مجله علمی، فرهنگی و آموزشی

آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو




آخرین مطالب
 



۲-۲- بازاریابی اینترنتی

 

اصطلاح بازاریابی اینترنتی به یک چشم انداز خارجی ‌در مورد چگونگی به کار گیری اینترنت همراه با رسانه های سنتی برای کسب و تحویل خدمات به مشتریان مربوط می شود یک اصطلاح جایگزین برای آن بازاریابی الکترونیکی است.

 

تعریفی که کنسرسیوم صنعت از تجارت الکترونیک دارد از این قرار است:تجارت الکترونیکی استفاده از کامپیوتر های یک یا چند شبکه برای ایجاد و انتقال اطلاعات بازرگانی که بیشتر با خرید و فروش اطلاعات، کالاها و خدمات از طریق اینترنت مرتبط است رسالت تجارت الکترونیک،تنها ارتباط نیست بلکه پی ریزی و تقویت روابط بازرگانی است (کاملی، ۱۳۸۳).

 

سازمان oecd آن را ‌به این صورت تعریف می‌کند تجارت الکترونیک مبادلهً الکترونیکی است که خرید یا فروش کالاها، خدمات بین شرکت ها، افراد، دولت ها سایر بخش های عمومی و خصوصی را شامل می شود و از طریق شبکه های رایانه ای هدایت می شود (خداداد حسینی و همکاران، ۱۳۸۵: ۳۵)

 

بازار یابی در دنیای اینترنت سه رکن دارد:

 

    • بازار شناسی: شناسایی جایگاه و قوت و ضعف شرکت

 

    • بازار سازی: شناخت عوامل رفتاری، ابزاری و ساختاری

 

  • بازار داری: حفظ مشتری با بهره گرفتن از تمام خلاقیت ها و نو آوری ها

پنج روش به منظور افزایش سود آوری در وب:

 

    1. داشتن وب سایت زیبا و جذاب با توجه به اصول بازاریابی اینترنتی

 

    1. ایجاد ترافیک مؤثر از طریق تبلیغ در سایت های مرتبط

 

    1. ثبت اطلاعات بازدید کنندگان از طریق ایجاد صفحه ی فرود[۱۱]که صفحه ای است ساده بدون منو که در آن کاتالوگ یا بروشور رایگان در ازای دریافت ایمیل فرد در اختیارش می گذاریم.

 

    1. تبدیل بازدید کنندگان به خریداران از طریق ایمیل های سلسله مراتب به افرادی که با رضایت خودشان وارد سایت شده اند.

 

  1. تبدیل خریداران به مشتریان وفادار از طریق تماس های آفلاین، ایجاد تجربه ی لذت بخش و منحصر به فرد، افزودن منظم محتویات فوق العاده به سایت، بهبود سیستم سایت و ایجاد تجربهً با ثبات برای مشتری. انتقال به باراریابی اینترنتی. (اخوان، ۱۳۸۶: ۴۶).

۲-۲-۱- نقش اینترنت در بازاریابی

 

بازاریابی: یک فرایند مدیریتی است که وظیقه ی آن شناسایی، پیش‌بینی و برآورده کردن نیازمندی‌های مشتریان از منظر سوددهی است.

 

شناسایی: اینترنت برای تحقیق بازار یابی به منظور کشف نیاز ها و خواسته های مشتری به کار می رود.

 

پیش‌بینی: اینترنت یک کانال اضافی را فراهم می‌کند که مشتریان به وسیله ی آن می‌توانند به اطلاعات دسترسی پیدا کرده و اقدام به خرید کنند.

 

براورده کردن: یک عامل اصلی موفقیت در بازار یابی الکترونیک برآورده کردن نیاز های مشتری از طریق کانال الکترونیک است.(علیپور، ۱۳۹۱: ۲۰)

 

بازاریابی اینترنی به چند مدل مختلف وجود دارد:

 

    • business to business(B2B) دو شرکت مختلف با یکدیگر به تجارت می پردازند.

 

    • Business to consumer(B2C): شرکت مستقیما با مصرف کنننده در ارتباط است.

 

  • Peer to peer(P2P)در این مدل افراد اجناس مختلف را بین خود به اشتراک می‌گذارند. که البته این مدل چندان رایج نیست.. (علیپور، ۱۳۹۰ : ۲۲)

ارزش اینترنت به خاطر پایین آوردن یا ثابت نگه داشتن قیمت ها نیست بلکه به خاطر بهینه نمودن آن ها به ۳ طریق است: اولا اینترنت به شرکت ها این اجازه را می‌دهد قیمت ها را با دقت بیشتری تعیین و اعلام کنند زیرا قیمت های مختلف به راحتی قابل تست بوده و پاسخ مشتری نیز سریع دریافت می شود. دوما چون تغییر قیمت روی اینترنت آسان است شرکت ها می‌توانند در پاسخ به حتی نوسانات کوچک در شرایط بازار، تقاضای مشتری، رفتار رقبا، قیمت ها را تعدیل نمایند. سوما شرکت ها می‌توانند از داده های جریان کلیک و سابقه های خرید که از طریق اینتر نت برای تفکیک سریع مشتریان جمع‌ آوری می شود، استفاده کرده و قیمت های خاص برای ( هر بخش ) و یا تشویقات را فورا اعلام نمایند(باکر[۱۲]، ۲۰۰۱) .

 

کایزر[۱۳] و کوفسکی و همکاران چرخه یبازاریابی دیجیتالی را در قالب ۵ مرحله زیر بیان می‌کنند:

 

۱ – جذب: در این مرحله شرکت به دنبال جذب مشتریان برای مراجعه به وب سایت و خرید از شرکت است.

 

۲- درگیر کردن:: در این مرحله شرکت درصدد کسب مشارکت مشتریان در فرایند خرید از شرکت است.

 

۳-حفظ: در این مرحله شرکت به دنبال حفظ مشتری برای ایجاد وفاداری و مراجعه مجدد به شرکت در وب سایت خود است.

 

۴-یادگیری: در این مرحله شرکت با کسب اطلاعاتی از مشتری نسبت به وی دانش و اطلاعات جدید کسب می کند.

 

۵-ارتباط: در این مرحله شرکت از طریق اینترنت و وب سایت خود سعی در ایجاد و حفظ ارتباط دائمی با مشتریانش دارد (کیزرکوویسکی [۱۴]،۱۹۹۶: ۸).

 

مدیریت فروش و مدیریت محصول دو بخش عمده بازاریابی هستند که قابلیت های اینترنت به خوبی در این بخش قابل استفاده است: این که تا چه حد اینترنت تحت تاثیر این دو جنبه بازاریابی است بسته به سازگاری اینترنت با بازاریابی است.

 

فعالیت های مدیریت محصول: مدیریت محصول به توسعه و تجاری کردن محصولات جدید، طول چرخه ی عمر محصول یا حذف محصول اشاره دارد.

 

فعالیت های مدیریت فروش: مدیریت فروش شامل فعالیت های تقسیم بندی بازار مشتری و هم چنین هدف قرار دادن، فروش، خدمات و حفظ مشتریان است. استراتژی بازاریابی الکترونیکی از دو جهت روی بازاریابی سنتی اثر می‌گذارد: اولا آن با بهره گرفتن از تعیین وظایف بازاریابی الکترونیکی، استراتژی های بازار یابی تغییر داده و منجر به مدل های تجاری جدید می ‌گردد که سود آوری شرکت ها را افزایش می‌دهد(استراش و فراست[۱۵] ، ۲۰۰۱).

 

بهترین روش ها جهت انجام یک تجارت موفق الکترونیکی و مزایا ‌و معایب این روش ها را بیان نموده اند:

 

  1. یک وبلاگ بسازید:

مزایا:به راحتی می توانید برای نمایش تخصص خود یک وبلاگ که کاملا رایگان است بسازید وبه صورت متناوب در آن مقالاتی قرار دهید.

 

معایب: بایستی هر از چند گاهی مطالبی را به وبلاگ خود ارسال نمایید حد اقل هفته ای یکبار، که بتوان از آن به عنوان ابزار مفید مفیدی برای بازار یابی بهره برد باید اعتماد به نفس داشته باشید و مطالب مفیدی به وبلاگ خود ارسال کنید، ارتباط مستقیم با خوانندگان وبلاگ شما سخت و وقت گیر است.

 

  1. یک مجله ی الکترونیکی ایجاد کنید:

مزایا: خوانندگان مجلات الکترونیکی در خبر نامه ی وب سایت شما عضو شده اطلاعات را از طریق آن دریافت می‌کنند ‌به این ترتیب ارتباط با مشتریان ساده تر خواهد بود، می توانید اطلاعات بیشتری را با ایمیل ارسال کنید مشتریان از طریق ایمیل با شما در ارتباط خواهند بود.

 

معایب: باید نسبت به ارسال و تهیه ی مجله متعهد باشید و سر زمان انتظار آن ارسال نمایید در غیر این صورت مشترکین مجله شما را به عنوان مجله ی غیر معتبر خواهند شناخت. تهیه ی یک مجله نسبت به وبلاگ زحمت بیشتری دارد.

 

  1. بازاریابی به وسیله ی مقالات:

مزایا: ارسال مقالات متناوب در اینترنت می‌تواند شما را به عنوان حرفه در زمینه خود بشناساند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 09:49:00 ب.ظ ]




۱۰-۲-۲-۲ پذیرش متقابل

 

به طور معمول، شرکت‌ها به منظور افزایش دسترسی سرمایه گذاران به آن ها و نیز بهره مندی از سرمایه با هزینه ی کمتر (به دلیل دسترسی تعداد بیشتری از سرمایه گذاران بین‌المللی به سهام آن ها) در کنار پذیرش داخلی به دنبال پذیرش در بورسهای خارجی نیز بوده اند. به نظر می‌رسد شرکت‌ها با پذیرش در بورسی با وضعیت بهتر و استانداردهای بیشتر، بهطور داوطلبانه خود را به رعایت استانداردهای بالاتر راهبریشرکتی متعهد می‌کنند و بدینترتیب باعث تشویق سرمایه گذارانی می‌شوند که تمایل چندانی به سرمایه گذاری ندارند.

 

در چین تایپه هم‌اکنون پنج شرکت خارجی در بورس تایوان پذیرفته شده‌اند. از آنجایی که این سهام در چند بازار معامله می‌شوند، امکان معاملات آربیتراژی می‌تواند نقدشوندگی سهم را در بازارهای مذکور افزایش دهد.

 

برخی از شرکت‌های اسرائیلی در بورس اوراق بهادار ایالات متحده آمریکا نیز پذیرفته شده‌اند، از این رو بورس تلاویو اقداماتی را به منظور تسهیل معاملات سهام این شرکت‌ها انجام داده است که از آن جمله میتوان به افتتاح حسابی در شرکت امین سپرده گذاری[۷۴] اشاره کرد. برخی از محصولات ساختار یافته مرتبط با شاخص تی.ای- ۲۵ اسرائیل[۷۵] نیز در بورسهای اروپایی نظیر زوریخ، فرانکفورت، اشتوتگارت و میلان معامله می‌شوند.

 

۱۱-۲-۲-۲ مشارکت سرمایه گذاران جزء

 

با توجه ‌به این که پساندازهای خرد منابع اصلی افزایش نقدشوندگی بازار هستند، تاثیر مشارکت سرمایه گذاران جزء بر نقدشوندگی نیز مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس این گزارش برخی کشورهای خاص، از طریق برنامه های آموزشی مانند برگزاری سمینارهای سرمایه گذاری و تبلیغات و بازاریابی اوراق بهادار[۷۶] مشارکت سرمایه گذاران خرد را افزایش داده‌اند. برخی کشورها نیز شبکه هایی را برای تسهیل مشارکت سرمایه گذاران جزء ازطریق نمایندگان معامله گران که ‌به‌عنوان نماینده سرمایه گذاران عمل می‌کنند، راه‌اندازی کرده‌اند. در کشورهایی نظیر تایلند، مالزی و چین تایپه مشارکت سرمایه گذاران جزء بیشاز همه محسوس بودهاست. در این حوزه ها مشارکت سرمایه گذاران یکی از دلایل اصلی نقدشوندگی به حساب می‌آید. بهطور کلی نباید تاثیر مشارکت سرمایه گذاران جزء بر نقدشوندگی را نادیده گرفت.

 

مشارکت سرمایه گذاران جزء از آن جهت حائز اهمیت است که بر خلاف سرمایه گذاران نهادی-که تمایل به خرید و نگهداری اوراق بهادار دارند- باعث ایجاد تعادل در بازار می شود. حضور مشارکتکنندگان مختلف با نیازها، درجات ریسک‌پذیری و افق سرمایه گذاری متفاوت اثر مثبتی بر نقدشوندگی بازار دارد. این اثر به ویژه در بازارهایی نظیر چین تایپه و کره که مشارکت سرمایه گذاران جزء افزایش حجم معاملات بازار را به دنبال داشته، قابل توجه است.

 

افزایش امکان دسترسی به منظور انجام معامله از طریق معاملات برخط نیز عامل مهمی در جذب سرمایه گذاران جزء محسوب می شود. اگرچه در برخی بازارها متعاقب این اقدام، نوسان قیمت‌ها افزایش یافته است.

 

بر اساس نظر پاسخ‌دهندگان، اکثر مقامات ناظر به تشویق مشارکت سرمایه گذاران جزء روی آورده اند و تمرکز اصلی این تلاش‌ها جذب سرمایه گذاران “آگاه” است، یعنی سرمایه گذارانی که از مزایا و ریسکهای سرمایه گذاری خود به خوبی اطلاع دارند. به منظور دستیابی ‌به این هدف اکثر مقامات ناظر اقدام به برگزاری سمینارها و برنامه های آموزشی برای سرمایه گذاران کرده‌اند (همان منبع ، ۱۳۸۷ ، ۲۵ )[۷۷].

 

۱۲-۲-۲-۲ اصلاحات در صندوق‌های بازنشستگی و توسعه طرحهای سرمایه گذاری جمعی [۷۸]

 

در برخی بازارها، اصلاحات در صندوق‌های بازنشستگی و طرحهای سرمایه گذاری جمعی باعث ورود حجم عظیم نقدینگی به بازارهای داخلی شده است. این اصلاحات برای تضمین تمرکززدایی دارایی‌های قابل سرمایه گذاری در بازار سرمایه ضروری است. اصلاحات انجام شده اغلب شامل راه‌اندازی صنعت صندوق‌های بازنشستگی خصوصی است که بر خلاف صندوق‌های بازنشستگی تحت کنترل دولت، از سیاست‌های سرمایه گذاری محافظهکارانه و سختگیرانه پیروی نمیکند.

 

پاسخ‌دهندگان اظهار داشته اند که برخی کشورها پس از اجرای اصلاحات به نتایج مثبتی دست یافته اند. در برخی موارد، اصلاحات موجب انعطاف پذیری استراتژیهای سرمایه گذاری شده است و در نتیجه تخصیص مجدد وجوه در بازار داخلی به آسانی انجام گرفته است. یکی از موضوعات مورد تأکید، اختصاص نسبت خاصی از صندوقها به مدیران و واسطهگران خارج از صندوق است. این امر در اغلب موارد باعث تعمیق و گسترش مهارت‌های مدیریت سرمایه گذاری موجود شده و رقابت، تحرک و نقدشوندگی بازار را نیز افزایش داده است.

 

شواهد نشان می‌دهد که در برخی از کشورها، اصلاحات صندوق‌های بازنشستگی و طرحهای سرمایه گذاری جمعی نتایج مطلوبی را در بر نداشته است. کمیسیون اوراق بهادار لیتوانی اعلام ‌کرده‌است که اصلاحات صندوق‌های بازنشستگی و طرحهای سرمایه گذاری جمعی باعث ورود حجم نقدینگی زیادی به بازار داخلی نشده است. یکی از دلایل ذکر شده این است که اکثریت صندوق‌های آن (حدود ۷۵ %) در اوراق بهادار خارجی سرمایه گذاری کرده‌اند.

 

به طور کلی، سرمایه گذاران نهادی تمایل به استراتژیهای سرمایه گذاری بلندمدت دارند و تعداد معاملات آن ها کمتر از سرمایه گذاران جزء است. در مقابل سرمایه گذاران نهادی در حجم های بزرگ معامله می‌کنند، به نحوی که تعداد معاملات آن ها برای افزایش نقدشوندگی بازار کافی نیست. در برخی موارد، نظیر توزیع وجوه بین شرکت‌های مدیریت دارای مجوز صندوقها، اصلاحات بر روش‌هایی متمرکز شده است که باعث افزایش تعداد معاملات می شود.

 

۱۳-۲-۲-۲ تجدید ساختار بورسها

 

بازارهای نوظهور در حال حاضر با یک محیط بسیار رقابتی مواجه اند که آن ها را ملزم می‌کند تا برای جذب سفارش‌های بین‌المللی اشتیاق بیشتری از خود نشان دهند. از طرف دیگر حضور بورسهای چندمنظوره در یک کشور، می‌تواند باعث تقسیم نقدینگی شود. این امر به نوبه خود، با توجه به حضور ‌گروه‌های متعدد واسطهگران، سیستم‌های معاملاتی واسط کاربر و الزامات تطبیق، منجر به عدم کارایی اقتصادی می شود.

 

تجدید ساختار بورسها و یا شرکتی شدن، راهبردی است که مدل کسب و کار بورسها را تغییر می‌دهد به گونه ای که توانایی آن ها را در جذب جریان سفارش‌های جهانی به میزان قابل توجهی افزایش دهد. همچنین فرصتی فراهم می‌آید تا فعالیت‌های بورس در کشور موردنظر مورد بازشناسی قرار گیرد و در نتیجه نقدشوندگی بازار افزایش یابد. بورس شرکتی (که از حالت عضویت به مالکیت تبدیل شده است) می‌تواند تلاش خود را بر ایجاد ظرفیت‌های لازم برای ‌پاسخ‌گویی‌ سریع به تغییرات تقاضای سرمایه گذاران بین‌المللی و داخلی متمرکز کند.

 

مؤسسات بین‌المللی در محیط بسیار رقابتی و پویایی در حال فعالیت هستند. فعالیت‌های انتشار اوراق بهادار و سرمایه گذاری به سمت بورسهایی هدایت خواهد شد که قادر به تأمین نیازهای اساسی مختلف، از نقدشوندگی، دسترسی و تنوع محصولات گرفته تا سرعت و هزینه باشند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:18:00 ب.ظ ]




۳-۵-۳-پرسش نامه سرسختی

 

جهت سنجیدن سرسختی در پژوهش حاضر از پرسشنامه سرسختی روانشناختی که به وسیله تحلیل عوامل توسط کیامرثی و نجاریان (۱۳۷۶) در یک نمونه ۵۲۳ نفری از دانشجویان دانشگاه پیام نور ساخته شد، استفاده گردید. که یک مقیاس خود گزارشی مداد – کاغذی است که دارای ۲۷ آیتم می‌باشد. و زیر مقیاس ندارد و شیوه نمره گذاری این پرسش نامه ۲۷ ماده ای ‌به این صورت است که آزمودنی ها به یکی از چهار گزینه هرگز، بندریت، گاهی اوقات و در اغلب اوقات پاسخ داده و بر اساس مقادیر ، ۱ ، ۲ ، ۳ نمره گذاری می شود ، به جز ماده های ۶ ، ۷ ، ۱۰ ، ۱۳ ، ۱۷ ، ۲۱ که دارای باز عامل منفی هستند و به شیوه معکوس نمره گذاری می‌شوند . حداکثر نمره در این پرسش نامه، نشان دهنده سرسختش روانشناختی بالا در فرد است. برای سنجش پایایی پرسشنامه های پژوهش حاضر از روش باز آزمایی استفاده شد، ضرایب پایایی و روایی آزمون سرسختش روانشناختی ۸۴ /۰ توسط کیامرثی و نجاریان (۱۳۸۶) به دست آمد و در پژوهش حاضر با کمک آلفای کرونباخ اعتبار و روایی پرسش نامه ۸۹/۰ به دست آمد.

 

۳-۶-روش اجرا

 

بعد از انتخاب نمونه و هماهنگی با اساتید دانشگاه شروع به اجرای آزمونها ‌به این طریق شد که،بعد از ارائه توضیحات کلی ‌در مورد هدف آزمون و اهمیت انجام چنین پژوهشی، پرسشنامه بین دانشجویان توزیع شد. در ۹ کلاس ابتدا پرسشنامه کمال گرایی و سپس پرسشنامه رضایت زناشویی اجرا شد و سپس پرسش نامه سرسختی اجرا شد. در صورت خواستن توضیح ‌در مورد سؤالها به آن ها توضیحاتی داده می‌شد. بدون ایجاد محدودیت زمانی و ایجاد اضطراب در آزمودنی به آن ها وقت کافی داده شد.

 

۳-۷-روش های آماری تحلیل داده ها

 

به منظور تجزیه و تحلیل داده ها هم از شاخص های آمارتوصیفی شامل فراوانی، میانگین و انحراف معیار استفاده خواهد شد و شاخص آمار استنباطی شامل: رگرسیون، همبستگی و تحلیل مسیر استفاده خواهد شد.

 

فصل چهارم

 

تجزیه و تحلیل دادها

 

در این فصل به تحلیل کمی داده ها از زاویه توصیفی و استنباطی پرداخته می‌شود. ابتدا میانگین، انحراف معیار متغیرهای پژوهش مورد بررسی قرار می‌گیرد. سپس با بهره گرفتن از آزمون تحلیل مسیر و تحلیل رگرسیون به شیوه همزمان، به بررسی فرضیه های پژوهش پرداخته می شود.

 

الف) یافته های توصیفی

 

در این بخش یافته های توصیفی پژوهش، شامل میانگین، انحراف معیار متغیرها بر حسب جنسیت آمده است که نتایج در جداول زیر نشان داده شده است:

 

جدول ۴-۱ میانگین و انحراف معیار متغیرهای پژوهش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جنسیت میانگین انحراف معیار تعداد N ‌کمال‌گرایی مثبت مرد ۸۱٫۶۵ ۸٫۳۴ ۱۷۳ زن ۸۰٫۹۸ ۸٫۲۲ ۱۷۳ ‌کمال‌گرایی منفی مرد ۵۳٫۴۴ ۶٫۹۸ ۱۷۳ زن ۵۴٫۵۲ ۶٫۸۷ ۱۷۳ سرسختی مرد ۷۶٫۱۱ ۸٫۶۵ ۱۷۳ زن ۷۳٫۲۳ ۸٫۴۱ ۱۷۳ رضایت زناشویی ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬ مرد ۹۳٫۴۵ ۹٫۴۳ ۱۷۳ زن ۹۰٫۳۴ ۸٫۶۵ ۱۷۳

جدول ۴-۱- میانگین و انحراف معیار متغیرهای کمال

 

    1. Grossarth, R & Eysenck ↑

 

    1. Walan ↑

 

    1. Friedman & Booth ↑

 

    1. Gordon & Dimmock ↑

 

    1. Argyle & Lu ↑

 

    1. Rice & Dellwo ↑

 

    1. Danielle & Dana ↑

 

    1. Diener, Emmons, Larsen & Griffin ↑

 

    1. -Kobasa ↑

 

    1. Spiner ↑

 

    1. Adler ↑

 

    1. Hornay ↑

 

    1. Belit ↑

 

    1. Hassel ↑

 

    1. Terry-short LA, Owens ↑

 

    1. Denollet ↑

 

    1. Saboonchi F, Lundh ↑

 

    1. Feroid ↑

 

    1. Perlz ↑

 

    1. Marital Satisfaction

 

    1. Arrindell, W. A,Heesink,J.Seij.J.A ↑

 

    1. Henry ↑

 

    1. Johnson ↑

 

    1. Myers ↑

 

    1. Olson ↑

 

    1. Schoen ↑

 

    1. Garsia ↑

 

    1. Veenhoven ↑

 

    1. Elise ↑

 

    1. Aron Beck ↑

 

    1. Minochin ↑

 

    1. Vitaker ↑

 

    1. Boun ↑

 

    1. Snyder ↑

 

    1. Day, Hanson, Maltby, Proctor & Wood ↑

 

    1. Shorey ↑

 

    1. Kobasa ↑

 

    1. Kobasa, Maddi & Zola ↑

 

    1. Maddi ↑

 

    1. Lemaci ↑

 

    1. Enright ↑

 

    1. Medi & Pokti ↑

 

    1. Feid man & Rozen man ↑

 

    1. .Danovan & Halpern ↑

 

    1. .Dinner , Emmons & Locas ↑

 

    1. .Austin, saklofske & Egan ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:30:00 ب.ظ ]




مدیریت هیجان‌ها

مدیریت هیجان‌ها،توانایی کنترل واداره کردن هیجان‌ها درخود و دیگران است. مدیرانی که این توانایی را دارا هستند، اجازه نمی دهند بدخلقی های گاه و بیگاه در طول روز از آن ها ‌سر بزند. آنان از توانایی مدیریت هیجان‌ها ‌به این منظور استفاده می‌کنند که بدخلقی و روحیه بد را به محیط کاری و اداره وارد نکنند یا منشا و علت بروز آن را به شیوه ای منطقی برای مردم توضیح دهند. ‌بنابرین‏، آن ها می دانند که منشا این بدخلقی ها کجاست و چه مدت ممکن است به طول انجامد.

 

چهار هیجان اساسی

 

هیجانات چه هستند؟ هیجانات احساساتی پیچیده با مؤلفه هایی روانی، جسمی و رفتاری هستند. ما به لحاظ روانی، هیجانات خود را به عنوان مطلوب یا نامطلوب تجربه می‌کنیم. از نظر جسمی آن ها را به عنوان آگاهی قوی یا تنش، تجربه می‌کنیم. به لحاظ رفتاری، احساسات و هیجانات ما به عنوان تکانه هایی برای اقدام، تجربه می‌شوند.

 

چهار هیجان اساسی ما عبارتند از : ترس، خشم، اندوه و لذت یا رضایت(کلمن،۱۹۹۵) ترس مداوم که در موقعیت های مختلفی تجربه می شود، تبدیل به اضطراب می‌گردد. خشم یک احساس قوی از ناخشنودی و خصومت است . اندوه طولانی و بادوام، تبدیل به افسردگی می شود. رضایت هم حالت سلامتی واحساسات خوشایند، فارغ از تجربه ی اضطراب، خشم و افسردگی زیاد است.پنج توانایی، هوش هیجانی ما را شکل می‌دهند (کلمن ،۱۹۹۵ ) این توانایی ها عبارتند از:

 

شناخت هیجاناتمان

 

• مدیریت هیجاناتمان

 

• به رسمیت شناختن هیجانات دیگران

 

مدیریت روابط با دیگران

 

• برانگیختن خود برای رسیدن به اهدافمان

 

توانایی نخست، یعنی؛ شناخت هیجانات عبارت است از خودآگاهی، درک احساسات اساسی و توانایی نام گذاری هیجانات. شناخت هیجانات همچنین به معنای آگاه بودن از خودگویه های درونی و افکار خودکار همراه با هیجانات و خلقیات می‌باشد.

 

دومین توانایی، یعنی؛ مدیریت هیجانات، وابستگی زیادی به شناخت هیجانات، افکار خودکار و خودگویه های درونی مان دارد. آموختن مدیریت مؤثرتر هیجانات، برای داشتن زندگی موفق، اهمیتی اساسی دارد.

 

مدیریت مؤثر هیجانات، عبارت است :

 

• تسکین و آرام ساختن خود به هنگام ناراحتی

 

• اعمال خود کنترلی

 

• مدیریت خشم

 

• کنترل تکانه ها

 

• ابراز هیجانات در زمان و مکان مناسب

 

• اجتناب از اضطراب، خشم و افسردگی مداوم

 

• اداره کردن ناکامی ها و مشکلات اجتن اب ناپذیر زندگی

 

• جلوگیری از سایه افکندن هیجانات منفی بر روی قضاوت و توانایی حل مسأله ما((کلارک ،۲۰۰۸).

 

به رسمیت شناختن هیجانات دیگران، عبارت است از توانایی خواندن و درک احساسات و مقاصد دیگران. استفان کاوی[۷۲] در کتابی با عنوان هفت عادت افراد بسیار کارآمد به ما توصیه می‌کند( نخست تلاش کنید دیگران را درک کنید و سپس خودتان درک شوید) دیل کارنگی[۷۳] در کتاب آیین دوستیابی و تأثیرگذاری بر دیگران توصیه می‌کند گوش دهنده خوبی باشید، دیگران را ترغیب کنید تا ‌در مورد خودشان صحبت کنند)به رسمیت شناختن هیجانات دیگران به گوش دادن دقیق و تشویق دیگران برای بیان افکار و احساسات شان، بستگی دارد. همدلی و همدردی، نتیجه توانایی درک احساسات دیگران هستند.

 

مدیریت روابط با دیگران، چهارمین بخش از هوش هیجانی است. افرادی که در این زمینه، از توانایی خوبی برخوردارند، روابط را در آرامش مدیریت کرده، با دیگران رابطه برقرار می‌کنند، از جسارت مناسبی برخوردارند، در هنگام بروز تعارضات و مشکلات دوجانبه، می‌توانند درباره راه حل ها به گفتگو و مذ اکره بپردازند و قادرند با افراد دشوار، کنار بیایند. مدیریت روابط تا حد زیادی به شناخت هیجانات، مدیریت هیجانات و به رسمیت شناختن هیجانات دیگران بستگی دارد(کلارک،۲۰۰۸).

 

برانگیختن خود برای تحقق اهداف ‌دست‌یافتنی، آخرین بخش از هوش هیجانی است. این توانایی هوش هیجانی شامل برنامه ریزی، پشتکار، به تأخیر انداختن ارضای خواسته ها، تحمل ناکامی، مقاومت در مقابل رفتار تکانشی، بهبود یافتن پس از شکست ها و موانع زندگی و یافتن رضایت از فعالی تهای جاری می‌باشد .البته، برانگیختن خود برای دستیابی به اهداف، به شناخت و مدیریت هیجانات خودمان بستگی دارد(کلارک،۲۰۰۸).

 

گروس[۷۴] (۱۹۹۸)، بیان می‌دارد هنگامی که فرد با یک موقعیت هیجانی روبرو می شود احساس خوب و خوش بینی برای کنترل هیجان کافی نیست بلکه او نیاز دارد که در این موقعیت ها بهترین کارکرد شناختی را داشته باشد در اصل در تنظیم هیجان به تعامل بهینه ای از شناخت و هیجان جهت مقابله با شرایط منفی نیاز است زیرا انسان ها با هر چه مواجه می‌شوند آن را تفسیر می‌کنند و تفسیرهای شناختی تعیین کننده واکنش های افراد است. از نظر بک عقاید منفی درباره خود عامل محوری در اختلال افسردگی است و نگرش های منفی بخش اصلی تغییرات خلق محسوب می‌شوند. کنترل هیجان شناختی به تمام سبک های شناختی اطلاق می شود که هر فردی از آن به منظور افزایش یا کاهش و یا حفظ هیجان خود القاء می‌کند.

 

تنظیم شناختی در دو چهارچوب مهم بررسی می شود:

 

۱- راهبردهای تنظیم هیجان قبل از وقوع حادثه

 

۲- راهبردهایی که پس از وقوع حادثه فعال می‌شوند.

 

راهبردهایی که قبل از وقوع حادثه فعال می‌شوند در کنترل منفی حوادث نقش مهمی دارند و موجب تعبیر و تفسیر موقعیت به نحوی می‌شوند که پاسخ های هیجانی منفی مربوط با آن موقعیت را کاهش می‌دهند. (بک [۷۵] ۱۹۹۱)، این فرایند منجر به ارزیابی مجدد مثبت[۷۶] می شود.

 

ماهیت هیجان

 

در روان شناسی ، هیجان‌ها جایگاه بسیار حساس و بنیادی دارند، زیرا رابطه ی آن ها با نیازها و ‌انگیزش‌ها بسیار نزدیک است و می‌توانند ریشه ی بسیاری از اختلال‌های روانی یا روان –تنی را تشکیل دهند. هیجان‌ها حتی می‌توانند سلامت انسان را تضمین کنند. مثلا ، ترس موجب می شود که انسان خود را از خطر محفوظ بدارد و خشم موجب می شود که به دشمن حمله کند.

 

به رغم تلاش‌های بسیار گسترده ای که فلاسفه ،فیزیولوژیستها و روان شناسان برای تبیین هیجان‌ها به عمل آورده اند ، ماهیت و شیوه ی عمل آن ها هنوز به طور روشن بیان نشده، به حالت فرضیه باقی مانده است. این محققان مخصوصا جلوه های فیزیولوژیک هیجان‌ها (تغییرات ‌ضربان‌های قلب و تنفس ،سست شدن اسفنگترها ،خشک شدن دهان ،عرق کردن ،….)، اثر آن ها روی عملکردهای ذهن (افزایش تلقین پذیری ، کاهش کنترل ارادی) و رفتارهای ناشی از هیجان‌ها(گریه ها ،خنده ها، فرار کردنها، پنهان ‌شدن‌ها …) را مطالعه کرده‌اند. این مطالعات نشان داده است که در ظهور و تکوین جلوه های هیجان ، فرهنگ سهم بسزایی دارد. مثلا، در چین ، وقتی انسان‌ها خشمگین می‌شوند چشمهای خود را گرد می‌کنند . با این همه ، شرایط تولید هیجان و پایه های روانی –فیزیولوژیک آن هنوز بخوبی شناخته نشده است(گنجی،۱۳۸۶).

 

هیجان ،نه تنها به ماهیت عامل هیجان زا بلکه به خود فرد، حالت فعلی جسمی و ذهنی ،شخصیت ،تاریخچه زندگی شخصی و تجربه های قبلی او نیز وابسته است . درست است که در برخی شرایط استثنایی ،هیجانهای گروهی به وجود می‌آید و برای اکثریت مردم معنای یکسانی پیدا می‌کند(مانند ترس ناگهانی از زمین لرزه یا بمباران شهر از طرف دشمن)، اصولا هیجان یک احساس فردی

 

    1. – Empowerment ↑

 

    1. -Conger and Kanungo ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:18:00 ب.ظ ]




نگرانی های بسیاری ‌در مورد کودکان حاصل از گامت اهدایی وجود دارد، از این که نتایج تحقیقات روانشناختی در رابطه با این کودکان که از لحاظ ژنتیکی به یکی از والدین یا هر دو مربوط نیستند چگونه است. از یک سو برخی از محققان( e.g Warnock.1984.golombok .et al.1995 )معتقدند که فقدان ارتباط ژنتیکی بین کودک و والدین یا هر دو ممکن است احساس سردرگمی و آشفتگی در هویت برای این کودکان در پی داشته باشد.

 

حق بر هویت خانوادگی، ممکن است با حق بر هویت واقعی یکی تلقی شود. به عبارت دیگر، اگر فرزند خواندگی اتفاق بیفتد و پدر و مادر طبیعی نامعین بمانند،کودک ممکن است بتواند بر اساس حق بر شناخت هویت واقعی خود، شناخت والدین ژنتیکی خود را تقاضا نماید. این منفعت متعلق ‌به این حق کودک در مطالعه ی جامع جان تریسلیوتیس ‌در مورد هفتاد کودک اسکاتلندی نشان داده است. پژوهشگر آسیبی را از غیرقابل دسترس بودن یا آگاهی از هویت واقعی آن ها نشان داد و همچنین طبیعت و ماهیت نیاز ضروری کودکان خوانده برای جست و جوی هویت از جمله یافته های دیگر، این است که وقتی فرزند خواندگی اتفاق می افتد و مدت طولانی سپری می شود و بعد این موضوع آشکار می شود عواقب جدی بدی به بار می آورد و اطلاعات نشان می‌دهد که ریشه ی بیشتر مشکلات روانی این کودکان، فرزندخواندگی می‌باشد. ( George.A.op.cit.p225 )

 

۲-۱-۴٫ تعهدات بین‌المللی

 

به رسمیت شناختن حقوق مخصوص ‌در مورد حق بر هویت خانوادگی، با مخالفت های زیادی روبرو می‌باشد، ولی به طور معمول به سمت حمایت از حقوق کودک پیش می رود. معاهدات اخیر به طور مستقیم، به جداکردن غیرقانونی فرزندان از والدینشان پرداخته‌اند. حقوق اساسی کودک نسبت به هویت واقعی خودش، به صراحت در معاهدات و اعلامیه های حقوق بین‌المللی به رسمیت شناخته شده است. از سوی دیگر، منافع کودک در حفظ هویت خانوادگی خود در اعمال و تصمیمات دولت ها به رسمیت شناخته شده است. ( (Ibid به عنوان مثال در سال ۱۹۲۴ دیوان عالی کشور آمریکا در دعوای Pierce V. Society Of Sisters حقوق کوک را نسبت به والدینی که از آن ها به وجود آمده به رسمیت شناخته است. اخیراً در دعوای ان گوین دان علیه کیسینجر نمایندگان ۲۷۰۰ کودک ویتنامی، ادعا کردند که دولت آمریکا حقوق اساسی کودکان را نقض ‌کرده‌است. همچنین این حقوق را بر اساس قانون اساسی آمریکا، با دور کردن کودکان از ویتنام، بدون حضانت ‌و سرپرستی مناسب و همچنین زندانی کردن آن ها در این کشور، دور از والدین طبیعی خودشان، نقض نموده است. دادگاه تجدیدنظر، نگه داری کودکان توسط والدین خوانده را بازداشت غیر قانونی دانست، دستور داد که اوراق هویتی کودکان بررسی شود که مورد بازداشت واقع شده اند یا نه؟((Ibid آن چه قابل توجه می‌باشد این است که بر حقوق کودک نسبت به حقوق والدین بیشتر تأکید شده است و دادگاه، حقوق اساسی کافی برای شناسایی کودکان از طریق بررسی اسناد هویتی کودک در نظر گرفته است.

 

استاندارد جایگاه کودکان در تصمیم گیری دولت، توسط کنوانسیون حقوق کودک «غبطه کودک» بیان شده است. در اختلاف بین والدین و منافع کودک، غبطه کودک تنها استاندارد است. در اختلاف بین والدین و دولت، جایی که ممکن است حقوق والدین نقض شود، بهترین استاندارد مورد نیاز، به رسمیت شناختن حقوق والدین برای حضانت فرزندان خود می‌باشد. به عنوان مثال در دعوای Smith V. Organization of Foster Families بیان شد اگر دولت برای فروپاشی خانواده ای تنها به ادعای حفظ غبطه ی کودک و بدون اثبات این ادعا تلاش نماید، جرم تلقی می شود. ((p229. Ibid یکی از اعتراضات این است که «غبطه کودک» بیش از حد ذهنی و نا معین می‌باشد. تعریف منافع کودک مشکل تر از منافع بزرگسالان است. زیرا فرد بزرگسال خود می‌تواند آن چه را که به نفع او می‌باشد، بیان نماید. لیکن ‌در مورد کودک چنین نیست در این جا تنها فرضی که حقوق فرانسه مطرح می‌کند آن است که منافع کودک با منافع والدینش همسو می‌باشد. این امر تا زمانی که خانواده پابرجا می‌باشد صحیح است. ولی در صورت از هم گسستن خانواده، دادگاه تصمیم می‌گیرد که چه چیزی به نفع یا به ضرر کودک است . ( عابد خراسانی، ۱۳۸۹،ص۸۶) این که معیار اندازه گیری و تعیین بهترین منافع کودک چه چیزی می‌باشد، بیشتر فعالان حقوق کودک این معیار را به صلاحدید متعارف قاضی می دانند. مثلا قاضی به طور متعارف داشتن مسکن و خوراک و پوشاک را از بهترین منافع کودک می‌داند.

 

ماده ی ۸ کنوانسیون حقوق کودک از دو عنصر تشکیل شده است: الف. وظیفه ی دولت به انجام تمام اقدامات لازم برای حفظ هویت کودک،ب. وظیفه ی دولت برای ایجاد مکانیزم های مناسب برای دوباره احیا کردن هویت کودک در زمانی که عضوی از کنوانسیون، کودک را از حق هویت محروم ‌کرده‌است. نکته ای که می بایست به آن توجه شود این است که رعایت ماده ی ۸ برای دولت ها اجباری می‌باشد و دولت ها می بایست به حق هویت کودک احترام بگذارند زیرا هدف از این مقرره جلوگیری از دخالت خودسرانه ی دولت ها در حق هویت کودک است.(Sergio cerda.p5 )در نتیجه دولت ها نمی بایست قانونی مخالف با این حق تصویب نمایند.

 

در زمینه ی تلقیح مصنوعی در حال حاضر در ایران قانون نحوه ی اهدای جنین به زوجین نابارور مصوب ۱۳۸۲، اجرا می شود. در این قانون، اهدای جنین پذیرفته شده است و ‌در مورد اهدای گامت حرفی به میان نیامده است. به همین دلیل به نظر می‌رسد که از نظر قانون ایران اهدای گامت غیر مجاز می‌باشد. زیرا در اهدای گامت نطفه ی زن و مرد اجنبی تلقیح می‌شوند ولی در اهدای جنین، به شکلی که در قانون مد نظر می‌باشد، اسپرم و تخمک زن و مردی که شرعاً به هم حلال می‌باشند، تلقیح می شود و بعد به زوجین اهداگیرنده منتقل می شود.

 

قانون موضوعه ی ایران در این مورد قابل تأمل می‌باشد، زیرا فقط به مرحله ی تشکیل جنین توجه نموده است. بعد از تشکیل جنین و اهدای آن به زوجین اهداگیرنده، کودک بعد از تولد در آینده در اختیار والدین اهداگیرنده قرار می‌گیرد. به نظر می‌رسد، می بایست که به مرحله ی بعد تولد هم توجه شود. وجود کودک همراه والدین ژنتیکی خود آثاری دارد که می بایست به آن ها توجه شود که ‌به این قضیه در قانون ایران توجه نشده است. در واقع منافع کودک می بایست هم به هنگام تلقیح نطفه ی تشکیل دهنده ی او و هم بعد از تولد استمراراً در نظر گرفته شود. مضرات روانی و اجتماعی و حقوقی ناشی از جدایی از والدین بیولوژیکی، در مرحله ی بعد از تولد کودک و در زمان پرورش او، نشان دهنده ی اهمیت فراوان پرورش کودک است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:30:00 ب.ظ ]




« و اگر پیراهن یوسف از پشت سر دریده پس زن دروغگوست و یوسف از راستگویان است و چون شوهر دید که پیراهن از پشت سر دریده است گفت این از مکر شما است که مکر و حیله زنان بسیار بزرگ و حیرت انگیز است. شوهر که حقیقت را دریافت یوسف را گفت که ای پسر از این درگذر و زن را گفت از گناه خود توبه کن تو مرتکب خطای بزرگی شده­ای و سخت از خطاکاران گردیدی.»

 

در این زمینه اهمیت علم قاضی به درجه ای است که « در مقام تعارض بین شهادت شهود و امارات قضایی جانب اماره را باید ترجیح داد زیرا قاضی از اماره قضایی مستقیماً اطمینان حاصل می‌کند در حالی که استماع گواهی برای وی (بجای ایجاد علم) فقط ایجاد ظن می‌کند آنهم آگاهی به طریق غیر مستقیم.»[۲۹] در حقوق عرفی قرائن و امارات بر دو نوع است: قرائن قانونی و قرائن وجدانی. قرائن قانونی آن است که قاضی نمی تواند در تصمیم­گیریها از آن چشم پوشی کند مانند اماره سن قانونی برای بلوغ دختران و پسران.

 

قرینه وجدانی یا اقناعی آن است که در شناخت و بررسی یک رویداد مورد استناد قرار می‌گیرد و قاضی را مساعدت می کند تا وی پیوندی میان کشف جرم و آن اماره بیابد و ناشناخته ای را به واسطه آن شناسایی نماید مثلاً چنانچه انسانی با چاقوی خون آلود از خانه بیرون آمده و به سرعت فرار کند و نشان خوف و هراس در وی مشاهده گردد و مشاهده کنندگان در آن لحظه وارد خانه شده و مقتول را بیابند و در آن خانه فرد دیگری نباشد می توان آن شخص را قاتل فرض کرده و تصور خودکشی منتفی است و قابل ترتیب اثر نمی باشد.

 

در حقوق اسلام نیز قرائن یا شرعی هستند یا موضوعی. قرائن شرعی داراینص بوده و شارع مقدس به روشنی آن ها را بیان نموده و قاضی ملزم به رعایت آن ها می‌باشد مانند اقرار متهم یا شهادت شهود یا متصرف مال منقول بودن. البته این ها در صورتی لازم الرعایا می‌باشند که علم برخلاف آن وجود نداشته باشد.

 

قرائن موضوعی آن است که دانستن آن برای هرکسی که بدان دلالت کند ملازمه عقلی دارد مانند سارق مدارکی ارائه نماید که دال بر وجود وی در محل دیگری غیر از محل سرقت در زمان سرقت. قرائن موضوعی گاهی علم و یقین به همراه نداشته بلکه تنها ممکن است ایجاد ظن در شخص بنماید که در اینصورت فقط به عنوان راهگشا عمل کرده و موضوع باید به اثبات رسیده سپس حکم قضیه صادر می شود.

 

امارات قانونی و قضایی یا همان وجدانی دارای چند ویژگی هستند که ابتدا ویژگی امارات قانونی مطرح می‌گردد سپس امارات قضایی. ویژگی امارات قانونی عبارت است از: اولاً تعداد این امارات محدود و معین است زیرا این امارات از طریق قانون مشخص می شود. ثانیاًً امارات قانونی مبتنی بر ظن نوعی هستند و در بسیاری اوقات شبیه به اصول عملیه می‌باشند و همیشه کاشف از واقع نمی باشند اما بایستی توجه داشت این امارات تا زمانی که دلیلی برخلاف آن آورده نشود کاملاً معتبر است و موجب علم برای قاضی می‌باشد. ثالثاً امارات قانونی به نفع صاحب آن همیشه دلیل هستند و بار اثبات دعوی در این خصوص بر عهده کسی است که اماره برخلاف نظر وی دلالت می کند. اما ویژگی امارات قضایی یا وجدانی این است که اولاً تعداد این امارات نامحدود می‌باشد و تعداد مشخص و معینی ندارند چرا که در هر دعوای خاصی، اماره قضایی نیز ممکن است وجود داشته باشد. ثانیاًً درجه اعتبار و ارزش امارات قضایی به نظر قاضی وابسته است و دادرس در صورتی که با آن امارات به اقناع وجدانی و اطمینان درونی دست یابد می‌تواند در آن خصوص اقدام به صدور حکم نماید. ثالثاً امارات قضایی مبنی بر ظن موردی است نه نوعی یعنی اینکه امارات می‌توانند در خصوص هر دعوای خاصی مطرح شوند هرچند ممکن است جنبه غلبه و ظاهر نیز نداشته باشد.

 

ناگفته پیدا‌ است که قاضی برای کشف حقیقت لازم است پرونده را از هر جهت مطالعه و بررسی کرده و پس از حصول قطع و یقین، اقدام به صدور رأی نماید.

 

گفتار چهارم: کارشناسی

 

نظر اهل فن در تشخیص موضوع را کارشناسی می‌گویند لذا دادگاه نمی تواند برای تشخیص حکم یا تفسیر مواد قانونی مجمل یا ناقص از کارشناسی استفاده کند بلکه فقط در موضوعات فنی و پیچیده که از دادرس نمی توان انتظار داشت که بر تمامی این امور آگاه و مسلط باشد و بتواند ‌بر اساس آگاهی و علم خویش حکم صادر نماید می‌تواند به درخواست طرفین یا با تشخیص خود، با صدور قرار ارجاع امر به کارشناس، نظر اهل فن و خبره را استعلام کند. ‌بنابرین‏ هرگاه تشخیص موضوعی به اظهارنظر متخصص یا کارورز در رشته­ای نیاز پیدا ‌کند از کارشناس بهره می گیرند همان گونه که کارشناس در حقوق عرفی و روش های حقوقی جهان کاربرد بسیاری دارد. در حقوق اسلامی نیز کارشناسی مورد توجه قرار گرفته است و با پیشرفت تکنولوژی و تخصصی تر شدن رشته ها، نیاز به کارشناس متخصص بیشتر شده است مانند تشخیص جعلی بودن سند یا تشخیص علت حادثه.

 

البته بایستی گفت که کشف جرم و جمع‌ آوری دلایل علیه فرد مشخص به عنوان متهم جرم از وظایف دادستان‌هاست. امروزه از طریق علم و با کمک میکروسکوپ، دوربین‌های عکاسی بخصوص دوربین‌های نوری، آزمایشات خونی، آثار انگشت و لکه‌ها و سیستم میکروبیولوژی انواع و اقسام روش‌های شیمیایی و آناتومی و علوم طبیعی و روش‌های روانشناسی می‌توان محل وقوع جرم را کاملا و به صورت دقیق بررسی و مجرم را شناسایی کرد. بدیهی است کارشناسان فنون و علوم مختلف می‌توانند در زمینه‌های گوناگون، پلیس علمی را در ارتباط با کشف جرایم یاری کنند ماحصل کلام آنکه «کشف علمی جرایم» در محاکم کیفری و نزد قضات جنایی باید بیش از پیش جایگاه والای خود را پیدا کند.

 

در حقوق موضوعه در مواردی که نیاز به اظهارنظر فنی راجع به امری وجود داشته باشد بایستی قرار ارجاع امر به کارشناس صادر و اصدار رأی پس از اظهارنظر کارشناس صورت بگیرد و تنها در امور عادی که تشخیص عادی کفایت می‌کند، قاضی خود می‌تواند رأساً اظهارنظر کند.

 

در رابطه با مواردی که نیاز به اظهارنظر کارشناس وجود دارد حکم شماره ۳۶۶۴ مورخ ۲۶/۱/۱۳۲۴ دادگاه انتظامی قضات می‌گوید: «چون تعیین اجرت المثل هر ملکی از امور فنی و محتاج به اعمال نظر کاشناس است حتی اگر حاکم محکمه نیز خود دارای تخصص فنی بوده و قادر به تشخیص باشد در این قبیل از موارد که جلب نظر کارشناس لازم است می بایست از اظهارنظر خویش خودداری کرده و تعیین میزان آن را به کارشناس محول سازد و با عدم توافق طرفین در میزان اجرت المثل مبادرت به اصدار حکم بر میزان معینی بدون مراجعه قبلی به کارشناس تخلف است.»

 

لذا به موجب این حکم قضات صریحاً از اظهارنظر پیرامون مسائلی که تخصصی و فنی می‌باشند ممنوع ‌شده‌اند، گرچه خود دارای چنین تخصصی باشند.

 

مواردی که به عنوان کارشناسی ‌می‌توان گفت پزشکی قانونی است که رشته مهمی از علم پزشکی است که می ­تواند به دستگاه عدالت کمک مؤثر و رهنمونهای لازم را بنماید و مقامات قضایی را از اشتباه باز دارد و کشف و علل بسیاری از جرائم را آشکار سازد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:41:00 ب.ظ ]




البته شایان ذکر است که به موجب نظر برخی اساتید، رئیس شعبه مسئولیت نظارت بر عملکرد مدیر دفتر و … را بر عهده دارد. [۹۴]

 

نویسندگان فرانسوی نیز معتقدند که اداره ی امور دادگاه به دلیل وظایف انبوه دادگاه ها نیازمند وجود یک ساختار اداری است تا وظایف ذیل به خوبی انجام شود:

 

الف) دسته بندی و بایگانی کردن احکام شعبه های دادیاری

 

ب) آماده سازی و نگهداری پرونده ها، دفاتر ثبت و فهرست ها و انجام برخی اقدام ها از قبیل احضار طرفین، ابلاغ مستندات دادخواست و گاه ابلاغ حکم که البته موضوعات اخیر در دعاوی کم هزینه و آسان یاب امکان پذیر است؛

 

ج) انجام برخی وظایف فراقضایی مثل رسیدگی به دفاتر ثبت احوال شخصیه و مراقبت از آن ها، دریافت اظهارنامه ها، نگهداری دفاتر بازرگانی، ثبت وثیقه های بازرگانی و مانند آن ها.

 

نویسندگان فرانسوی معتقدند که در یک دادگاه وسیع، اداره ی مطلوب دادگستری با عملکرد درست دفتر دادگاه مرتبط است.[۹۵]

 

گفتار دوم: دستیاران دادگستری

 

علاوه بر کارمندان دادگستری، اشخاص دیگری نیز در انجام وظایف قضایی به دادستان در پیگیری جرایم اقتصادی کمک می‌کنند که در این میان می توان به وکلای دادگستری و کارشناسان رسمی دادگستری اشاره کرد:

 

بند اول : وکلای دادگستری

 

وکلای دادگستری با ارائه ی مشورت ها و راهنمایی های حقوقی خود سیر و چارچوب نظام ارزشی را برای مراجعین خود در هنگام متضرر شدن از جرایم اقتصادی روشن می‌سازند و شیوه های برخورداری از حمایت دستگاه قضایی را برای آن ها تبیین می‌کنند. همچنین در مقام اقامه ی دعوی با ارائه ی اسناد و مدارک و استناد به مواد قانونی، پرونده را برای پیگیری دادستان آماده می‌سازند. حضور ایشان در دادرسی ها مانع از خودکامگی احتمالی قضات می شود و از این حیث وکلا نه تنها همکاران دستگاه قضایی اند، بلکه مانعی در راه خودکامگی دادستان محسوب می‌شوند و نقش مهمی در شکل گیری یک دادرسی عادلانه و منصفانه ایفا می‌کنند. درست به دلیل همین امکان متقابل است که اندیشمندان بحث استقلال وکیل دادگستری و پاره ای تأمین ها را طرح کرده‌اند تا شهروندان در برابر خودکامگی های احتمالی دستگاه قضایی و به ویژه نهاد داستانی ملجأ و پناهگاهی داشته باشند.

 

 

بند دوم : کارشناسان رسمی

 

در تعداد زیادی از پرونده های قضایی، به دلیل تخصصی یا فنی بودن موضوعات و روابط میان اشخاص، دادستان به تنهایی قادر به درک دقیق و کامل موضوع یا روابط نیست. به همین دلیل در بسیاری پرونده ها دادستان با صدور قرار کارشناسی ، نظر متخصصان امر را به طور رسمی جویا می شود تا ‌به این ترتیب با توجه به گزارش های ایشان، موضوع ( صغرای قیاس منطقی) را به درستی شناسایی و قراری شایسته و عادلانه صادر کند. به همین دلیل کارشناسان را جزو دستیاران دادگستری محسوب کرده‌اند. کارشناسی همان طور که در حقوق فرانسه گفته اند، وظیفه و کارکردی مقطعی است و یک شغل نیست، زیرا کارشناس را در مقطعی از زمان دادرس یا اصحاب دعوی انتخاب می‌کنند.

 

نتیجه گیری :

 

با به رسمیت شناختن قاعده اعلام جرم عمومی و تفکیک جنبه حق‌اللهی جرایم از جنبه خصوصی آن ها در حقوق اسلام، این تمیز و جدایی در قوانین کشورمان نیز نمود یافته و دعوای عمومی، مختصاتی جدا از دعوای خصوصی پیدا ‌کرده‌است. از زمانی که نظام مختلط در فرایند دادرسی کشورمان پذیرفته شد و نهاد تعقیب از نهاد رسیدگی و اصدار حکم منفک گردید، دادسرا در معیت دادگاه قرار گرفت و موضوع پیگیری جنبه عمومی جرم بر عهده نهادی دادسرا واگذار گردید.همچنانی که گفته شد یکی از عوامل اساسی و مهم در پیش‌گیری و مبارزه با فساد اقتصادی در میان نهادهای رسمی و غیر رسمی توسعه و تقویت قانون‌گرایی است. از لوازم توسعه و تقویت قانون‌گرایی در کشور، وجود مراجع و نهادهای نظارتی است. زیرا این نهادها هم‌چون دیده‌بان‌هایی دقیق و منظم، روال و جریان امور را مرتباً مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهند تا مبادا از مسیر قانونی خارج نشوند. لذا نهاد داستانی در راستای همین امر باید هم نظارت به صورت طبیعی داشته باشد و هم در صورت مشاهده مورد خاصی آن را تحت احقاق حقوق جامعه مورد پیگرد قرار دهد.از طرفی با توجه به اینکه جرایم اقتصادی گاها توسط افرادی به وجود می‌آیند که به مراکز اداری و منابع قدرت متصل بوده لذا اعمال سیستم نظارتی مؤثر توسط داستان تابع شرایط خاصی بوده که نیازمند نیروهایی متخصص، دلسوز، با اخلاق و با تجربه است. یکی از ‌آسیب‌های جدی که ممکن ا ست حتی ناظری را که خود جهت بررسی و کنترل فساد اعزام شده دچار کند، «فساد» است. دریافت رشوه، پارتی‌بازی (اعم از فامیل‌گرایی یا رفیق‌بازی) و تعارض منافع، از جمله مواردی هستند که اهمیت گزینش و انتخاب افراد در امر نظارت را دوچندان می‌کند. دادستان اولا باید به مسأله موضوع نظارت، آگاهی و اشراف کامل داشته باشد تا بتواند موضوع نظارت را از ابعاد مختلف مورد ارزیابی قرار دهد، و احیانا، ظاهرسازی‌های گوناگون و اطلاعات ناصحیح، او را از واقعیت امر دور نسازند. او باید از قوانین مربوطه به خوبی مطلع باشد و بتواند ‌در مورد نحوه اجرای صحیح آن اعلام نظر کند. از سوی دیگر او باید از درک بالا و خصوصیت اخلاقی برتر، برخوردار باشد تا وظیفه پیگیری و مبارزه با این نوع خاص جرایم را دارا باشد او باید در عملکرد خود از علاقه و انگیزه بالایی برخوردار بوده و به کار خود اعتقاد و ایمان داشته باشد تا دچار تردید، سهل‌انگاری و مسامحه، و یا مغلوب تطمیع‌ها و تهدیدها نشود. متأسفانه، کمبود نیروی انسانی کارآزموده در نهاد دادسرا در نتیجه، استفاده از نیروهای آموزش ندیده و ناوارد ( کارمندان و ضابطان ) موضوع را در عمل با افراط و تفریط‌هایی روبه‌رو کرده که در نهایت موجبات نارضایتی، دلسردی و بدبینی مدیران نهادها و دستگاه‌های مختلف در بخش‌های مختلف را فراهم آورده است.

 

پیشنهادات:

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:53:00 ب.ظ ]




اما به نظر می‌رسد که شرط مختصات مشترک، موجب ایجاد سازمانی بسته متشکل از قشرها یا طبقه خاصی می‌گردد. در بررسی تشکیلات و سازمان داخلی هر حزب سیاسی، توجه به شرایط عضویت و استخدام آن، اهمیت فراوان دارد.

 

برخی از احزاب سیاسی بزرگ برای آنکه بتوانند از همه سنخهای اجتماعی عضو بگیرند گرایش دارند تا ساختارشان را تغییر دهند.[۵۹]

 

در واقع استخدام حزبی امروزه می‌تواند به عنوان عامل مهمی در انتخاب کارگزاران و حاکمان در دولت احتمالی و آینده محسوب گردد؛ چرا که کارگزاران امروز، اعضای ناپخته و غیر حرفه ای بودند که با جذب از سوی احزاب و با ورود به حزب کاملاً با حکومت داری و شیوه های حکمرانی آشنایی پیدا کرده‌اند.

 

در بلژیک سازمان جوانان که جزئی از تشکیلات احزاب سیاسی این کشور می‌باشند، نقش تعیین کننده ای در استخدام و به کارگیری اعضا در احزاب بر عهده داشته و از کانال این سازمان‌ها، افراد برجسته ای برای آینده حزب و متعاقباً آینده کشور به صحنه سیاسی معرفی می‌شوند. نتایج تحقیقاتی که در میان سیاستمداران محلی در بلژیک به عمل آمده، نشان می‌دهد که بیش از ۴۰ درصد از آنان دوره زندگی سیاسی خود را از بخش جوانان در حزب آغاز کرده‌اند. البته اخیراًً عضوگیری و استخدام سیاسی در احزاب از طریق سازمان‌های جوانان در احزاب سیاسی بلژیک رو به افول گذاشته و در صورت تداوم این روند، این فرض تقویت می‌گردد که روزهای عضویت توده ای در احزاب به سر آمده است.[۶۰]

 

گفتار سوم- آموزش سیاسی به مردم و هواداران

 

آموزش سیاسی از طریق احزاب سیاسی، امروزه به یکی از مهمترین و اصلی ترین کارویژه های حزبی تبدیل شده است. رسالتی که احزاب در خلال آموزش شهروندان دنبال می‌کنند تنها با هدف کشاندن مردم پای صندوق‌های رأی انجام نمی شود بلکه در وهله اول می خواهند ذهن مردم به ویژه جوانان را که دارای اهمیت بسزایی برای احزاب هستند را به جمع سازمان‌ها و ارگانها و تشکیلات حزبی اضافه کنند و یا حداقل آن ها را به جمع رأی دهندگان در انتخابات آینده علاوه نمایند. یکی از طرق آموزش سیاسی شهروندان، اطلاع رسانی درست و بموقع به مردم ‌در مورد تصمیمات و اهداف دولتمردان و اهداف قدرت سیاسی است. نقشی که احزاب در این اطلاع رسانی ایفا می‌کنند متضمن استفاده از ابزارهای تبلیغاتی و اطلاع رسانی در سطح گسترده است. مانند بهره گیری از نظام مطبوعاتی و یا کانال‌های تلویزیونی که احزاب سیاسی در اختیار دارند و یا خود مبادرت به تأسیس آن ها نموده اند.[۶۱]

 

احزاب سیاسی با ایجاد فضای نقد و نقادی و تضارب افکار در این رسانه ها، در تبیین افکار عمومی
می‌توانند بسیار مؤثر واقع شوند. آموزش از طریق رسانه های جمعی شاید فقط ارتقای دانش شهروندان را به دنبال داشته باشد؛ در حالی که آموزش‌های حزبی تا حدود زیادی توأم با عمل و پراتیک تر از سایر آموزش‌ها بوده و به مشارکت سیاسی در حد بالاتری منجر می‌گردد، زیرا ورود به صحنه سیاست همراه با استراتژی، تاکتیک و شگردهای خاصی می‌باشد که در مجامع آکادمیک (دانشگاهی و غیر حزبی) کمتر از آن بحث
می شود.[۶۲]

 

حزب بی گمان کانون آموزش سیاسی مؤثر است و آموزش سیاسی که حزب می‌تواند به اعضایش بدهد به هر آموزش سیاسی دیگری برتری دارد، زیرا همیشه کم و بیش آموزش با عمل همگام است. امروزه در جهان اغلب حزب های مهم و ریشه دار، آموزشگاه ها و سازمان های پژوهشی ویژه شان را دارند و در این آموزشگاه ها اعضاء و پیروانشان را آموزش می‌دهند و افکار عمومی را نیز آگاه ساخته و جهت می‌دهند. بسیاری از اعضاء که در آغاز ورود به حزب کم آموزش و کم دانش در سیاست بودند با آموزش های حزبی به مردان و زنان سیاسی آگاه و برجسته تبدیل گردیدند و توانستند رهبری حزب را به دست گیرند.[۶۳]

 

مثلاً مورد شخصی مثل میتران، در فرانسه ۲۹ سال عضو حزب سوسیالیست فرانسه بود؛ یعنی نزدیک به سه دهه یک نفر در رده های مختلف حزب سوسیالیت فعالیت می‌کند. هم اثر پذیر است و هم اثر گذار.[۶۴]

 

همچنین، احزاب سیاسی آموزش‌های لازم را در موضوعات و ارزش‌های سیاسی به رأی دهندگان ارائه
می‌دهند. فعالان حزبی منافع سیاسی را گوشزد می‌کنند؛ شهروندان را آگاه می‌سازند و راه های مؤثر ارائه نظر به دولت را به اعضای خود آموزش می‌دهند. رهبران حزب با آموزش قواعد دموکراتیک بازی سیاسی به هواداران خود، سبب وفاق و اتفاق نظر می‌گردند.[۶۵]

 

قواعد و آموزش‌های حزبی در واقع همان هنر مبارزه سیاسی هستند که ناگزیر بایستی در قالب تشکیلات و کارویژه ها و ارکان حزبی دنبال شوند و چه بسا، بسیاری از اساتید فن و متخصصین عرصه حزبی در عمل بهتر موفق به به کارگیری و استفاده از آموخته های خود نبوده اند، در حالی که فعالان حزبی و آنهایی که در کوره حزب آزموده شده و در صحنه کارزار ‌آب‌دیده شده اند، بهتر از این اساتید به دقایق امور و روند جریان‌های سیاسی واقف باشند.

 

در انگلستان، کلیساهای غیر محافظه کار، بسیاری از سخنگویان حزب کارگر را در مهارت‌های مربوط به فن خطابه و سازمان اجتماعی، آموزش دادند.[۶۶]

 

افراد آموزش دیده در احزاب سیاسی کمتر اسیر شایعه و تصمیم گیری های غیر منطقی و احساسی می‌شوند. آن ها می آموزند که بیندیشند و مشورت کنند و آن گاه به تصمیم گیری روی آورند. احزاب می‌توانند نسبت به آموزش جامعه برای مقابله با توطئه های خارجی و داخلی هوشیاری ایجاد نمایند.

 

گفتار چهارم- تجمیع منافع

 

تجمیع منافع که از آن به تألیف منافع هم یاد می‌کنند، فعالیتی است که طی آن خواسته های افراد و گروه ها در قالب پیشنهادهای مهم برای سیاست‌گذاری، یک کاسه می شود. پیشنهادهایی مهم محسوب می‌شوند که حائز منافع چشمگیری باشد. مانند صرف اعتبارات مبارزاتی، دسترسی به رسانه ها، تألیف منافع نقشی است که احزاب در آن دخیل بوده و در این زمینه میدان داری می‌کنند. احزاب با معرفی نامزدهای خاصی که نماینده سیاست خاصی هم هستند سعی در جذب آرای مردم دارند. تألیف منافع ممکن است در هر دو نوع نظام های دموکراتیک و اقتدارگرا صورت گیرد. در نظامهای اقتدارگرا، حزب واحد می کوشد تا حمایت شهروندان را نسبت به برنامه ها و نامزدهای حزبی جلب کند و در نظامهای دموکراتیک هم دو یا چند حزب سعی در جذب ‌گروه‌های نفوذ و رأی دهندگان دارند. در هر دو نظام (اقتدارگرا و دموکراتیک) تألیف منافع در درون احزاب صورت می‌گیرد.

 

در نظام های پارلمانی از تألیف منافع و تجمیع خواسته های دو گروه در زمینه سیاست‌های اقتصادی و نیز
چانه زنی در مسائل سیاسی مستمر بین ‌گروه‌های نفوذ بزرگ و متمرکز کارگری و تجاری، احزاب سیاسی و دیوانسالاری، پیوند دهنده سازمان‌هایی هستند که در دیگر نظام های سیاسی، نقشهای متفاوت و اغلب خصمانه ای در برابر یکدیگر بازی می‌کنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:22:00 ب.ظ ]




از نظرگاه دیگر، نمایش درمانی بر مشکل و اختلال متمرکز است، زیرا در فرایند درمان، مستقیم یا غیر مستقیم با فنونی چون بازتاب دادن، نوشتن و اجرای نمایشنامه، ایفای نقش[۲۱۳]، کار با عروسک و … بر مشکل اصلی مراجع با توجه به معیارهای خاص هر اختلال، تأکید می شود (لانگ لی[۲۱۴]، ۱۹۸۳).

 

نمایش مفهومی است که یک هستی مطلق و یگانه دارد و تعریف های متعددی برای آن ذکر شده است (جنینگز، ۱۹۸۷). هنر، فعالیت و اشتیاق یا غریزه انسانی که در نمایش تجلی می‌یابد، چنان در ژرفای تاروپود انسان تنیده شده اند که تعیین یک حد و مرز قاطع میان فعالیت های عام تر و نمایش تقریباً ناممکن است (اسلین، ۱۳۸۲).

 

بسیاری از مردم، نمایش و تئاتررا با هم مرتبط می دانند اما در حقیقت این دو مفهوم متفاوتند. نمایش یک تجربه شخصی است (کلمه ای که از واژه یونانDrao می‌آید، به معنای I do یا I struggle) و تئاتر در ارتباط با تجربه با دیگران شکل می‌گیرد (واژه ایکه از کلمه یونانی theatron می‌آید به معنای مکانی برای نمایش دادن/دیدن) (کاسون،۲۰۰۶).

 

نمایش را می توان کنشی تقلیدی دانست؛ کنشی برای تقلید و بازنمایی رفتار بشر. عاملی که نمایش را نمایش می‌سازد، دقیقاً بیرون و فراسوی واژه ها قرار دارد و عبارت از کنش یا عملکردی است که به اندیشه و مفهوم مورد نظر پدیدآورنده اثر، تحقق کامل می بخشد. هنر نمایش عینی ترین و ملموس ترین شکل بازآفرینی موقعیت ها و روابط انسانی است، زیرا نمایش برخلاف قالب های روایتی که به بازگویی رویدادهای گذشته و خاتمه یافته گرایش دارند، در ابدیت زمان حال جاری است؛ در اکنون و اینجا نه در آن وقت ها و آن جاها (اسلین، ۱۳۸۲).

 

بالعکس، تئاتر اجرای آگاهانه یک متن یا موضوع از پیش تعیین شده است که هدف های متعددی را دنبال می‌کند؛ تئاتر آموزش می‌دهد، ارشاد می‌کند، سرگرم می‌کند و نیز در راه کشف جهان و الهام بخشیدن به تماشاگران گام برمی دارد. ‌بنابرین‏ تئاتر وسیله ای می شود که انسان توسط آن جهان خود را تعریف می‌کند یا از طریق آن از واقعیت های تلخ می گریزد (براکت، ۱۹۹۷).

 

در نگاهی کلی می توان نمایش و تئاتر را قالبی برای اندیشه، روزی برای شناخت و شیوه ای برای برگرداندن مفاهیم انتزاعی به شرایط ملموس انسانی دانست. به عبارت دیگر، تئاتر انبوه تماشاگر را از صورت مجموعه ای مرکب از انسان های منفرد خارج و تبدیل به ناهشیار جمعی می‌کند. نمایش و تئاتر به عنوان یک وسیله بیانی و ارتباطی –گذشته از داستان گویی و یا بازنمایی رویدادها- به بازآفرینی حالت های عاطفی و انسانی و شرکت دادن تماشاگران در عواطف گوناگون می پردازند و به وسیله ای تبدیل می‌شوند که دامنه تجربیات انسانی را گسترش می‌دهند و بسط و توسعه ظرفیت آنان برای درک عواطف غنی تر، ظریف تر و رفیع تر را در پی دارند (اسلین، ۱۳۸۲).

 

۲-۱-۲-۳-۲ نمایش به عنوان درمان

 

تئاتر فعالیتی جدا از واقعیت های روزمره زندگی است اما با این حال، کارکردی حیاتی در بازآفرینی واقعیت ها دارد. تئاتر تنها مکانی است که در آن ارتباط بخش هشیار و ناهشیار ذهن برقرار می شود و فرایندهای عاطفی بشر شکل می‌گیرد و مقدمات فرایندهای شناختی را فراهم می‌سازد (جونز،۱۹۹۶).

 

نمایش به انسان اعتماد به نفس می‌دهد، تخیلات را به شکل قابل قبول آزاد می‌سازد و به طور کلی اعمال جسمانی و ذهنی را هماهنگ می‌کند (لیندکویست[۲۱۵]، ۱۹۹۷). از دیدگاه اورینوف (۱۹۲۷) تئاتر غریزه دگرگون شدن و مواجهه تصاویری از بیرون با تصاویری است که از درون خلق می‌شوند، تئاتر معاصر را به عنوان تداوم درمان های شمنی- قبیله ای آیینی گذشته های دور- معرفی می‌کند (جونز، ۱۹۹۶).

 

مهمترین ویژگی هایی که هنر تئاتر را واجد ویژگی های درمانی می‌کند؛ عبارتند از:

 

    1. هنر تئاتر به برون ریزی خلاقیت و حالات ارتجالی می‌ انجامد.

 

    1. تئاتر فضایی است که در آن تصاویر درونی، تجسم پیدا می‌کند و به شکل عینی نمود می‌یابد.

 

    1. در تئاتر همه چیز ممکن است و همین امکانات فراواقع به شخصیت محوری اجازه می‌دهد تا چیزهایی را تجربه کند که در زندگی واقعی هرگز تجربه نکرده است و واقعیت های جدیدی را بیافریند.

 

    1. تئاتر ورای زبان حرکت می‌کند.

 

    1. تئاتر، تماشاگر را به ارتباط، همدلی[۲۱۶] و همسان سازی[۲۱۷] وامی دارد.

 

  1. تئاتر باعث درگیری شخصیت محوری با موقعیت و درک فضا و نمادها می شود و بدین ترتیب، به تحریک ‌نیم‌کره راست مغز می‌ انجامد و تحریک این ‌نیم‌کره، افزایش آگاهی فضایی و حافظه عاطفی را درپی دارد (جونز، ۱۹۹۶).

به هر روی نباید فراموش کرد که نمایش یک ابزار درمانگری نیست، بلکه در وهله نخست و بیشتر یک تجربه انسانی منحصر به فرد است. توانایی دگرگونی و تغییر، توانایی به تصویر درآوردن دیگران، توانایی تغییر سطوح هشیاری و حالت های عاطفی از ویژگی های کلی همه انواع تئاتر و نمایش است (اسچنر[۲۱۸]، ۱۹۸۵).

 

۲-۲-۳-۲انجمن ملی نمایش درمانی امریکا (NADT)

 

در اوایل دهه ۱۹۸۰ اولین برنامه های آموزشی رسمی رشته نمایش درمانی در نیویورک توسط لندی، در سانفرانسیسکو توسط آمونا و در انگلستان توسط جنینگز در کالج کیگز و از لندن پایه گذاری شد (لندی[۲۱۹]، مک للان[۲۲۰]، مک مولیان[۲۲۱]، ۲۰۰۵).

 

۱-۲-۲-۳-۲ تعریف نمایش درمانی

 

انجمن ملی نمایش درمانی امریکا[۲۲۲]نمایش درمانی را این گونه تعریف می‌کند. نمایش درمانی، یک درمان خلاق و شفابخش بر اساس هنر نمایش است. ساختار این روش، به مراجعان اجازه می‌دهد تا به کشف موضوع و مفاهیم خویشتن، در فضایی ایمن و حمایتگر بپردازند. نمایش درمانی شیوه منحصر به فردی از نمایش است که در آن فرایند عمل و نه محصول و اجرای آن، به عنوان ابزار درمانی در نظر گرفته می شود. به علاوه این روش درمانی، فعال، خلاق و کل گرایانه است و با توجه به نیازهای خاص مراجعان، شیوه های گوناگونی دارد (اسنو[۲۲۳]، ۲۰۰۰).

 

در نمایش درمانی بر عمل نمایش به عنوان نیروی مثبت در یادگیری، رشد فردی و شفابخشی تأکید می شود (کارتنی[۲۲۴]، ۱۹۸۷). نکته دیگری که در همه تعاریف به چشم می‌خورد، استفاده از نمایش درمانی به عنوان مداخله ای درمانی است و نه آموزش مهارت‌های خاص، مانند آنچه در تئاتر دیده می شود (کاسون، ۲۰۰۶).

 

نهایت این که نمایش درمانی در روند جستجو برای پیدا کردن الگوی مناسب روانشناختی، پیش از آنکه بر روانشناسی رفتاری یا شناختی متکی باشد به روانشناسی روان پویشی توجه دارد (والنتی[۲۲۵] و فونتانا[۲۲۶]، ۱۹۹۴).

 

۲-۲-۲-۳-۲ هدف ها و پیامدهای نمایش درمانی

 

    1. پیدا کردن راه حل های مختلف برای مشکلات و موقعیت های خاص.

 

    1. کاهش احساس تنهایی.

 

    1. ایجاد مهارت ها و سبک های مقابله ای جدید.

 

    1. وسعت بخشیدن به دامنه احساس متفاوت.

 

    1. تجربه تعامل های سازنده و مثبت در گروه.

 

  1. ایجاد و گسترش روابط اجتماعی (انجمن ملی نمایش درمانی امریکا، ۲۰۰۵).

۳-۲-۲-۳-۲ نمایش درمانی به عنوان ابزار تشخیص

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:33:00 ب.ظ ]




در ادبیات امور مالی گفته می‌شود که جریان نقدی از سود تعهدی کمتر است و بالا بودن جریان نقدی عملیاتی یک شرکت حاکی از بالا بودن توان سودآوری شرکت دارد. ‌بنابرین‏ اگر جریان نقدی شرکت بالاتر از سود خالص شرکت باشد می‌توان کیفیت بالاتری برای سود خالص در نظر گرفت.

 

برای تعیین جریان نقدی باید اقلام غیرنقدی سود حسابداری را به سود محاسبه شده اضافه یا از آن کسر کرد. تحلیل‌گران مالی می‌توانند با در نظر گرفتن اقلام غیرنقدی سود، برآورد مناسبی از جریان‌ نقدی داشته باشند و بر اساس آن کیفیت سود حسابداری را ارزیابی نمایند. در شرایطی که اطلاعات مفصل در خصوص این اقلام در اختیار نیست، معمولاً تنها هزینه استهلاک به عنوان یک قلم غیرنقدی در نظر گرفته می‌شود (محمدی، ۱۳۸۸).

 

‌بنابرین‏ لازم است در رابطه بین سود عملیاتی و جریان‌های نقدی عملیاتی بررسی لازم صورت گیرد. رابطه بین آن ها می‌تواند به دو صورت کلی و جزئی انجام گیرد. در بررسی کلی فقط مثبت یا منفی بودن سود و جریان‌های نقدی عملیاتی مطرح می‌باشد. در صورتی که در بررسی جزئی ارتباط اجزای سود و جریان‌های نقدی عملیاتی مطرح می‌باشد (محمدی، ۱۳۷۷، ۹۰).

 

۲-۴-۳ ارتباط نظری بین سود و ارزش شرکت

 

میزان افزایش ارزش بازار شرکت از دید سرمایه‌گذاران نشانه توانایی سودآوری آتی شرکت بوده و به عنوان یک خبر خوب مبنی بر روشن بودن افق آینده شرکت از دید مدیریت است. از طرفی برخی از سرمایه‌گذاران ممکن است این افزایش را نشانه در دست نبودن فرصت‌های سرمایه‌گذاری، رشد و توسعه و یا عدم استفاده شرکت از این فرصت‌ها بدانند و در نتیجه افزایش ارزش بازار شرکت از دید آن ها علامت مثبتی نباشد.

 

سود سهام را می‌توان در مواردی به عنوان ارزش بازار عنوان کرد که ممکن است در این حالت تئوری علامت‌دهی سهام نیز مطرح گردد: تئوری علامت‌دهی سهام بر این اساس استوار است که مدیر یک شرکت ‌در مورد چشم‌انداز آینده شرکت نسبت به سهام‌داران شرکت بیشتر می‌داند و بر اساس این تئوری اگر شرکت سود سهام بیشتری نسبت به آنچه توسط بازار پیش‌بینی شده است، اظهار کند این موضوع، ممکن است نشانه این باشد که چشم‌انداز مالی آینده شرکت روشن‌تر از چشم‌انداز مورد انتظار آن ها‌ است (خواجوی، ۱۳۸۴، ۳۸).

 

۲-۵ پیشینه تجربی تحقیق

 

با توجه به اهمیت نقدی و تأثیر آن بر سود و ارزش شرکت، تحقیقات متعددی در این زمینه انجام شده است ولی تاکنون تأثیر نوسانات جریان نقدی بر کیفیت سود و ارزش شرکت مورد بررسی قرار نگرفته است. برخی از تحقیقات صورت گرفته در زمینه بررسی جداگانه جریان نقدی و کیفیت سود و ارزش شرکت به شرح زیر می‌باشد:

 

۲-۵-۱ تحقیقات صورت گرفته در خارج از کشور

 

– اسماعیل و کیم[۶۵] (۱۹۸۹) در تحقیقی با عنوان «بررسی رابطه بین متغیرهای جریان نقدی و ریسک سیستماتیک» ‌به این نتیجه رسیدند که جریان‌های نقدی حاصل از عملیات ارتباط معناداری با ریسک سیستماتیک دارد.

 

– اسلوان[۶۶] (۱۹۹۶) نشان می‌دهد که عملکرد سودآوری قابل انتساب به جزء تعهدی سود نسبت به بخشی از آن که قابل انتساب به جزء نقدی است، کمتر می‌باشد.

 

– هوگن و بیکر[۶۷] (۱۹۹۶) دریافتند که تغییرات در جریان‌های نقدی به صورت منفی بر روی بازده سهام اثر می‌گذارد. اما شواهدی مبنی بر وجود رابطه معنی‌دار بین نوسانات سود و سود سهام به دست نیاوردند.

 

– ریچاردسون[۶۸] (۲۰۰۱) ‌به این نتیجه می‌رسد که اطلاعات اقلام تعهدی در زمینه کیفیت سود در یک بخش خاص از اقلام تعهدی مثلاً اقلام تعهدی جاری متمرکز نیست.

 

– هاو و همکاران[۶۹] (۲۰۰۱) محتوای اطلاعاتی اقلام تعهدی و جریان‌های نقدی را بررسی نموده و نشان دادند که سود دارای محتوای اطلاعاتی بیشتری نسبت به جریان‌های نقدی است، چرا که سود دربردارنده اقلام تعهدی است. نتیجه دیگر این تحقیق حاکی از پایداری و پیش‌بینی کنندگی بیشتر سود نسبت به جریان‌های نقدی عملیاتی است.

 

    1. ۱ Chow and Hausman ↑

 

    1. ۱ konan ↑

 

    1. ۱ Haugen & Baker ↑

 

    1. ۲ Hunt et al ↑

 

    1. ۳ Vijhe ↑

 

    1. ۴ Huang ↑

 

    1. ۱ Nicos and et al ↑

 

    1. ۱ Applied Research ↑

 

    1. ۲ Causal Method ↑

 

    1. ۱ Panel Data ↑

 

    1. ۲ Time Series-Cross Section Data ↑

 

    1. ۱ Markowitz ↑

 

    1. ۲ Richardson et al ↑

 

    1. ۱ Funds Statement ↑

 

    1. ۲ Statement of change in financial position ↑

 

    1. ۳ SFAC. NO.1 ↑

 

    1. ۱ Cash Flow Information Hypothesis ↑

 

    1. ۲ Free Cash Flow Hypothesis ↑

 

    1. ۱FASB ↑

 

    1. ۱ Ingram and lee ↑

 

    1. ۱ Jantry et al ↑

 

    1. ۲ Ryder and Healy ↑

 

    1. ۳ Casey and Bartczak ↑

 

    1. ۱ Nicos et al ↑

 

    1. ۲ Minton, Schrand and Walther ↑

 

    1. ۳ Gaczy ↑

 

    1. ۴ Carter, Roger and Simon keynes ↑

 

    1. ۵ Allayannis and Weston ↑

 

    1. ۱ Desai et al ↑

 

    1. ۱ Penman and Zhang ↑

 

    1. ۱ Stickney ↑

 

    1. ۱ Siegal ↑

 

    1. ۲ Francies et al ↑

 

    1. ۳ Beneish and Vargas ↑

 

    1. ۴ White ↑

 

    1. ۵ Bao ↑

 

    1. ۶ Laki and Makorat ↑

 

    1. ۷ Cresken Haeter and Molomad ↑

 

    1. ۸ Richardson et al ↑

 

    1. ۱ Mikhail et al ↑

 

    1. ۲ Chan ↑

 

    1. ۱ Revsine et al ↑

 

    1. ۲ Konan ↑

 

    1. ۳ Dechow and Dichew ↑

 

    1. ۴ Penman and Zhang ↑

 

    1. ۵ Richardson et al ↑

 

    1. ۶ Balsam et al ↑

 

    1. ۷ Mikhail et al ↑

 

    1. ۱ Raj ↑

 

    1. ۲ Harris ↑

 

    1. ۳ Penman ↑

 

    1. ۴ Clubb Colin ↑

 

    1. ۱ Lipe ↑

 

    1. ۲ Trueman and Titman ↑

 

    1. ۱ Kennelley and Schaefer ↑

 

    1. ۲ Xiao and Zhang ↑

 

    1. ۳ De Angelo ↑

 

    1. ۱ Lev ↑

 

    1. ۱ Barth et al ↑

 

    1. ۲ Cornell and Landsman ↑

 

    1. ۱ Harris et al ↑

 

    1. ۲ Raj et al ↑

 

    1. ۱ Mc cannel and Servaes ↑

 

    1. ۱ FASB ↑

 

    1. ۱ Ismail and Kim ↑

 

    1. ۲ Sloan ↑

 

    1. ۳ Haugen and Baker ↑

 

    1. ۴ Richardson ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:45:00 ب.ظ ]




 

 

فصل دوم

 

بررسی تحقق قتل عمدی با فعل

 

گفتار اول: بررسی تحقق قتل عمدی با ” فعل به ندرت کشنده “

 

در تحقق قتل عمدی با فعل تردیدی وجود ندارد و غالب ‌قتل‌های واقع شده نیز با فعل مثبت ارتکاب می‌یابند؛ افعالی مانند چاقو زدن، سر بریدن، شلیک کردن، ریختن سم در آب و غذای مجنی علیه، خفه کردن و مانند آن ها همگی از جمله ارتکاب قتل با فعل می‌باشند. اما ‌در مورد شدت فعل ارتکابی و تاثیر آن بر تحقق یا عدم تحقق قتل عمدی، در منابع فقهی اختلاف نظر وجود دارد. در این قسمت بر آنیم که فعل را با توجه به شدت آن تقسیم کرده و آن را در منابع فقهی و قانون مجازات اسلامی مورد بررسی قرار دهیم، لذا ما نیز به پیروی از فقها، فعل را به فعل نادرا کشنده(به ندرت کشنده) و نوعا کشنده تقسیم کرده و تحقق قتل عمدی را با هر کدام مورد مطالعه قرار می‌دهیم.

 

مراد از فعل نادرا یا بندرت کشنده این است که رفتار مرتکب در عمل، بندرت وگاهگاه و نه به طور معمول و شایع، منجر به مرگ گردد. مسئله ی مورد بحث در این قسمت آن است که آیا برای تحقق قتل عمدی، فعل مرتکب لزوماً باید به طور غالبی منجر به مرگ قربانی گردد و یا اینکه هر نوع فعل منجر به مرگ، ولو کاملا اتفاقی نیز مشمول قتل عمدی است؟

 

برای مثال، آیا سیلی زدن به مجنی علیه، زدن به نقاط غیر حساس بدن او، هل دادن او از ارتفاعی بسیار کم و مثالهایی از این دست، به قصد قتل و حدوث اتفاقی مرگ، موجب تحقق قتل عمدی است؟ دقت در مثال‌های مطروحه نشان می‌دهد که مرگ در اثر آن ها کاملا اتفاقی و تصادفی بوده و به صورت غالبی و شایع واقع نشده است. در فقه امامیه، برخی فقها بدون اشاره به تحقق یا عدم تحقق قتل عمدی با افعال به ندرت کشنده، تنها ارتکاب اعمال غالبا کشنده با قصد قتل را موجب تحقق قتل عمدی دانسته اند[۱۷۳]. برخی دیگر از فقها نیز علی رغم اشاره ‌به این مطلب، از اظهار نظر صریح ‌در مورد عمدی یا غیر عمدی بودن آن خودداری کرده‌اند[۱۷۴]. علاوه بر فقهای پیش گفته، برخی دیگر از فقها و صاحب‌نظران فقهی، قائل به خروج چنین قتلی از قتل عمدی بوده اند[۱۷۵]. در علت این حکم، به رعایت احتیاط و اینکه قصد قتل با آلتی که به ندرت کشنده است، قابل جمع نبوده و مانند قصد بلا ضرب است، اشاره شده است[۱۷۶]. در مقابل، مشهور فقهای امامیه به استناد پاره ای از روایات و نیز اینکه بعد از ظهور ادله جایی برای رعایت احتیاط نمی باشد[۱۷۷]، تمرکز عمدی بودن قتل را بر قصد مرتکب دانسته و بدون توجه به شدت فعل ارتکابی و با توجه به قصد قتل و انجام فعلی که در عمل منجر به مرگ مجنی علیه گشته است، قتل با فعل نادرا کشنده را نیز عمدی دانسته اند[۱۷۸]. قانون‌گذار ایران نیز در بند “الف” ماده ۲۰۶ ق.م.ا، با قید:” مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخص معین یا فرد یا افرادی غیر معین از یک جمع را دارد خواه آن کار نوعا کشنده باشد خواه نباشد ولی در عمل سبب قتل شود “، نظر اخیر را مورد پذیرش قرار داده است. لذا وجود فعلی که در عمل صلاحیت سلب حیات از مجنی علیه را داشته باشد و صرفنظر از شدت آن، برای تحقق رفتار مرتکب در قتل عمدی در حقوق کیفری ایران کافی خواهد بود. خاطر نشان می شود برای تشخیص عمل نادرا کشنده، باید فعل مرتکب و نه جراحت و ضربه وارده را در نظر گرفت؛ زیرا گاهی علی رغم کشنده بودن نوعی جراحت و ضربه وارده، عمل مرتکب بندرت کشنده می‌باشد؛ برای مثال اگر الف یک سیلی در گوش ب بنوازد یا وی را هل دهد، ولی به طور کاملا اتفاقی سر ب به جای محکمی اصابت کرده و در اثر آن فوت نماید، هرچند پزشکی قانونی ضربه وارده را نوعا کشنده بداند؛ ولی قاضی در حکم خود باید عمل الف یعنی سیلی زدن وی را در نظر بگیرد و نظر به قوای جسمانی طرفین، فاصله آن ها از هم، شدت ضربه و موارد دیگر حکم به نوعا یا ندرتا کشنده بودن عمل را صادر نماید. در این مورد با توجه به اهمیت آن، در قسمت عمل نوعا کشنده بیشتر بحث خواهیم کرد. در حقوق آمریکا نیز انجام فعل با قصد قتل، قتل عمدی درجه یک را محقق می‌سازد. البته باید دانست که قصد قتل تنها به صورت صریح احراز نمی شود، بلکه استفاده از برخی سلاحها و یا استفاده از دست و پا در شرایطی، باعث می شود که قاتل، قاصد فرض شده و به قتل عمدی درجه یک محکوم شود؛ هرچند وی می‌تواند خلاف آن را ثابت نماید[۱۷۹].

 

گفتار دوم: بررسی تحقق قتل عمدی با فعل نوعا کشنده

 

همان‌ طور که اشاره شد، در صورت وجود قصد قتل، نوع عمل ارتکابی و شدت آن، فاقد اهمیت بوده و قتل ارتکابی، عمدی خواهد بود. اما مشهور فقهای امامیه علاوه بر ضابطه ی فوق الذکر، به استناد پاره ای از روایات وارده[۱۸۰]، علاوه بر تحقق قتل عمدی با قصد قتل و بدون توجه به شدت عمل ارتکابی، انجام عمل نوعا کشنده، بدون قصد قتل را نیز موجب تحقق قتل عمدی دانسته اند[۱۸۱]. روایاتی نیز مورد استناد مشهور قرار گرفته است که از آنجمله می توان به صحیحه فضل بن عبد الملک از امام صادق (ع) اشاره نمود که امام (ع) در پاسخ به سوالی ‌در مورد کشتن شخصی توسط دیگری با آهن، قتل ارتکابی را عمدی دانسته اند[۱۸۲]، این فقها با توجه به روایت فوق چنین نتیجه گرفته اند که، با توجه ‌به این که زدن با آهن از مواردی است که عادتا با آن قتل واقع می شود، قتل واقع شده عمدی خواهد بود، اگر چه قاتل قصد ابتدایی قتل را نداشته باشد[۱۸۳].

 

در حقیقت در این حالت، قصد فعل (سوء نیت عام ) و البته با آگاهی از نوعا کشنده بودن آن، جهت تحقق قتل عمدی کفایت خواهد کرد. همان‌ طور که قبلا اشاره شد برخی دیگر از فقها حتی در حالت وجود قصد نیز تنها در صورت کشنده بودن عمل، قتل را عمدی دانسته اند و به عبارت دیگر تلفیقی از ضابطه ی اول و دوم را برای تحقق قتل عمد لازم شمرده اند[۱۸۴]. لازم به ذکر است که اصطلاح ” نوعا کشنده ” در کلام فقها مشاهده نمی شود، بلکه فقها از کلمات ” عادتا کشنده ” و ” غالبا کشنده ” با عبارات مختلف استفاده کرده‌اند[۱۸۵]. به هر حال قانون‌گذار ایران با بهره گرفتن از نظر مشهور فقها، مبادرت به وضع بندهای “ب” و “ج” ماده ۲۰۶ قانون مجازات اسلامی نموده است که مطابق آن:”

 

ب- مواردی که قاتل عمدا کاری را انجام دهد که نوعا کشنده باشد هرچند قصد کشتن شخص را نداشته باشد.

 

ج- مواردی که قاتل قصد کشتن ندارد و کاری را که انجام می‌دهد نوعا کشنده نیست، ولی نسبت به طرف بر اثر بیماری یا ناتوانی یا کودکی و امثال آن ها نوعا کشنده باشد و قاتل نیز به آن آگاه باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:57:00 ب.ظ ]




 

مبحث دوم : استقلال مراجع اداری شبه حقوقی در نظام حقوقی ایران

 

یکی از تضمینات حق بر رسیدگی منصفانه افراد در مراجع اختصاصی اداری شبه حقوقی استقلال مرجع رسیدگی کننده به دعاوی است. اهمیت اصل استقلال به حدی است که می توان گفت بدون وجود آن، رعایت سایر اصول دادرسی منصفانه یا کارایی آن ها نیز محل تردید جدی است که نمی توان به رعایت کامل و شایسته سایر اصول و عناصر دادرسی منصفانه از سوی مرجع رسیدگی فاقد استقلال امید داشت، چرا که چنین مرجع وابسته ای همیشه در معرض فشار و نفوذ مقامات اداری بوده و همواره ممکن است مجبور به نادیده گرفتن اصول دادرسی منصفانه و حق افراد بر دادرسی منصفانه در جریان رسیدگی ها گردد.در حالی که زمانی می توان ز استقلال این مراجع سخن به میان آورد که شرایطی فراهم گردد تا اعضای آن ها صرفاً بر اساس موازین قانونی و دستورات وجدانی خود، به دور از هر گونه نفوذ یا فشار بیرونی به دعاوی رسیدگی و مبادرت به اتخاذ تصمیم نمایند.[۱۲۰] در همین راستا استقلال مرجع رسیدگی کننده در دو بعد یعنی استقلال اعضای مرجع (استقلال شخصی) و استقلال ساختار آن از دستگاه اجرایی مربوط (استقلال سازمانی) باید مورد توجه قرار گیرد؛[۱۲۱]استقلال شخصی اعضای مراجع مستلزم این است که اعضای این مراجع نه توسط دستگاه اجرایی مربوطه، بلکه توسط مرجع مستقلی نصب گردیده و از اصل منع عزل نیز به جز در صورت اثبات تخلفات برخوردار بوده و در نتیجه به دور ا ز اصل سلسله مراتب اداری بتوانند با فراغ خاطر و به دور از فشار مقامات اداری به دعاوی رسیدگی نمایند.

 

به موازات استقلال شخصی، استقلال سازمانی نیز ایجاب می‌کند که این مراجع به لحاظ ساختاری مستقل از دستگاه های اجرایی مربوطه بوده و به لحاظ اداری و مالی وابسته به آن دستگاه نباشند.‌بنابرین‏ مراجع اختصاصی اداری شبه حقوقی در جهت رعایت حق افراد بر دادرسی منصفانه در رسیدگی ها، باید شاخص های فوق الذکر استقلال را دارا باشند. حال باید دید که مصادیق بارز منتخب مراجع اختصاصی اداری شبه حقوقی در این مبحث تا چه اندازه ای از استقلال برخوردارند.

 

 

گفتار اول : هیئت ثبتی

 

بند اول : هیئت نظارت و شورای عالی ثبت

 

به موجب ماده ۶ قانون ثبت اسناد و املاک کشور، هیئت نظارت مرکب از رئیس ثبت استان یا قائم مقام او و دو نفر از قضات دادگاه تجدید نظر استان به انتخاب رئیس قوه قضائیه می‌باشد.[۱۲۲] همچنین طبق ماده ۲۵ قانون، شورای عالی ثبت به عنوان مرجع تجدید نظر در آرای هیئت نظارت با دو شعبه املاک و اسناد که هر کدام متشکل از سه نفر، با دو نفر از قضات دیوان عالی کشور به انتخاب رئیس قوه قضائیه و یک نفر مسئول قسمت املاک در شعبه املاک و مسئول قسمت اسناد در شعبه اسناد می‌باشند، تشکیل می‌گردد. محل تشکیل جلسات هیئت نظارت، اداره ثبت استان و جلسات شورای عالی ثبت، اداره کار ثبت می‌باشد (مواد ۲ و ۱۱ آیین نامه اجرایی رسیدگی اسناد مالکیت معارض و هیئت نظارت و شورای عالی).‌به این ترتیب دو نفر از اعضای هیئت نظارت و شورای عالی ثبت از سوی رئیس قوه قضائیه به عنوان مرجعی ثالث و مستقل منصوب می‌گردند و نفر سوم نیز به حکم قانون، رئیس ثبت استان و مسئول قسمت املاک و یا اسناد سازمان ثبت اسناد و املاک کشور می‌باشد که خودئ یکی از طرفین دعوا است. به عبارتی، اگر چه در انتصاب دو تن از اعضای این مراجع اصل استقلال لحاظ گردیده است، اما عضو سوم آن ها در اصل منصوب مقامات ارشد اداره ثبت اسناد و املاک کشور در پست سازمانی خود در آن اداره می‌باشد که به حکم قانون به عضویت آن مراجع نیز در می‌آیند و لذا در نهایت منتخب یکی از طرفین اختلاف یعنی سازمان ثبت اسناد و املاک است و با توجه به وجود رابطه سلسله مراتبی بین وی و مقامات مافوق، همواره در معرض فشار و نفوذ دستگاه اجرایی مذبور بوده و استقلال وی در معرض تهدید می‌باشد. به علاوه عضو مذبور با عزل از سمت خود توسط مقامات مافوق، از عضویت آن مرجع نیز عزل می‌گردد. البته مصونیت اعضا از برکناری، بدون اثبات تخلف ‌در مورد سایر اعضا در قانون مربوط تضمین نگردیده و لذا به نظر می‌رسد استقلال شخصی اعضا این مراجع مخدوش است.در خصوص استقلال سازمانی این مراجع باید گفت که با توجه به تشکیل جلسات رسیدگی در محل سازمان ثبت اسناد و املاک یعنی دستگاه اجرایی طرف دعوا، انجام برخی امور مثل تشکیل پرونده و اخذ مدارک طرفین و انجام معاینه و تحقیقات محلی و اخذ اظهارات طرفین و شهود و غیره توسط واحد های ثبتی به موجب ماده ۳ آیین نامه اجرایی رسیدگی اسناد مالکیت معارض و هیئت نظارت و شورای عالی مصوب ۱۳۵۲ و همچنین پرداخت هزینه های لازم از محل اعتبارات سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در بودجه سالانه در عمل[۱۲۳] به نظر می‌رسد این مراجع به لحاظ مالی و اداری نیز وابسته به دستگاه اجرایی مربوطه وطرف دعوا بوده و از استقلال سازمانی لازم برخوردار نیستند.

 

 

بند دوم : هیئت حل اختلاف ثبت احوال

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:08:00 ب.ظ ]




– کاتوزیان، دکتر ناصر، مقدمه­ی علم حقوق، انتشارات سهامی انتشار، چاپ ۷۳، ۱۳۸۸ ص ۳۳۵٫ ↑

 

    1. – مدنی، دکتر سید جلال الدین، ادلۀ اثبات دعوی، انتشارات گنج دانش، ۱۳۷۰، ص ۲۰۹٫ ↑

 

    1. – ماده ۱۳۲۳ ق.م. می­گوید: «امارات قانونی در کلیه­ دعاوی اگرچه به شهادت شهود قابل اثبات نیست معتبر است، مگر آنکه دلیلی برخلاف آن موجود باشد». ↑

 

    1. – شریعت پناهی، دکتر کاظم، آیین دادرسی مدنی، انتشارات مدرسه عالی قضایی و اداری، قم ۱۳۵۴، ص ۲۹۸٫ ↑

 

      1. ۱-به موجب ماده ۱۰۲۰ ق.م. موارد ذیل از جمله مواردی محسوب می‌شود که عادتاً شخص غایب زنده فرض نمی‌شود: ۱-وقتی که ده سال تمام از تاریخ آخرین خبری که از حیات غایب رسیده است، گذشته و در انقضای مدت مذبور سن غایب از ۷۵ سال گذشته باشد. ۲-وقتی که یک نفر به عنوانی از عناوین، جزء قشون مسلح بوده و در زمان جنگ مفقود و سه سال تمام از تاریخ انعقاد صلح بگذرد بدون اینکه خبری از او برسد، هرگاه جنگ منتهی به انعقاد صلح نشده باشد مدت مذبور پنج سال تمام از تاریخ ختم جنگ محسوب می‌شود. ۳-وقتی که یک نفر حین صفر بحری در کشتی بوده که آن کشتی در آن مسافرت تلف شده است سه سال تمام از تاریخ تلف شدن کشتی گذشته باشد بدون اینکه از آن مسافر خبری برسد.» ماده ۱۰۲۱ « ‌در مورد فقره اخیر ماده قبل اگر با انقضای مهلتهای ذیل که مبدأ آن از روز حرکت کشتی محسوب می‌شود کشتی به مقصد نرسیده باشد در صورت حرکت بدون مقصد به بندری که از آنجا حرکت کرده بر نگشته و از وجود آن به هیچ وجه خبری نباشد کشتی تلف شده محسوب می‌شود: الف ) برای مسافرت در بحر خزر و داخل خلیج فارس یکسال، ب) برای مسافرت در بحر عمان، اقیانوس هند، بحر احمر، بحر سفید(مدیترانه)، بحر سیاه و بحر آزوف دو سال؛ ج) برای مسافرت در سایر بحار۳ سال. ↑

 

    1. – صفایی، دکتر سید حسین، قاسم زاده، دکتر سید مرتضی، حقوق مدنی(اشخاص و محجورین)، انتشارات سمت، چاپ ۱۴، ۱۳۸۷، ص ۸۰ تا ۸۳ ↑

 

    1. – محقق داماد، دکتر سید مصطفی، مباحثی از اصول فقه (دفتر سوم)، انتشارات مرکز نشر اسلامی، ۱۳۸۸، چاپ پنجم، ص ۱۸۷ و ۱۸۸٫ ↑

 

    1. – همان، ص۱۸۹ ↑

 

    1. – جعفری لنگرودی، دکتر محمدجعفر، دایره المعارف علوم اسلامی (قضایی)، ج اول، ص ۲۸۵ ↑

 

    1. – محمدی، دکتر ابوالحسن، مبانی استنباط حقوق اسلامی، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۶۲، صص ۳۴۳ و ۳۴۴٫ ↑

 

    1. – جعفری لنگرودی، دکتر محمدجعفر، حقوق اموال، انتشارات گنج دانش چاپ پنجم ۱۳۸۰، ص۲۵۷٫ ↑

 

    1. – محقق داماد، دکتر سیدمصطفی، قواعد فقه( بخش مدنی ) انتشارات مرکز نشر علوم اسلامی، چاپ ۳۴، ۱۳۹۱، ص ۴۷ ↑

 

    1. – محمدی، دکتر ابوالحسن، مبانی استنباط حقوق اسلامی یا اصول فقه، انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۶۲، اردیبهشت ۱۳۶۲، صص ۳۴۳ و ۳۴۴٫ ↑

 

    1. – محقق داماد، دکتر مصطفی، مباحثی از اصول فقه، انتشارات مرکز نشر اسلامی، ص ۱۹۹ ↑

 

    1. – امامی، دکتر سید حسن، حقوق مدنی، ج ۶، انتشارات اسلامیه، ص ۲۴۶٫ ↑

 

    1. – مدنی، دکتر جلال الدین، ادله اثبات دعوا، انتشارات گنج دانش، ص۲۰۸٫ ↑

 

    1. – ماده ۱۲۵۷ ق.م. می‌گوید: « هرکس مدعی حقی باشد باید آن را اثبات کند…..» ↑

 

    1. ۱ – صدرزاده افشار، دکتر سید محسن، ادله اثبات دعوی در حقوق ایران، ص ۳۳و ۳۲ ↑

 

    1. – شمس، دکتر عبدالله، آیین دادرسی مدنی، جلد سوم، انتشارات دراک، چاپ دوازدهم، پاییز ۱۳۸۷، ص ۱۹۴ ↑

 

    1. -ماده ی ۱۲۸۲ ق.م. می‌گوید: اگر موضوع اقرار در محکمه مقید به قید یا وصفی باشد، مقرله نمی تواند آن را تجزیه کرده از قسمتی از آن که به نفع او است بر ضرر مقر استفاده کند و از جزء دیگر آن صرف نظر کند. ↑

 

    1. – ماده ۱۲۸۳ ق.م. می‌گوید: «اگر اقرار دارای دو جزء مختلف الاثر باشد که ارتباط تامی با یکدیگر داشته باشند. ↑

 

    1. – پیشین، ص ۱۹۵ ↑

 

    1. ۱-جعفری لنگرودی، دکتر محمد جعفر، وسیط در ترمینولوژی حقوق، انتشارات گنج دانش، چاپ ۱۴، ۱۳۹۰، ص ۱۸۶ ↑

 

    1. ۱ -جعفری لنگرودی، دکتر محمد جعفر، دایره المعارف علوم اسلامی (قضایی)، جلد اول، انتشارات گنج دانش، ص ۴۴۴ ↑

 

    1. ۱-ماده ۱۱۰ق.م.می‌گوید: «بنا به طور ترصیف و وضع سرتیر، از جمله قرائن است که دلالت بر تصرف و اختصاص می‌کند.» ↑

 

    1. ۱ – شمس، دکتر عبدالله، آیین دادرس مدنی، ج ۳، انتشارات دراک، ص ۳۵۵٫ ↑

 

    1. ۲ – امامی، دکتر سید حسن، حقوق مدنی، ج ۶، ص ۲۱۱٫ ↑

 

    1. – شمس، دکتر عبدالله، ادله­ اثبات دعوا، انتشارات دراک، پاییز ۱۳۸۹، ص ۲۴۵ – ۲۴۷٫ ↑

 

    1. – متین دفتری، دکتر احمد، آیین دادرسی مدنی، ج ۲، انتشارات مجد، ۱۳۷۰، ص ۴۶۰٫ ↑

 

    1. – کاتوزیان، دکتر ناصر، اثبات و دلیل اثبات، ج ۲، انتشارات میزان، ۱۳۸۹، ص ۱۶۲٫ ↑

 

    1. – زراعت، دکتر عباس، حاجی زاده، حمیدرضا، ادله اثبات دعوا، انتشارات قانون مدار، ص ۴۴۸ و ۴۴۹٫ ↑

 

    1. – زراعت، دکتر عباس، حاجی زاده، حمیدرضا، ادله اثبات دعوا، انتشارات قانون مدار، ص ۴۴۹٫ ↑

 

    1. – محمودی دشتی، شیخ علی اکبر، ادله اثبات دعوا، انتشارات مجمع الفکره الاسلامی، قم، ۳۷۳، ۱۴۷ ↑

 

    1. ۱ –جعفری لنگرودی، دکتر محمدجعفر، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ج۱، ص۶۰۹، ش۲۲۹۹٫ ↑

 

    1. ۲ -کاتوزیان، دکترناصر، اثبات و دلیل اثبات، ج ۲، ص ۱۶۳ ↑

 

    1. ۳ – محمودی دشتی، شیخ علی اکبر، ادله اثبات دعوا، انتشارات مجمع الفکره الاسلامی، قم، ۳۷۳، ۱۴۷، ص ۴۵۰ ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:20:00 ب.ظ ]




با عنایت بر مطالب ذکرشده در قسمت مبانی نظری و پیشینه تحقیق و با بررسی استانداردهای حسابرسی داخلی، انتظار می رود متغیرهایی هم چون استقلال و بی‌طرفی حسابرس داخلی، صلاحیت حسابرس داخلی، عملکرد کاری حسابرس داخلی، اثربخشی حسابرسی داخلی و سطح ریسک ذاتی صاحب کار برسطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی تاثیرگذارباشد، لذا فرضیه‌های برای پاسخ‌گویی به سوال تحقیق به شرح ذیل بیان می‌شوند:

 

    1. استقلال و بی‌طرفی حسابرسان داخلی در افزایش سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی مؤثر است.

 

    1. صلاحیت حسابرسان داخلی در افزایش سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی مؤثر است.

 

    1. عملکرد کاری حسابرسان داخلی در افزایش سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی مؤثراست.

 

    1. اثربخشی حسابرسان داخلی در افزایش سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی مؤثر است.

 

  1. سطح ریسک ذاتی صاحب کار در افزایش سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی مؤثر است.

 

۳-۴ متغایرهای تحقیق و نحوه اندازه‌گیری آن‌ ها

 

۳-۴-۱ متغیر وابسته

 

با توجه به اینکه هدف از تحقیق حاضر رسیدن ‌به این پاسخ است که کدام عوامل از نظر حسابرس مستقل که به عنوان یکی از اصلی‌ترین استفاده‌ کنندگان از خدمات حسابرسی داخلی می‌باشد می‌تواند باعث افزایش اتکا برحسابرسان داخلی شود ‌بنابرین‏ در این پژوهش ” سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی “به عنوان متغیر وابسته درنظرگرفته شده است.

 

اگر چه، نقش و وظایف حسابرسی مستقل متفاوت از حسابرسی داخلی است، اما نقاط اشتراک زیادی بین این دو مسئولیت وجود دارد. ابعاد مشترک این دو نقش، فضای قابل‌ملاحظه‌ای را برای همکاری با منافع دوطرفه به وجود می‌آورد. متداول‌ترین اقدامات مشترک هر دو گروه حسابرسان، ارزیابی سیستم کنترل داخلی و بررسی عملکرد گزارشگری مالی شرکت است. اگر چه اهداف و نقش‌های خاص آن‌ ها، متفاوت است، اما ماهیت آزمو نهای به کار گرفته‌شده، بسیار مشابه است.

 

حسابرسان مستقل در دو زمینه‌ی عمومی می‌توانند بر کار حسابرسان داخلی اتکا کنند. اول، مشارکت حسابرسان داخلی در ارزیابی کنترل‌های داخلی حسابداری سیستم صاحب کار و دوم، عملکرد حسابرسان داخلی در روش‌های حسابرسی مهم تحت نظارت و بررسی دوباره توسط حسابرسان مستقل. اتکا به دلیل نقش حسابرسی داخلی در ارزیابی سیستم کنترل داخلی حسابداری مورد تأیید همگان است، اما دیدگاه‌های متفاوتی ‌در مورد زمینه دوم اتکا وجود دارد.

 

در تحقیق آلبرت[۷۵] و همکاران، بیست زمینه‌ی همکاری بین حسابرسان مستقل با حسابرسان داخلی شناسایی شده است. برخی از این موارد، شامل گردآوری اطلاعات، حسابرسی سیستم های رایانه‌ای، بررسی حساب‌ها و کمک به اجرای آزمون‌های محتوا است.

 

براون[۷۶] معتقد است، رابطه‌ حرفه‌ای بین حسابرسان مستقل و حسابرسان داخلی در امور خط مشی و روش‌های اتکای حسابرسان مستقل به عملکرد حسابرسان داخلی به طور قاطع مشخص نیست. شاید دلیل این امر، فقدان تحقیقات علمی و عملی در این زمینه باشد.

 

آنچه مسلم است این است که اتکا حسابرسان مستقل بر عملکرد حسابرسی داخلی در فرایند حسابرسی مالی باعث استفاده بهینه‌سازمانی در (سطح خرد) و منابع اجتماعی (در سطح کلان) خواهد شد.

 

ریچارد سون بر مرتبط کردن حسابرسی داخلی و حسابرسی مستقل تأکید دارد. وی جهت دستیابی ‌به این ارتباط هشت مورد به شرح زیرشناسایی می‌کند که همکاری در آنان باعث ارتباط نزدیک‌بین این دو گروه حسابرسان خواهد شد:

 

    • ارتباط مؤثر در رابطه با برنامه‌ریزی کلی حسابرسی، زمان‌بندی حسابرسی و همکاری در حل مشکلات.

 

    • بررسی سیستم کنترل‌های داخلی

 

    • بررسی گزارش‌های میان‌دوره‌ای

 

    • تهیه برنامه جمع‌ آوری شواهد برای حسابرسان داخلی

 

    • برنامه‌ریزی برای حسابرسی میان‌دوره‌ای توسط حسابرسان مستقل

 

    • برنامه‌ریزی برای حسابرسی پایان سال توسط حسابرسان مستقل

 

  • حسابرسی بخش‌های مختلف شرکت مورد حسابرسی.

اتکا بر عملکرد حسابرسی داخلی و افزایش همکاری بین این دو زمانی امکان‌پذیر است که حسابرسان مستقل بتوانند صلاحیت حرفه‌ای، بی‌طرفی، کیفیت فعالیت‌های حسابرسان داخلی و سایر ویژگی‌های مربوط را ارزیابی و با توجه به نتایج حاصله، میزان اتکا و همکاری را تعیین کنند (‌نیک‌بخت و معاذی نژاد،۱۳۸۷).

 

۳-۴-۱-۱ اندازه‌گیری سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی

 

با توجه به مطالب ارائه شده، شش حوزه همکاری بین حسابرس مستقل و داخلی شناسایی و به عنوان آیتم‌ها ‌و سوالات در پرسشنامه جهت اندازه‌گیری سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی گنجانده شده است. از پاسخ دهندگان خواسته شده است که درمقیاس پنج قسمتی لیکرت به سوالات پاسخ دهند. این شش حوزه به شرح ‌زیر می باشد:

 

    1. میزان استفاده از نتایج آزمون­های کنترلی انجام­شده توسط حسابرسان داخلی.

 

    1. واگذاری بخشی از کار حسابرسی مانند رسیدگی به مانده حسابهای دریافتنی به حسابرسان داخلی.

 

    1. استفاده از حسابرسان داخلی برای شناخت نقاط ضعف بااهمیت در کنترل­های داخلی.

 

    1. استفاده از نظرات حسابرسان داخلی برای تعیین ذخیره­ی مناسب مطالبات مشکوک الوصول.

 

    1. استفاده از انبارگردانی­های انجام­گرفته تحت نظارت حسابرسان داخلی توسط حسابرس مستقل.

 

  1. در میان گذاشتن موارد مربوط به تقلب و اشتباه با حسابرسان داخلی.

 

۳-۴-۲ متغیرهای مستقل

 

عواملی که از نظر حسابرس مستقل می‌تواند باعث افزایش سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی شود به عنوان متغیرهای مستقل تحقیق ‌حاضر می باشند. با عنایت بر مطالب ذکرشده در قسمت مبانی نظری و پیشینه تحقیق و با بررسی استانداردهای حسابرسی داخلی، انتظار می رود متغیرهایی هم چون استقلال و بی‌طرفی حسابرس داخلی، صلاحیت حسابرس داخلی، عملکرد کاری حسابرس داخلی، اثربخشی حسابرسی داخلی و سطح ریسک ذاتی صاحب کار بر سطح اتکای حسابرس مستقل برحسابرسان داخلی ازمنظرحسابرس مستقل تاثیرگذارباشد، لذا متغیرهای مستقل شامل پنج مورد بدین شرح: استقلال و بی‌طرفی حسابرس داخلی (INDOB)، صلاحیت حسابرس داخلی (COMPE)، عملکرد کاری حسابرس داخلی (WORKP)، اثربخشی حسابرسی داخلی (AUDITE) و سطح ریسک ذاتی صاحب کار (AUDITR) به عنوان متغیرهای مستقل پژوهش فوق درنظرگرفته شده است.

 

۳-۴-۲-۱ استقلال و بی‌طرفی حسابرس داخلی

 

منظور از استقلال، ایجاد شرایطی است که موجب می‌گردد حسابرس داخلی وظایف خود را به شکل بی‌طرفانه و با پرهیز از جانب‌داری انجام دهد. بی‌طرفی شیوه ذهنی غیر جانب‌دارانه ای است که موجب می‌گردد حسابرسان داخلی کارهای خود را به گونه‌ای که باور دارند، انجام دهند تا کیفیت کار حفظ شود. بی‌طرفی، حسابرسان داخلی را ملزم می‌کند که قضاوت‌های حرفه‌ای خود را متکی به اشخاص دیگر نکنند (عالی نژاد،۱۳۹۰). در این تحقیق، سوالات پرسشنامه جهت سنجش میزان نگرش حسابرس مستقل درمورد استقلال وبی طرفی حسابرس داخلی گنجانده شده است. وازپاسخ دهندگان خواسته شده است که در مقیاس پنج قسمتی لیکرت به سوالات پاسخ دهند. این سوالات (گویه ها) به شرح ‌زیر می باشد:

 

    1. توانایی دسترسی حسابرسی داخلی به اسناد و مدارک سازمانی.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:48:00 ق.ظ ]




منابع و مآخذ


ضمائم

    1. – مجموعه نشست های قضایی، مسائل آیین دادرسی مدنی، معاونت آموزش قوه قضائیه ، ۱۳۸۷ ، ج اول ،نشست قضایی دادگاه حقوقی ، ۲ تهران ↑

 

    1. – محمد گیلانی، قضا و قضاوت در نظام حقوقی اسلام، اندیشه ، ۱۳۸۱ ، ص ۵۲ ↑

 

    1. – جلال الدین مدنی، آیین دادرسی مدنی، اجرای احکام ، تهران ، گنج دانش، ۱۳۷۰، ج سوم، ج دوم ، ص ۲۵ ↑

 

    1. – همان، ص ۲۶ ↑

 

    1. ۱- همان، ص ۳۴ ↑

 

    1. – رأی‌ وحدت رویه شماره ۵۹/۹ ، آرای وحدت رویه قضای از ۲۸/۸/۵۸ تا ۱۲/۴/۶۳ ص ۳۱و ۳۲ ↑

 

    1. عبدالله شمس، همان ، ص ۴۱۷ ↑

 

    1. – عبدالله شمس ، همان ، ص ۴۱۸ ↑

 

    1. – همان منبع، ص ۴۱۸ ↑

 

      1. – حسن ستوده تهرانی، حقوق تجارت، بهمن ۱۳۴۷ ، ج ۳ ، ص ۳ ↑

 

    1. – عبداله شمس، همان منبع، ص ۲۸۵ ↑

 

    1. – همان منبع، ص ۳۷ ، نشست قضایی دادگستری نوشهر، اردیبهشت ۸۰ ↑

 

    1. – همان، ص ۴۳۰ ↑

 

    1. – نظر مشورتی ۶۹۸۹/ ۷- ۱/۱۰/۱۳۸۲ ↑

 

    1. -مجموعه نشست های قضایی، همان منبع، ص ۸۳۴ ، نشست قضایی دادگستری قم، آبان ۸۵ ↑

 

    1. – همان، ص ۴۰۸ ، نشست قضایی دادگستری اردبیل، پاییز ۷۶ ↑

 

    1. – عبداله شمس، همان ، ص ۴۶۵ ↑

 

    1. – عباس زراعت، آیین دادرس دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی، اِن، خط سوم، ۱۳۸۲ ، ص ۱۸۷ ↑

 

    1. – عبدالله شمس، ، همان منبع ، ص ۴۸۵ ↑

 

    1. – سید جلال الدین مدنی، همان منبع، ص ۱۱۷ ↑

 

    1. – عبدالله شمس ،مقاله خسارت ناشی از اجرای قرار تامین خواسته،مجله تحقیقات حقوقی،دانشگاه شهید بهشتی،ش۴۱-۴۲،۱۳۷۷ ↑

 

    1. – همان منبع ↑

 

      1. – از شرایط دیگری که استاد گرانقدر جناب آقای دکتر شمس از موارد مطالبه خسارت توسط خوانده ذکر کرده‌اند محکومیت خواهان در اصل دعوا است، گاهی خواهان در دادخواست علاوه بر اصل خواسته حقوق دیگری از قبیل خسارت دادرسی، خسارت تأخیر تأدیه، خسارت تأخیر در انجام تعهد و … را مطالبه می کند و روشن است محکومیت خواهان در اصل دعوا، الزاماً موجب محکومیت وی در فرع دعوا نمی باشد مانند موردی که خواهان از خوانده طلبی داشته اما خوانده در دادگاه ثابت می کند که بدهی خود را پرداخته و به طریقی این امر برای دادگاه ثابت شود و نیز ثابت شود که این بدهی را با تأخیر پرداخته، در این مورد دادگاه خواهان را در اصل دعوا محکوم به بی حقی می‌کند، اما در فرع دعوا یعنی خسارت تأخیر به نفع خواهان حکم صادر می‌کند، در این مورد باید پذیرفت خوانده استحقاق مطالبه خسارت را نخواهد داشت، چون خودش باعث اضرار به خود و خواهان شده است ‌بنابرین‏ این بند یعنی محکومیت در اصل دعوا باعث اطاله کلام است و اصلا نیازی به ذکر آن نمی باشد. ↑

 

    1. – برای مطالعه بیشتر ضرر بی واسطه رجوع کنید به حقوق مدنی، اعمال حقوقی، قرارداد، ایقاع ، تالیف دکتر ناصر کاتوزیان . ↑

 

    1. – ناصر کاتوزیان، حقوق مدنی، وقایع حقوقی، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۷، ج چهارم، ص ۲۰۹۲:همان منبع ،ص۲۰۹ ↑

 

    1. ۳- محمد جعفر جعفری لنگرودی، ترمینولوژی حقوقی، تهران، میزان، ۱۳۷۷ ، ج ۹ ، شماره ۳۳۸۴ ↑

 

    1. – مصطفی محقق داماد ، قواعد فقه، بخش مدنی، تهران، میزان ، ۱۳۶۶ ، ص ۱۱۲ ↑

 

    1. – محمد جعفر لنگرودی، مبسوط در ترمینولوژی حقوق ، تهران ، ۱۳۷۲ ، ج ۳ ، چ اول ، شماره ۶۶۵۳ ↑

 

    1. – مهدی شهیدی، جزوه مسئولیت مدنی، دانشکده حقوق ، دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۷۶ ↑

 

    1. – روح الله مهمان نوازان، همان منبع، ص ۶۳ ↑

 

    1. – علی مهاجری، شرح جامعه قانون، اجرای احکام مدنی، تهران، فکرسازان، ج۲ ، ج ۵ ، ص ۲۶۲ ↑

 

    1. همان منبع ، ص ۵۰۳ ↑

 

    1. – همان منبع ، ص ۴۹۵ ↑

 

    1. – عبدالله شمس، آیین دادرسی مدنی، دوره پیشرفته، تهران،ج دوم، دراک ۱۳۸۷ ، ج ۱۴ ، ص ۴۶۶ ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:50:00 ق.ظ ]




همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که شیوع اختلالات رفتاری در خانواده های پر جمعیت و خانواده های کم درآمد و درآمد متوسط بیشتر از خانواده های کم جمعیت و خانواده هایی است که در آمد بالایی دارند (باقری زاده ، ۱۳۸۳ ).

 

توکلی زاده ( ۱۳۸۵ ) در بررسی همه گیرشناسی اختلالات رفتاری ایذایی و کمبود توجه در دانش آموزان شهر گناباد ، میزان شیوع اختلالات را ۱۷ % گزارش داد . در این میان اختلال بیش فعالی و کمبود توجه با ۹/۹ درصد بیشترین شیوع را داشت . بعد از آن اختلال سلوک با ۵/۶ درصد و سپس اختلال بی اعتنایی مقابله ای با ۵/۴ درصد قرار داشت . به طور کلی میزان شیوع اختلال در پسران بیشتر از دختران بود ( نسبت ۸/۱ به ۱ ). ابراهیمی ( ۱۳۸۲ ) در بررسی همه گیر شناسی اختلالات رفتار ایذایی و کمبود توجه در دانش آموزان دبستانی شهر اسفراین ، میزان شیوع اختلال را ۱۹ در صد گزارش کرد . در این میان اختلال بیش فعالی و کمبود توجه با ۶ درصد بالاترین شیوع را داشت . به طور کلی در این مطالعه اختلال در پسران بالاتر بود اما این تفاوت معنادار نبود . همچنین تفاوت معناداری در پایه تحصیلی نیز مشاهده نگردید ( توکلی زاده ، ۱۳۸۵ ).

 

در مطالعه ای که توسط رومزپور ( ۱۳۷۴ ) ‌در مورد اعتبار و پایایی و توزیع نمرات پرسشنامه راتر فرم معلم و بررسی شیوع اختلالات سلوکی و هیجانی در کودکان دبستانی اهواز انجام گرفت ، میزان شیوع اختلال ۳۱ درصد گزارش شد . در این مطالعه ا زبین جمعیت ۵۰۰ نفره، ۱۵۵ نفر ( ۳۱ ) از نظر پرسشنامه به طور کلی دارای اختلال بودند که ا زبین آن ها ۹۹ نفر ( ۸/۱۹ ) درصد اختلال سلوکی ، ۴۸ نفر ( ۶ % ) درصد دارای اختلال هیجانی و ۸ نفر ( ۶/۱ درصد ) نامشخص بوده اند . بیشترین میزان اختلال در کلاس‌های اول و پنجم مشاهده شد و سایر کلاسها از نظر وجود اختلال تقریبا وضعیتی مشابه داشتند . ازنظر نوع اختلال ، شیوع اختلال سلوکی بر اختلال هیجانی برتری داشت و میان پنج پایه تحصیلی دبستان ، پایه پنجم بیشترین میزان را در اختلال سلوکی به خود اختصاص داد ( رومزپور ، ۱۳۷۴).

 

فرشید نژاد ( ۱۳۸۰ ) در پژوهشی تحت عنوان همه گیر شناسی اختلالات رفتاری در دانش آموزان مدارس ابتدایی شهر اصفهان که بر روی ۱۱۷۰ دانش آموز دوره ابتدایی ( ۵۸۷ دختر و ۵۸۳ پسر )وبا استفاده از آزمون مایکل راتر ( فرم معلم ) و پرسشنامه ۴ – CSI ( فرم والدین ) انجام داد ‌به این نتایج دست یافت : میزان شیوع کلی اختلالات رفتاری نمونه مورد پژوهش در پرسشنامه راتر ۵/۱۵ درصد و در ۴ – CSI 8/29 درصد حاصل شد . این میزان ها به ترتیب جنسیت و در پرسشنامه راتر برای دختران ۶/۱۲ و پسران ۴/۱۸ درصد و در ۴ – CSI برای دختران ۶/۲۵ و پسران ۱/۳۴ درصد بود که اختلال میان دو جنس در هر دو پرسشنامه معنادار بود ( فرشید نژاد ، ۱۳۸۰ ).

 

۸ – ۲ ‹‹ پاره ای از تحقیقات انجام شده در ابطه با مشکلات رفتاری و پیشرفت ››

 

بسیاری از متخصصان بر این باورند که مشکلات رفتاری می‌تواند موجب افت تحصیلی گردد (برکوویتز [۱۲۵]، راتمن و افرون [۱۲۶]، ۱۹۵۳ ) شمار فراوان کودکان وامانده از تحصیل تا اندازه ای خود گواه بر این مدعاست ( به نقل از طوسی ، ۱۳۸۶ ).

 

البته برخی ا زدست اندکاران اولیه این زمینه ، نظریه کاملا مخالف ابراز داشته اند ، برای مثال فرنالد[۱۲۷] ( ۱۹۴۳ ، به نقل از طوسی ، ۱۳۶۹ ) در این باره اظهار می‌دارد که اقلیت بسیار کوچکی که وی با آن ها کار می ‌کرده‌است پیش از بروز مشکل تحصیلی به مسائل عاطفی دچار بوده اند . از جایی که کودکان مبتلا به مشکلات رفتاری برای همراه شدن با جریان اصلی آموزش و پرورش آماده شوند معلمین می‌توانند از برنامه ها و مواد کلاس‌های عادی بهره بگیرند . اما برای این کار به برنامه و تعدیل فراوان نیاز دارند که به طور کلی می توان گفت امکان پذیر است . به گفته برایان [۱۲۸] ( ۱۹۶۷ ، به نقل از طوسی ، ۱۳۸۶ ) برخی کودکان مبتلا به مشکلات رفتاری در کلاس های عادی به خوبی پذیرفته نمی شوند و احتمالا برای برقرار کردن رابطه با دیگران دشواری دارند . امکان دارد کودک مبتلا به مشکل رفتاری ا زاین که دیگران درباره وی چه می اندیشند ، تصور درستی نداشته و نیز فاقد مهارت لازم برای کنار آمدن با دیگر کودکان باشد (گرهات و وایشاهن [۱۲۹] ، ۱۹۷۶ ، طوسی ، ۱۳۸۶ )

 

توانایی معلم در اجرای ارزیابی غیر رسمی و تعدیل کارهایی که دانش آموزان باید انجام دهند مرز میان شکست و موفقیت را تعیین خواهد کرد . باز خورد و تقویت مثبت که به صورت منظم ارائه می شود نیز بسیار اهمیت خواهد داشت .

 

به منظور پیش‌بینی این وضعیت هرون [۱۳۰] ( ۱۹۷۸ ، به نقل از فیض ، ۱۳۷۵) روندی را معرفی می‌کند که پیشرفت کودک مبتلا به مشکل رفتاری را در محیطهایی با کمترین محدودیت زیر نظر می‌گیرد .

 

بسیاری از کودکانی که د رمدرسه قادر به یادگیری نیستند به واسطه عدم پیشرفت تحصیلی ، افسرده ، مضطرب ، نومید و برخی اوقات خشمگین می‌شوند ( والاس و کافمن [۱۳۱] ، ۱۹۷۸ ، به نقل از فیض، ۱۳۷۵) .

 

در این بخش به آن دسته ا زمسائل اجتماعی – عاطفی خواهیم پرداخت که اغلب اوقات با نا توانیهای یادگیری همراه است . از انجا که غالب اوقات مشکلات رفتاری خفیف با ناتوانیهای یادگیری پیوند دارد ، به اعتقاد ما داشتن برخی اطلاعات د راین زمینه برای متخصصان تعلیم و تربیت اهمیت دارد .

 

طبق اظهار ( مایرز و هامیل[۱۳۲] ، ۱۹۷۶ ) مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری در همه آن ها مشابه است برخی از این ناراحتیها که به نوعی در این کودکان مشاهده شده است ، عبارتند از : حواس پرتی شدید ، کمی توجه ، تحرک بیش از حد ، ارزیابی نادرست از خود ، گوشه گیری ، مسائل شخصیتی ، اضطراب و نداشتن رابطه قوی با دیگران . افزون بر ناراحتیهای یاد شده دوپانت و کافمن [۱۳۳] ، ( ۱۹۷۷ ، به نقل از طوسی ۱۳۸۶ ) ناراحتیهای دیگری را نیز بر می شمارند .

 

بسیاری از متخصصان بر این باورند که مشکلات رفتاری می‌تواند موجبات بروز برخی مسائل یادگیری را در کودکان فراهم آورد . شمار فراوان کودکان مبتلا به ناتوانیهای یادگیری که ناراحتی عاطفی دارند خود تا اندازه زیادی گواه بر این مدعاست ( برکوویتز و راتمن [۱۳۴] ، ۱۹۶۰ ، به نقل از طوسی ، ۱۳۸۶) .

 

برخی از دست اندرکاران اولیه این زمینه ، نظری کاملا مخالف داشته اند ، بدین معنی که معتقدند مشکلات رفتاری از مسائل کودک و یادگیری مایه می‌گیرد . برای مثال ( داربمن[۱۳۵] ، ۱۹۷۱ ، به نقل از طوسی ، ۱۳۸۶) در این باره اظهار می‌دارد که اقلیت بسیار کوچکی ا زکودکانی که وی با آن ها کار می ‌کرده‌است پیش از بروز مشکل یادگیری به مسائل عاطفی دچار بوده اند .

 

۳ – سبب شناسی اختلالات روانی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:21:00 ق.ظ ]




 

 

کیفیت درک شده

 

پیشبرد فروش

 

وفاداری به برند

 

روابط عمومی

 

ارزش ویژه برند

 

آگاهی از برند

 

بازاریابی مستقیم

 

 

 

تداعی برند

 

تبلیغات

 

فروش حضوری

 

مدل مفهومی تحقیق

 

منبع: (صداقت و همکاران[۱۰] ،۲۰۱۲)

 

متغیر های تحقیق

 

متغیر های مستقل

 

متغیر مستقل یک ویژگی و خصوصیت است که بعد از انتخاب توسط محقق در آن دخالت یا دستکاری می.شود و مقادیری را می پذیرد تا تاثیرش بر روی متغیر وابسته مشاهده شود.(خاکی،۱۳۷۹،ص۱۶۷)متغیرهای مستقل این تحقیق عبارت است از : اجزای آمیخته ترفیع می‌باشد و عبارتند از پیشبرد فروش ، روابط عمومی ،بازاریابی مستقیم ، تبلیغات و فروش حضوری

 

متغیرهای میانجی وابسته

 

متغیر های میانجی وابسته این تحقیق عبارت است از : کیفیت درک شده، وفاداری به برند و آگاهی از برند و تداعی با برند

 

متغیر های وابسته نهایی

 

متغیر وابسته نهایی ،متغیری است که هدف محقق تشریح یا پیش‌بینی تغییر پذیری در آن است به عبارت دیگر یک متغیر اصلی است که در قالب یک مسئله برای تحقیق مورد بررسی قرار می‌گیرد.با تجزیه وتحلیل متغیر وابسته، باشناسایی عوامل مؤثر بر آن، می توان پاسخ ها یا راه حل هایی را برای مسئله شناخت.(خاکی،۱۳۸۷،ص۱۶۶) در این تحقیق ارزش ویژه برند به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است.

 

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

 

در این تحقیق سه دسته متغیر وجود دارد . متغیرهای مستقل که اجزای آمیخته ترفیع می‌باشند و عبارتند از پیشبرد فروش ، روابط عمومی ،بازاریابی مستقیم ، تبلیغات و فروش حضوری ؛ اجزای ارزش ویژه برند که متغیر های میانجی وابسته هستند و عبارتند از کیفیت درک شده، وفاداری به برند و آگاهی از برند و تداعی با برندو ارزش ویژه برند که متغیر وابسته نهایی است.

 

آمیخته ترفیع[۱۱] : مجموعه ای از ابزار است که توسط یک کسب و کار مورد استفاده قرار می‌گیرد تا بتواند در جهت منافعی که محصولات و یا خدماتش به مشتریان می‌دهد ، ارتباطی مؤثر برقرار کند. پنج بعد اصلی آمیخته ترفیع عبارت است از پیشبرد فروش ، روابط عمومی ،بازاریابی مستقیم ، تبلیغات و فروش حضوری (گیلبرت[۱۲] ، ۲۰۰۸).

 

پیشبرد فروش[۱۳] : پیشبرد فروش شامل محرک های کوتاه مدت برای تشویق به خرید یا فروش محصول و خدمات سازمان است که دراصل، فعالیت‌های بازاریابی مختلف یک سازمان در ارتباط با مشتریان را دربرمیگیرد ( بلچ[۱۴] ، ۲۰۰۴).

 

تبلیغات[۱۵] : عبارت است از برقراری هر گونه ارتباط غیرشخصی با مخاطبان و انتقال پیام از طریق رسانه های مختلف، به منظور ترویج و ارائه ی محصول، خدمات یا ایده (باراسینگتون[۱۶] ، ۲۰۰۰).

 

روابط عمومی[۱۷] : قالبی از مدیریت ارتباطات می‌باشد که در جستجوی تاثیر گذاری بر روی تصویر یک سازمان ، خدمات و محصولاتش است . روابط عمومی اغلب بر روی ارتباط مثبت با ابعاد یک کسب و کار متمرکز است(فیسک[۱۸] ، ۱۹۸۰).

 

بازاریابی مستقیم[۱۹] : عبارت است از یک سیستم بازاریابی تعاملی که با بهره گرفتن از یک یا چند رسانه تبلیغاتی بر روی یک پاسخ قابل اندازه گیری و یا یک معامله در هر مکانی تاثیر می‌گذارد( کاتلر[۲۰] ، ۲۰۰۱) .

 

فروش حضوری[۲۱] : روند کمک و متقاعد کردن یک یا چند مشتری برای خرید کالا یا خدمات یا کار کردن بر روی هر ایده ای واسطه استفاده از یک معرفی شفاهی ( گیلبرت ، ۲۰۰۸ ).

 

کیفیت درک شده[۲۲] : کیفیت درک شده جزیی از ارزش ویژه برند و به عنوان قضاوت ذهنی مشتری نسبت به نحوه عملکرد یک محصول است. کیفیت درک شده نوعی نگرش است که با رضایت مصرف کننده در ارتباط بوده و از مقایسه انتظارات مشتری با درک عملکرد آن نشأت می‌گیرد و از طریق فراهم کردن دلیلی برای متقاعد کردن مشتریان به خرید و متمایز شدن از سایر برندها ، برای مشتریان ارزش می آورد(راولی[۲۳]، ۱۹۹۸).

 

وفاداری به برند[۲۴] : وفاداری به برند را میتوان به عنوان میزانی که مشتری نسبت به یک برند نگرش مثبت دارد، میزان پایبندی او به نام و نشان تجاری مذبور و قصد ادامه خرید در آینده تعریف کرد( بیرلی[۲۵] و همکاران ، ۲۰۰۴ ).

 

آگاهی از برند[۲۶] : آگاهی از برند را می توان توانایی مصرف کننده در شناسایی یا به خاطر آوردن یک برند در یک طبقه محصول مشخص تعریف کرد ( آکر[۲۷] ، ۱۹۹۱ ).

 

تداعی با برند[۲۸] : تداعی، یک ارزش و احساسی ‌در مورد برندها ایجاد می کند، که آن ها را از سایر برندها متمایز می کند. همچنین مصرف کننده یک نشانی از محصولی که خریداری می کند یا درخانواده خود مصرف می کند در حافظه خود ذخیره می کند که الزاماًً اسم آن محصول نیست و می‌تواند شامل شکل بسته بندی، طراحی یا عکس‌های خاص و یا هر چیز دیگر که می‌تواند در انسان تداعی شود( گیل[۲۹] ، ۲۰۰۷ )

 

ارزش ویژه برند[۳۰] : مفهوم ارزش ویژه برند غالباً به عنوان ارزشی که یک برند به محصول می‌دهد و به عنوان یک شاخص کلیدی تعیین وضعیت سلامت برندکه بازبینی مداوم آن به عنوان مرحله ای مهم در مدیریت مؤثر برند است، توصیف شده است( کلر ، ۲۰۰۱ ).

 

ادبیات تحقیق

 

 

 

مقدمه

 

در یک بازار پویا کوشش دستگاه های بازاریابی بیشتر متوجه تأثیرگذاری روی مصرف کنندگان و خریداران است تا ایجاد تقاضای جدید. وقتی یک محصول جدید به بازار عرضه می‌گردد، بازاریابی وارد عمل می شود و با بهره گرفتن از ابزارهای ترفیعی ، مصرف کننده را ترغیب به خرید محصول جدید می کند .

 

از سوی دیگر ارزش ویژه برند مزایای بسیاری برای شرکت ها و تولید کنندگان دارد، به عنوان مثال اگر برندی از ارزش ویژه بالایی برخوردار باشد در این صورت مصرف کننده هدف رفتار مثبتی نسبت به برند خواهد داشت که در نتیجه حاضر است قیمت بالایی برای محصول یا خدمت خود پرداخت کند، خرید خود را تکرار نماید، تبلیغات دهان به دهان برای محصول انجام دهد (کیم و هون[۳۱] ، ۲۰۱۰).

 

فروشگاه های خرده فروشی که پل اصلی بین تولید کننده و مصرف کننده می‌باشد(اسماعیل پور ۱۳۸۴، ص.۲۶۳) همسو با دیگر شرکت ها سعی در بالا بردن ارزش ویژه برند خود دارند و در این راستا از فعالیت های بازاریابی بویژه ابزارهای ترفیعی و ترویجی استفاده می‌کنند .

 

مفاهیم تحقیق

 

آمیخته ترفیع[۳۲] و ابعاد آن

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:27:00 ق.ظ ]




۲-۱-۲-۴-۱: تقدیم دادخواست توسط وکیل فاقد سمت

 

بدیهی است به دلیل جواز عقد وکالت، به‌محض استعفا توسط وکیل، وی سمت خود را از دست خواهد داد و دیگر هیچ اقدامی از طرف وی به عنوان وکیل قابل‌پذیرش نخواهد بود. ‌با این همه قانون‌گذار به منظور حمایت از حقوق دادرسی موکل، به‌رغم فقدان سمت وکیل مستعفی و اطلاع از استعفای وی، به طور استثنایی دادخواست شکایت تجدیدنظرخواهی و فرجام‌خواهی وکیل مستعفی را موردپذیرش قرار داده است.[۸۱]

 

در خصوص حکم استثنایی مذبور توجه به چند نکته شایسته است. برخی با انتقاد از حکم مذبور، مدعی شده‌اند که وکیلی که در زمان ابلاغ رأی اعلام استعفا می‌کند، قصد ادامه وکالت ندارد. ‌بنابرین‏ سخن گفتن از تقدیم دادخواست شکایت توسط وی بی‌معنی خواهد بود[۸۲].

 

در پاسخ باید گفت، هرچند وکیل مستعفی قصد ادامه وکالت در دعوی موردنظر را ندارد، لیکن ممکن است از سویی، برای حفظ حقوق دادرسی موکل حق شکایت نسبت به رأی و از سوی دیگر، برای پیش‌گیری از مسئولیت مدنی و انتظامی خود در اثر استعفای نابهنگام، انجام اقدامات حداقلی را لازم بداند و به‌رغم استعفا، اقدام به تقدیم دادخواست شکایت هرچند به صورت ناقص بنماید تا فرصت شکایت منقضی نگردد.

 

نکته دیگر در خصوص حکم قسمت اخیر ماده ۴۵ قانون آیین دادرسی مدنی این است که حکم مذبور استثنایی بوده، باید به‌قدر متقین آن بسنده نمود. ‌بنابرین‏ وکیل مستعفی فقط حق تقدیم دادخواست تجدیدنظرخواهی و دادخواست فرجام‌خواهی دارد. ‌بنابرین‏ از سویی، وی حق اقدامات بیشتری در این مرحله ها را ندارد. از سوی دیگر، وی حق تقدیم دادخواست اعاده دادرسی، اعتراض ثالث و امثال آن را نیز ندارد.

 

۲-۱-۲-۴-۲: تقدیم دادخواست ناقص توسط وکیل

 

پس‌ازاین که ماده ٧٩ قانون آیین دادرسی مدنی تقدیم دادخواست تجدیدنظر و فرجام از وکیل مستعفی را موردقبول قرارداد، به‌موجب قسمت انتهایی ماده مقررشده که اگر دادخواست ناقص باشد، مدیر دفتر دادگاه به موکل اخطار می‌کند که نقص آن را برطرف نماید.

 

برخی تصور نموده‌اند که حکم مذبور تأکید بر امری واضح است و تأکید قانون‌گذار در این خصوص، ضروری نیست[۸۳].

 

لیکن باید گفت حکم مذبور تکرار غیرضروری حکم ماده ۵۴ نیست. بلکه متضمن حکم جدیدی است. توضیح این‌که اصولاً وکیل دادگستری حق ندارد دادخواست را به نحوی تقدیم نماید که موجب اخطار رفع نقص گردد. در این خصوص بند ٧ ماده ۴۴ اصلاح آیین‌نامه اجرایی لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری مقرر می‌دارد: وکلا موظف‌اند به منظور جلوگیری از اطاله‌ی رسیدگی یا ارجاع پرونده به شعب خاصی دادخواست ناقص نداده، بی‌دلیل به ایرادات دادرسی متوسل نشوند. همچنین بند ١٧ ماده٧٧ آیین‌نامه مذبور در خصوص وکیلی که اقدام به تنظیم دادخواست ناقص می‌کند، مجازات انتظامی درجه ۴ کاهش حدود صلاحیت و تنزیل درجه را مقرر نموده است. در واقع قانون‌گذار از وکلای دادگستری توقع داشته که برای حفظ حقوق موکل خود، جلوگیری از اطاله دادرسی و نیز اجتناب از برخی اقدامات غیراخلاقی و دور از شأن وکالت، در تقدیم دادخواست دقت کافی نموده، به نحوی عمل نمایند که دادخواست تقدیمی ایشان با اخطار رفع نقص مواجه نشود. ‌با این همه در فرض خاص مذکور در ماده۴۵، وکیل دادگستری حق دارد دادخواست ناقص تقدیم دارد. بدیهی است از سویی، اقدام مذبور تخلف انتظامی نبوده و از سوی دیگر، حسب تصریح ماده۴۵، اخطار رفع نقص خطاب به خود موکل انجام خواهد شد.

 

۲-۱-۲-۵: اثر استعفا بر موکل

 

استعفای وکیل پس از ختم دادرسی از چند جهت نسبت به موکل دارای اثر خواهد بود. از سویی، باید دید در صورت ابلاغ رأی به وکیل مستعفی، مبدأ مهلت تجدیدنظر و یا فرجام برای موکل چه زمانی خواهد بود؟ از سوی دیگر، باید مسئولیت یا مسئولیت‌های احتمالی وکیل در برابر موکل را موردبررسی قرارداد.

 

۲-۱-۲-۵-۱: مبدأ مهلت شکایت از رأی

 

در صورت استعفای وکیل پس از ختم دادرسی، باید ‌به این سؤال پاسخ داد که مبدأ مهلت شکایت از رأی چه تاریخی است. برای پاسخ ‌به این سؤال، مقررات قانون آیین دادرسی مدنی جدید و قدیم دارای تفاوت است.

 

به‌موجب ماده ۶٧ قانون آیین دادرسی مدنی ١۳١٨، وکیلی که در وکالت‌نامه حق دادرسی در دادگاه بالاتر هم به او داده‌شده و مجاز برای دادرسی در دادگاه بالاتر باشد و یا حق تعیین وکیل مجاز برای دادرسی در دادگاه بالاتر داشته باشد، هرگاه پس از صدور رأی و یا در موقع ابلاغ استعفا کند و از رؤیت امتناع نماید، مؤثر در امر ابلاغ نیست و ابتدا، مدت پژوهش یا فرجام از روز ابلاغ به وکیل محسوب است همان گونه که ملاحظه می‌شود، بر اساس ماده مذبور، درهرحال مبدأ مهلت شکایت از رأی، تاریخ ابلاغ به وکیل مستعفی است حتی اگر موکل از این مسئله بی‌اطلاع بوده باشد. البته به‌موجب ماده مذبور، موکل حق مطالبه ضرر و زیان از وکیل موصوف را دارد.

 

برای ملاحظه رویکرد قانون آیین دادرسی مدنی کنونی نسبت به مسئله موردبررسی، توجه به ماده ۴۵ قانون و سیر تقنینی آن شایسته است. ماده مذبور در زمان تصویب با فراز و نشیب همراه بود. به‌موجب متن اولیه ماده ۴۵ که در جلسه ٢٧۵ دور پنجم مجلس شورای اسلامی مورخ ١۴/ ۲/ ۱۳۷۸ به تصویب رسید، وکیلی که در وکالت‌نامه حق اقدام یا حق تعیین وکیل مجاز در دادگاه تجدیدنظر و دیوان محالی کشور را داشته باشد، هرگاه پس از صدور رأی یا در موقع ابلاغ آن استعفا، و از رؤیت رأی امتناع نماید، مؤثر در امر ابلاغ نیست و ابتدای مدت تجدیدنظر و فرجام روز ابلاغ به وکیل یادشده محسوب خواهد شد و چنانچه از این حیث ضرر و زیانی به موکل وارد شود، وکیل مسئول خواهد بود. متن مذبور نیز همانند ماده ۶٧ قانون سابق، به صورت مطلق مبدأ شروع مهلت را تاریخ ابلاغ به وکیل مستعفی معرفی نموده بود و برای موکل ناآگاه از ابلاغ رأی امتیاز جداگانه‌ای قائل نبود و موکل زیان‌دیده صرفاً حق مطالبه خسارت از وکیل را دارا بود.

 

این مصوبه به دلیل تضییع حق تجدیدنظرخواهی و فرجام‌خواهی موکل، موردایراد شورای نگهبان قرار گرفت.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:34:00 ق.ظ ]