابلاغ مستندات دادخواست و گاه ابلاغ حکم که البته موضوعات اخیر در دعاوی کم هزینه و آسان یاب امکان پذیر است؛

 

ج) انجام برخی وظایف فراقضایی مثل رسیدگی به دفاتر ثبت احوال شخصیه و مراقبت از آن ها، دریافت اظهارنامه ها، نگهداری دفاتر بازرگانی، ثبت وثیقه های بازرگانی و مانند آن ها.

 

نویسندگان فرانسوی معتقدند که در یک دادگاه وسیع، اداره ی مطلوب دادگستری با عملکرد درست دفتر دادگاه مرتبط است.[۹۵]

 

گفتار دوم: دستیاران دادگستری

 

علاوه بر کارمندان دادگستری، اشخاص دیگری نیز در انجام وظایف قضایی به دادستان در پیگیری جرایم اقتصادی کمک می‌کنند که در این میان می توان به وکلای دادگستری و کارشناسان رسمی دادگستری اشاره کرد:

 

بند اول : وکلای دادگستری

 

وکلای دادگستری با ارائه ی مشورت ها و راهنمایی های حقوقی خود سیر و چارچوب نظام ارزشی را برای مراجعین خود در هنگام متضرر شدن از جرایم اقتصادی روشن می‌سازند و شیوه های برخورداری از حمایت دستگاه قضایی را برای آن ها تبیین می‌کنند. همچنین در مقام اقامه ی دعوی با ارائه ی اسناد و مدارک و استناد به مواد قانونی، پرونده را برای پیگیری دادستان آماده می‌سازند. حضور ایشان در دادرسی ها مانع از خودکامگی احتمالی قضات می شود و از این حیث وکلا نه تنها همکاران دستگاه قضایی اند، بلکه مانعی در راه خودکامگی دادستان محسوب می‌شوند و نقش مهمی در شکل گیری یک دادرسی عادلانه و منصفانه ایفا می‌کنند. درست به دلیل همین امکان متقابل است که اندیشمندان بحث استقلال وکیل دادگستری و پاره ای تأمین ها را طرح کرده‌اند تا شهروندان در برابر خودکامگی های احتمالی دستگاه قضایی و به ویژه نهاد داستانی ملجأ و پناهگاهی داشته باشند.

 

 

بند دوم : کارشناسان رسمی

 

در تعداد زیادی از پرونده های قضایی، به دلیل تخصصی یا فنی بودن موضوعات و روابط میان اشخاص، دادستان به تنهایی قادر به درک دقیق و کامل موضوع یا روابط نیست. به همین دلیل در بسیاری پرونده ها دادستان با صدور قرار کارشناسی ، نظر متخصصان امر را به طور رسمی جویا می شود تا ‌به این ترتیب با توجه به گزارش های ایشان، موضوع ( صغرای قیاس منطقی) را به درستی شناسایی و قراری شایسته و عادلانه صادر کند. به همین دلیل کارشناسان را جزو دستیاران دادگستری محسوب کرده‌اند. کارشناسی همان طور که در حقوق فرانسه گفته اند، وظیفه و کارکردی مقطعی است و یک شغل نیست، زیرا کارشناس را در مقطعی از زمان دادرس یا اصحاب دعوی انتخاب می‌کنند.

 

نتیجه گیری :

 

با به رسمیت شناختن قاعده اعلام جرم عمومی و تفکیک جنبه حق‌اللهی جرایم از جنبه خصوصی آن ها در حقوق اسلام، این تمیز و جدایی در قوانین کشورمان نیز نمود یافته و دعوای عمومی، مختصاتی جدا از دعوای خصوصی پیدا ‌کرده‌است. از زمانی که نظام مختلط در فرایند دادرسی کشورمان پذیرفته شد و نهاد تعقیب از نهاد رسیدگی و اصدار حکم منفک گردید، دادسرا در معیت دادگاه قرار گرفت و موضوع پیگیری جنبه عمومی جرم بر عهده نهادی دادسرا واگذار گردید.همچنانی که گفته شد یکی از عوامل اساسی و مهم در پیش‌گیری و مبارزه با فساد اقتصادی در میان نهادهای رسمی و غیر رسمی توسعه و تقویت قانون‌گرایی است. از لوازم توسعه و تقویت قانون‌گرایی در کشور، وجود مراجع و نهادهای نظارتی است. زیرا این نهادها هم‌چون دیده‌بان‌هایی دقیق و منظم، روال و جریان امور را مرتباً مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهند تا مبادا از مسیر قانونی خارج نشوند. لذا نهاد داستانی در راستای همین امر باید هم نظارت به صورت طبیعی داشته باشد و هم در صورت مشاهده مورد خاصی آن را تحت احقاق حقوق جامعه مورد پیگرد قرار دهد.از طرفی با توجه به اینکه جرایم اقتصادی گاها توسط افرادی به وجود می‌آیند که به مراکز اداری و منابع قدرت متصل بوده لذا اعمال سیستم نظارتی مؤثر توسط داستان تابع شرایط خاصی بوده که نیازمند نیروهایی متخصص، دلسوز، با اخلاق و با تجربه است. یکی از ‌آسیب‌های جدی که ممکن ا ست حتی ناظری را که خود جهت بررسی و کنترل فساد اعزام شده دچار کند، «فساد» است. دریافت رشوه، پارتی‌بازی (اعم از فامیل‌گرایی یا رفیق‌بازی) و تعارض منافع، از جمله مواردی هستند که اهمیت گزینش و انتخاب افراد در امر نظارت را دوچندان می‌کند. دادستان اولا باید به مسأله موضوع نظارت، آگاهی و اشراف کامل داشته باشد تا بتواند موضوع نظارت را از ابعاد مختلف مورد ارزیابی قرار دهد، و احیانا، ظاهرسازی‌های گوناگون و اطلاعات ناصحیح، او را از واقعیت امر دور نسازند. او باید از قوانین مربوطه به خوبی مطلع باشد و بتواند ‌در مورد نحوه اجرای صحیح آن اعلام نظر کند. از سوی دیگر او باید از درک بالا و خصوصیت اخلاقی برتر، برخوردار باشد تا وظیفه پیگیری و مبارزه با این نوع خاص جرایم را دارا باشد او باید در عملکرد خود از علاقه و انگیزه بالایی برخوردار بوده و به کار خود اعتقاد و ایمان داشته باشد تا دچار تردید، سهل‌انگاری و مسامحه، و یا مغلوب تطمیع‌ها و تهدیدها نشود. متأسفانه، کمبود نیروی انسانی کارآزموده در نهاد دادسرا در نتیجه، استفاده از نیروهای آموزش ندیده و ناوارد ( کارمندان و ضابطان ) موضوع را در عمل با افراط و تفریط‌هایی روبه‌رو کرده که در نهایت موجبات نارضایتی، دلسردی و بدبینی مدیران نهادها و دستگاه‌های مختلف در بخش‌های مختلف را فراهم آورده است.

 

پیشنهادات:

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:53:00 ب.ظ ]




اما به نظر می‌رسد که شرط مختصات مشترک، موجب ایجاد سازمانی بسته متشکل از قشرها یا طبقه خاصی می‌گردد. در بررسی تشکیلات و سازمان داخلی هر حزب سیاسی، توجه به شرایط عضویت و استخدام آن، اهمیت فراوان دارد.

 

برخی از احزاب سیاسی بزرگ برای آنکه بتوانند از همه سنخهای اجتماعی عضو بگیرند گرایش دارند تا ساختارشان را تغییر دهند.[۵۹]

 

در واقع استخدام حزبی امروزه می‌تواند به عنوان عامل مهمی در انتخاب کارگزاران و حاکمان در دولت احتمالی و آینده محسوب گردد؛ چرا که کارگزاران امروز، اعضای ناپخته و غیر حرفه ای بودند که با جذب از سوی احزاب و با ورود به حزب کاملاً با حکومت داری و شیوه های حکمرانی آشنایی پیدا کرده‌اند.

 

در بلژیک سازمان جوانان که جزئی از تشکیلات احزاب سیاسی این کشور می‌باشند، نقش تعیین کننده ای در استخدام و به کارگیری اعضا در احزاب بر عهده داشته و از کانال این سازمان‌ها، افراد برجسته ای برای آینده حزب و متعاقباً آینده کشور به صحنه سیاسی معرفی می‌شوند. نتایج تحقیقاتی که در میان سیاستمداران محلی در بلژیک به عمل آمده، نشان می‌دهد که بیش از ۴۰ درصد از آنان دوره زندگی سیاسی خود را از بخش جوانان در حزب آغاز کرده‌اند. البته اخیراًً عضوگیری و استخدام سیاسی در احزاب از طریق سازمان‌های جوانان در احزاب سیاسی بلژیک رو به افول گذاشته و در صورت تداوم این روند، این فرض تقویت می‌گردد که روزهای عضویت توده ای در احزاب به سر آمده است.[۶۰]

 

گفتار سوم- آموزش سیاسی به مردم و هواداران

 

آموزش سیاسی از طریق احزاب سیاسی، امروزه به یکی از مهمترین و اصلی ترین کارویژه های حزبی تبدیل شده است. رسالتی که احزاب در خلال آموزش شهروندان دنبال می‌کنند تنها با هدف کشاندن مردم پای صندوق‌های رأی انجام نمی شود بلکه در وهله اول می خواهند ذهن مردم به ویژه جوانان را که دارای اهمیت بسزایی برای احزاب هستند را به جمع سازمان‌ها و ارگانها و تشکیلات حزبی اضافه کنند و یا حداقل آن ها را به جمع رأی دهندگان در انتخابات آینده علاوه نمایند. یکی از طرق آموزش سیاسی شهروندان، اطلاع رسانی درست و بموقع به مردم ‌در مورد تصمیمات و اهداف دولتمردان و اهداف قدرت سیاسی است. نقشی که احزاب در این اطلاع رسانی ایفا می‌کنند متضمن استفاده از ابزارهای تبلیغاتی و اطلاع رسانی در سطح گسترده است. مانند بهره گیری از نظام مطبوعاتی و یا کانال‌های تلویزیونی که احزاب سیاسی در اختیار دارند و یا خود مبادرت به تأسیس آن ها نموده اند.[۶۱]

 

احزاب سیاسی با ایجاد فضای نقد و نقادی و تضارب افکار در این رسانه ها، در تبیین افکار عمومی
می‌توانند بسیار مؤثر واقع شوند. آموزش از طریق رسانه های جمعی شاید فقط ارتقای دانش شهروندان را به دنبال داشته باشد؛ در حالی که آموزش‌های حزبی تا حدود زیادی توأم با عمل و پراتیک تر از سایر آموزش‌ها بوده و به مشارکت سیاسی در حد بالاتری منجر می‌گردد، زیرا ورود به صحنه سیاست همراه با استراتژی، تاکتیک و شگردهای خاصی می‌باشد که در مجامع آکادمیک (دانشگاهی و غیر حزبی) کمتر از آن بحث
می شود.[۶۲]

 

حزب بی گمان کانون آموزش سیاسی مؤثر است و آموزش سیاسی که حزب می‌تواند به اعضایش بدهد به هر آموزش سیاسی دیگری برتری دارد، زیرا همیشه کم و بیش آموزش با عمل همگام است. امروزه در جهان اغلب حزب های مهم و ریشه دار، آموزشگاه ها و سازمان های پژوهشی ویژه شان را دارند و در این آموزشگاه ها اعضاء و پیروانشان را آموزش می‌دهند و افکار عمومی را نیز آگاه ساخته و جهت می‌دهند. بسیاری از اعضاء که در آغاز ورود به حزب کم آموزش و کم دانش در سیاست بودند با آموزش های حزبی به مردان و زنان سیاسی آگاه و برجسته تبدیل گردیدند و توانستند رهبری حزب را به دست گیرند.[۶۳]

 

مثلاً مورد شخصی مثل میتران، در فرانسه ۲۹ سال عضو حزب سوسیالیست فرانسه بود؛ یعنی نزدیک به سه دهه یک نفر در رده های مختلف حزب سوسیالیت فعالیت می‌کند. هم اثر پذیر است و هم اثر گذار.[۶۴]

 

همچنین، احزاب سیاسی آموزش‌های لازم را در موضوعات و ارزش‌های سیاسی به رأی دهندگان ارائه
می‌دهند. فعالان حزبی منافع سیاسی را گوشزد می‌کنند؛ شهروندان را آگاه می‌سازند و راه های مؤثر ارائه نظر به دولت را به اعضای خود آموزش می‌دهند. رهبران حزب با آموزش قواعد دموکراتیک بازی سیاسی به هواداران خود، سبب وفاق و اتفاق نظر می‌گردند.[۶۵]

 

قواعد و آموزش‌های حزبی در واقع همان هنر مبارزه سیاسی هستند که ناگزیر بایستی در قالب تشکیلات و کارویژه ها و ارکان حزبی دنبال شوند و چه بسا، بسیاری از اساتید فن و متخصصین عرصه حزبی در عمل بهتر موفق به به کارگیری و استفاده از آموخته های خود نبوده اند، در حالی که فعالان حزبی و آنهایی که در کوره حزب آزموده شده و در صحنه کارزار ‌آب‌دیده شده اند، بهتر از این اساتید به دقایق امور و روند جریان‌های سیاسی واقف باشند.

 

در انگلستان، کلیساهای غیر محافظه کار، بسیاری از سخنگویان حزب کارگر را در مهارت‌های مربوط به فن خطابه و سازمان اجتماعی، آموزش دادند.[۶۶]

 

افراد آموزش دیده در احزاب سیاسی کمتر اسیر شایعه و تصمیم گیری های غیر منطقی و احساسی می‌شوند. آن ها می آموزند که بیندیشند و مشورت کنند و آن گاه به تصمیم گیری روی آورند. احزاب می‌توانند نسبت به آموزش جامعه برای مقابله با توطئه های خارجی و داخلی هوشیاری ایجاد نمایند.

 

گفتار چهارم- تجمیع منافع

 

تجمیع منافع که از آن به تألیف منافع هم یاد می‌کنند، فعالیتی است که طی آن خواسته های افراد و گروه ها در قالب پیشنهادهای مهم برای سیاست‌گذاری، یک کاسه می شود. پیشنهادهایی مهم محسوب می‌شوند که حائز منافع چشمگیری باشد. مانند صرف اعتبارات مبارزاتی، دسترسی به رسانه ها، تألیف منافع نقشی است که احزاب در آن دخیل بوده و در این زمینه میدان داری می‌کنند. احزاب با معرفی نامزدهای خاصی که نماینده سیاست خاصی هم هستند سعی در جذب آرای مردم دارند. تألیف منافع ممکن است در هر دو نوع نظام های دموکراتیک و اقتدارگرا صورت گیرد. در نظامهای اقتدارگرا، حزب واحد می کوشد تا حمایت شهروندان را نسبت به برنامه ها و نامزدهای حزبی جلب کند و در نظامهای دموکراتیک هم دو یا چند حزب سعی در جذب ‌گروه‌های نفوذ و رأی دهندگان دارند. در هر دو نظام (اقتدارگرا و دموکراتیک) تألیف منافع در درون احزاب صورت می‌گیرد.

 

در نظام های پارلمانی از تألیف منافع و تجمیع خواسته های دو گروه در زمینه سیاست‌های اقتصادی و نیز
چانه زنی در مسائل سیاسی مستمر بین ‌گروه‌های نفوذ بزرگ و متمرکز کارگری و تجاری، احزاب سیاسی و دیوانسالاری، پیوند دهنده سازمان‌هایی هستند که در دیگر نظام های سیاسی، نقشهای متفاوت و اغلب خصمانه ای در برابر یکدیگر بازی می‌کنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:22:00 ب.ظ ]




از نظرگاه دیگر، نمایش درمانی بر مشکل و اختلال متمرکز است، زیرا در فرایند درمان، مستقیم یا غیر مستقیم با فنونی چون بازتاب دادن، نوشتن و اجرای نمایشنامه، ایفای نقش[۲۱۳]، کار با عروسک و … بر مشکل اصلی مراجع با توجه به معیارهای خاص هر اختلال، تأکید می شود (لانگ لی[۲۱۴]، ۱۹۸۳).

 

نمایش مفهومی است که یک هستی مطلق و یگانه دارد و تعریف های متعددی برای آن ذکر شده است (جنینگز، ۱۹۸۷). هنر، فعالیت و اشتیاق یا غریزه انسانی که در نمایش تجلی می‌یابد، چنان در ژرفای تاروپود انسان تنیده شده اند که تعیین یک حد و مرز قاطع میان فعالیت های عام تر و نمایش تقریباً ناممکن است (اسلین، ۱۳۸۲).

 

بسیاری از مردم، نمایش و تئاتررا با هم مرتبط می دانند اما در حقیقت این دو مفهوم متفاوتند. نمایش یک تجربه شخصی است (کلمه ای که از واژه یونانDrao می‌آید، به معنای I do یا I struggle) و تئاتر در ارتباط با تجربه با دیگران شکل می‌گیرد (واژه ایکه از کلمه یونانی theatron می‌آید به معنای مکانی برای نمایش دادن/دیدن) (کاسون،۲۰۰۶).

 

نمایش را می توان کنشی تقلیدی دانست؛ کنشی برای تقلید و بازنمایی رفتار بشر. عاملی که نمایش را نمایش می‌سازد، دقیقاً بیرون و فراسوی واژه ها قرار دارد و عبارت از کنش یا عملکردی است که به اندیشه و مفهوم مورد نظر پدیدآورنده اثر، تحقق کامل می بخشد. هنر نمایش عینی ترین و ملموس ترین شکل بازآفرینی موقعیت ها و روابط انسانی است، زیرا نمایش برخلاف قالب های روایتی که به بازگویی رویدادهای گذشته و خاتمه یافته گرایش دارند، در ابدیت زمان حال جاری است؛ در اکنون و اینجا نه در آن وقت ها و آن جاها (اسلین، ۱۳۸۲).

 

بالعکس، تئاتر اجرای آگاهانه یک متن یا موضوع از پیش تعیین شده است که هدف های متعددی را دنبال می‌کند؛ تئاتر آموزش می‌دهد، ارشاد می‌کند، سرگرم می‌کند و نیز در راه کشف جهان و الهام بخشیدن به تماشاگران گام برمی دارد. ‌بنابرین‏ تئاتر وسیله ای می شود که انسان توسط آن جهان خود را تعریف می‌کند یا از طریق آن از واقعیت های تلخ می گریزد (براکت، ۱۹۹۷).

 

در نگاهی کلی می توان نمایش و تئاتر را قالبی برای اندیشه، روزی برای شناخت و شیوه ای برای برگرداندن مفاهیم انتزاعی به شرایط ملموس انسانی دانست. به عبارت دیگر، تئاتر انبوه تماشاگر را از صورت مجموعه ای مرکب از انسان های منفرد خارج و تبدیل به ناهشیار جمعی می‌کند. نمایش و تئاتر به عنوان یک وسیله بیانی و ارتباطی –گذشته از داستان گویی و یا بازنمایی رویدادها- به بازآفرینی حالت های عاطفی و انسانی و شرکت دادن تماشاگران در عواطف گوناگون می پردازند و به وسیله ای تبدیل می‌شوند که دامنه تجربیات انسانی را گسترش می‌دهند و بسط و توسعه ظرفیت آنان برای درک عواطف غنی تر، ظریف تر و رفیع تر را در پی دارند (اسلین، ۱۳۸۲).

 

۲-۱-۲-۳-۲ نمایش به عنوان درمان

 

تئاتر فعالیتی جدا از واقعیت های روزمره زندگی است اما با این حال، کارکردی حیاتی در بازآفرینی واقعیت ها دارد. تئاتر تنها مکانی است که در آن ارتباط بخش هشیار و ناهشیار ذهن برقرار می شود و فرایندهای عاطفی بشر شکل می‌گیرد و مقدمات فرایندهای شناختی را فراهم می‌سازد (جونز،۱۹۹۶).

 

نمایش به انسان اعتماد به نفس می‌دهد، تخیلات را به شکل قابل قبول آزاد می‌سازد و به طور کلی اعمال جسمانی و ذهنی را هماهنگ می‌کند (لیندکویست[۲۱۵]، ۱۹۹۷). از دیدگاه اورینوف (۱۹۲۷) تئاتر غریزه دگرگون شدن و مواجهه تصاویری از بیرون با تصاویری است که از درون خلق می‌شوند، تئاتر معاصر را به عنوان تداوم درمان های شمنی- قبیله ای آیینی گذشته های دور- معرفی می‌کند (جونز، ۱۹۹۶).

 

مهمترین ویژگی هایی که هنر تئاتر را واجد ویژگی های درمانی می‌کند؛ عبارتند از:

 

    1. هنر تئاتر به برون ریزی خلاقیت و حالات ارتجالی می‌ انجامد.

 

    1. تئاتر فضایی است که در آن تصاویر درونی، تجسم پیدا می‌کند و به شکل عینی نمود می‌یابد.

 

    1. در تئاتر همه چیز ممکن است و همین امکانات فراواقع به شخصیت محوری اجازه می‌دهد تا چیزهایی را تجربه کند که در زندگی واقعی هرگز تجربه نکرده است و واقعیت های جدیدی را بیافریند.

 

    1. تئاتر ورای زبان حرکت می‌کند.

 

    1. تئاتر، تماشاگر را به ارتباط، همدلی[۲۱۶] و همسان سازی[۲۱۷] وامی دارد.

 

  1. تئاتر باعث درگیری شخصیت محوری با موقعیت و درک فضا و نمادها می شود و بدین ترتیب، به تحریک ‌نیم‌کره راست مغز می‌ انجامد و تحریک این ‌نیم‌کره، افزایش آگاهی فضایی و حافظه عاطفی را درپی دارد (جونز، ۱۹۹۶).

به هر روی نباید فراموش کرد که نمایش یک ابزار درمانگری نیست، بلکه در وهله نخست و بیشتر یک تجربه انسانی منحصر به فرد است. توانایی دگرگونی و تغییر، توانایی به تصویر درآوردن دیگران، توانایی تغییر سطوح هشیاری و حالت های عاطفی از ویژگی های کلی همه انواع تئاتر و نمایش است (اسچنر[۲۱۸]، ۱۹۸۵).

 

۲-۲-۳-۲انجمن ملی نمایش درمانی امریکا (NADT)

 

در اوایل دهه ۱۹۸۰ اولین برنامه های آموزشی رسمی رشته نمایش درمانی در نیویورک توسط لندی، در سانفرانسیسکو توسط آمونا و در انگلستان توسط جنینگز در کالج کیگز و از لندن پایه گذاری شد (لندی[۲۱۹]، مک للان[۲۲۰]، مک مولیان[۲۲۱]، ۲۰۰۵).

 

۱-۲-۲-۳-۲ تعریف نمایش درمانی

 

انجمن ملی نمایش درمانی امریکا[۲۲۲]نمایش درمانی را این گونه تعریف می‌کند. نمایش درمانی، یک درمان خلاق و شفابخش بر اساس هنر نمایش است. ساختار این روش، به مراجعان اجازه می‌دهد تا به کشف موضوع و مفاهیم خویشتن، در فضایی ایمن و حمایتگر بپردازند. نمایش درمانی شیوه منحصر به فردی از نمایش است که در آن فرایند عمل و نه محصول و اجرای آن، به عنوان ابزار درمانی در نظر گرفته می شود. به علاوه این روش درمانی، فعال، خلاق و کل گرایانه است و با توجه به نیازهای خاص مراجعان، شیوه های گوناگونی دارد (اسنو[۲۲۳]، ۲۰۰۰).

 

در نمایش درمانی بر عمل نمایش به عنوان نیروی مثبت در یادگیری، رشد فردی و شفابخشی تأکید می شود (کارتنی[۲۲۴]، ۱۹۸۷). نکته دیگری که در همه تعاریف به چشم می‌خورد، استفاده از نمایش درمانی به عنوان مداخله ای درمانی است و نه آموزش مهارت‌های خاص، مانند آنچه در تئاتر دیده می شود (کاسون، ۲۰۰۶).

 

نهایت این که نمایش درمانی در روند جستجو برای پیدا کردن الگوی مناسب روانشناختی، پیش از آنکه بر روانشناسی رفتاری یا شناختی متکی باشد به روانشناسی روان پویشی توجه دارد (والنتی[۲۲۵] و فونتانا[۲۲۶]، ۱۹۹۴).

 

۲-۲-۲-۳-۲ هدف ها و پیامدهای نمایش درمانی

 

    1. پیدا کردن راه حل های مختلف برای مشکلات و موقعیت های خاص.

 

    1. کاهش احساس تنهایی.

 

    1. ایجاد مهارت ها و سبک های مقابله ای جدید.

 

    1. وسعت بخشیدن به دامنه احساس متفاوت.

 

    1. تجربه تعامل های سازنده و مثبت در گروه.

 

  1. ایجاد و گسترش روابط اجتماعی (انجمن ملی نمایش درمانی امریکا، ۲۰۰۵).

۳-۲-۲-۳-۲ نمایش درمانی به عنوان ابزار تشخیص

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:33:00 ب.ظ ]




در ادبیات امور مالی گفته می‌شود که جریان نقدی از سود تعهدی کمتر است و بالا بودن جریان نقدی عملیاتی یک شرکت حاکی از بالا بودن توان سودآوری شرکت دارد. ‌بنابرین‏ اگر جریان نقدی شرکت بالاتر از سود خالص شرکت باشد می‌توان کیفیت بالاتری برای سود خالص در نظر گرفت.

 

برای تعیین جریان نقدی باید اقلام غیرنقدی سود حسابداری را به سود محاسبه شده اضافه یا از آن کسر کرد. تحلیل‌گران مالی می‌توانند با در نظر گرفتن اقلام غیرنقدی سود، برآورد مناسبی از جریان‌ نقدی داشته باشند و بر اساس آن کیفیت سود حسابداری را ارزیابی نمایند. در شرایطی که اطلاعات مفصل در خصوص این اقلام در اختیار نیست، معمولاً تنها هزینه استهلاک به عنوان یک قلم غیرنقدی در نظر گرفته می‌شود (محمدی، ۱۳۸۸).

 

‌بنابرین‏ لازم است در رابطه بین سود عملیاتی و جریان‌های نقدی عملیاتی بررسی لازم صورت گیرد. رابطه بین آن ها می‌تواند به دو صورت کلی و جزئی انجام گیرد. در بررسی کلی فقط مثبت یا منفی بودن سود و جریان‌های نقدی عملیاتی مطرح می‌باشد. در صورتی که در بررسی جزئی ارتباط اجزای سود و جریان‌های نقدی عملیاتی مطرح می‌باشد (محمدی، ۱۳۷۷، ۹۰).

 

۲-۴-۳ ارتباط نظری بین سود و ارزش شرکت

 

میزان افزایش ارزش بازار شرکت از دید سرمایه‌گذاران نشانه توانایی سودآوری آتی شرکت بوده و به عنوان یک خبر خوب مبنی بر روشن بودن افق آینده شرکت از دید مدیریت است. از طرفی برخی از سرمایه‌گذاران ممکن است این افزایش را نشانه در دست نبودن فرصت‌های سرمایه‌گذاری، رشد و توسعه و یا عدم استفاده شرکت از این فرصت‌ها بدانند و در نتیجه افزایش ارزش بازار شرکت از دید آن ها علامت مثبتی نباشد.

 

سود سهام را می‌توان در مواردی به عنوان ارزش بازار عنوان کرد که ممکن است در این حالت تئوری علامت‌دهی سهام نیز مطرح گردد: تئوری علامت‌دهی سهام بر این اساس استوار است که مدیر یک شرکت ‌در مورد چشم‌انداز آینده شرکت نسبت به سهام‌داران شرکت بیشتر می‌داند و بر اساس این تئوری اگر شرکت سود سهام بیشتری نسبت به آنچه توسط بازار پیش‌بینی شده است، اظهار کند این موضوع، ممکن است نشانه این باشد که چشم‌انداز مالی آینده شرکت روشن‌تر از چشم‌انداز مورد انتظار آن ها‌ است (خواجوی، ۱۳۸۴، ۳۸).

 

۲-۵ پیشینه تجربی تحقیق

 

با توجه به اهمیت نقدی و تأثیر آن بر سود و ارزش شرکت، تحقیقات متعددی در این زمینه انجام شده است ولی تاکنون تأثیر نوسانات جریان نقدی بر کیفیت سود و ارزش شرکت مورد بررسی قرار نگرفته است. برخی از تحقیقات صورت گرفته در زمینه بررسی جداگانه جریان نقدی و کیفیت سود و ارزش شرکت به شرح زیر می‌باشد:

 

۲-۵-۱ تحقیقات صورت گرفته در خارج از کشور

 

– اسماعیل و کیم[۶۵] (۱۹۸۹) در تحقیقی با عنوان «بررسی رابطه بین متغیرهای جریان نقدی و ریسک سیستماتیک» ‌به این نتیجه رسیدند که جریان‌های نقدی حاصل از عملیات ارتباط معناداری با ریسک سیستماتیک دارد.

 

– اسلوان[۶۶] (۱۹۹۶) نشان می‌دهد که عملکرد سودآوری قابل انتساب به جزء تعهدی سود نسبت به بخشی از آن که قابل انتساب به جزء نقدی است، کمتر می‌باشد.

 

– هوگن و بیکر[۶۷] (۱۹۹۶) دریافتند که تغییرات در جریان‌های نقدی به صورت منفی بر روی بازده سهام اثر می‌گذارد. اما شواهدی مبنی بر وجود رابطه معنی‌دار بین نوسانات سود و سود سهام به دست نیاوردند.

 

– ریچاردسون[۶۸] (۲۰۰۱) ‌به این نتیجه می‌رسد که اطلاعات اقلام تعهدی در زمینه کیفیت سود در یک بخش خاص از اقلام تعهدی مثلاً اقلام تعهدی جاری متمرکز نیست.

 

– هاو و همکاران[۶۹] (۲۰۰۱) محتوای اطلاعاتی اقلام تعهدی و جریان‌های نقدی را بررسی نموده و نشان دادند که سود دارای محتوای اطلاعاتی بیشتری نسبت به جریان‌های نقدی است، چرا که سود دربردارنده اقلام تعهدی است. نتیجه دیگر این تحقیق حاکی از پایداری و پیش‌بینی کنندگی بیشتر سود نسبت به جریان‌های نقدی عملیاتی است.

 

    1. ۱ Chow and Hausman ↑

 

    1. ۱ konan ↑

 

    1. ۱ Haugen & Baker ↑

 

    1. ۲ Hunt et al ↑

 

    1. ۳ Vijhe ↑

 

    1. ۴ Huang ↑

 

    1. ۱ Nicos and et al ↑

 

    1. ۱ Applied Research ↑

 

    1. ۲ Causal Method ↑

 

    1. ۱ Panel Data ↑

 

    1. ۲ Time Series-Cross Section Data ↑

 

    1. ۱ Markowitz ↑

 

    1. ۲ Richardson et al ↑

 

    1. ۱ Funds Statement ↑

 

    1. ۲ Statement of change in financial position ↑

 

    1. ۳ SFAC. NO.1 ↑

 

    1. ۱ Cash Flow Information Hypothesis ↑

 

    1. ۲ Free Cash Flow Hypothesis ↑

 

    1. ۱FASB ↑

 

    1. ۱ Ingram and lee ↑

 

    1. ۱ Jantry et al ↑

 

    1. ۲ Ryder and Healy ↑

 

    1. ۳ Casey and Bartczak ↑

 

    1. ۱ Nicos et al ↑

 

    1. ۲ Minton, Schrand and Walther ↑

 

    1. ۳ Gaczy ↑

 

    1. ۴ Carter, Roger and Simon keynes ↑

 

    1. ۵ Allayannis and Weston ↑

 

    1. ۱ Desai et al ↑

 

    1. ۱ Penman and Zhang ↑

 

    1. ۱ Stickney ↑

 

    1. ۱ Siegal ↑

 

    1. ۲ Francies et al ↑

 

    1. ۳ Beneish and Vargas ↑

 

    1. ۴ White ↑

 

    1. ۵ Bao ↑

 

    1. ۶ Laki and Makorat ↑

 

    1. ۷ Cresken Haeter and Molomad ↑

 

    1. ۸ Richardson et al ↑

 

    1. ۱ Mikhail et al ↑

 

    1. ۲ Chan ↑

 

    1. ۱ Revsine et al ↑

 

    1. ۲ Konan ↑

 

    1. ۳ Dechow and Dichew ↑

 

    1. ۴ Penman and Zhang ↑

 

    1. ۵ Richardson et al ↑

 

    1. ۶ Balsam et al ↑

 

    1. ۷ Mikhail et al ↑

 

    1. ۱ Raj ↑

 

    1. ۲ Harris ↑

 

    1. ۳ Penman ↑

 

    1. ۴ Clubb Colin ↑

 

    1. ۱ Lipe ↑

 

    1. ۲ Trueman and Titman ↑

 

    1. ۱ Kennelley and Schaefer ↑

 

    1. ۲ Xiao and Zhang ↑

 

    1. ۳ De Angelo ↑

 

    1. ۱ Lev ↑

 

    1. ۱ Barth et al ↑

 

    1. ۲ Cornell and Landsman ↑

 

    1. ۱ Harris et al ↑

 

    1. ۲ Raj et al ↑

 

    1. ۱ Mc cannel and Servaes ↑

 

    1. ۱ FASB ↑

 

    1. ۱ Ismail and Kim ↑

 

    1. ۲ Sloan ↑

 

    1. ۳ Haugen and Baker ↑

 

    1. ۴ Richardson ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:45:00 ب.ظ ]




 

 

فصل دوم

 

بررسی تحقق قتل عمدی با فعل

 

گفتار اول: بررسی تحقق قتل عمدی با ” فعل به ندرت کشنده “

 

در تحقق قتل عمدی با فعل تردیدی وجود ندارد و غالب ‌قتل‌های واقع شده نیز با فعل مثبت ارتکاب می‌یابند؛ افعالی مانند چاقو زدن، سر بریدن، شلیک کردن، ریختن سم در آب و غذای مجنی علیه، خفه کردن و مانند آن ها همگی از جمله ارتکاب قتل با فعل می‌باشند. اما ‌در مورد شدت فعل ارتکابی و تاثیر آن بر تحقق یا عدم تحقق قتل عمدی، در منابع فقهی اختلاف نظر وجود دارد. در این قسمت بر آنیم که فعل را با توجه به شدت آن تقسیم کرده و آن را در منابع فقهی و قانون مجازات اسلامی مورد بررسی قرار دهیم، لذا ما نیز به پیروی از فقها، فعل را به فعل نادرا کشنده(به ندرت کشنده) و نوعا کشنده تقسیم کرده و تحقق قتل عمدی را با هر کدام مورد مطالعه قرار می‌دهیم.

 

مراد از فعل نادرا یا بندرت کشنده این است که رفتار مرتکب در عمل، بندرت وگاهگاه و نه به طور معمول و شایع، منجر به مرگ گردد. مسئله ی مورد بحث در این قسمت آن است که آیا برای تحقق قتل عمدی، فعل مرتکب لزوماً باید به طور غالبی منجر به مرگ قربانی گردد و یا اینکه هر نوع فعل منجر به مرگ، ولو کاملا اتفاقی نیز مشمول قتل عمدی است؟

 

برای مثال، آیا سیلی زدن به مجنی علیه، زدن به نقاط غیر حساس بدن او، هل دادن او از ارتفاعی بسیار کم و مثالهایی از این دست، به قصد قتل و حدوث اتفاقی مرگ، موجب تحقق قتل عمدی است؟ دقت در مثال‌های مطروحه نشان می‌دهد که مرگ در اثر آن ها کاملا اتفاقی و تصادفی بوده و به صورت غالبی و شایع واقع نشده است. در فقه امامیه، برخی فقها بدون اشاره به تحقق یا عدم تحقق قتل عمدی با افعال به ندرت کشنده، تنها ارتکاب اعمال غالبا کشنده با قصد قتل را موجب تحقق قتل عمدی دانسته اند[۱۷۳]. برخی دیگر از فقها نیز علی رغم اشاره ‌به این مطلب، از اظهار نظر صریح ‌در مورد عمدی یا غیر عمدی بودن آن خودداری کرده‌اند[۱۷۴]. علاوه بر فقهای پیش گفته، برخی دیگر از فقها و صاحب‌نظران فقهی، قائل به خروج چنین قتلی از قتل عمدی بوده اند[۱۷۵]. در علت این حکم، به رعایت احتیاط و اینکه قصد قتل با آلتی که به ندرت کشنده است، قابل جمع نبوده و مانند قصد بلا ضرب است، اشاره شده است[۱۷۶]. در مقابل، مشهور فقهای امامیه به استناد پاره ای از روایات و نیز اینکه بعد از ظهور ادله جایی برای رعایت احتیاط نمی باشد[۱۷۷]، تمرکز عمدی بودن قتل را بر قصد مرتکب دانسته و بدون توجه به شدت فعل ارتکابی و با توجه به قصد قتل و انجام فعلی که در عمل منجر به مرگ مجنی علیه گشته است، قتل با فعل نادرا کشنده را نیز عمدی دانسته اند[۱۷۸]. قانون‌گذار ایران نیز در بند “الف” ماده ۲۰۶ ق.م.ا، با قید:” مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخص معین یا فرد یا افرادی غیر معین از یک جمع را دارد خواه آن کار نوعا کشنده باشد خواه نباشد ولی در عمل سبب قتل شود “، نظر اخیر را مورد پذیرش قرار داده است. لذا وجود فعلی که در عمل صلاحیت سلب حیات از مجنی علیه را داشته باشد و صرفنظر از شدت آن، برای تحقق رفتار مرتکب در قتل عمدی در حقوق کیفری ایران کافی خواهد بود. خاطر نشان می شود برای تشخیص عمل نادرا کشنده، باید فعل مرتکب و نه جراحت و ضربه وارده را در نظر گرفت؛ زیرا گاهی علی رغم کشنده بودن نوعی جراحت و ضربه وارده، عمل مرتکب بندرت کشنده می‌باشد؛ برای مثال اگر الف یک سیلی در گوش ب بنوازد یا وی را هل دهد، ولی به طور کاملا اتفاقی سر ب به جای محکمی اصابت کرده و در اثر آن فوت نماید، هرچند پزشکی قانونی ضربه وارده را نوعا کشنده بداند؛ ولی قاضی در حکم خود باید عمل الف یعنی سیلی زدن وی را در نظر بگیرد و نظر به قوای جسمانی طرفین، فاصله آن ها از هم، شدت ضربه و موارد دیگر حکم به نوعا یا ندرتا کشنده بودن عمل را صادر نماید. در این مورد با توجه به اهمیت آن، در قسمت عمل نوعا کشنده بیشتر بحث خواهیم کرد. در حقوق آمریکا نیز انجام فعل با قصد قتل، قتل عمدی درجه یک را محقق می‌سازد. البته باید دانست که قصد قتل تنها به صورت صریح احراز نمی شود، بلکه استفاده از برخی سلاحها و یا استفاده از دست و پا در شرایطی، باعث می شود که قاتل، قاصد فرض شده و به قتل عمدی درجه یک محکوم شود؛ هرچند وی می‌تواند خلاف آن را ثابت نماید[۱۷۹].

 

گفتار دوم: بررسی تحقق قتل عمدی با فعل نوعا کشنده

 

همان‌ طور که اشاره شد، در صورت وجود قصد قتل، نوع عمل ارتکابی و شدت آن، فاقد اهمیت بوده و قتل ارتکابی، عمدی خواهد بود. اما مشهور فقهای امامیه علاوه بر ضابطه ی فوق الذکر، به استناد پاره ای از روایات وارده[۱۸۰]، علاوه بر تحقق قتل عمدی با قصد قتل و بدون توجه به شدت عمل ارتکابی، انجام عمل نوعا کشنده، بدون قصد قتل را نیز موجب تحقق قتل عمدی دانسته اند[۱۸۱]. روایاتی نیز مورد استناد مشهور قرار گرفته است که از آنجمله می توان به صحیحه فضل بن عبد الملک از امام صادق (ع) اشاره نمود که امام (ع) در پاسخ به سوالی ‌در مورد کشتن شخصی توسط دیگری با آهن، قتل ارتکابی را عمدی دانسته اند[۱۸۲]، این فقها با توجه به روایت فوق چنین نتیجه گرفته اند که، با توجه ‌به این که زدن با آهن از مواردی است که عادتا با آن قتل واقع می شود، قتل واقع شده عمدی خواهد بود، اگر چه قاتل قصد ابتدایی قتل را نداشته باشد[۱۸۳].

 

در حقیقت در این حالت، قصد فعل (سوء نیت عام ) و البته با آگاهی از نوعا کشنده بودن آن، جهت تحقق قتل عمدی کفایت خواهد کرد. همان‌ طور که قبلا اشاره شد برخی دیگر از فقها حتی در حالت وجود قصد نیز تنها در صورت کشنده بودن عمل، قتل را عمدی دانسته اند و به عبارت دیگر تلفیقی از ضابطه ی اول و دوم را برای تحقق قتل عمد لازم شمرده اند[۱۸۴]. لازم به ذکر است که اصطلاح ” نوعا کشنده ” در کلام فقها مشاهده نمی شود، بلکه فقها از کلمات ” عادتا کشنده ” و ” غالبا کشنده ” با عبارات مختلف استفاده کرده‌اند[۱۸۵]. به هر حال قانون‌گذار ایران با بهره گرفتن از نظر مشهور فقها، مبادرت به وضع بندهای “ب” و “ج” ماده ۲۰۶ قانون مجازات اسلامی نموده است که مطابق آن:”

 

ب- مواردی که قاتل عمدا کاری را انجام دهد که نوعا کشنده باشد هرچند قصد کشتن شخص را نداشته باشد.

 

ج- مواردی که قاتل قصد کشتن ندارد و کاری را که انجام می‌دهد نوعا کشنده نیست، ولی نسبت به طرف بر اثر بیماری یا ناتوانی یا کودکی و امثال آن ها نوعا کشنده باشد و قاتل نیز به آن آگاه باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:57:00 ب.ظ ]




 

مبحث دوم : استقلال مراجع اداری شبه حقوقی در نظام حقوقی ایران

 

یکی از تضمینات حق بر رسیدگی منصفانه افراد در مراجع اختصاصی اداری شبه حقوقی استقلال مرجع رسیدگی کننده به دعاوی است. اهمیت اصل استقلال به حدی است که می توان گفت بدون وجود آن، رعایت سایر اصول دادرسی منصفانه یا کارایی آن ها نیز محل تردید جدی است که نمی توان به رعایت کامل و شایسته سایر اصول و عناصر دادرسی منصفانه از سوی مرجع رسیدگی فاقد استقلال امید داشت، چرا که چنین مرجع وابسته ای همیشه در معرض فشار و نفوذ مقامات اداری بوده و همواره ممکن است مجبور به نادیده گرفتن اصول دادرسی منصفانه و حق افراد بر دادرسی منصفانه در جریان رسیدگی ها گردد.در حالی که زمانی می توان ز استقلال این مراجع سخن به میان آورد که شرایطی فراهم گردد تا اعضای آن ها صرفاً بر اساس موازین قانونی و دستورات وجدانی خود، به دور از هر گونه نفوذ یا فشار بیرونی به دعاوی رسیدگی و مبادرت به اتخاذ تصمیم نمایند.[۱۲۰] در همین راستا استقلال مرجع رسیدگی کننده در دو بعد یعنی استقلال اعضای مرجع (استقلال شخصی) و استقلال ساختار آن از دستگاه اجرایی مربوط (استقلال سازمانی) باید مورد توجه قرار گیرد؛[۱۲۱]استقلال شخصی اعضای مراجع مستلزم این است که اعضای این مراجع نه توسط دستگاه اجرایی مربوطه، بلکه توسط مرجع مستقلی نصب گردیده و از اصل منع عزل نیز به جز در صورت اثبات تخلفات برخوردار بوده و در نتیجه به دور ا ز اصل سلسله مراتب اداری بتوانند با فراغ خاطر و به دور از فشار مقامات اداری به دعاوی رسیدگی نمایند.

 

به موازات استقلال شخصی، استقلال سازمانی نیز ایجاب می‌کند که این مراجع به لحاظ ساختاری مستقل از دستگاه های اجرایی مربوطه بوده و به لحاظ اداری و مالی وابسته به آن دستگاه نباشند.‌بنابرین‏ مراجع اختصاصی اداری شبه حقوقی در جهت رعایت حق افراد بر دادرسی منصفانه در رسیدگی ها، باید شاخص های فوق الذکر استقلال را دارا باشند. حال باید دید که مصادیق بارز منتخب مراجع اختصاصی اداری شبه حقوقی در این مبحث تا چه اندازه ای از استقلال برخوردارند.

 

 

گفتار اول : هیئت ثبتی

 

بند اول : هیئت نظارت و شورای عالی ثبت

 

به موجب ماده ۶ قانون ثبت اسناد و املاک کشور، هیئت نظارت مرکب از رئیس ثبت استان یا قائم مقام او و دو نفر از قضات دادگاه تجدید نظر استان به انتخاب رئیس قوه قضائیه می‌باشد.[۱۲۲] همچنین طبق ماده ۲۵ قانون، شورای عالی ثبت به عنوان مرجع تجدید نظر در آرای هیئت نظارت با دو شعبه املاک و اسناد که هر کدام متشکل از سه نفر، با دو نفر از قضات دیوان عالی کشور به انتخاب رئیس قوه قضائیه و یک نفر مسئول قسمت املاک در شعبه املاک و مسئول قسمت اسناد در شعبه اسناد می‌باشند، تشکیل می‌گردد. محل تشکیل جلسات هیئت نظارت، اداره ثبت استان و جلسات شورای عالی ثبت، اداره کار ثبت می‌باشد (مواد ۲ و ۱۱ آیین نامه اجرایی رسیدگی اسناد مالکیت معارض و هیئت نظارت و شورای عالی).‌به این ترتیب دو نفر از اعضای هیئت نظارت و شورای عالی ثبت از سوی رئیس قوه قضائیه به عنوان مرجعی ثالث و مستقل منصوب می‌گردند و نفر سوم نیز به حکم قانون، رئیس ثبت استان و مسئول قسمت املاک و یا اسناد سازمان ثبت اسناد و املاک کشور می‌باشد که خودئ یکی از طرفین دعوا است. به عبارتی، اگر چه در انتصاب دو تن از اعضای این مراجع اصل استقلال لحاظ گردیده است، اما عضو سوم آن ها در اصل منصوب مقامات ارشد اداره ثبت اسناد و املاک کشور در پست سازمانی خود در آن اداره می‌باشد که به حکم قانون به عضویت آن مراجع نیز در می‌آیند و لذا در نهایت منتخب یکی از طرفین اختلاف یعنی سازمان ثبت اسناد و املاک است و با توجه به وجود رابطه سلسله مراتبی بین وی و مقامات مافوق، همواره در معرض فشار و نفوذ دستگاه اجرایی مذبور بوده و استقلال وی در معرض تهدید می‌باشد. به علاوه عضو مذبور با عزل از سمت خود توسط مقامات مافوق، از عضویت آن مرجع نیز عزل می‌گردد. البته مصونیت اعضا از برکناری، بدون اثبات تخلف ‌در مورد سایر اعضا در قانون مربوط تضمین نگردیده و لذا به نظر می‌رسد استقلال شخصی اعضا این مراجع مخدوش است.در خصوص استقلال سازمانی این مراجع باید گفت که با توجه به تشکیل جلسات رسیدگی در محل سازمان ثبت اسناد و املاک یعنی دستگاه اجرایی طرف دعوا، انجام برخی امور مثل تشکیل پرونده و اخذ مدارک طرفین و انجام معاینه و تحقیقات محلی و اخذ اظهارات طرفین و شهود و غیره توسط واحد های ثبتی به موجب ماده ۳ آیین نامه اجرایی رسیدگی اسناد مالکیت معارض و هیئت نظارت و شورای عالی مصوب ۱۳۵۲ و همچنین پرداخت هزینه های لازم از محل اعتبارات سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در بودجه سالانه در عمل[۱۲۳] به نظر می‌رسد این مراجع به لحاظ مالی و اداری نیز وابسته به دستگاه اجرایی مربوطه وطرف دعوا بوده و از استقلال سازمانی لازم برخوردار نیستند.

 

 

بند دوم : هیئت حل اختلاف ثبت احوال

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:08:00 ب.ظ ]




– کاتوزیان، دکتر ناصر، مقدمه­ی علم حقوق، انتشارات سهامی انتشار، چاپ ۷۳، ۱۳۸۸ ص ۳۳۵٫ ↑

 

    1. – مدنی، دکتر سید جلال الدین، ادلۀ اثبات دعوی، انتشارات گنج دانش، ۱۳۷۰، ص ۲۰۹٫ ↑

 

    1. – ماده ۱۳۲۳ ق.م. می­گوید: «امارات قانونی در کلیه­ دعاوی اگرچه به شهادت شهود قابل اثبات نیست معتبر است، مگر آنکه دلیلی برخلاف آن موجود باشد». ↑

 

    1. – شریعت پناهی، دکتر کاظم، آیین دادرسی مدنی، انتشارات مدرسه عالی قضایی و اداری، قم ۱۳۵۴، ص ۲۹۸٫ ↑

 

      1. ۱-به موجب ماده ۱۰۲۰ ق.م. موارد ذیل از جمله مواردی محسوب می‌شود که عادتاً شخص غایب زنده فرض نمی‌شود: ۱-وقتی که ده سال تمام از تاریخ آخرین خبری که از حیات غایب رسیده است، گذشته و در انقضای مدت مذبور سن غایب از ۷۵ سال گذشته باشد. ۲-وقتی که یک نفر به عنوانی از عناوین، جزء قشون مسلح بوده و در زمان جنگ مفقود و سه سال تمام از تاریخ انعقاد صلح بگذرد بدون اینکه خبری از او برسد، هرگاه جنگ منتهی به انعقاد صلح نشده باشد مدت مذبور پنج سال تمام از تاریخ ختم جنگ محسوب می‌شود. ۳-وقتی که یک نفر حین صفر بحری در کشتی بوده که آن کشتی در آن مسافرت تلف شده است سه سال تمام از تاریخ تلف شدن کشتی گذشته باشد بدون اینکه از آن مسافر خبری برسد.» ماده ۱۰۲۱ « ‌در مورد فقره اخیر ماده قبل اگر با انقضای مهلتهای ذیل که مبدأ آن از روز حرکت کشتی محسوب می‌شود کشتی به مقصد نرسیده باشد در صورت حرکت بدون مقصد به بندری که از آنجا حرکت کرده بر نگشته و از وجود آن به هیچ وجه خبری نباشد کشتی تلف شده محسوب می‌شود: الف ) برای مسافرت در بحر خزر و داخل خلیج فارس یکسال، ب) برای مسافرت در بحر عمان، اقیانوس هند، بحر احمر، بحر سفید(مدیترانه)، بحر سیاه و بحر آزوف دو سال؛ ج) برای مسافرت در سایر بحار۳ سال. ↑

 

    1. – صفایی، دکتر سید حسین، قاسم زاده، دکتر سید مرتضی، حقوق مدنی(اشخاص و محجورین)، انتشارات سمت، چاپ ۱۴، ۱۳۸۷، ص ۸۰ تا ۸۳ ↑

 

    1. – محقق داماد، دکتر سید مصطفی، مباحثی از اصول فقه (دفتر سوم)، انتشارات مرکز نشر اسلامی، ۱۳۸۸، چاپ پنجم، ص ۱۸۷ و ۱۸۸٫ ↑

 

    1. – همان، ص۱۸۹ ↑

 

    1. – جعفری لنگرودی، دکتر محمدجعفر، دایره المعارف علوم اسلامی (قضایی)، ج اول، ص ۲۸۵ ↑

 

    1. – محمدی، دکتر ابوالحسن، مبانی استنباط حقوق اسلامی، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۶۲، صص ۳۴۳ و ۳۴۴٫ ↑

 

    1. – جعفری لنگرودی، دکتر محمدجعفر، حقوق اموال، انتشارات گنج دانش چاپ پنجم ۱۳۸۰، ص۲۵۷٫ ↑

 

    1. – محقق داماد، دکتر سیدمصطفی، قواعد فقه( بخش مدنی ) انتشارات مرکز نشر علوم اسلامی، چاپ ۳۴، ۱۳۹۱، ص ۴۷ ↑

 

    1. – محمدی، دکتر ابوالحسن، مبانی استنباط حقوق اسلامی یا اصول فقه، انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۶۲، اردیبهشت ۱۳۶۲، صص ۳۴۳ و ۳۴۴٫ ↑

 

    1. – محقق داماد، دکتر مصطفی، مباحثی از اصول فقه، انتشارات مرکز نشر اسلامی، ص ۱۹۹ ↑

 

    1. – امامی، دکتر سید حسن، حقوق مدنی، ج ۶، انتشارات اسلامیه، ص ۲۴۶٫ ↑

 

    1. – مدنی، دکتر جلال الدین، ادله اثبات دعوا، انتشارات گنج دانش، ص۲۰۸٫ ↑

 

    1. – ماده ۱۲۵۷ ق.م. می‌گوید: « هرکس مدعی حقی باشد باید آن را اثبات کند…..» ↑

 

    1. ۱ – صدرزاده افشار، دکتر سید محسن، ادله اثبات دعوی در حقوق ایران، ص ۳۳و ۳۲ ↑

 

    1. – شمس، دکتر عبدالله، آیین دادرسی مدنی، جلد سوم، انتشارات دراک، چاپ دوازدهم، پاییز ۱۳۸۷، ص ۱۹۴ ↑

 

    1. -ماده ی ۱۲۸۲ ق.م. می‌گوید: اگر موضوع اقرار در محکمه مقید به قید یا وصفی باشد، مقرله نمی تواند آن را تجزیه کرده از قسمتی از آن که به نفع او است بر ضرر مقر استفاده کند و از جزء دیگر آن صرف نظر کند. ↑

 

    1. – ماده ۱۲۸۳ ق.م. می‌گوید: «اگر اقرار دارای دو جزء مختلف الاثر باشد که ارتباط تامی با یکدیگر داشته باشند. ↑

 

    1. – پیشین، ص ۱۹۵ ↑

 

    1. ۱-جعفری لنگرودی، دکتر محمد جعفر، وسیط در ترمینولوژی حقوق، انتشارات گنج دانش، چاپ ۱۴، ۱۳۹۰، ص ۱۸۶ ↑

 

    1. ۱ -جعفری لنگرودی، دکتر محمد جعفر، دایره المعارف علوم اسلامی (قضایی)، جلد اول، انتشارات گنج دانش، ص ۴۴۴ ↑

 

    1. ۱-ماده ۱۱۰ق.م.می‌گوید: «بنا به طور ترصیف و وضع سرتیر، از جمله قرائن است که دلالت بر تصرف و اختصاص می‌کند.» ↑

 

    1. ۱ – شمس، دکتر عبدالله، آیین دادرس مدنی، ج ۳، انتشارات دراک، ص ۳۵۵٫ ↑

 

    1. ۲ – امامی، دکتر سید حسن، حقوق مدنی، ج ۶، ص ۲۱۱٫ ↑

 

    1. – شمس، دکتر عبدالله، ادله­ اثبات دعوا، انتشارات دراک، پاییز ۱۳۸۹، ص ۲۴۵ – ۲۴۷٫ ↑

 

    1. – متین دفتری، دکتر احمد، آیین دادرسی مدنی، ج ۲، انتشارات مجد، ۱۳۷۰، ص ۴۶۰٫ ↑

 

    1. – کاتوزیان، دکتر ناصر، اثبات و دلیل اثبات، ج ۲، انتشارات میزان، ۱۳۸۹، ص ۱۶۲٫ ↑

 

    1. – زراعت، دکتر عباس، حاجی زاده، حمیدرضا، ادله اثبات دعوا، انتشارات قانون مدار، ص ۴۴۸ و ۴۴۹٫ ↑

 

    1. – زراعت، دکتر عباس، حاجی زاده، حمیدرضا، ادله اثبات دعوا، انتشارات قانون مدار، ص ۴۴۹٫ ↑

 

    1. – محمودی دشتی، شیخ علی اکبر، ادله اثبات دعوا، انتشارات مجمع الفکره الاسلامی، قم، ۳۷۳، ۱۴۷ ↑

 

    1. ۱ –جعفری لنگرودی، دکتر محمدجعفر، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ج۱، ص۶۰۹، ش۲۲۹۹٫ ↑

 

    1. ۲ -کاتوزیان، دکترناصر، اثبات و دلیل اثبات، ج ۲، ص ۱۶۳ ↑

 

    1. ۳ – محمودی دشتی، شیخ علی اکبر، ادله اثبات دعوا، انتشارات مجمع الفکره الاسلامی، قم، ۳۷۳، ۱۴۷، ص ۴۵۰ ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:20:00 ب.ظ ]




با عنایت بر مطالب ذکرشده در قسمت مبانی نظری و پیشینه تحقیق و با بررسی استانداردهای حسابرسی داخلی، انتظار می رود متغیرهایی هم چون استقلال و بی‌طرفی حسابرس داخلی، صلاحیت حسابرس داخلی، عملکرد کاری حسابرس داخلی، اثربخشی حسابرسی داخلی و سطح ریسک ذاتی صاحب کار برسطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی تاثیرگذارباشد، لذا فرضیه‌های برای پاسخ‌گویی به سوال تحقیق به شرح ذیل بیان می‌شوند:

 

    1. استقلال و بی‌طرفی حسابرسان داخلی در افزایش سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی مؤثر است.

 

    1. صلاحیت حسابرسان داخلی در افزایش سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی مؤثر است.

 

    1. عملکرد کاری حسابرسان داخلی در افزایش سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی مؤثراست.

 

    1. اثربخشی حسابرسان داخلی در افزایش سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی مؤثر است.

 

  1. سطح ریسک ذاتی صاحب کار در افزایش سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی مؤثر است.

 

۳-۴ متغایرهای تحقیق و نحوه اندازه‌گیری آن‌ ها

 

۳-۴-۱ متغیر وابسته

 

با توجه به اینکه هدف از تحقیق حاضر رسیدن ‌به این پاسخ است که کدام عوامل از نظر حسابرس مستقل که به عنوان یکی از اصلی‌ترین استفاده‌ کنندگان از خدمات حسابرسی داخلی می‌باشد می‌تواند باعث افزایش اتکا برحسابرسان داخلی شود ‌بنابرین‏ در این پژوهش ” سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی “به عنوان متغیر وابسته درنظرگرفته شده است.

 

اگر چه، نقش و وظایف حسابرسی مستقل متفاوت از حسابرسی داخلی است، اما نقاط اشتراک زیادی بین این دو مسئولیت وجود دارد. ابعاد مشترک این دو نقش، فضای قابل‌ملاحظه‌ای را برای همکاری با منافع دوطرفه به وجود می‌آورد. متداول‌ترین اقدامات مشترک هر دو گروه حسابرسان، ارزیابی سیستم کنترل داخلی و بررسی عملکرد گزارشگری مالی شرکت است. اگر چه اهداف و نقش‌های خاص آن‌ ها، متفاوت است، اما ماهیت آزمو نهای به کار گرفته‌شده، بسیار مشابه است.

 

حسابرسان مستقل در دو زمینه‌ی عمومی می‌توانند بر کار حسابرسان داخلی اتکا کنند. اول، مشارکت حسابرسان داخلی در ارزیابی کنترل‌های داخلی حسابداری سیستم صاحب کار و دوم، عملکرد حسابرسان داخلی در روش‌های حسابرسی مهم تحت نظارت و بررسی دوباره توسط حسابرسان مستقل. اتکا به دلیل نقش حسابرسی داخلی در ارزیابی سیستم کنترل داخلی حسابداری مورد تأیید همگان است، اما دیدگاه‌های متفاوتی ‌در مورد زمینه دوم اتکا وجود دارد.

 

در تحقیق آلبرت[۷۵] و همکاران، بیست زمینه‌ی همکاری بین حسابرسان مستقل با حسابرسان داخلی شناسایی شده است. برخی از این موارد، شامل گردآوری اطلاعات، حسابرسی سیستم های رایانه‌ای، بررسی حساب‌ها و کمک به اجرای آزمون‌های محتوا است.

 

براون[۷۶] معتقد است، رابطه‌ حرفه‌ای بین حسابرسان مستقل و حسابرسان داخلی در امور خط مشی و روش‌های اتکای حسابرسان مستقل به عملکرد حسابرسان داخلی به طور قاطع مشخص نیست. شاید دلیل این امر، فقدان تحقیقات علمی و عملی در این زمینه باشد.

 

آنچه مسلم است این است که اتکا حسابرسان مستقل بر عملکرد حسابرسی داخلی در فرایند حسابرسی مالی باعث استفاده بهینه‌سازمانی در (سطح خرد) و منابع اجتماعی (در سطح کلان) خواهد شد.

 

ریچارد سون بر مرتبط کردن حسابرسی داخلی و حسابرسی مستقل تأکید دارد. وی جهت دستیابی ‌به این ارتباط هشت مورد به شرح زیرشناسایی می‌کند که همکاری در آنان باعث ارتباط نزدیک‌بین این دو گروه حسابرسان خواهد شد:

 

    • ارتباط مؤثر در رابطه با برنامه‌ریزی کلی حسابرسی، زمان‌بندی حسابرسی و همکاری در حل مشکلات.

 

    • بررسی سیستم کنترل‌های داخلی

 

    • بررسی گزارش‌های میان‌دوره‌ای

 

    • تهیه برنامه جمع‌ آوری شواهد برای حسابرسان داخلی

 

    • برنامه‌ریزی برای حسابرسی میان‌دوره‌ای توسط حسابرسان مستقل

 

    • برنامه‌ریزی برای حسابرسی پایان سال توسط حسابرسان مستقل

 

  • حسابرسی بخش‌های مختلف شرکت مورد حسابرسی.

اتکا بر عملکرد حسابرسی داخلی و افزایش همکاری بین این دو زمانی امکان‌پذیر است که حسابرسان مستقل بتوانند صلاحیت حرفه‌ای، بی‌طرفی، کیفیت فعالیت‌های حسابرسان داخلی و سایر ویژگی‌های مربوط را ارزیابی و با توجه به نتایج حاصله، میزان اتکا و همکاری را تعیین کنند (‌نیک‌بخت و معاذی نژاد،۱۳۸۷).

 

۳-۴-۱-۱ اندازه‌گیری سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی

 

با توجه به مطالب ارائه شده، شش حوزه همکاری بین حسابرس مستقل و داخلی شناسایی و به عنوان آیتم‌ها ‌و سوالات در پرسشنامه جهت اندازه‌گیری سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی گنجانده شده است. از پاسخ دهندگان خواسته شده است که درمقیاس پنج قسمتی لیکرت به سوالات پاسخ دهند. این شش حوزه به شرح ‌زیر می باشد:

 

    1. میزان استفاده از نتایج آزمون­های کنترلی انجام­شده توسط حسابرسان داخلی.

 

    1. واگذاری بخشی از کار حسابرسی مانند رسیدگی به مانده حسابهای دریافتنی به حسابرسان داخلی.

 

    1. استفاده از حسابرسان داخلی برای شناخت نقاط ضعف بااهمیت در کنترل­های داخلی.

 

    1. استفاده از نظرات حسابرسان داخلی برای تعیین ذخیره­ی مناسب مطالبات مشکوک الوصول.

 

    1. استفاده از انبارگردانی­های انجام­گرفته تحت نظارت حسابرسان داخلی توسط حسابرس مستقل.

 

  1. در میان گذاشتن موارد مربوط به تقلب و اشتباه با حسابرسان داخلی.

 

۳-۴-۲ متغیرهای مستقل

 

عواملی که از نظر حسابرس مستقل می‌تواند باعث افزایش سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی شود به عنوان متغیرهای مستقل تحقیق ‌حاضر می باشند. با عنایت بر مطالب ذکرشده در قسمت مبانی نظری و پیشینه تحقیق و با بررسی استانداردهای حسابرسی داخلی، انتظار می رود متغیرهایی هم چون استقلال و بی‌طرفی حسابرس داخلی، صلاحیت حسابرس داخلی، عملکرد کاری حسابرس داخلی، اثربخشی حسابرسی داخلی و سطح ریسک ذاتی صاحب کار بر سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی ازمنظرحسابرس مستقل تاثیرگذارباشد، لذا متغیرهای مستقل شامل پنج مورد بدین شرح: استقلال و بی‌طرفی حسابرس داخلی (INDOB)، صلاحیت حسابرس داخلی (COMPE)، عملکرد کاری حسابرس داخلی (WORKP)، اثربخشی حسابرسی داخلی (AUDITE) و سطح ریسک ذاتی صاحب کار (AUDITR) به عنوان متغیرهای مستقل پژوهش فوق درنظرگرفته شده است.

 

۳-۴-۲-۱ استقلال و بی‌طرفی حسابرس داخلی

 

منظور از استقلال، ایجاد شرایطی است که موجب می‌گردد حسابرس داخلی وظایف خود را به شکل بی‌طرفانه و با پرهیز از جانب‌داری انجام دهد. بی‌طرفی شیوه ذهنی غیر جانب‌دارانه ای است که موجب می‌گردد حسابرسان داخلی کارهای خود را به گونه‌ای که باور دارند، انجام دهند تا کیفیت کار حفظ شود. بی‌طرفی، حسابرسان داخلی را ملزم می‌کند که قضاوت‌های حرفه‌ای خود را متکی به اشخاص دیگر نکنند (عالی نژاد،۱۳۹۰). در این تحقیق، سوالات پرسشنامه جهت سنجش میزان نگرش حسابرس مستقل درمورد استقلال وبی طرفی حسابرس داخلی گنجانده شده است. وازپاسخ دهندگان خواسته شده است که در مقیاس پنج قسمتی لیکرت به سوالات پاسخ دهند. این سوالات (گویه ها) به شرح ‌زیر می باشد:

 

    1. توانایی دسترسی حسابرسی داخلی به اسناد و مدارک سازمانی.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:48:00 ق.ظ ]




منابع و مآخذ


ضمائم

    1. – مجموعه نشست های قضایی، مسائل آیین دادرسی مدنی، معاونت آموزش قوه قضائیه ، ۱۳۸۷ ، ج اول ،نشست قضایی دادگاه حقوقی ، ۲ تهران ↑

 

    1. – محمد گیلانی، قضا و قضاوت در نظام حقوقی اسلام، اندیشه ، ۱۳۸۱ ، ص ۵۲ ↑

 

    1. – جلال الدین مدنی، آیین دادرسی مدنی، اجرای احکام ، تهران ، گنج دانش، ۱۳۷۰، ج سوم، ج دوم ، ص ۲۵ ↑

 

    1. – همان، ص ۲۶ ↑

 

    1. ۱- همان، ص ۳۴ ↑

 

    1. – رأی‌ وحدت رویه شماره ۵۹/۹ ، آرای وحدت رویه قضای از ۲۸/۸/۵۸ تا ۱۲/۴/۶۳ ص ۳۱و ۳۲ ↑

 

    1. عبدالله شمس، همان ، ص ۴۱۷ ↑

 

    1. – عبدالله شمس ، همان ، ص ۴۱۸ ↑

 

    1. – همان منبع، ص ۴۱۸ ↑

 

      1. – حسن ستوده تهرانی، حقوق تجارت، بهمن ۱۳۴۷ ، ج ۳ ، ص ۳ ↑

 

    1. – عبداله شمس، همان منبع، ص ۲۸۵ ↑

 

    1. – همان منبع، ص ۳۷ ، نشست قضایی دادگستری نوشهر، اردیبهشت ۸۰ ↑

 

    1. – همان، ص ۴۳۰ ↑

 

    1. – نظر مشورتی ۶۹۸۹/ ۷- ۱/۱۰/۱۳۸۲ ↑

 

    1. -مجموعه نشست های قضایی، همان منبع، ص ۸۳۴ ، نشست قضایی دادگستری قم، آبان ۸۵ ↑

 

    1. – همان، ص ۴۰۸ ، نشست قضایی دادگستری اردبیل، پاییز ۷۶ ↑

 

    1. – عبداله شمس، همان ، ص ۴۶۵ ↑

 

    1. – عباس زراعت، آیین دادرس دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی، اِن، خط سوم، ۱۳۸۲ ، ص ۱۸۷ ↑

 

    1. – عبدالله شمس، ، همان منبع ، ص ۴۸۵ ↑

 

    1. – سید جلال الدین مدنی، همان منبع، ص ۱۱۷ ↑

 

    1. – عبدالله شمس ،مقاله خسارت ناشی از اجرای قرار تامین خواسته،مجله تحقیقات حقوقی،دانشگاه شهید بهشتی،ش۴۱-۴۲،۱۳۷۷ ↑

 

    1. – همان منبع ↑

 

      1. – از شرایط دیگری که استاد گرانقدر جناب آقای دکتر شمس از موارد مطالبه خسارت توسط خوانده ذکر کرده‌اند محکومیت خواهان در اصل دعوا است، گاهی خواهان در دادخواست علاوه بر اصل خواسته حقوق دیگری از قبیل خسارت دادرسی، خسارت تأخیر تأدیه، خسارت تأخیر در انجام تعهد و … را مطالبه می کند و روشن است محکومیت خواهان در اصل دعوا، الزاماً موجب محکومیت وی در فرع دعوا نمی باشد مانند موردی که خواهان از خوانده طلبی داشته اما خوانده در دادگاه ثابت می کند که بدهی خود را پرداخته و به طریقی این امر برای دادگاه ثابت شود و نیز ثابت شود که این بدهی را با تأخیر پرداخته، در این مورد دادگاه خواهان را در اصل دعوا محکوم به بی حقی می‌کند، اما در فرع دعوا یعنی خسارت تأخیر به نفع خواهان حکم صادر می‌کند، در این مورد باید پذیرفت خوانده استحقاق مطالبه خسارت را نخواهد داشت، چون خودش باعث اضرار به خود و خواهان شده است ‌بنابرین‏ این بند یعنی محکومیت در اصل دعوا باعث اطاله کلام است و اصلا نیازی به ذکر آن نمی باشد. ↑

 

    1. – برای مطالعه بیشتر ضرر بی واسطه رجوع کنید به حقوق مدنی، اعمال حقوقی، قرارداد، ایقاع ، تالیف دکتر ناصر کاتوزیان . ↑

 

    1. – ناصر کاتوزیان، حقوق مدنی، وقایع حقوقی، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۷، ج چهارم، ص ۲۰۹۲:همان منبع ،ص۲۰۹ ↑

 

    1. ۳- محمد جعفر جعفری لنگرودی، ترمینولوژی حقوقی، تهران، میزان، ۱۳۷۷ ، ج ۹ ، شماره ۳۳۸۴ ↑

 

    1. – مصطفی محقق داماد ، قواعد فقه، بخش مدنی، تهران، میزان ، ۱۳۶۶ ، ص ۱۱۲ ↑

 

    1. – محمد جعفر لنگرودی، مبسوط در ترمینولوژی حقوق ، تهران ، ۱۳۷۲ ، ج ۳ ، چ اول ، شماره ۶۶۵۳ ↑

 

    1. – مهدی شهیدی، جزوه مسئولیت مدنی، دانشکده حقوق ، دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۷۶ ↑

 

    1. – روح الله مهمان نوازان، همان منبع، ص ۶۳ ↑

 

    1. – علی مهاجری، شرح جامعه قانون، اجرای احکام مدنی، تهران، فکرسازان، ج۲ ، ج ۵ ، ص ۲۶۲ ↑

 

    1. همان منبع ، ص ۵۰۳ ↑

 

    1. – همان منبع ، ص ۴۹۵ ↑

 

    1. – عبدالله شمس، آیین دادرسی مدنی، دوره پیشرفته، تهران،ج دوم، دراک ۱۳۸۷ ، ج ۱۴ ، ص ۴۶۶ ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:50:00 ق.ظ ]




همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که شیوع اختلالات رفتاری در خانواده های پر جمعیت و خانواده های کم درآمد و درآمد متوسط بیشتر از خانواده های کم جمعیت و خانواده هایی است که در آمد بالایی دارند (باقری زاده ، ۱۳۸۳ ).

 

توکلی زاده ( ۱۳۸۵ ) در بررسی همه گیرشناسی اختلالات رفتاری ایذایی و کمبود توجه در دانش آموزان شهر گناباد ، میزان شیوع اختلالات را ۱۷ % گزارش داد . در این میان اختلال بیش فعالی و کمبود توجه با ۹/۹ درصد بیشترین شیوع را داشت . بعد از آن اختلال سلوک با ۵/۶ درصد و سپس اختلال بی اعتنایی مقابله ای با ۵/۴ درصد قرار داشت . به طور کلی میزان شیوع اختلال در پسران بیشتر از دختران بود ( نسبت ۸/۱ به ۱ ). ابراهیمی ( ۱۳۸۲ ) در بررسی همه گیر شناسی اختلالات رفتار ایذایی و کمبود توجه در دانش آموزان دبستانی شهر اسفراین ، میزان شیوع اختلال را ۱۹ در صد گزارش کرد . در این میان اختلال بیش فعالی و کمبود توجه با ۶ درصد بالاترین شیوع را داشت . به طور کلی در این مطالعه اختلال در پسران بالاتر بود اما این تفاوت معنادار نبود . همچنین تفاوت معناداری در پایه تحصیلی نیز مشاهده نگردید ( توکلی زاده ، ۱۳۸۵ ).

 

در مطالعه ای که توسط رومزپور ( ۱۳۷۴ ) ‌در مورد اعتبار و پایایی و توزیع نمرات پرسشنامه راتر فرم معلم و بررسی شیوع اختلالات سلوکی و هیجانی در کودکان دبستانی اهواز انجام گرفت ، میزان شیوع اختلال ۳۱ درصد گزارش شد . در این مطالعه ا زبین جمعیت ۵۰۰ نفره، ۱۵۵ نفر ( ۳۱ ) از نظر پرسشنامه به طور کلی دارای اختلال بودند که ا زبین آن ها ۹۹ نفر ( ۸/۱۹ ) درصد اختلال سلوکی ، ۴۸ نفر ( ۶ % ) درصد دارای اختلال هیجانی و ۸ نفر ( ۶/۱ درصد ) نامشخص بوده اند . بیشترین میزان اختلال در کلاس‌های اول و پنجم مشاهده شد و سایر کلاسها از نظر وجود اختلال تقریبا وضعیتی مشابه داشتند . ازنظر نوع اختلال ، شیوع اختلال سلوکی بر اختلال هیجانی برتری داشت و میان پنج پایه تحصیلی دبستان ، پایه پنجم بیشترین میزان را در اختلال سلوکی به خود اختصاص داد ( رومزپور ، ۱۳۷۴).

 

فرشید نژاد ( ۱۳۸۰ ) در پژوهشی تحت عنوان همه گیر شناسی اختلالات رفتاری در دانش آموزان مدارس ابتدایی شهر اصفهان که بر روی ۱۱۷۰ دانش آموز دوره ابتدایی ( ۵۸۷ دختر و ۵۸۳ پسر )وبا استفاده از آزمون مایکل راتر ( فرم معلم ) و پرسشنامه ۴ – CSI ( فرم والدین ) انجام داد ‌به این نتایج دست یافت : میزان شیوع کلی اختلالات رفتاری نمونه مورد پژوهش در پرسشنامه راتر ۵/۱۵ درصد و در ۴ – CSI 8/29 درصد حاصل شد . این میزان ها به ترتیب جنسیت و در پرسشنامه راتر برای دختران ۶/۱۲ و پسران ۴/۱۸ درصد و در ۴ – CSI برای دختران ۶/۲۵ و پسران ۱/۳۴ درصد بود که اختلال میان دو جنس در هر دو پرسشنامه معنادار بود ( فرشید نژاد ، ۱۳۸۰ ).

 

۸ – ۲ ‹‹ پاره ای از تحقیقات انجام شده در ابطه با مشکلات رفتاری و پیشرفت ››

 

بسیاری از متخصصان بر این باورند که مشکلات رفتاری می‌تواند موجب افت تحصیلی گردد (برکوویتز [۱۲۵]، راتمن و افرون [۱۲۶]، ۱۹۵۳ ) شمار فراوان کودکان وامانده از تحصیل تا اندازه ای خود گواه بر این مدعاست ( به نقل از طوسی ، ۱۳۸۶ ).

 

البته برخی ا زدست اندکاران اولیه این زمینه ، نظریه کاملا مخالف ابراز داشته اند ، برای مثال فرنالد[۱۲۷] ( ۱۹۴۳ ، به نقل از طوسی ، ۱۳۶۹ ) در این باره اظهار می‌دارد که اقلیت بسیار کوچکی که وی با آن ها کار می ‌کرده‌است پیش از بروز مشکل تحصیلی به مسائل عاطفی دچار بوده اند . از جایی که کودکان مبتلا به مشکلات رفتاری برای همراه شدن با جریان اصلی آموزش و پرورش آماده شوند معلمین می‌توانند از برنامه ها و مواد کلاس‌های عادی بهره بگیرند . اما برای این کار به برنامه و تعدیل فراوان نیاز دارند که به طور کلی می توان گفت امکان پذیر است . به گفته برایان [۱۲۸] ( ۱۹۶۷ ، به نقل از طوسی ، ۱۳۸۶ ) برخی کودکان مبتلا به مشکلات رفتاری در کلاس های عادی به خوبی پذیرفته نمی شوند و احتمالا برای برقرار کردن رابطه با دیگران دشواری دارند . امکان دارد کودک مبتلا به مشکل رفتاری ا زاین که دیگران درباره وی چه می اندیشند ، تصور درستی نداشته و نیز فاقد مهارت لازم برای کنار آمدن با دیگر کودکان باشد (گرهات و وایشاهن [۱۲۹] ، ۱۹۷۶ ، طوسی ، ۱۳۸۶ )

 

توانایی معلم در اجرای ارزیابی غیر رسمی و تعدیل کارهایی که دانش آموزان باید انجام دهند مرز میان شکست و موفقیت را تعیین خواهد کرد . باز خورد و تقویت مثبت که به صورت منظم ارائه می شود نیز بسیار اهمیت خواهد داشت .

 

به منظور پیش‌بینی این وضعیت هرون [۱۳۰] ( ۱۹۷۸ ، به نقل از فیض ، ۱۳۷۵) روندی را معرفی می‌کند که پیشرفت کودک مبتلا به مشکل رفتاری را در محیطهایی با کمترین محدودیت زیر نظر می‌گیرد .

 

بسیاری از کودکانی که د رمدرسه قادر به یادگیری نیستند به واسطه عدم پیشرفت تحصیلی ، افسرده ، مضطرب ، نومید و برخی اوقات خشمگین می‌شوند ( والاس و کافمن [۱۳۱] ، ۱۹۷۸ ، به نقل از فیض، ۱۳۷۵) .

 

در این بخش به آن دسته ا زمسائل اجتماعی – عاطفی خواهیم پرداخت که اغلب اوقات با نا توانیهای یادگیری همراه است . از انجا که غالب اوقات مشکلات رفتاری خفیف با ناتوانیهای یادگیری پیوند دارد ، به اعتقاد ما داشتن برخی اطلاعات د راین زمینه برای متخصصان تعلیم و تربیت اهمیت دارد .

 

طبق اظهار ( مایرز و هامیل[۱۳۲] ، ۱۹۷۶ ) مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری در همه آن ها مشابه است برخی از این ناراحتیها که به نوعی در این کودکان مشاهده شده است ، عبارتند از : حواس پرتی شدید ، کمی توجه ، تحرک بیش از حد ، ارزیابی نادرست از خود ، گوشه گیری ، مسائل شخصیتی ، اضطراب و نداشتن رابطه قوی با دیگران . افزون بر ناراحتیهای یاد شده دوپانت و کافمن [۱۳۳] ، ( ۱۹۷۷ ، به نقل از طوسی ۱۳۸۶ ) ناراحتیهای دیگری را نیز بر می شمارند .

 

بسیاری از متخصصان بر این باورند که مشکلات رفتاری می‌تواند موجبات بروز برخی مسائل یادگیری را در کودکان فراهم آورد . شمار فراوان کودکان مبتلا به ناتوانیهای یادگیری که ناراحتی عاطفی دارند خود تا اندازه زیادی گواه بر این مدعاست ( برکوویتز و راتمن [۱۳۴] ، ۱۹۶۰ ، به نقل از طوسی ، ۱۳۸۶) .

 

برخی از دست اندرکاران اولیه این زمینه ، نظری کاملا مخالف داشته اند ، بدین معنی که معتقدند مشکلات رفتاری از مسائل کودک و یادگیری مایه می‌گیرد . برای مثال ( داربمن[۱۳۵] ، ۱۹۷۱ ، به نقل از طوسی ، ۱۳۸۶) در این باره اظهار می‌دارد که اقلیت بسیار کوچکی ا زکودکانی که وی با آن ها کار می ‌کرده‌است پیش از بروز مشکل یادگیری به مسائل عاطفی دچار بوده اند .

 

۳ – سبب شناسی اختلالات روانی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:21:00 ق.ظ ]




 

 

کیفیت درک شده

 

پیشبرد فروش

 

وفاداری به برند

 

روابط عمومی

 

ارزش ویژه برند

 

آگاهی از برند

 

بازاریابی مستقیم

 

 

 

تداعی برند

 

تبلیغات

 

فروش حضوری

 

مدل مفهومی تحقیق

 

منبع: (صداقت و همکاران[۱۰] ،۲۰۱۲)

 

متغیر های تحقیق

 

متغیر های مستقل

 

متغیر مستقل یک ویژگی و خصوصیت است که بعد از انتخاب توسط محقق در آن دخالت یا دستکاری می.شود و مقادیری را می پذیرد تا تاثیرش بر روی متغیر وابسته مشاهده شود.(خاکی،۱۳۷۹،ص۱۶۷)متغیرهای مستقل این تحقیق عبارت است از : اجزای آمیخته ترفیع می‌باشد و عبارتند از پیشبرد فروش ، روابط عمومی ،بازاریابی مستقیم ، تبلیغات و فروش حضوری

 

متغیرهای میانجی وابسته

 

متغیر های میانجی وابسته این تحقیق عبارت است از : کیفیت درک شده، وفاداری به برند و آگاهی از برند و تداعی با برند

 

متغیر های وابسته نهایی

 

متغیر وابسته نهایی ،متغیری است که هدف محقق تشریح یا پیش‌بینی تغییر پذیری در آن است به عبارت دیگر یک متغیر اصلی است که در قالب یک مسئله برای تحقیق مورد بررسی قرار می‌گیرد.با تجزیه وتحلیل متغیر وابسته، باشناسایی عوامل مؤثر بر آن، می توان پاسخ ها یا راه حل هایی را برای مسئله شناخت.(خاکی،۱۳۸۷،ص۱۶۶) در این تحقیق ارزش ویژه برند به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است.

 

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

 

در این تحقیق سه دسته متغیر وجود دارد . متغیرهای مستقل که اجزای آمیخته ترفیع می‌باشند و عبارتند از پیشبرد فروش ، روابط عمومی ،بازاریابی مستقیم ، تبلیغات و فروش حضوری ؛ اجزای ارزش ویژه برند که متغیر های میانجی وابسته هستند و عبارتند از کیفیت درک شده، وفاداری به برند و آگاهی از برند و تداعی با برندو ارزش ویژه برند که متغیر وابسته نهایی است.

 

آمیخته ترفیع[۱۱] : مجموعه ای از ابزار است که توسط یک کسب و کار مورد استفاده قرار می‌گیرد تا بتواند در جهت منافعی که محصولات و یا خدماتش به مشتریان می‌دهد ، ارتباطی مؤثر برقرار کند. پنج بعد اصلی آمیخته ترفیع عبارت است از پیشبرد فروش ، روابط عمومی ،بازاریابی مستقیم ، تبلیغات و فروش حضوری (گیلبرت[۱۲] ، ۲۰۰۸).

 

پیشبرد فروش[۱۳] : پیشبرد فروش شامل محرک های کوتاه مدت برای تشویق به خرید یا فروش محصول و خدمات سازمان است که دراصل، فعالیت‌های بازاریابی مختلف یک سازمان در ارتباط با مشتریان را دربرمیگیرد ( بلچ[۱۴] ، ۲۰۰۴).

 

تبلیغات[۱۵] : عبارت است از برقراری هر گونه ارتباط غیرشخصی با مخاطبان و انتقال پیام از طریق رسانه های مختلف، به منظور ترویج و ارائه ی محصول، خدمات یا ایده (باراسینگتون[۱۶] ، ۲۰۰۰).

 

روابط عمومی[۱۷] : قالبی از مدیریت ارتباطات می‌باشد که در جستجوی تاثیر گذاری بر روی تصویر یک سازمان ، خدمات و محصولاتش است . روابط عمومی اغلب بر روی ارتباط مثبت با ابعاد یک کسب و کار متمرکز است(فیسک[۱۸] ، ۱۹۸۰).

 

بازاریابی مستقیم[۱۹] : عبارت است از یک سیستم بازاریابی تعاملی که با بهره گرفتن از یک یا چند رسانه تبلیغاتی بر روی یک پاسخ قابل اندازه گیری و یا یک معامله در هر مکانی تاثیر می‌گذارد( کاتلر[۲۰] ، ۲۰۰۱) .

 

فروش حضوری[۲۱] : روند کمک و متقاعد کردن یک یا چند مشتری برای خرید کالا یا خدمات یا کار کردن بر روی هر ایده ای واسطه استفاده از یک معرفی شفاهی ( گیلبرت ، ۲۰۰۸ ).

 

کیفیت درک شده[۲۲] : کیفیت درک شده جزیی از ارزش ویژه برند و به عنوان قضاوت ذهنی مشتری نسبت به نحوه عملکرد یک محصول است. کیفیت درک شده نوعی نگرش است که با رضایت مصرف کننده در ارتباط بوده و از مقایسه انتظارات مشتری با درک عملکرد آن نشأت می‌گیرد و از طریق فراهم کردن دلیلی برای متقاعد کردن مشتریان به خرید و متمایز شدن از سایر برندها ، برای مشتریان ارزش می آورد(راولی[۲۳]، ۱۹۹۸).

 

وفاداری به برند[۲۴] : وفاداری به برند را میتوان به عنوان میزانی که مشتری نسبت به یک برند نگرش مثبت دارد، میزان پایبندی او به نام و نشان تجاری مذبور و قصد ادامه خرید در آینده تعریف کرد( بیرلی[۲۵] و همکاران ، ۲۰۰۴ ).

 

آگاهی از برند[۲۶] : آگاهی از برند را می توان توانایی مصرف کننده در شناسایی یا به خاطر آوردن یک برند در یک طبقه محصول مشخص تعریف کرد ( آکر[۲۷] ، ۱۹۹۱ ).

 

تداعی با برند[۲۸] : تداعی، یک ارزش و احساسی ‌در مورد برندها ایجاد می کند، که آن ها را از سایر برندها متمایز می کند. همچنین مصرف کننده یک نشانی از محصولی که خریداری می کند یا درخانواده خود مصرف می کند در حافظه خود ذخیره می کند که الزاماًً اسم آن محصول نیست و می‌تواند شامل شکل بسته بندی، طراحی یا عکس‌های خاص و یا هر چیز دیگر که می‌تواند در انسان تداعی شود( گیل[۲۹] ، ۲۰۰۷ )

 

ارزش ویژه برند[۳۰] : مفهوم ارزش ویژه برند غالباً به عنوان ارزشی که یک برند به محصول می‌دهد و به عنوان یک شاخص کلیدی تعیین وضعیت سلامت برندکه بازبینی مداوم آن به عنوان مرحله ای مهم در مدیریت مؤثر برند است، توصیف شده است( کلر ، ۲۰۰۱ ).

 

ادبیات تحقیق

 

 

 

مقدمه

 

در یک بازار پویا کوشش دستگاه های بازاریابی بیشتر متوجه تأثیرگذاری روی مصرف کنندگان و خریداران است تا ایجاد تقاضای جدید. وقتی یک محصول جدید به بازار عرضه می‌گردد، بازاریابی وارد عمل می شود و با بهره گرفتن از ابزارهای ترفیعی ، مصرف کننده را ترغیب به خرید محصول جدید می کند .

 

از سوی دیگر ارزش ویژه برند مزایای بسیاری برای شرکت ها و تولید کنندگان دارد، به عنوان مثال اگر برندی از ارزش ویژه بالایی برخوردار باشد در این صورت مصرف کننده هدف رفتار مثبتی نسبت به برند خواهد داشت که در نتیجه حاضر است قیمت بالایی برای محصول یا خدمت خود پرداخت کند، خرید خود را تکرار نماید، تبلیغات دهان به دهان برای محصول انجام دهد (کیم و هون[۳۱] ، ۲۰۱۰).

 

فروشگاه های خرده فروشی که پل اصلی بین تولید کننده و مصرف کننده می‌باشد(اسماعیل پور ۱۳۸۴، ص.۲۶۳) همسو با دیگر شرکت ها سعی در بالا بردن ارزش ویژه برند خود دارند و در این راستا از فعالیت های بازاریابی بویژه ابزارهای ترفیعی و ترویجی استفاده می‌کنند .

 

مفاهیم تحقیق

 

آمیخته ترفیع[۳۲] و ابعاد آن

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:27:00 ق.ظ ]




۲-۱-۲-۴-۱: تقدیم دادخواست توسط وکیل فاقد سمت

 

بدیهی است به دلیل جواز عقد وکالت، به‌محض استعفا توسط وکیل، وی سمت خود را از دست خواهد داد و دیگر هیچ اقدامی از طرف وی به عنوان وکیل قابل‌پذیرش نخواهد بود. ‌با این همه قانون‌گذار به منظور حمایت از حقوق دادرسی موکل، به‌رغم فقدان سمت وکیل مستعفی و اطلاع از استعفای وی، به طور استثنایی دادخواست شکایت تجدیدنظرخواهی و فرجام‌خواهی وکیل مستعفی را موردپذیرش قرار داده است.[۸۱]

 

در خصوص حکم استثنایی مذبور توجه به چند نکته شایسته است. برخی با انتقاد از حکم مذبور، مدعی شده‌اند که وکیلی که در زمان ابلاغ رأی اعلام استعفا می‌کند، قصد ادامه وکالت ندارد. ‌بنابرین‏ سخن گفتن از تقدیم دادخواست شکایت توسط وی بی‌معنی خواهد بود[۸۲].

 

در پاسخ باید گفت، هرچند وکیل مستعفی قصد ادامه وکالت در دعوی موردنظر را ندارد، لیکن ممکن است از سویی، برای حفظ حقوق دادرسی موکل حق شکایت نسبت به رأی و از سوی دیگر، برای پیش‌گیری از مسئولیت مدنی و انتظامی خود در اثر استعفای نابهنگام، انجام اقدامات حداقلی را لازم بداند و به‌رغم استعفا، اقدام به تقدیم دادخواست شکایت هرچند به صورت ناقص بنماید تا فرصت شکایت منقضی نگردد.

 

نکته دیگر در خصوص حکم قسمت اخیر ماده ۴۵ قانون آیین دادرسی مدنی این است که حکم مذبور استثنایی بوده، باید به‌قدر متقین آن بسنده نمود. ‌بنابرین‏ وکیل مستعفی فقط حق تقدیم دادخواست تجدیدنظرخواهی و دادخواست فرجام‌خواهی دارد. ‌بنابرین‏ از سویی، وی حق اقدامات بیشتری در این مرحله ها را ندارد. از سوی دیگر، وی حق تقدیم دادخواست اعاده دادرسی، اعتراض ثالث و امثال آن را نیز ندارد.

 

۲-۱-۲-۴-۲: تقدیم دادخواست ناقص توسط وکیل

 

پس‌ازاین که ماده ٧٩ قانون آیین دادرسی مدنی تقدیم دادخواست تجدیدنظر و فرجام از وکیل مستعفی را موردقبول قرارداد، به‌موجب قسمت انتهایی ماده مقررشده که اگر دادخواست ناقص باشد، مدیر دفتر دادگاه به موکل اخطار می‌کند که نقص آن را برطرف نماید.

 

برخی تصور نموده‌اند که حکم مذبور تأکید بر امری واضح است و تأکید قانون‌گذار در این خصوص، ضروری نیست[۸۳].

 

لیکن باید گفت حکم مذبور تکرار غیرضروری حکم ماده ۵۴ نیست. بلکه متضمن حکم جدیدی است. توضیح این‌که اصولاً وکیل دادگستری حق ندارد دادخواست را به نحوی تقدیم نماید که موجب اخطار رفع نقص گردد. در این خصوص بند ٧ ماده ۴۴ اصلاح آیین‌نامه اجرایی لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری مقرر می‌دارد: وکلا موظف‌اند به منظور جلوگیری از اطاله‌ی رسیدگی یا ارجاع پرونده به شعب خاصی دادخواست ناقص نداده، بی‌دلیل به ایرادات دادرسی متوسل نشوند. همچنین بند ١٧ ماده٧٧ آیین‌نامه مذبور در خصوص وکیلی که اقدام به تنظیم دادخواست ناقص می‌کند، مجازات انتظامی درجه ۴ کاهش حدود صلاحیت و تنزیل درجه را مقرر نموده است. در واقع قانون‌گذار از وکلای دادگستری توقع داشته که برای حفظ حقوق موکل خود، جلوگیری از اطاله دادرسی و نیز اجتناب از برخی اقدامات غیراخلاقی و دور از شأن وکالت، در تقدیم دادخواست دقت کافی نموده، به نحوی عمل نمایند که دادخواست تقدیمی ایشان با اخطار رفع نقص مواجه نشود. ‌با این همه در فرض خاص مذکور در ماده۴۵، وکیل دادگستری حق دارد دادخواست ناقص تقدیم دارد. بدیهی است از سویی، اقدام مذبور تخلف انتظامی نبوده و از سوی دیگر، حسب تصریح ماده۴۵، اخطار رفع نقص خطاب به خود موکل انجام خواهد شد.

 

۲-۱-۲-۵: اثر استعفا بر موکل

 

استعفای وکیل پس از ختم دادرسی از چند جهت نسبت به موکل دارای اثر خواهد بود. از سویی، باید دید در صورت ابلاغ رأی به وکیل مستعفی، مبدأ مهلت تجدیدنظر و یا فرجام برای موکل چه زمانی خواهد بود؟ از سوی دیگر، باید مسئولیت یا مسئولیت‌های احتمالی وکیل در برابر موکل را موردبررسی قرارداد.

 

۲-۱-۲-۵-۱: مبدأ مهلت شکایت از رأی

 

در صورت استعفای وکیل پس از ختم دادرسی، باید ‌به این سؤال پاسخ داد که مبدأ مهلت شکایت از رأی چه تاریخی است. برای پاسخ ‌به این سؤال، مقررات قانون آیین دادرسی مدنی جدید و قدیم دارای تفاوت است.

 

به‌موجب ماده ۶٧ قانون آیین دادرسی مدنی ١۳١٨، وکیلی که در وکالت‌نامه حق دادرسی در دادگاه بالاتر هم به او داده‌شده و مجاز برای دادرسی در دادگاه بالاتر باشد و یا حق تعیین وکیل مجاز برای دادرسی در دادگاه بالاتر داشته باشد، هرگاه پس از صدور رأی و یا در موقع ابلاغ استعفا کند و از رؤیت امتناع نماید، مؤثر در امر ابلاغ نیست و ابتدا، مدت پژوهش یا فرجام از روز ابلاغ به وکیل محسوب است همان گونه که ملاحظه می‌شود، بر اساس ماده مذبور، درهرحال مبدأ مهلت شکایت از رأی، تاریخ ابلاغ به وکیل مستعفی است حتی اگر موکل از این مسئله بی‌اطلاع بوده باشد. البته به‌موجب ماده مذبور، موکل حق مطالبه ضرر و زیان از وکیل موصوف را دارد.

 

برای ملاحظه رویکرد قانون آیین دادرسی مدنی کنونی نسبت به مسئله موردبررسی، توجه به ماده ۴۵ قانون و سیر تقنینی آن شایسته است. ماده مذبور در زمان تصویب با فراز و نشیب همراه بود. به‌موجب متن اولیه ماده ۴۵ که در جلسه ٢٧۵ دور پنجم مجلس شورای اسلامی مورخ ١۴/ ۲/ ۱۳۷۸ به تصویب رسید، وکیلی که در وکالت‌نامه حق اقدام یا حق تعیین وکیل مجاز در دادگاه تجدیدنظر و دیوان محالی کشور را داشته باشد، هرگاه پس از صدور رأی یا در موقع ابلاغ آن استعفا، و از رؤیت رأی امتناع نماید، مؤثر در امر ابلاغ نیست و ابتدای مدت تجدیدنظر و فرجام روز ابلاغ به وکیل یادشده محسوب خواهد شد و چنانچه از این حیث ضرر و زیانی به موکل وارد شود، وکیل مسئول خواهد بود. متن مذبور نیز همانند ماده ۶٧ قانون سابق، به صورت مطلق مبدأ شروع مهلت را تاریخ ابلاغ به وکیل مستعفی معرفی نموده بود و برای موکل ناآگاه از ابلاغ رأی امتیاز جداگانه‌ای قائل نبود و موکل زیان‌دیده صرفاً حق مطالبه خسارت از وکیل را دارا بود.

 

این مصوبه به دلیل تضییع حق تجدیدنظرخواهی و فرجام‌خواهی موکل، موردایراد شورای نگهبان قرار گرفت.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:34:00 ق.ظ ]




موج سوم، به عنوان نظریه تحول ذهن در دهه ۱۹۸۰ آغاز شد. پژوهشگران نظریه ذهن می­کوشند دریابندکه کودکان درباره وجود و رفتار انواع مختلف وضعیت­های ذهن چه می­دانند واینکه کودکان درباره رابطه علی وضعیت­های ذهن بادروندادهای ادراکی، بروندادهای رفتاری وسایرجنبه­های ذهن چه می دانند. برای مثال، آیاخردسالان می­دانند چه نوع باوری نادرست است؟ یا ‌آنها می­‌دانند که تمایلات ارضا نشده موجب احساسات منفی شده وتلاش­های رفتاری خاصی را برای ارضای این تمایلات برمی انگیزند (فلاول، ۱۹۹۹). با وجود این، آنچه به عنوان دانش فرد درباره ذهن ‌و کارکردهای آن مطرح است موضوعی است که درقلمرو روانشناسی شناختی، درچهارچوب فراشناخت موردبحث قراردارد.

 

همچنین تفکر صوری پیاژه آشکارا ماهیتی فراشناختی دارد. چراکه مستلزم تفکر در باب گزاره ها، فرضیه ­ها و احتمالات متصور است. پیاژه ‌به این عملیات، عملیات درجه دوم[۱۸۷] یا عملیات به‌توان ۲ می‌گوید. اینهلدر و پیاژه[۱۸۸] (۱۹۵۸) درباره عملیات درجه دوم بیشتر توضیح داده‌اند. مفهوم عملیات درجه دوم ویژ‌گی افکارصوری را دارد و فراتر از عملیات برعملیات درجه اوّل است و به سیستم عملیات استنتاجی ـ قیاسی[۱۸۹] مربوط می شود، مثل عملیاتی که امکان‌پذیر است. ‌بنابرین‏، عملیات درجه اوّل که فکر کردن درباره یک واقعیت خارجی است، می‌تواند وسیله‌ای برای افکار درجات بالاتر بشود تا الزاماًً نه چیزی که واقعیت دارد، بلکه چیزی که ممکن است، کشف شود. «افکارصوری تفکردرباره افـکار[۱۹۰] است». بـا توجه ‌به این توضیحات، فلاول[۱۹۱](۱۹۷۷) چنین می‌نویسد: ”راه دیگر پی‌بردن ‌به این مفهوم این است که عملیات صوری یک نوع «فراتفکر» است، یعنی تفکر درباره افکار.“

 

اما این اصطلاح، یعنی فراشناخت، نخستین بار توسط فلاول در سال ۱۹۷۹ مطرح شد. فلاول قبلا هم اصطلاح فراحافظه را مطرح کرده بود و این اصطلاح را بر اساس آن عنوان کرد. معمولاً فراحافظه[۱۹۲] به دانش حافظه و فعالیت‌های حافظه‌ای و فراشناخت به دانش شناخت و کنترل فعالیت­های شناختی گفته می‌شود. امّا اگر حافظه «به کاربردن شناخت» تعریف شود این تمایز از بین می‌رود که در این صورت می‌توان فراحافظه را دانش به کاربردن شناخت تعریف کرد که همان فراشناخت است (هاکر[۱۹۳]، ۱۹۹۸).

 

فراشناخت به دانش فرد درباره نظام شناختی خود، و چگونگی کنترل آن گفته می‌شود. از نظر لغوی، پیشوند “فرا” به معنی ارتقاء و بالارفتن و فراشناخت به‌ معنی اطلاع و تسلط بر شناخت، و دانش ‌در سطحی بالاتراست. ‌بنابرین‏ فراشناخت، شناختی است ورای شناخت و تفکرعادی، و به آگاهی فرد از شناخت، یادگیری و نحوه تفکرخود اطلاق می‌شود. (سیف، ۱۳۸۳). برک[۱۹۴] (۲۰۰۰) نقش فراشناخت را به گونه زیرتوضیح داده است: “برای اینکه نظام خبرپردازی با اثربخشی کامل عمل کند، باید ازخودش آگاه باشد.

 

فکرکردن می‌تواند درباره آنچه شخص می‌داند باشد (دانش فراشناخت[۱۹۵])، می‌تواند درباره آنچه شخص درحال انجام دادن آن است باشد (مهارت‌های فراشناختی[۱۹۶])، یا می‌تواند درباره حالت شناختی واحساس شخصی باشد(تجربه فراشناختی[۱۹۷]). برای اینکه بتوانیم بین افکار فراشناختی و افکار دیگر تمایز قایل شویم، لازم است که منبع افکار فراشناختی را بررسی کنیم. افکار فراشناختی از واقعیت خارجی نشأت نمی‌گیرد ومنبع آن به بازنمایی‌های ذهنی شخص ازآن واقعیت مربوط می‌شود که می‌تواند شامل آنچه باشد که شخص می‌داند، اینکه چطورکار می‌کند، ‌و احساسی که شخص درباره‌ انجام تکلیف دارد. بنابـراین، فـراشناخـت به تفـکردربـاره افـکار، شنـاخت شناخت، یا دانش و شناخت درباره پدیده شناخت توصیف شده است (فلاول، ۱۹۸۸؛ زیمرمن، ۱۹۹۸، به نقل ازمتحدی، ۱۳۸۶). بنـابـراین، فـراشناخت شامل کنترل فعال و تنظیم فعالیت­های شناختی برای دستیابی به اهداف شناختی است.کنترل و تنظیم می‌تواند به شکل چک کردن، برنامه‌ریزی کردن، انتخاب واستنباط (براون وکمبینو[۱۹۸]،۱۹۷۷)، ازخـود سـؤال کـردن، درون نـگری (براون، ۱۹۷۸) و تفسـیرفعالیت­های یادگیری (فلاول وولمن[۱۹۹]، ۱۹۷۷) باشد.

 

کلو[۲۰۰](۱۹۸۲) دو مورد را به فعالیت­های فکری فراشـناختی نسبت می‌دهد: ۱٫ شخص درباره فعالیت­های فکری خود دانش دارد. ۲٫ شخص می‌تواند فعالیت­های فکری خود ‌را کنترل ‌و منظم کند. پاریس و وینوگارد[۲۰۱] (۱۹۹۰) معتقدند که محققان دو ویژگی اصلی فراشناخت را شناخته‌اند: «ارزیابی شناخت[۲۰۲] خود و مدیریت شناخت [۲۰۳]خود». ارزیابی شناخت خود شامل دانش شخص ‌از دانش و استعدادهای خود ‌و حالات احساسی خود ‌از دانش، استعدادها، انگیزه و ویژ‌گی‌ها به عنوان یادگیرنده است. به ارزیابی شناخت خود و مدیریت شناخت خود «فراشناخت درعمل» گفته می‌شود؛ یعنی فعالیت­های ذهنی که موجب حل بهترمسئله می‌شود. برای تمرکز برارزیابی شناخت خود و مدیریت شناخت خود لازم است یادگیرنده در مدیریت ساخت دانش خود به‌ طور فعال دخالت کند.

 

فراشناخت یک مفهوم چند وجهی است. این مفهوم در برگیرنده دانش (باورها)، فرایندها و راهبردهایی است که شناخت را ارزیابی، نظارت یا کنترل می­ کند (موسس و بیرد[۲۰۴]، ۲۰۰۲). همچنین فراشناخت را ‌می‌توان به معنی آگاهی فرد از فرایند تفکرخود و توانایی­اش برای کنترل این فرایند دانست(کاگیر و گلو[۲۰۵]، ۲۰۰۷؛ دیسوت و ازسوی[۲۰۶]، ۲۰۰۹؛ هاکر و دونلوسکی، ۲۰۰۳). فراشناخت یک مدل شناختی است که در یک سطح بالاتر فعالیت می­ کند و برپایه نظارت و کنترل قراردارد (افکلیدز[۲۰۷]، ۲۰۰۱).

 

۲-۷- تأثیر فراشناخت بر شناخت

 

گمان می رود که مهارت­ های فراشناختی نقش مهمی در انواع فعالیت­های شناختی از جمله رد و بدل کردن اطلاعات به صورت کلامی، ترغیب کلامی، درک و فهم مطالب خوانده شده، نوشتن، فراگیری زبان، ادراک، توجه، حافظه، حل مسئله، شناخت اجتماعی، اشکال مختلف خود آموزی و کنترل خود بازی می­ کند. فراشناخت و مفاهیم وابسته به آن در میدان­های روانشناسی شناختی، روانشناسی شخصیت، پیری شناسی[۲۰۸]، روانشناسی تربیتی، رشد شناختی کودک و روانشناسی بالینی به کار گرفته شده است. امروزه فراشناخت و وابستگان مفهومی آن در روانشناسی و تعلیم و تربیت بسیار مطرح هستند (فلاول، ۱۹۸۸).

 

راهبردهای شناختی راه­های یادگیری هستند. درقیاس با آن ها راهبردهای فراشناختی تدبیرهایی هستند برای نظارت برخبرپردازی راهبردها و راهبردهای فراشناختی وهدایت آن ها دمبو(۱۹۹۴) در مقایسه این دو راهبرد بایکدیگرگفته است، برحسب نظام شناختی به ما کمک می‌کنند تا اطلاعات تازه رابه منظور پیوند دادن با اطلاعاتی که می­دانیم و برای ذخیره سازی در حافظه درازمدت آماده سازیم. راهبردهای شناختی ابزارهای لازم برای یادگیری محتوا هستند، اما راهبردهای فراشناختی بر راهبردهای شناختی اعمال کنترل ‌می‌کنند و به آن ها جهت می­ دهند. به سخن دیگر، می توان به یادگیرندگان راهبردهای شناختی زیادی را آموزش داد، اما اگر آنان از مهارت­ های فراشناختی لازم که می­گوید در یک موقعیت معین کدام راهبرد یا استراتژی شناختی مورد استفاده قرارگیرد و چه وقت باید تغییر استراتژی داد بی بهره باشند هرگز یادگیرندگان موفقی نخواهند شد. ‌بنابرین‏، راهبردهای شناختی ‌و فراشناختی باید با هم کار کنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-19] [ 09:37:00 ب.ظ ]




بند دوم،قتل عمد در قانون حدود ،قصاص مصوب ۱۳۶۱؛

 

نفوذ مذهب در آداب ورسوم مردم وعلی الخصوص مقررات اجتماعی حاکم بر جامعه امری ملموس و تجربه شده است. با ورود اسلام به ایران و با گذر زمان ‌و نهادینه شدن فرهنگ های منبعث از دین دستورات دینی هم جایگاه خود را پیدا کرده‌اند خصوصاً این جایگاه نمود خود را در حکومت های دینی بیش از پیش نشان داده است چنان که در عصر صفویه مجازات جرم قتل اعدام بوده وقاتل را برای قصاص یا اخذ دیه تسلیم ورثه مقتول می‌کردند.در مقدمه اولین قانونی که قبل از مشروطیت در سال ۱۲۹۶ به تأیید ناصر الدین شاه رسیده وبه کتابچه قانونی کنت مشهور گردیده نیز چنین آمده است«موارد قتل چنان که شریعت مطهره اسلام حکم فرموده است بلا خلاف وبلا استثنا محاکمه می شود و در قتل عمد وشبه عمد وقتل خطا احکام شارع مقدس اسلام مطاع و حتمی الاجرا خواهد بود»[۲۷].

 

به هر حال ان چنان که ذکر شد نفوذ علمای دینی بر مظاهر حاکمیت جامعه در نوسان بوده وبا تصویب قانون مجازات عمومی مصوب ۱۳۰۴ وتصویب آن بر مبنای عرف ‌و جدایی از منابع مذهبی ، این دو گانگی به طور رسمی در فضای کشور به وجود می‌آید . به هر حال با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران وتصویب قانون اساسی که در اصول خود به طور صریح مذهب را ملاک تصویب هر قانونی در مملکت می‌داند نفوذ مذهب بر محتوای انواع قوانین از جمله نصوص جزایی شکل رسمی به خود می‌گیرد.

 

مقنن در سال ۱۳۶۱قانون حدود وقصاص،قانون دیات،قانون کلیات ،وقانون راجع به مجازات اسلامی را در زمان‌های مختلف و جداگانه تصویب می‌کند که به طور آزمایشی به اجرا گذاشته می شود و در نهایت در سال ۱۳۷۰ به جمع این قوانین تحت عنوان قانون مجازات اسلامی می پردازد.

 

درماده ۲ قانون حدود ،قصاص و دیات مصوب شهریور۱۳۶۱ قتل عمد بدین شکل تعریف شده بود« قتل در موارد زیر عمدی است.

 

الف – مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن کسی را دارد خواه آن کار نوعاً کشنده باشد خواه نباشد ولی در عمل سبب قتل شود.

 

ب – مواردی که قاتل عمداً کاری را انجام دهد که نوعاً کشنده باشد هر چند قصد کشتن شخص را نداشته باشد.

 

ج – مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد و کاری را که انجام می‌دهد نوعاً کشنده نیست ولی نسبت به طرف بر اثر بیماری و یا پیری یا ناتوانی یا‌کودکی و امثال آن ها نوع کشنده باشد و قاتل نیز به آن آگاه باشد.»

 

بند سوم،قتل عمد در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰؛

 

در تطور ایام وتحول قوانین جزایی شاید قابل توجه باشد که مقنن طبقه بندی مجازات ها را دستخوش تغییراتی ‌کرده‌است.ازجمله این که درماده۷ قانون مجازات عمومی سال ۱۳۰۴ مقرر کرده بود«:جرم از حیث شدت وضعف مجازات ها به چهار نوع تقسیم می شود:۱-جنایت۲-جنحه مهم۳-جنحه کوچک۴-خلاف» و در مواد بعدی به توضیح این عناوین پرداخته است.در قانون مجازات عمومی مصوب۱۳۵۲ بر خلاف قانون قبلی جرم ومجازات بر سه نوع تقسیم شده است ‌و عنوان فصل دوم از باب اول این قانون«انواع جرایم و مجازات ها»بود.ماده ۷آن قانون هم مقرر می داشت«جرم از حیث شدت وضعف مجازات بر سه نوع است:
۱-جنایت۲-جنحه۳-خلاف»و در مواد بعدی به توضیح آن پرداخته است.

 

با پیروزی انقلاب اسلامی وتحول عمیق در قانون نویسی ایران و در قانون راجع به مجازات اسلامی مصوب ۱۳۶۱وبر خلاف قوانین جزایی قبلی که بحث را با جرم شروع کرده بودند،بحث راجع به طبقه بندی با تمرکز بر مجازات شروع شده است ،ماده ی ۷ این قانون مقرر می داشت«مجازات ها حسب نوع جرایم بر چهار قسم است:۱-حدود ۲-قصاص۳-دیات۴-تعزیرات» و در مواد بعدی به تعریف این عناوین نو ظهور پرداخته است.درماده۱۲ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ مجازات ها به پنج دسته تقسیم شده اند«۱-حدود۲-قصاص۳-دیات۴-تعزیرات۵-مجازات های بازدارنده.»وتعریف ان هم در مواد۱۳تا۱۷ آن امده است.ذکر این سیر طبقه بندی جرایم مقدمه ای بود ذهن گشا برای بررسی قتل عمد در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ .این قانون در ماده ی ۲۰۶ خود به بیان انواع قتل عمد پرداخته است«:قتل در موارد ذیل قتل عمدی است:الف-مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخص معین یا فرد یا افرادی غیر معین از یک جمع را دارد خواه ان کار نوعا کشنده باشد خواه نباشد ولی در عمل سبب قتل شود.ب-مواردی که قاتل عمدا کاری را انجام دهد که نوعا کشنده باشد هر چند قصد کشتن شخص را نداشته باشد.ج-مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد ‌و کاری را که انجام می‌دهد نوعا کشنده نیست ولی نسبت به طرف بر اثر بیماری یا ناتوانی یا کودکی وامثال آن ها نوعا کشنده باشد وقاتل نیز به ان اگاه باشد.»آنچنان که قبلا هم ذکر شد مقنن به تعریفی از قتل عمد نپرداخته است وصرفا به بیان مصادیق آن اکتفا ‌کرده‌است.

 

بند چهارم،قتل عمد در قانون مجازات اسلامی مصوب۱۳۹۲؛

 

در ادامه بیان تحول طبقه بندی مجازات ها ‌و جرایم ذکر تحولات فوق در این قانون هم خالی از لطف نیست.در ماده ۱۴ این قانون به ذکر انواع مجازات برای افراد حقیقی پرداخته است؛«در این ماده مجازات ها به چهار نوع تقسیم شده اند۱-حدود۲-قصاص۳-دیات۴-تعزیرات»چنان که ملاحظه می شود مقنن بازگشتی به قانون راجع به مجازات اسلامی زده است با این تفاوت که مجازات های بازدارنده را داخل در تعریف مجازات تعزیری اورده است والبته تقسیم مجازات برای اشخاص حقیقی وحقوقی خود تاسیسی جدید ومبارک در قانون نویسی ماست. هرچند فارق و ملاک مشترک و مشخصی برای این گونه دسته بندی وجود ندارد ومعلوم نیست از چه منظری این طبقه بندی ذکر شده است که جهت دوری از اطاله کلام این بحث را ادامه نمی دهیم وبه ذکر مواد قانونی راجع به قتل عمد می پردازیم. این قانون در ماده ی ۲۹۰ خود به توضیح انواع قتل عمد پرداخته است« جنایت در موارد ذیل عمدی محسوب می شود:

 

الف- هر گاه مرتکب با انجام کاری قصد ایراد جنایت بر فرد یا افرادی معین یا افرادی غیر معین از یک جمع را داشته باشد و در عمل نیز جنایت مقصودیا نظیر آن واقع شود،خواه کار ارتکابی نوعا موجب وقوع ان جناین یا نظیر آن بشود ،خواه نشود.

 

ب-هرگاه مرتکب عمدا کاری انجام دهدکه نوعا موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن،می‌گردد،هر چند قصد ارتکاب آن جنایت یا نظیر آن را نداشته باشد،ولی آگاه و متوجه بوده که آن کار نوعا موجب آن جنایت یا نظایر آن می شود.»

 

پ-هر گاه مرتکب قصد ارتکاب جنایت واقع شده یا نظایر آن را نداشته ‌و کاری را هم که انجام داده است نسبت به افراد متعارف ،نوعا موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن ،نمی شود،لکن در خصوص مجنی علیه به علت بیماری ضعف ،پیری،یا هر وضعیت دیگر ویا به علت وضع خاص مکانی یا زمانی نوعا موجب ان جنایت یا نظیر آن شود،مشروط بر آنکه مرتکب به وضعیت نامتعارف مجنی علیه یا وضعیت خاص مکانی یا زمانی اگاه و متوجه باشد.

 

ت-هر گاه مرتکب قصد ایراد جنایت داشته باشد بدون آن که فرد یا جمع معینی مقصود وی باشد و در عمل نیز جنایت مقصود،واقع شود مانند این که در اماکن عمومی بمب گذاری کند.

 

تبصره ۱-در بند (ب)عدم آگاهی و توجه مرتکب باید اثبات گرددودر صورت عدم اثبات،جنایت عمدی است.مگر جنایت واقع شده فقط به علت حساسیت زیاد موضع آسیب ،واقع شده باشد واین حساسیت نیز غالبا شناخته نشده نباشد که در این صورت آگاهی و توجه مرتکب باید اثبات شود.در صورت عدم اثبات جنایت عمدی ثابت نمی شود.

 

تبصره۲-در بند (پ)باید اگاهی و توجه مرتکب ‌به این که کار نوعا نسبت به مجنی علیه،موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن می شود ثابت گردد و در صورت عدم اثبات جنایت عمدی ثابت نمی شود.

 

فصل دوم؛ارکان قتل عمد با فعل نوعا کشنده؛

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:58:00 ب.ظ ]




۲-۱-۱۲-کارکنان به عنوان «سرمایه انسانی»

 

مفهوم نگریستن به کارکنان به مثابه نوعی دارایی و نه هزینه متغیر – یا به عبارت دیگر رفتار با آن ها به مثابه سرمایه انسانی – را اولین بار بیر و همکارانش (۱۹۸۴) مطرح کردند . فلسفه مدیریت منابع انسانی استراتژیک ، همان‌ طور که کارن لگ اشاره می‌کند ، مبتنی بر این عقیده است که «منابع انسانی با ارزش اند و منبعی برای ایجاد مزیت رقابتی به شمار می‌آیند». آرمسترانگ و بارون (۲۰۰۲)[۱۸] بر این عقیده اند که :«امروزه کارکنان با مهارت ها و توانایی ها و تجارب جمعی شان و همچنین توانشان در به کار گیری این ها به منظور تحقق منافع سازمان کارفرما ، به عنوان عاملی محوری در موفقیت سازمان و منبعی مهم برای ایجاد مزیت رقابتی مورد توجه قرار دارد».

 

۲-۱-۱۳ فلسفه تساوی گرایی

 

رویکرد مدیریت منابع انسانی استراتژیک به روابط با کارکنان ، تساوی گر است نه تکثر گرا- و عقیده بر این است که کارکنان نیز منافعی مشابه کارفرمایان دارند . بنابر نظر جنارد و جاج ( ۱۹۹۷ : ۵)[۱۹] «فرض بر این است که سازمان‌ها یکپارچه و هماهنگ هستند و تمام کارکنان در اهداف سازمانی سهیم اند و به عنوان اعضای تیمی واحد کار می‌کنند».گست مدعی است که ارزش های مدیریت منابع انسانی استراتژیک ،تا آنجا که تفاوت فاحش و اجتناب ناپذیری میان منافع مدیران و کارکنان وجود نداشته باشد ، تساوی گرا هستند.همچنین معتقد است که این ارزش ها، «فردگرا»نیز هستند، زیرا بر ارتباط فرد – سازمان تأکید دارند و آن را بر کار کردن در گروه و سیستم های نماینده ترجیح می‌دهند

 

۲-۱-۱۴مدیریت منابع انسانی به عنوان فعالیتی مدیریت – محور

 

مدیریت منابع انسانی استراتژیک را می توان به عنوان فعالیتی اصلی و تعیین کننده ، استراتژیک و برخاسته از مدیران ارشد برشمرد که در کل به وسیله مدیریت شکل می‌گیرد ، تحت تملک آن است ، به وسیله آن عرضه می شود و هدفش افزایش منافع سازمانی است که مدیریت را به خدمت گرفته است . پرسل(۱۹۹۳)[۲۰] معتقد است که« پذیرش مدیریت منابع انسانی استراتژیک هم معمول تمرکز قدرت در دستان مدیریت است و هم علت آن»، در حالی که استقبال از مدیریت منابع انسانی استراتژیک «حتی در حد حرف نیز ، درگرو علاقه مدیران به شیوه های جدید و – از آن مهمتر- پاسخی است به تغییرات بازار کالا و بازار های مالی».او اعتقاد دارد که با کشف و شناسایی مجدد حقوق ویژه مدیریت سر و کار میابد . وی اشاره می‌کند هنگامی که روش ها و سیاست های مدیریت منابع انسانی استراتژیک در شرکتی به اجرا در می‌آید ، اغلب با مفاهیمی چون تعهد ، شایستگی، تفویض اختیار ، انعطاف پذیری ، فرهنگ ، عملکرد ، ارزشیابی ، پاداش ، کار گروهی، مشارکت، هماهنگی و نیز کیفیت و یادگیری همراه است؛ اما«خطر مطرح شدن مدیریت منابع انسانی استراتژیک به عنوان بهترین شیوه مدرن عملکرد مدیریت این است که مدیران ، روند های گذشته را تعمیم می‌دهند و آینده را ایده آل میپندارند».

 

کیت سیسن(۱۹۹۰) چنین مطرح می‌کند که«مسئولیت مدیریت کارکنان دیگر بر عهده گروه خاصی از مدیران متخصص نخواهد ماند». اخیرأ پرسل و همکاران (۲۰۰۳) بر اهمیت شایستگی و تعهد مدیریت صف به عنوان ابزاری برای اجرای سیایت های منابع انسانی اشاره کرده‌اند.

 

۲-۱-۱۵- اهداف مدیریت منابع انسانی عبارتند از:

 

• سازمان قادر شود تا کارکنان ماهر و متعهد و با انگیزه را جذب کند.

 

• آموزش کارکنان و فراهم آوردن مستمر فرصت های ارتقای شغل.

 

• طراحی سیستم های کاری با عملکرد بالا.

 

• روش های مدیریتی با تعهد بالا را توسعه دهد.

 

• ایجاد جو مناسب که بتوان روابطی مؤثر و هماهنگ بین مدیران و کارکنان برقرار شود.

 

• کار گروهی امکان پذیر شود.

 

• به سازمان کمک کند تا نیازهای گرو ه های ذینفعش (مالکان، نهادها، سازمان های دولتی، متولیان،

 

مدیران، کارکنان، مشتریان، منابع فروش و به طور کلی عموم مرد م ) را شناسایی کرده، توازن و

 

تعادل بخشد و سپس آن ها را تأمین کند.

 

• تضمین کند که به کارکنان بها و ارزش می‌دهند و به آن ها بابت آنچه که انجام می‌دهند و به

 

دست می آورند پاداش می‌دهند.

 

• با در نظر گرفتن تفاو ت های فردی و گروهی کارکنان از حیث مهار ت ها، سلایق و روحیات، نیروی

 

کاری متنوع را ایجاد و مدیریت کند.

 

• تضمین کند و مطمئن شود که فرصت ها برای همه اعضای سازمان یکسان است.

 

• یک روش اخلاقی را برای مدیریت کارکنان برگزیند که بر محور توجه به کا ر کنان، انصاف وشفافیت استوار باشد.رفاه جسمی و روانی کارکنان را فراهم آورد و بهبود بخشد(امسترانگ،۱۳۸۰ : ۸۱).

 

۲-۱-۱۶ استراتژی منابع انسانی :

 

مشخص می‌کند که سازمان قصد دارد چه اقداماتی را ‌در مورد عملکرد ها و سیاست ها ی مدیریت منابع انسانی انجام دهد و چگونه این موارد باید با استراتژی شرکت و نیز با یکدیگر یکپارچه و منسجم باشند.

 

انواع استراتژی های منابع انسانی :

 

عام : وظیفه اش تشریح مقاصد سازمان است ، ‌در مورد اینکه کارکنان چگونه باید مدیریت شوند و ارتقا یابند و این که چه مراحلی باید طی شود تا این اطمینان به دست آید که سازمان می‌تواند نیروی انسانی مورد نیاز را جذب و آن را حفظ کند و به علاوه در آن ها تعهد و انگیزه نیز به وجود آورد ، چه بسا بتوان این استراتژی ها را بیان کلی همان مقاصد و آرمان های سازمان دانست

 

خاص : مشخص کننده اقداماتی هستند که سازمان قصد انجام آن ها را در حوزه های خاصی مثل مدیریت استعداد ، بهبود مستمر ، مدیریت دانش ، منبع یابی ، یادگیری و توسعه ، پاداش و روابط با کارکنان دارد.

 

۲-۱-۱۷مکاتب توسعه استراتژی :

 

مکتب طراحی : آگاهانه و محاسباتی است و مبتنی بر فرضیه عقلانیت اقتصادی و از تجزیه و تحلیل های کمی استفاده می‌کند

 

مکتب فرایندی : در توضیح و تبیین رویداد ها به جای روش قیاسی از تجربه استفاده می‌کند.

 

مکتب ترکیبی : بر این باور است که استراتژی ها با توجه به منحنی عمر سازمان گوناگون و متفاوتند ، این استراتژی های مورد بحث با بخشی از صنعت که سازمان در آن فعالیت می‌کند تناسب دارند و استراتژی ها با تغییر و تحول سر و کار می‌یابند(امسترانگ۱۳۸۰).

 

۲-۱-۱۸فعالیت ها و نقش های مدیریت منابع انسانی

 

تمام مدیران مجموعه ای از فعالیت ها را انجام می‌دهند که برخی فعالیت ها جنبه اجرایی دارند که در اصطلاح به آن ها فعالیت صنفی گفته می شود و برخی جنبه مشورتی و پشتیبانی دارند که به آن فعالیت های ستادی گفته می شود . برخی از صاحب‌نظران معتقدند که فعالیت های مدیریت منابع انسانی در بعد صفی منجر به انجام کارکرد های آن یعنی وظایف و در بعد ستادی منجر به برآوردن انتظارات دیگران از این مدیریت یعنی نقش های منابع انسانی خواهد شد .

 

۲-۱-۱۹فعالیت ها وظایف

 

الف) وظایف مدیریتی

 

این دسته از وظایف حالت عام داشته و برخی از صاحب نظران از آن ها تحت عنوان عناصر و یا اصول سازمان و مدیریت نام می‌برند . این وظایف عبارتند از :

 

برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت، کنترل

 

ب) وظایف عملیاتی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1401-09-18] [ 09:39:00 ب.ظ ]




۶-۱۲-۲ اختلال خلقی ناشی از مواد توهم زا

 

DSM-IV-TR طبقه‌ای تشخیص برای اختلال خلقی ناشی از مواد توهم‌زا منظور ‌کرده‌است. برخلاف اختلال ناشی از کوکائین و اختلال ناشی از آمفتامین که در آن ها نشانه های تا حدودی قابل پیش‌بینی است. علائم اختلال خلقی همراه با سوء مصرف مواد توهم‌زا ممکن است متغیر باشد. سوء مصرف کنندگان ممکن است دچار علایم شبیه مانیا (شیدایی) یا هذیان‌های خود بزرگ بینی یا افکار و احساسات شبیه علائم شبیه افسردگی و یا مختلط شوند. همچون علائم اختلال خلقی ناشی از مواد توهم زا معمولاً پس از دفع دارو از بدن برطرف می‌شوند (همان منبع).

 

۷-۱۲-۲ درمان

 

مسمومیت با مواد توهم‌زا در گذشته از طریق حمایت روانشناختی در مدت باقی مانده تأثیر ماده توهم زا یا اصطلاحاً آرامبخش کلامی درمانی می‌شد. این روش وقت‌گیر است و با توجه به بی‌ثباتی افراد دچار هذیان ناشی از مواد توهم‌زا ممکن است خطرناک باشد. ‌بنابرین‏ درمان انتخابی مسمومیت با مواد توهم‌زا تجویز ۲۰ میلی‌گرم دیازپام خوراکی است. این دارو ظرف ۲۰ دقیقه تجربه LSD و هر گونه جمله هول مرتبط با آن را متوقف می‌کند و نسبت به آرامبخشی کلامی که چند ساعت طول می‌کشد با تجویز داروهای آنتی سایکوتیک ارجحیت دارد. فروش دوزهای پایین‌تر LSD و روش های درمانی پیچیده‌تر حوادث مصرف‌کنندگان دارو سبب شده است این اختلال که زمانی شایع بود امروزه کمتر در مراکز روانپزشکی دیده شود (همان منبع).

 

۱۳-۲ اختلالات مربوط به مواد استنشاقی

 

طبق اختلالات مربوط به مواد استنشاقی شامل سندرم‌های روانی ناشی از مصرف حلال‌ها، چسب‌ها و مواد چسباننده، مواد مولد فشار در آئروسل‌ها، تینر موجود در رنگ، و انواع سوخت است. نمونه های خاص این مواد عبارتند از بنزین، مواد پاک کننده لاک، سوخت فندک، چسب هواپیما، سیمان لاستیک، مایع پاک کننده، رنگ اسپری، نرم‌کننده کفش و لاک غلط‌گیری، رواج دوباره مواد استنشاقی در بین جوانان گزارش شده است. اجزای فعال در این مواد عبارتند از تولوئن استون، بنزین، تری کلرواتان، پروکلرواتیلن، تری کلرواتیلن، ۱و۲- دی کلروپروپان و هیدروکربن‌های هالوژنه. DSM-IV-TR اختصاصاً گازهای هوش بری (نظیر اکسید نیترو واتر) و گشادکننده‌های عروقی کوتاه اثر (نظیر آمیل نیتریت‌ها) را از اختلالات مربوط به مواد

 

    1. – Restriction Fragment Length Polymorphism ↑

 

    1. – World Health Organization ↑

 

    1. – Substance ↑

 

    1. – drug ↑

 

    1. – addiction ↑

 

    1. – drug dependence ↑

 

    1. – addict ↑

 

    1. -NIDA ↑

 

    1. – Comorbidity ↑

 

    1. – rrait market ↑

 

    1. – متشکل از مولکول‌های راست گردان و چپ گردان به نسبت مساوی، به طوری که تأثیری بر نور پولاریزه ندارد. ↑

 

    1. – FDA ↑

 

    1. – Primatence ↑

 

    1. – Cannabis ↑

 

    1. – grass ↑

 

    1. – pot ↑

 

    1. – weed ↑

 

    1. – tea ↑

 

    1. – Mary Jeine ↑

 

    1. – Formication ↑

 

    1. – Psychedelics ↑

 

    1. – Psychotormimmetics ↑

 

    1. – Psilocybin ↑

 

    1. – mescaline ↑

 

    1. – harmine ↑

 

    1. – harmaline ↑

 

    1. – ibogaine ↑

 

    1. – dimethyltryptamine ↑

 

    1. – Albert Haffman ↑

 

    1. – lysergic acid diethylamide ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:20:00 ب.ظ ]




 

شکاف ۴- شکاف بین ارائه خدمت و انتظارات مشتری است در حالتی اتفاق می افتد که خدمت ارائه شده پایین تر از آنچه که انتظار و تعهد شده بود ، باشد. یا خدمت ارائه شده با تعهدات همخوانی نداشته باشد. این شکاف بیان کننده نوعی ناهماهنگی بین کارکنان مسئول ارائه خدمات و کارکنانی است که مسئول توصیف و تبلیغ خدمت برای مشتریان هستند . اطلاعات نامرتبط با خدمت مؤسسه‌ منجر به انتظارات غیر واقعی در مشتری شده و سازمان نیز ‌پاسخ‌گویی‌ وعده های داده شده نیست ،در نتیجه کیفیت خدمات در مقایسه با خدمات مورد انتظار مشتری ضعیف ارزیابی می شود . لذاهماهنگی ‌موثر و کارا یبن ارائه کنندگان خدمات و واحد تبلیغاتی و آموزش و اطلاع رسانی تا ‌حد زیادی می‌تواند در کاهش این شکاف می‌تواند مؤثر باشد

 

شکاف ۵- شکاف بین درک و انتظار مشتری درمورد خدمات ار ائه شده می‌باشد . درحقیقت تمامی. شکاف های چهار گانه را شامل می شود برای ازمیان برداشتن یا کم کردن این شکاف باید به طورهمزمان درجهت حذف شکافهای چهار گانه یاد شده اقدام نمود درصورت وجود این شکافهامشتریان خدمات دریافتی را ضعیف قلمداد می‌کند و انتظاراتشان تأیید نمی شود.

 

بزبان دانشگاه شکاف شماره یک ناشی از درک غلط مؤسسات آموزشی از آن چیزی است که دانشجویان خواهان آن هستند شکاف شماره دو زمانی وجود دارد که دانشگاه ها استانداردهای خدماتی مناسبی وضع نماید. شکاف شماره سه عبارتند از فاصله موجود بین استانداردهای وضع شده کیفیت که مؤسسات آموزشی در عمل ارائه می‌دهند شکاف شماره چهار هنگامی اتفاق می افتد که مؤسسات آموزشی انتظاراتی فراتر از آنچه در عمل ارائه می‌دهند ایجاد نمایند.

 

الگوی فوق یک ابزار تشخیص است که اگر به صورت مناسب استفاده شود مدیریت را درجهت تشخیص سیستماتیک نقایص کیفیت خدمات یاری خواهد نمود . به عبارت دیگر این مدل ، تشخیص شکاف تعدادی از متغیر های مؤثر برکیفیت خدمات را تسهیل می کند و توان بالقوه ای برای یاری نمودن مدیریت ‌در تشخیص عوامل کیفیت خدمات مرتبط با نظر مشتری دارد.

 

 

 

شکل شماره(۲-۳): مدل مفهومی کیفیت خدمات(SERQUAL)

 

منبع:( پاراسورامان و زیتامل،۱۹۹۱)

 

قبل از توضیح هر یک از ابعاد ، ابتدا ضروری است توضیحی درباره ی روند تکامل مقیاس سروکوال ارائه شود . پاراسورامان در مدل اولیه خود که در سال ۱۹۸۵ ارائه داد . ابعاد ده گانه ‌به این ترتیب بودند:

 

    1. تضمین و تعهد: توانایی درارائه خدمات به موقع، بدون نقص و قابل اتکا.

 

    1. ‌پاسخ‌گویی‌: توانایی دررسیدگی کارا و سریع به شکایات مشتریان از خدمات.

 

    1. درک و شناسایی مشتریان: تلاش سازمان ‌در انطباق خدمات خود با نیازهای مشتر یان.

 

    1. وجهه و شهرت: مقدار و اندازه اعتقاد و اعتماد به خدمت که نام، نشان و اعتبار ارائه دهنده خدمت و ویژگی های پرسنل خطوط مقدم در این مسئله دخیل هستند.

 

    1. شایستگی: کارکنان باید مهارت دانش و اطلاعات مورد نیاز را درایفای نقش خود درقبال وظایف محوله داشته باشند.

 

    1. دسترسی: سهولت دسترسی و ارتباط که شامل ساعات کاری سازمان، دسترسی ازطریق تلفن و سایت.

 

    1. ادب و احترام: نشان دادن رفتار مودبانه واحترام آمیز و ایجاد صمیمیت با مشتریان از سوی پرسنل.

 

    1. امنیت: نبودخطر، ریسک و ابهام که شامل امنیت فیزیکی، امنیت مالی و اعتماد می‌باشد.

 

    1. ارتباطات: ارائه اطلاعات درمورد خدمات به مشتریان به نحوی که برای آن ها قابل درک و قابل انتقال به دیگر مشتریان باشد.

 

  1. عوامل محسوس: شرایط فیزیکی فضا و محیط فیزیکی به ظاهر پرسنل و شرایط و تجهیزات و امکانات سازمان(پاراسورامان و زیتامل،۱۹۸۸)

همان‌ طور که در بالااشاره شد، دومین مطالعه پاراسورامان و همکاران ‌در سال‌ ۱۹۸۸ به تدوین روشی برای درک مشتریان از کیفیت خدمات اختصاص داشت.

 

توسعه و تدوین کمی نمودن درک مشتری از کیفیت خدمات در این مطالعه به آزمایش و تدوین کمی نمودن سروکوال پرداخته شده. وده بعد اولیه به پنج بعد تحت عنوان ابعاد کیفیت اصلاح گردید که در این قسمت به طور مفصل تر به آن پرداخته می شود، در این مطالعه نتیجه می گیرند ، درک مشتری از کیفیت خدمات ارائه شده با کمبودهای اساسی سازمان ارائه کننده خدمات مرتبط است . ‌دستورالعمل چند بخشی برای اندازه گیری کیفیت خدمات با توجه ‌به این ابعاد به شرح زیر، اعلام گردید :

 

۱-تعهد(تضمین)

 

این بعد ‌از کیفیت ‌پاسخ‌گویی‌ مشفقانه به مشتریان را شامل می شود. توان سیستم و اعتبارآن در فراهم آوردن خدمات ایمن و مطمئن است که نمایانگر شایستگی و توانایی کارکنان سازمان برای حس اعتماد و اطمینان به مشتری است می‌باشد.

 

۲- مسئولیت پذیری و ‌پاسخ‌گویی‌

 

تمایل کارکنان ‌در کمک به مشتری درارائه خدمات سریع و مطمئن ، سرعت ‌پاسخ‌گویی‌، علاقمندی کارکنان به حل مسائل مشتریان، سطح ارتباطات با مشتری درشرایط غیر قابل پیش‌بینی ، آمادگی برای کمک به مشتری و داشتن فرصت لازم بر ای پاسخ دادن به مشتری را شامل می شود . کلا این بعد کیفیت خدمات بر حساسیت و هوشیاری ارائه کننده خدمات درقبال(خواستها، سئوالات و شکایات مشتریان)تأکید دارد.

 

-۳ همدلی و یکدلی

 

احترام به شخصیت مشتریان، داشتن علاقه مندی های مهم مشتریان و بهره گیری از کلمات قابل فهم برای مشتریان با توجه به روحیه آنان است تعاملی ویژه به طوری که مشتریان قانع شوند که سازمان آن ها را درک ‌کرده‌است آن ها برای سازمان مهم هستند.

 

۴- میزان قابلیت اطمینان

 

توانایی اجرای خدمات وعده داده شده به طور کامل ، مستقل و قابل اعتماد به طورکلی که انتظارا ت مشتریان تامین شود وفای به عهد سرعت درعملیات و جلب اعتماد مشتریان برخورد یکسان با مشتریان طبقه بندی مشتریان و همچنین عمل به تعهدات ‌در زمینه ارائه خدمات را در بر می‌گیرد .

 

-۵ ملموس بودن و ظاهر فیزیکی

 

ظاهر فیزیکی تجهیزات، کارکنان و کانال‌های ارتباطی با نگاه نو ، دردسترس بودن، کیفیت مواد به کار برده شده، جستجوی بهترین ها برای مشتریان و همه آنچه که ابعاد تصویری را فراهم می‌سازد که مشتری برای ارزیابی آن ها مد نظر قرار می‌دهد را شامل می شود.

 

سروکوال امروزه به عنوان ابزار تشخیص برای شناسایی زمینه‌های ناشناخته نقاط ضعف و قدرت کیفیت خدمات به طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرد . ارزش عملی سروکوال دو جانبه است از یک طرف سروکوال می‌تواند به عنوان ابزار سنجش مورد استفاده قرار گیرد . معیارها برای” عملی کردن هر چه بهتر خدمات” می‌تواند به وسیله مقایسه امتیازات خلاصه سروکوال ” نقش آفرینان” مهم دردرون یک صنعت مشابه به دست آیند. ‌از طرف‌ دیگر سروکوال می‌تواند به عنوان یک ابزار تشخیص و یا تشریحی مورد استفاده قرار گیرد . در این حالت با کمک معیارهای ابعادی می‌توانند مشکلات هردو را در درون فرایندهای خدماتی خاص را شناسایی نمایند(پاراسورمان و زیتامل؛۱۹۹۱).

 

مقیاس سروکول ‌در شناسایی اختلاف و شکاف بین ادرکات مشتریان از خدمت و انتظارات آن ها از خدمت مناسب و مطلوب از ۲۲ آیتم استفاده می‌کند . این ۲۲ آیتم هم انتظارات فرضی مشتریان را باید بسنجد و هم ادرکات آن ها را از خدمات موجود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:08:00 ق.ظ ]




 

هر چند فاکتورهای شخصی (استراتژی های تسلط به کار) و منابع اجتماعی می‌توانند عکس العمل استرسورهای شغلی را تا چند درجه بهبود بخشند، شرایط کاری می‌تواند نقش بزرگی را در قرار گرفتن کارکنان در ریسک پیشرفت بهداشتی، بازی نماید.

 

چگونه می توان استرس را در محیط کار کنترل نمود؟

 

راه بسیار مؤثر برای کاهش استرس شغلی، رفع استرسورها به وسیله طراحی مجدد مشاغل و ایجاد تغییرات سازمانیست. سازمان‌ها باید اقدامات پیشگیرانه زیر را انجام دهند :

 

    • مطمئن شوید که بار کاری متنتاسب با کارکنان، توانایی ها و مقدوراتشان است.

 

    • نقش و وظایف کارکنان به طور وضوح تعریف شود.

 

    • فرصتی به کارکنان داده شود تا در تصمیم گیری ها و امور مؤثر در شغلشان سهیم باشند.

 

    • بهبود روابط.

 

    • کاهش ابهام در پیشرفت و چشم انداز آینده شغلی؛

 

  • مهیا نمودن فرصتی برای تعامل اجتماعی در میان کارکنان.

مداخله های سازمانی بسیار رایج که در مراکز مراقبت های بهداشتی اجرا شده است شامل:

 

    • فرایند های تیمی؛

 

  • تیم های مراقبت های بهداشتی چند منظوره و مداخله های چند جزئی می‌باشد.

فرایند تیمی یا روش های مشارکتی کارکنان، فرصتی به پرسنل می‌دهد تا در تصمیم گیری ها و امور مؤثر در شغلشان مشارکت نمایند. خط مشی تیمی با طراحی مجدد سیستم های عرضه خدمات مراقبتی به بیماران یا آماده نمودن اینگونه خدمات (مانند تیم پرستاری)، در بهبود رضایت شغلی و کاهش خطا، غیبت و استرس شغلی موفق بوده است.

 

تیم مراقبت های بهداشتی چند منظوره (مانند ترکیبی از پزشکانف پرستاران، مدیران، داروسازها، روانشناس ها و …) به طور فزاینده در مراکز مراقبت های ابتدائی، طولانی مدت و اورژانس رایج شده است. تیم ها باید موارد زیرا را به انجام برسانند :

 

    • اجازه دهند تا خدمات به طور کارآمد و مؤثر و بدون کاهش ارائه شود؛

 

    • ذخیره نمودن زمان (یک تیم می‌تواند فعالیت هایش را به طور همزمان اجرا نماید بدین صورت که یک کارمند نیاز دارد به طور متوالی آماده باشد)؛

 

    • ترویج نوآوری از طریق تبادل نظرات؛

 

  • جمع‌ آوری و تبادل اطلاعات از طریق روشهائی که به صورت فردی ممکن نیست؛

مداخله های چند جزئی مبنای گسترده ای داشته و ممکن است شامل موارد زیر باشد :

 

    • ارزیابی ریسک؛

 

    • تکنیک های مداخله ای؛

 

  • آموزش؛

مداخلات استرس سازمانی موفق، در چندین مورد اشتراک دارند :

 

    • درگیر بودن کارکنان در کلیه مراحل مداخله؛

 

    • آماده نمودن کارکنان با صلاحیت جهت توسعه، اجرا و ارزیابی مداخلات؛

 

    • تعهد قابل توجه از سوی مدیریت ارشد و تهیه نمودن توسط مدیریت میانی؛

 

    • یک فرهنگ سازمانی که مداخلات استرس را حمایت کند؛

 

  • ارزیابی دوره ای مداخلات استرس؛

بدون این اجزاء (خصوصاًً حمایت مدیریت) احتمال موفقیت این مداخله وجود ندارد.

 

مداخله مدیریت استرس :

 

    • آموزش در خصوص استراتژی های تسلط بر کار؛

 

    • آرامش پیشرو؛

 

    • بازخورد زیستی (Biofadback)؛

 

    • تکنیک های وابسته به رفتارشناسی؛

 

    • مدیریت زمان؛

 

  • مهارت‌های میان فردی؛

از دیگر انواع مداخله که نشانگر نویدی برای کاهش استرس در میان کارکنان مراقبت های بهداشتی است، عبارت است از : تسلط ابتکاری، یا توسعه و کاربرد استراتژیهائی مانند تغییر در روش های کار یا پیشرفت مهارت توسط کارکنان به منظور کاهش تقاضاهای مفرط.

 

هدف این تکنیکها کمک به کارکنان در مواجه مؤثرتر با استرس شغلیست. مداخله های متمرکز در محیط های کاری آمریکا شکل های مختلفی از کاهش استرس را به همراه داشته است. هر چند مداخله های کارکنان می‌تواند به پرسنل در مواجهه مؤثرتر با استرس کمک کند، اما آن ها نمی توانند از منابع استرس زای محیط کار دوری نمایند و بدین گونه ممکن است زمان زیادی را تلف کنند.

 

در جهان امروز توانمندی، قدرت اقتصادی و رفاه هر کشوری در گرو استفاده بهینه از امکانات، منابع و نیروی انسانی آن کشور است. در این راستا هر چه نیروی کار شایسته تر و کارآمدتر باشد پیشرفت و توفیق آن کشور در عرصه های گوناگون اقصتادی و اجتماعی بیشتر خواهد بود. بدون شک در عرصه رقابتهای اقتصادی کارآمد بودن فرد، یا یک کشور در برابر رقبا در صورتی امکان پذیر است که بتوان کتر یا فعالتی مشخص را با کیفیت برتر، سرعت بیشتر و کوشش کمتر انجام داد. از این رو، سرعت و مهارت از عوامل سازنده کارآمدی به شمار می‌آیند. در این مورد کارشناسان و پژوهش گران بر این باورند که کاآمدی هر فرد به عواملی گوناگون مانند، استعداد، هوش، انگیزش، کیفیت ماشین و ابزار کار مورد استفاده، آموزش و تخصص مورد نیاز، شرایط محیط کار، ملاحظات خستگی زدایی و … بستگی دارد. اهمیت شناخت شیوه های ختسگی زدائی بدین منظور است که با راهکارهای مناسب بتوان از فرسودگی و خستگی بیشتر پیشگیری کرد و این عارضه را در صورت بروز فرسودگی درمان نمود. در بررسی این عارضه فرسودگی باید بر این نکته آگاه بود که خستگی همانا پیامد کار مداوم و یکنواخت است که با استراحت آثار آن تدریجاً از بین می دود، اما نشانه های بیماری فرسودگی شغلی متعدد است و نباید این نوع خستگی مزمن را با خستگی های معمولی و زودگذر اشتیاه نمود. یکی از معضلات افراد مبتلا به فرسودگی ناشی از کار که از فرسایش جسمی رنج می‌برند، قدرت آنان برای کار کردن کاهش می‌یابد و بیشتر اوقات خسته و ناتوان هستند. افزون بر این، نشانه های بیماری فیزیولوژیک مانند سردردهای مکرر، تهوع، اختلال در خوابیدن و تغییر عادات مربوط به غذاخوردن (مانند از دست دادن اشتها) در این فرد است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:54:00 ق.ظ ]




 

بدون شک تعهد پیمانکار ساختمان تعهد به نتیجه است. نتیجه ای که از این اصل حادث می‌گردد این است که اقدامات و تصمیم های پیمانکار در حوزه ساخت و ساز باید خالی از هر گونه عیب و ایرادی بوده باشد و البته علاوه بر خالی از عیب و نقص بودن به تنهایی کافی نیست تا مسئولیتی متوجه پیمانکار نشود بلکه باید مطابق با خواست و سفارش کارفرمای خود که مربوط به حیطه حقوق عمومی یا خصوصی می‌باشد، کار را انجام دهد؛ به نحوی که بدون هیچ گونه کم و کاستی پروژه احداثی را منطبق با سفارش ساخت، قلمداد نمود و مسلم است که چنانچه هر دو شرط مذکور موجود باشد و با قوانین و مقررات تطابق نداشته باشد باز هم امکان طرح مسئولیت مدنی پیمانکار در این حوزه وجود خواهد داشت.

 

سئوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چنانچه خسارت ناشی از اعمال و مواردی باشد که پیمانکار تکلیفی در نظارت و اجراء در آن خصوص نداشته است چه پیش خواهد آمد. همان طور که می‌دانیم تعهد در این خصوص از سوی پیمانکار تعهد به نتیجه است. ‌بنابرین‏ اجرای مطلوب این موضوع اقتضای کامل و تامه به وسیله اجرای تعهد را می کند و ‌بنابرین‏ با احراز دو شرط می توان حتی در صورتی که خسارت ناشی از مواردی باشد که پیمانکار تعهدی به اجراء و نظارت حتی توسط مهندسین ناظر نداشته است از باب تعهد به اصل موضوع تعهد تبعی و فرعی برای آن ها مفروض است.

 

شرط اول آن است که عامل ورود خسارت یکی از وسایل اجرای تعهد، تعهد اصلی بوده است. به طور مثال روش اجرای پروژه، یکی از مسائل اجرای تعهد توسط پیمانکار به شمار می رود لذا شرط اول آن است که عامل ورود خسارت یکی از عوامل اجرای تعهد بوده باشد و شرط دوم آن است که علت ورود خسارت بی واسطه همان عامل مندرج در شرط اول بوده است یعنی مثلاً خسارت های ناشی از به کارگیری روش غلط در اجرای پروژه بوده باشد اما در صورتی که روش و اسلوب مذکور عامل و سبب بدون واسطه خسارت نبوده باشد مسئولیتی متوجه پیمانکار نخواهد بود.

 

۲-۲-۲-مسئولیت مدنی پیمانکار در رابطه با حسن اجرای کارهای موضوع قرارداد

 

اصلی ترین و مهمترین تعهد پیمانکار در قبال کارفرما، این تعهد به نظر می‌رسد زیرا اجرای کارهای مرتبط با موضوع قرارداد به عهده پیمانکار می‌باشد. این تعهد از سوی پیمانکار باید به صورت مطلوب انجام شود. مطلوبیت طبق اسناد و آیین نامه هایی که در مقررات مربوط به ساخت و ساز و احداث بنا مقرر و پیش‌بینی شده اند. ‌بنابرین‏ توقع از پیمانکار این است مسئولیت کامل حسن اجرای کارهای موضوع پیمان را بر عهده گیرد. این مسئولیت صرفاً ‌بر مبنای‌ اسناد و مدارکی است که یا بین طرفین یک رابطه قراردادی مورد پیش‌بینی قرار گرفته یا آنکه در قانون حاکم بر روابط بین طرفین که در واقع نه قرارداد و رابطه قانونی می‌باشد تبیین و تعریف شده است.[۲۸]

 

سرویس‌های ارائه شده به شهروندان در قراردادهای پیمانکاری از‌لحاظ کیفیت و ارزش باید با برآورد اولیه و خواست دولتمردان در طرح مقدّماتی همخوانی داشته باشد. ‌بنابرین‏ باید امکان بهره‌برداری از منابع به بهترین شکل میسر شود و ‌فرآیندها منجر به نتایجی شوند که نیازهای جامعه را تأمین کنند. تحقق این مهم مستلزم تصمیم‌گیری در پرتو اصل تناسب است. موارد زیر همگی نشانه‌ای بر پیش‌بینی و مهم تلقی‌شدن شاخص کارآمدی و اثربخشی در قراردادهای پیمانکاری ازسوی قانون‌گذار است که می‌تواند در سایۀ تصمیم‌گیری‌های معقول و منطقی موجه باشد: توجه به کیفیت معامله مورد نظر در قانون برگزاری مناقصات؛[۲۹] ارزیابی کیفی مناقصه‌گران؛[۳۰] ارزیابی فنی ‌بازرگانی پیشنهاد‌ها؛[۳۱] پیش‌بینی نحوۀ رسیدگی به شکایات در برگزاری مناقصه؛[۳۲] الزام پیمانکار به استفاده از نیروی متخصص؛[۳۳] استفاده‌نکردن از شاغلین در دیگر ادارات و سازمان‌های دولتی؛[۳۴] مسئولیت کامل پیمانکار در جهت حسن اجرای کارهای موضوع پیمان؛[۳۵] الزام به تجهیز کارگاه توسط پیمانکار پس از تحویل آن؛[۳۶] ممنوعیت پیمانکار در واگذاری پیمان به دیگران؛[۳۷] انجام عملیات پیمان با اطلاع و زیر نظر مهندس مشاور.[۳۸] بی‌توجهی به هریک از این موارد یا رعایت‌نکردن و اتخاذ تصمیم بر‌خلاف آن می‌تواند تصمیم‌گیری متناسب را با چالش مواجه سازد.

 

‌بنابرین‏ پس از امضاء قرارداد بین طرف های یک رابطه قراردادی، موضوع باید از سوی کارفرما در صورتی که قرارداد از نوع دولتی باشد به پیمانکار ابلاغ گردد. این ابلاغ در شرایطی است که دستگاه واگذار کننده پیمان از نوع دولتی باشد، زیرا در برخی موارد دستگاه از نوع خصوصی بوده و عملیات موضوع پیمان نیز از نوع خصوصی تلقی خواهد شد و در صورت دوم ابلاغ به صورت اعلام به طرف یعنی پیمانکار کفایت خواهد کرد.

 

۲-۲-۳-مسئولیت مدنی پیمانکار در ساخت بنا یا پرداخت قیمت

 

در این خصوص می توان به احکام عام وکلی موجود در ماده ۳۲۸ قانون مدنی استناد کرد که ‌در مورد تلف مال قیمی حکم به پرداخت بدل آن یعنی قیمت ‌کرده‌است در حالی که می توان از حکم ماده ۳۲۹ قانون مدنی نیز استفاده کرد که ‌در مورد خانه یا بنا که از اموال قیمی است. این ماده در وهله اول حکم به ساختن بنا به صورت اول نموده و در صورتی که در اثر تخریب و… مسئولیت وی مطرح باشد، پیمانکار را در صورت فرض اتلاف ملزم به پرداخت قیمت ‌کرده‌است.

 

به موجب حکم ماده ۳۲۸ قانون مدنی که حکمی کلی و عام مقرر ‌کرده‌است و می توان آن را ‌در مورد پیمانکار نیز به کار بست که باید در صورت تخریب مثل بنا را به صورت اول احداث نماید. این حکم از مسئولیت مدنی ‌به این دلیل است که قانون‌گذار خواسته، در صورت امکان وضعیت مالک را به حالت قبل از اتلاف در صورت وقوع حادثه از طرف پیمانکار بازگرداند. مسئولیت مدنی پیمانکار در این شرایط ممکن است ناشی از عمل مستقیم یا به واسطه یعنی عمل ناشی از کارمندان و کارکنان باشد. اگرچه بنا و ساختمان از اموال قیمی است ولی ممکن است گفته شود احداث بنا به صورتی که قبل از تخریب داشته تا حدودی عرفاً به منزله مثل آن مال تلقی می شود زیرا این تحلیل صحیح نیست زیرا بنای نوساز یا بنای ویران شده از حیث قدمت یکسان نیستند و البته این امر در بازسازی ساختمان ها مصداق پیدا می‌کنند.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1401-09-17] [ 08:25:00 ق.ظ ]