تعداد زیادی از تئوریسین‌های مدیریت دانش تکامل بحث مدیریت دانش را به عهده داشتند و توزیع نموده‌اند که در میان آنان برجستگانی همچون پیتر دراکه، پاول استرلوس و پیتر سنگه از آمریکا را می‌توان نام برد. دراکه و استرلوس من بیشتر در زمینه اهمیت ارتقا اطلاعات و دانش ساده به عنوان منابع سازمانی، و آقای سنگه با تمرکز بر روی سازمان‌های یاد گیرنده ابعاد فرهنگی مدیریت دانش را بوجود آورده‌اند.
تعداد دیگری از دانشمندان وابسته به نشریه تجارت هاروارد[۱] حقایق دیگری از مدیریت دانش را آشکار می‌کند. در حقیقت دانشمند معروف آقای لئونارد بارتون توانست موردکاری قابل توجهی را از شرکت استیل چاپارل ارائه دهد، شرکتی که راهبردهای موثری را در زمینه مدیریت دانش تا اواسط دهه ۱۹۷۰ مورد بررسی و تحقیقات مقاله شده و مستندات خود را با عناوین بهار زیبا از دانش و ساختن منابع نوآوری در مجله ذکر شده به چاپ رسانید.
در اواسط سال ۱۹۸۰ اهمیت دانش به عنوان دارایی رقابت در بین سازمانها مشهور گردید. و این در حالی بود که علم اقتصاد کلاسیک هنوز در رابطه با روشها و متدهای مدیریت آن دارای نقصان بود و هنوز برای برخی از سازمان‌ها، این غفلت وجود دارد.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
فناوری کامپیوتر باعث شده اطلاعات با سنگینی و فراوانی آغاز به کار کند که این امر تنوع قابل توجهی در محدوده کامپیوتر ایجاد می‌کند و بدین ترتیب این فناوری خود قسمتی از راه حل مورد نظر برای شکل‌گیری مدیریت دانش گردید. سیستم مدیریت دانش به عنوان یک وسیله پیش منظور که توسط راب اکسین و دان مک کداکن مطرح گردید.
نهایتا مثال برجسته طراحی وب در طول یک دهه به مسیر شکل‌گیری مدیریت دانش کمک نمود. در سال ۱۹۸۰ توسعه سیستم‌های مدیریت دانش بوجود آمدند که با استفاده کارهای انجام شده در زمینه هوش مصنوعی و سیستم‌های هوشمند باعث شدند تا مفاهیم تازه‌ای به عنوان دانش اکتسابی[۲]، مهندسی دانش[۳]، سیستم‌های بر پایه دانش[۴] و هستی شناسی بر پایه کامپیوتر به جهان عرضه شود.
در سال ۱۹۹۱ و برای اولین بار مطالبی درباره مدیریت دانش در مراکز انتشاراتی مشهور به چاپ رسید. شاید بتوان گفت که وسیع‌ترین کار تحقیقاتی در زمینه مدیریت دانش تا امروز در سال ۱۹۹۵ توسط آقایان کوجیه و نافوکا، هیروتاکاتاکی شی در سازمان خلق دانش بنام “چگونه شرکت‌های ژاپنی نوآوری و پویایی را به وجود می‌آورند؟” صورت پذیرفته است (عطافر، ۱۳۸۵).
دانش نخستین منبع راهبردی برای شرکت‌ها در قرن ۲۱ است. پژوهشگران و متخصصان تلاش می‌کنند دریابند، چگونه منابع دانش به صورت موثری گردآوری و مدیریت شود تا بتوان به عنوان مزیتی رقابتی از آن استفاده کرد. بنابراین قبل از اقدام به مبادرت بر اجرای طرح‌های مدیریت دانش، سازمان‌ها نیازمند ارزیابی زیر سیستم‌های سازمانی و منابع موجود خود هستند تا مهمترین و بهترین راهبرد مدیریت دانش را برای خود شناسایی کنند.
مدیریت دانش امر جدیدی نیست، تمدن‌های بشری از نسلی به نسل دیگر اقدام به نگهداری و انتقال دانش، برای درک گذشته و پیش بینی آینده، می‌نمودند. در محیط‌های تجاری پیچیده و پویای امروزی تشنگی برای دانش، روز به روز دامنه و عمق گسترده‌تری می یابد. دانشی که به شدت در حال تغییر و در بیرون از سازمان‌ها در حال انتشار است. فناوری اطلاعات و اینترنت نیز چالش‌های جدیدی را در خلق، نگهداری و مدیریت دانش به وجود آورده است.
در دهه‌ های ۸۰ و ۹۰ فلسفه ها، رویکردها و روش‌شناسی‌های بهبود تجارت به طور مداوم توسعه یافت. این توسعه و پیشرفت ناشی از ترکیب فعالیت‌های تجاری و نظریه های علمی در دهه‌ های اخیر است. مباحثی از قبیل یادگیری سازمانی، سازمان‌های یاد گیرنده، مدیریت کیفیت جامع، مهندسی مجدد، فرایند تجارت و … مثالهایی از این رویکردهای جدید می‌باشد. بررسی نوشته‌ها نشان می‌دهد که مباحث مربوط به اقتصاد، سرمایه فکری، رویکردهای مهندسی (نظامهای تولید صنعتی انعطاف پذیر)، رسانه‌های دانش، رایانه، مطالعات سازمانی (مردم شناسی و جامعه شناسی) معرفت شناسی (شامل یادگیری، شناخت موقعیتی و روانشناسی شناختی)، جنبه‌های مربوط به هوش مصنوعی، مباحث مربوط به منابع انسانی و….در این حوزه مطرح شده است (عباسی ، ۱۳۸۶).
برای بسیاری مدیریت دانش تنها به عنوان کلمه‌ای که دنیا را تکان داده است و به عنوان مفهومی زود گذر که به زودی از بین خواهد رفت شناخته شده است. با این حال، ارزش واقعی مدیریت دانش وقتی شروع شد و به سراسر بخش صنعت توسعه یافت مردم به توان آن آگاه شدند و برخی از بدبینی اولیه پایان یافت. با وجود این، هنوز هم به یک اجماع در مورد KM[5]1 به معنی خاص وجود ندارد. این را باید به عنوان شواهدی از غنای مفهوم و نه یک مشکل دید، آن را به عنوان تقویت پتانسیل و به عنوان یک عامل حمل و نقلی در داخل و در سراسر سازمان‌های کسب و کار دانست (Fateh, A et al,2009).
۲-۲-۲ انواع دانش
چهار نوع دانش مشخص شده است:
دانش نیروی انسانی: دانش که در مغز اعضای سازمان وجود دارد.
دانش مکانیزه: دانشی که حامل وظایف ویژه یکپارچه در سخت افزار ماشین است.
دانش مستند : که به شکل بایگانی، کتاب، سند، دفتر کل، دستورات و نمودارها، و… ذخیره می‌شود.
دانش خودکار (اتوماتیک): که به طور الکترونیکی ذخیره شده و به وسیله برنامه‌های رایانه‌ای که وظایف خاص را پشتیبانی می‌کند قابل دسترسی است.
از سوی دیگر دانش را به دو نوع ضمنی و صریح تصور می‌کنند. دانش ضمنی معمولا در قلمرو دانش شخصی، شناختی و تجربی قرار می‌گیرد. در حالیکه دانش صریح بیشتر به دانشی اطلاق می‌گردد که جنبه عینی‌تر، عقلانی‌تر و فنی‌تر دارد (داده‌ها، خط مشی‌ها، روش‌ها، نرم افزارها، اسناد و …).
دانش صریح به طور معمول هم به خوبی قابل ثبت و هم قابل دسترسی است. پولانی در تمایز گذاری میان دو نوع دانش می‌گوید که بیان کردن دانش ضمنی با واژه‌ها دشوار است. فن آوری اطلاعات به طور سنتی روی استفاده از دانش صریح متمرکز شده است. با این حال سازمان‌ها اکنون دریافته‌اند که برای انجام موثر کارهایشان نیازمند یکپارچه کردن هر دو نوع دانش هستند. از این رو در حال ایجاد روش‌های حاضر به منظور تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح هستند که می‌تواند تدوین شود و بنابراین دیگران می‌توانند آن را ثبت و ذخیره نمایند و اینست هدف مدیریت دانش، تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح و انتشار موثر آن، این مفهوم قدرتمند به ایجاد روشها، ابزارها و کاربردهای مدیریت دانش کمک کرده است (امانتی:۱۳۸۱).
داونپورت: دانش را مخلوطی از قاب تجربه، ارزشها، اطلاعات متنی و بینش متخصصان می‌داند که یک چارچوب برای ارزیابی و ترکیب تجربیات و اطلاعات جدید است.
دانش سرچشمه است و در ذهن افراد به کار می‌رود، در حالی که در سازمان می‌توان آن را در روال‌ها، پروسه‌ها، شیوه‌ها و هنجارها تعبیه شده است. سازمان‌ها را به طور فعال قادر می‌سازد عملکرد، حل مسئله، تصمیم‌گیری، یادگیری و آموزش با یکپارچه سازی ایده‌ها، تجربه، بینش و شهود، و مهارت، به ایجاد ارزش برای کارکنان، سازمان، مشتریان خود، و سهامداران مورد بررسی قرار دهد.
دانش را می‌توان به دو نوع عیان و نهان تقسیم کرد. خبرگان، موضوع خاص و همچنین مهارت‌های شناختی که شامل الگوهای اندیشه و مفاهیم، اعتقادات، موسسه و مدل‌های ذهنی، نگهداری دانش ضمنی است. دانش صریح منطقی است و شامل رویکردهای نظری، حل مشکل، راهنما، و پایگاه داده‌ها می‌باشد. مدیریت دانش نیز به عنوان یک اصل نظام‌مند، هدف گرا و استفاده از اقدامات لازم برای هدایت و کنترل دارایی‌های ملموس و غیرملموس دانش سازمان، با هدف استفاده از دانش موجود در داخل و خارج، سازمان‌ها را به ایجاد دانش جدید، و تولید ارزش، نوآوری و بهبود آن قادر می‌سازد (Jafari et al, 2007) .
۲ – ۲ - ۳ تعاریف
قبل از پرداختن به مفهوم مدیریت دانش ضرورت دارد که تعریفی از واژه «دانش» ارائه شود. طبق تعریف داون پورت و پراساک (۱۹۹۸): «دانش به معنای جریان پیچیده‌ای از تجربیات ساخت یافته، ارزشها، اطلاعات زمینه‌ای و بینش کارشناسی است که چارچوبی را برای ارزش‌یابی و تلفیق تجارب و اطلاعات جدید فراهم می‌کند که از تفکر افراد نشات می‌گیرد». در سازمانها‌، دانش را نه تنها در اسناد و منابع بلکه در کارهای روزمره سازمانی، فرایندها، عملکرد و هنجارهای سازمان می‌توان یافت. فرایند مدیریت دانش از ۴ بخش اصلی تشکیل شده است. در مرحله اول باید دانش موجود در سطح سازمان و منابع آن (اعم از دانش صریح و ضمنی نزد افراد، بانکهای اطلاعاتی، مستندات و….) مورد شناسایی واقع شده و سپس اخذ و کسب و به صورت مناسبی ذخیره شود. برای اینکه دانش با ارزش شده و به هم افزایی و زایش مجدد دانش منجر شود، باید دانش موجود نزد افراد به اشتراک گذاشته شده و تسهیم شود. پس از طی این مراحل اکنون باید از دانش کسب شده در جهت اهداف عالیه سازمان استفاده کرد، زیرا در غیر این صورت تمامی تلاشهای انجام گرفته، بی‌سرانجام خواهد ماند. خلق دانش شامل ورود اطلاعات جدید به سیستم و حاصل به اشتراک گذاری و تسهیم دانش نزد افراد است. قبل از اینکه بتوان دانش را کنترل و مدیریت کرد، باید آن را ایجاد و در یک سازمان به کار برد. فرایند خلق دانش مستلزم تعامل، مشارکت و درگیری افراد با تکنولوژی اطلاعات است (ادب، ۱۳۸۶).
در مجموع تعریف واحدی از مدیریت دانش بین صاحبنظران وجود ندارد. در زیر به یکی از این تعاریف اشاره می‌شود:
بیان مفهوم هر موضوعی در روشن شدن دامنه و عمق آن موضوع می‌تواند مفید و موثر باشد. در برخی از موارد بیان مفهوم بسیار دشوار است. به ویژه در مباحث مربوط به حوزه مدیریت، به دلیل ماهیت و طبیعت رشته بیان برخی مفاهیم از پیچیدگی خاصی برخوردار است. بر این اساس تعاریف زیادی از مدیریت دانش مطرح شده از جمله: “مدیریت دانش خلق، تفسیر، اشاعه و استفاده، حفاظت و نگهداری و پالایش دانش را در بر می‌گیرد". پیچیدگی این بحث ارتباط دانش با اطلاعات و فناوری اطلاعات نیست بلکه قرابت این مفهوم با مباحثی نظیر روانشناسی و تجارت دانش است (Demarest, M,2007) . مدیریت دانش فعالیتی است که تاکتیک‌ها و راهبردهای آن برای مدیریت سرمایه‌های انسان محور در نظر گرفته می‌شود. با نگاهی اجمالی به تعاریف مدیریت دانش می‌توان دریافت که مدیریت دانش با تئوری و عمل رابطه دارد (Demarest, M,2007) در اینجا این پرسش مطرح می‌گردد که علی رغم تعاریف متعدد، در واقع مدیریت دانش به چه مفهومی اشاره دارد؟ از طریق بررسی تعاریف گوناگون مدیریت دانش، می‌توان آن را به عنوان “فرایند خلق، انتشار و بکارگیری دانش به منظور دستیابی به اهداف سازمانی” تعریف نمود. در تعریفی دیگر، مدیریت دانش عبارتست از” فلسفه‌ای که شامل مجموعه‌ای از اصول، فرایندها، ساختارهای سازمانی و فن آوریهای بکار گرفته شده که افراد را به منظور تسهیم و بکارگیری دانش شان جهت مواجهه با اهداف آنها یاری می‌رساند ” بیان می‌گردد (Gottschalk, 2006).
با کویتز مدیریت دانش را چنین تعریف می کند: “فرایندی که از آن طریق سازمان به ایجاد سرمایه حاصل از فکر و اندیشه اعضاء و دارایی مبتنی بر دانش می‌پردازد". کلوپولوس و فراپائولو بیان می‌دارند که مدیریت دانش بر بکارگیری مجدد اعمال و تجارب گذشته از طریق تمرکز بر برنامه ریزی‌هایی به منظور تغییر چشم‌اندازها تاکید می کند.
مدیریت دانش دارای تعاریف متعددی بوده و به دلیل مفهوم چند بُعدی آن تعریف آن مشکل است .(Lee & Choi, 2003) می‌توان گفت با توجه به نوع نگاه صاحب نظران این تعاریف از یکدیگر متمایز می‌گردند. بعضی از این تعاریف بر فرایندهای مدیریت دانش متمرکز هستند و برخی بر اهداف آن توجه دارند.
باک ( ۲۰۰۱ ): برنامه مدیریتی که مجموعه‌ای از فرآیندهای دانشی نظیر کسب، خلق و تسهیم دانش را در سازمان مدیریت می‌کند.
اسکریم ( ۲۰۰۳ ): مدیریت دانش عبارت است از مدیریت سیستماتیک و آشکار دانش که با فرایندهای خلق، جمع آوری، سازماندهی، اشاعه و کاربرد دانش پیوند دارد.
گاندری و همکاران (۲۰۱۰): مدیریت دانش، یک فرایند یکپارچه و سیستماتیک در سطح سازمان است که شامل فعالیت اکتساب، خلق، ذخیره، توزیع و بکارگیری دانش به وسیله افراد و گروه ها برای رسیدن به اهداف سازمانی می‌باشد.
دانش شامل حقایق و باورها، مفاهیم و اندیشه‌ها، قضاوت‌ها و انتظارات، متدلوژی(روانشناسی) یا علم اصول و نحوه‌ی انجام فنون است (افرازه: ۱۳۸۴) .
مالهوترا تعریف خود از مدیریت دانش را این گونه ارائه می‌دهد :مدیریت دانش فرایندی است که به واسطه‌ی آن، سازمان‌ها در زمینه یادگیری (درونی کردن دانش)، کدگذاری دانش (بیرونی کردن دانش) و توزیع و انتقال دانش مهارتهایی را کسب می‌کنند Malhotra, Y2001)).
استیو هالس مدیریت دانش را فرایندی می‌داند که سازمان‌ها به واسطه‌ی آن توانایی تبدیل داده به اطلاعات و اطلاعات به دانش را پیدا کرده و همچنین قادر خواهند بود دانش کسب شده را به گونه‌ای مؤثر در تصمیم‌های خود به کار گیرند Hales, S. 2001)) .
کارل ویگ معتقد است که مدیریت دانش یعنی ایجاد فرایندهای لازم برای شناسایی و جذب داده، اطلاعات و دانش‌های مورد نیاز سازمان از محیط درونی و بیرونی و انتقال آنها به تصمیم‌ها و اقدامات سازمان و افراد Wiig, K. 2000)).
مدیریت دانش، فرایند خلق و تسهیم، انتقال و حفظ دانش به گونه‌ای است که بتوان آن را به شیوه‌ای اثربخش در سازمان به کار برد Hoffman, et al ,2005)).
مدیریت دانش دارای یک معنی بسیار پیچیده‌تر از شرایط و مدیریت و دانش به تنهایی است. موضوعات مختلف در زمینه‌های مختلف با دیدگاه‌های مختلف تحت مدیریت دانش مورد بحث قرار گرفته است. به طور خلاصه ما آنها را تقسیم به دو گروه - مسیر سخت و مسیر نرم می‌کنیم. نظریه‌های سخت مسیر، روش‌ها، و ابزار مربوط به هر دو تکنولوژی سخت (نرم افزار علم به اهداف صنعتی یا تجاری، مانند صنعتی R & D)[6] و یا تکنولوژی نرم (مربوط به نرم‌افزار، پایگاه داده، اطلاعات، اختراع ثبت شده، و یا حق چاپ، که معیارهای روشن هدف خود را در جوامع حرفه‌ای مربوطه). برای کسانی که در ارتباط با گروه سخت، مدیریت دانش سطح پیشرفته برای بحث در مورد تکنولوژی، R & D، یا محصول / خدمت نوآوری و توسعه استخراج از معادن داده‌ها یا کشف دانش از پایگاه داده، MIS[7]، IT[8] زیرساخت و یا پشتیبانی از نرم‌افزار، سیستم‌های خبره، تصمیم‌گیری و حمایت است سیستم‌ها، یا مخازن دانش در شرایط معمولی استفاده می‌شود. فن آوری‌های سخت و یا فناوری زیرساخت و حمایت از نرم افزار در مدیریت دانش موجود صریح و روشن است. فرض اساسی در این دیدگاه بر این باور است که دانش از اطلاعات می‌آید و داده‌ها از حوادث می‌آیند. ایجاد دانش مستلزم یک فرایند تولید بینش از طریق استخراج اطلاعات از داده‌ها است. بنابراین، آن را به عنوان یک ابزار توانمند برای تبدیل دانش به کالاهای صنعتی سود آور عمل می‌کند. سرمایه‌گذاران مالی، یک شرکت فناوری اطلاعات سرمایه گذاری و دارایی‌های سازمانی مرتبط به عنوان دارایی‌های نامشهود که باعث افزایش طولانی مدت تولید و سود می‌شود (Gao et al, 2008).
امروزه کامیابی سازمانها در عرصه اقتصادی، از قابلیت آنها در کسب، رمزگذاری و انتقال دانش به شیوه‌ای کاراتر از رقبا سرچشمه می‌گیرد .
مدیریت دانش در برگیرنده رفتارهای انسانی، نگرشها و قابلیت‌های انسانی، فلسفه‌های کسب و کار، الگوها، عملیات‌، رویه‌ها و فناوریهای پیچیده است. (Wiig , 2002) در تعریف دیگری مدیریت دانش ایجاد، نوسازی و به کارگیری آگاهانه، صریح و سیستماتیک دانش برای حداکثرکردن اثربخشی و بازدهی داراییهای دانشی سازمان تعریف شده است (واعظی:۱۳۸۵).
تبدیل داده به اطلاعات و سپس به دانش، محور اصلی مدیریت دانش است (افرازه ۱۳۸۴؛ آدرین۱۳۸۰) و با این فرضیه اساسی آغاز می‌شود که گردآوری داده تحت تأثیر ارزش‌های اصلی سازمان (واحد یا تیم) قرار دارد و داده‌ها از طریق برخی فرایندهای تعامل انسانی و فناوری اطلاعات به عنوان اطلاعات معنا می‌یابند. سپس از طریق فرایندهای موجود در زمینه (محیط)، تجمع داده‌ها، معنا دادن (به اطلاعات)، ترکیب، تفکر و تأمل، به دانش مرتبط با تصمیم گیری در سازمان تبدیل می‌شود.
تعریف ساده از مدیریت دانش عبارت است از: برانگیختن افراد به تسهیم دانش خود با دیگران (زعفرانیان، ۱۳۸۷) تعریف جامع و قابل قبول‌تری از مدیریت دانش توسط پت ریش ارائه شده است که عبارت است از: مدیریت دانش، کسب دانش درست، برای افراد مناسب، در زمان صحیح و مکان مناسب است، به گونه‌ای که آنان بتوانند برای دست یابی به اهداف سازمان، بهترین استفاده را از دانش ببرند (مرکز کیفیت و بهره وری آمریکا، ۱۹۹۶).
در تعریفی دیگر، مدیریت دانش را آگاهی از دانش موجود در سازمان، خلق، تسهیم و انتقال دانش، استفاده از دانش موجود، کسب دانش جدید و ذخیره و انباشت آن تعریف می‌کنند که این اقدامات در فرایند یادگیری سازمانی و با توجه به فرهنگ و استراتژی سازمان‌ها صورت می‌گیرد (Hanisch et al, 2009).
خلق دانش به معنای فراهم کردن قابلیتی در کل سازمان است که به کمک آن بتوان دانش جدیدی ایجاد و سپس آن را در سرتاسر سازمان پخش کرد (Nonaka & Takeuchi, 1995).
توجه پشت سر هم به مدیریت دانش (KM) در دانشگاهها طی چند سال گذشته، و افزایش اهمیت دارایی‌های دانش در بازارهای رقابتی امروز به عنوان دامنه بسیار مهم برای محققان دانشگاهی است. افزایش شدید در تعداد نشریات در حوزه KM است و تعداد زیادی از طرح‌های عملی در زمینه KM و ایجاد کرده‌اند. واضح است، که امروزه در عصر دانش، سرمایه فکری و دارایی‌های نامشهود نقش عمده‌ای در حفظ مزیت رقابتی دارند.
اگر چه این بحث با توجه به زمینه توسعه داده است وجود دارد، آن را فراتر از اختلاف این است که مدیریت دانش است که هنوز در مراحل ابتدایی خود به تحول چشمگیر بر اساس سهم از انواع زیادی از رشته‌ها مانند اقتصاد، مدیریت، منابع انسانی، فناوری اطلاعات، فلسفه، روانشناسی و جامعه شناسی برخی استدلال می‌کنند که در این حوزه ادبیات رنج می برد از مفاهیم مبهم و گسترده است و از تعریف بد مفاهیم دیگران اضافه کردن که است هیچ موضع روشنی در مورد قانون مشخص و ضروری در این زمینه که از مناطق دیگر مربوط به مانند مدیریت تکنولوژی متفاوت می‌کند چیست، و مدیریت سازمانهای یادگیرنده وجود دارد و یا سرمایه‌های فکری است در نتیجه، ما در حال حاضر صورت بسیار گسترده است و ناهمگن واصل که به نظر می‌رسد هر جا گزیننده از تعاریف متفاوت و متناقض، مفاهیم، ​​مدل‌ها، روش‌ها و چارچوب‌های است علاوه بر این، ادعای آزمایشی از دانشمندان مختلف در حوزه مدیریت دانش، شهادت می‌دهد که تعداد زیادی از شکاف‌ها در این ادبیات است که تا‌کنون کشف نشده‌اند وجود دارد. بنابراین، بررسی سیستماتیک، مفهومی غنی و جامع دراین زمینه ضروری به نظر می‌رسد که به توسعه بیشتر به عنوان یک رشته مدیریت تاسیس شده است (Rezazade at all 2009).
دانش می‌تواند هم یه صورت نهان و هم آشکار و یا هر دو موجود باشد که این دو نوع متفاوت است که آیا این دانش هنوز مدون است. دانش همچنین می‌تواند توسط کارگران دانش انجام شد، جاسازی شده در محصولات و یا اسناد، و می‌تواند در سطوح مختلف تجزیه و تحلیل (از فردی به درون سازمانی) در بر داشت. فرآیندهای که در مدیریت دانش جاسازی شده اجازه می‌دهد سازمان‌ها برای رسیدن به اهداف خود آنها را مورد بررسی قرار دهند. در زیر به لیستی از فعالیت‌های مدیریت دانش اولیه که از ادبیات موجود بیرون آمدن است اشاره می‌شود:
ارزیابی دانش: شامل ارزیابی نیازهای در حال توسعه استراتژی دانش و استراتژی مدیریت دانش، و شناسایی منابع و مکانیسم‌های دیگر از فعالیت‌های پی در پی است
کسب دانش/ جذب: آیا تلاش در راستای دستیابی به دانش موجود که در خارج از شرکت می‌باشد مهم هستند.
ایجاد دانش/ پردازش/ توسعه/ تحول: تولید دانش جدید است که هر دو در خارج از شرکت است در دسترس نیست، و یا کارآمد قابل دسترسی است
ذخیره دانش/ بازیابی: تدوین دانش در اشکال مختلف با ابزار و تکنیک‌های فن آوری‌های مختلف نرم افزار آن را با دوام‌تر و موثرتر قابل استفاده مجدد می‌کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...